
علی اشرف فتحی: اگر مشتری جلسات مذهبی باشید حتما دیده اید که خانم ها علاقه بیشتری به حضور در اینگونه برنامه ها از خود نشان می دهند. این قضیه در همه شهرهای بزرگ، شهرستان ها و حتی روستاها صادق است. شاید در نگاه اولیه اینگونه تحلیل کرده اید که آقایان معمولا شاغلند و خانم ها فراغ بال و وقت آزادتری دارند. اگر خیلی آدم بدبینی باشید می گویید که خانم ها خرافاتی ترند و اگر هم بخواهید خیلی باکلاس و امروزی حرف بزنید می گویید که خانم ها به امور ماورایی اعتقاد بیشتری دارند. تاکنون من ندیده ام که به این پدیده، توجه علمی خاصی شود. شاید آنقدر عادی شده که نیازی نمی بینیم نگاه علمی به آن داشته باشیم. البته در فعالیت های مذهبی مردانه تری مثل سینه زنی، مردان بیشتر از زنان فعالند و این طبیعی است. ولی شرکت زنان در فعالیت هایی چون دعا و مناجات و سفره های نذری، معمولا خیلی بیشتر از مردان بوده است. آیا اینها بدین معناست که زنان معنوی تر از مردان هستند؟
البته شاید این پرسش درباره زنانی که چندان علقه ای با عوالم سنتی ندارند یا نداشته اند چندان صدق نکند. به ویژه زنانی که همچون مردان و یا حتی بیشتر از آنان شاغلند شاید کمتر مشمول این پدیده باشند. اما اگر به این باور برسیم که زنان معنوی تر از مردان هستند، آنها هم باید داخل شمول این پدیده شوند. آنچه که پیداست این است که زنان کمتر از مردان گرفتار روزمرگی های زندگی می شوند. آنها به هر دلیلی، به فطرت اولیه خود وفادارتر می مانند. دلیل این امر می تواند خاصیت تأثیرپذیری زنان و یا غلبه احساسات و عواطف آنان بر مردان باشد. اما هر چه که هست نمی شود انعطاف بیشتر آنها در برابر مؤلفه های اثرگذار ماورایی را منکر شد.
خو گرفتن مردان به کارهای خشن و سخت، روحیه آنها را اثرگذار کرده تا اثرپذیر. گفتن نمی خواهد که در اینجا مراد، اثرگذاری و اثرپذیری به معنی مطلق کلمه است و با مثبت یا منفی بودن اثر ارتباطی ندارد. از همین روست که بسیاری از عواطف و حالات زنانه و دخترانه گاه برای مردان مضحک و بی معنی به نظر می آید. و برای همین است که خیلی از مردان، حضور فعال جماعت نسوان در آیین های مذهبی را به بیکاری و خرافاتی بودن آنها نسبت می دهند. اما اینها همه حقیقت نیست.
معناگرایی زنان هم به ذاتیات آنها پیوند می خورد و هم به عرضیاتی که لازمه زندگی در جوامع انسانی بوده است. شاید به همین دلیل است که خانم های مذهبی در جامعه ما مثلا از دعای ندبه و زیارت آل یاسین که به مصلح موعود مرتبط است بیشتر استقبال می کنند تا زیارت عاشورا. البته این ادعایی است که نیاز به بررسی جدی دارد و در حد یک فرضیه و ادعای ناشی از مشاهدات و تجربه های شخصی است و به مثابه استقرای ناقص تلقی باید شود. ولی تا جایی که دیده ام زیارت عاشورا بیشتر از سوی مردان مورد اقبال قرار گرفته و حضور خانم ها در دعای ندبه یا زیارت آل یاسین مشهودتر بوده است. شب های قدر و سفره های نذری نیز چون به امیدواری به آینده و تلاش برای بهبود وضعیت کنونی ارتباط دارد مشتری های مؤنث را بیشتر جذب می کند. اینها را در کنار رواج گسترده فال بینی و طالع نگری در میان زنان غیرمذهبی جامعه بگذارید تا به نتیجه بهتر و جامع تری برسید.
همین آینده نگری و توجه به ماورای ماده برای بهبود وضعیت کنونی در کنار علاقه به موعود و مصلح کل، ارتباط وثیقی با ذاتیات و عرضیات زنان دارد و زمینه ها و شاید ابعاد معناگرایی آنها را شرح می دهد. نمی شود با گفتن اینکه «زن ها بیکارتر از مردان هستند» خیال خودمان را راحت کنیم. فعالیت هفتگی هیأت های سینه زنی مردانه بهترین شاهد برای نقض این فرضیه است که فراغت بال زنان آنها را معنوی تر از مردان کرده است.
آنچه که مسلم است تفاوت فاحش و ملموسی است که میان معناگرایی زنان با مردان وجود دارد. این تفاوت هم در کمیت است و هم در کیفیت. اما دختران معنوی ترند چرا که به وضوح می بینیم و دیده ایم که با همه محدودیت هایی که سنت های رایج برای آنها دست و پا کرده، چگونه با انگیزه و انرژی، حتی تا پاسی از شب در محافل مذهبی حاضر می شوند و به این نیز اکتفا نکرده و خود نیز مستقل از مردان به برپایی چنین گردهم آیی هایی مبادرت می کنند. «معنویت دخترانه» حقیقتی است که بدون شناخت آن، دم زدن از شناخت زن و حتی شناخت انسان، ادعایی گزاف بیش نیست.
همین نوشته در چارقد
نوشته قبلی من برای چارقد