آیت الله ها در قم چه سوار می شوند؟
سید مرتضی ابطحی: دیروز عصری رفتم درس آیت الله هاشمی شاهرودی. موضوع درس یک بحث مقدماتی بود درباره تاریخچه علم اصول فقه. آقای شاهرودی که تا همین چند ماه پیش رییس قوه قضاییه بود روزهای شنبه تا سه شنبه در قم بحث خارج اصول دارن. ایشون از شاگردان نزدیک شهید صدر هستن و شهید صدر هم یکی از اساتیدصاحب نام در علم اصول فقه.
حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر شاگرد حاضر بودند. محل کلاس هم مسجد محمدیه هست. مسجد محمدیه الان در گوشه سمت چپ شبستان امام خمینی حرم حضرت معصومه قرار داره. چون در حالت عادی مسجد جزء شبستان هست، برای کلاس اطراف محدوده مسجد رو با پارتیشن جدا کرده بودند. از در حرم که می خواستی بری داخل دو تا پرشیای مشکی با یک بنز راهنمایی و رانندگی و چند نفر محافظ رو دم در می دیدی که مربوط به آیت الله شاهرودی بود. چند نفر محافظ دم در ایستاده بودند و چند نفر هم در راهروی مسجد.
اما برخلاف آیت الله شاهرودی بیشتر علمای قم از پیکان برای رفت و آمد استفاده می کنند.
مثلا آیت الله شبیری زنجانی یا پیاده میاد سر درس و یا گاهی وقت ها به خاطر کهولت سن از ماشین استفاده می کنن. اونم یک پیکان بدون محافظ. عقب هم معمولا پسرشون می شینن. که البته تا دفترشون راهی نیست.
آیت الله وحید خراسانی هم با یک پیکان میان درس. معمولا با دو پسرشون میان.
آیت الله جوادی و آیت الله نوری همدانی هم پیکان سوار هستند و معمولا دو محافظ دارند.
ماشین آیت الله مکارم شیرازی سمند هست، با دو محافظ.
آیت الله یزدی هم سال ۷۸ یعنی پس از ریاست قوه قضاییه که به قم آمدند، با پیکان به مسجد اعظم می آمدند.
آیت الله محقق داماد هم یک پیکان دارند که فکر کنم مدل ۶۰ باشه. (قابل توجه اینکه غیر از پیکان ایشون، همه پیکان های نام برده در این نوشته رنگ سفید و مدل بالا هست. ولی این پیکان منحصر به فرد رنگ نارنجی داره.)آقای محقق محافظ ندارن و فقط سرایدار دفتر ایشون رو می بره و میاره.
سید حسن آقا خمینی هم با ۲ تا پیکان سفید رنگ و معمولا ۳ یا ۴ محافظ میومدن سر درس. البته ایشون امسال با اینکه اسمشون توی لیست استادان هست، هنوز که هنوزه سر کلاس نیومدن.
از اساتید که بگذریم، روحانیون درجه بعدی بیشتر ماشین های ایرانی سوار می شن. عده ای که معتقد به ماشین داشتن نیستند. عده ای پژو ۴۰۵ و البته بعضیا ۲۰۶ خیلیا مثل بقیه مردم پراید سوار می شن و البته پیکان. پژو ۵۰۴ هم که معروف هست به پژوی آخوندی! هنوز توی قم دیده می شه
البته خیال نکنید قانون ماشین سواری برای همه روحانیونه. هنوز هم عمامه به سر های موتور سوار توی قم هستند و این مسأله اصلا حساسیت برانگیز نیست.
——
این نوشته در:

مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۲ ب.ظ
سلام
خوش به حال ایران خودرو با این تبلیغات.من نمی دونم چرا هی می گفتن پیکان بده.شاید می خواستن دست زیاد نشه
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ب.ظ
ی عکس از دم در مرسه معصومیه بزار من که هروقت از اونجا رد میشم متعجب به موتورها و دوچرخه های خاک گرفته ی توی پارکینگش نگاه میکنم.نه اینکه اونجا آخوند دولتی پرورش میدن دیگه موتور و دوچرخه واسش مهم نیست میرن یکراست توی بنز میشینن!
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۶ ب.ظ
بخش مربوط به غیبت سیدحسن ، در پست “سلام مدرسه” ، خبری شده و از سوی سایت پارسینه با عنوان اختصاصی کار شده است.
http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=11070
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۱ ب.ظ
سلام
نگفتید ماشین آیت ا.. شاهرودی چیه؟؟؟
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۸ ب.ظ
کامنت چقد تو وبلاگ شما خوبه
کلی بازدیداتونو می بره بالا
مخصوصاً اگه اولین هم باشه
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۹ ب.ظ
پس سمند و شکر یه رابطه ای با هم دارند
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۹ ب.ظ
آق مرتضی و علی آقا من یه سوال داشتم :
قبلا علی آقا اشاره کرده بود حضرات آیات وحید منتظری و سیستانی در مراجع فعلی اعلم هستن. چند روز پیش یه طلبه ای که سطح تموم کرده که درس خارج آقای مکارم می رفت اومده بود تهران من این مساله رو مطرح کردم جواب داد که آقای سیستانی و وحید اعلمن(با وجود اینکه شاگرد آقای مکارم بود) وقتی پرسیدم آقای منتطری چی؟ گفت در دوره ای مطرح بود ولی بعد از چند فتوای خلاف اجماع(مثل جایز بودن دست دادن با اجنبیه در شرایطی) و موارد دیگر از نظر علمی جایگاهشو از دست داد. امروزه هم اصلا مطرح نیست و درس خارجی هم نداره و اکثرا طلاب افغانی و پاکستانی که مشکل مالی دارن بهش مراجعه میکنن و در فضای حوزه کاملا منزوی شده و دیگه از نظر علمی مطرح نیست؟ این حرف درسته؟ و کلا یه توضیح در مورد وضعیت فعلی ایشون بدین.
وقتی اون طلبه صحبت میکرد یه سوال برام پیش اومد بهش گفتم شما از کجا به اعلمیت آقای سیستانی پی بردین. ایشون که ۳۰ ساله ارتباط علمی با ایران نداشته. زمان صدام که کلا نجف از قم منقطع بوده و الان هم که بدلائل امنیتی درسی نمیده. چطوری به اعلمیت ایشون پی بردین. جواب داد که در حوزه اینجور مطرحه و کلا دلیل قانع کننده ای نداشت که چه جور این نظر براش پیدا شده. حالا همین سوالو از شما می پرسم. شما چطور به اعلمیت ایشون پی بردین.
لطفا یکدومتون جواب بده
[پاسخ]
سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ ق.ظ:
درمورد بحث اعلمیت به طور کلی-نه در مورد شخص آیت الله سیستانی یا دیگر مراجع عظام- باید بگم:
فهم اعلمیت از چندین راه ممکن است و کسانی که در یک علم تبحر پیدا می کنند براساس مبانی فکری خودشان می توانند تشخیص این مسئله را بدهند.
این مسئله هم لزوما ربطی به ارتباط مکانی ندارد. در دنیای جدید، ارتباطات خیلی وسیع و آسان است و فهم نظرات افراد کار سختی نیست.
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۵ ب.ظ
قنبیت از اسمت بوی گندت میاید
دروغ گفتن و تشویش اذهان کردن گناه بخشودنی نیست
ای لامسلمان چرا با ایمان مردم بازی میکنی بخاطر دروغ
منم قمی هستم هر روز بلوار امین و خیابان جمهوری را طی میکنم
ماشین پژو و سمند و پرشیا دیدم ولی بخدا بنز ندیدم که مسئولین ومدرسین و محصلین مدرسه معصومیه سوار شوند.
این سایت خوانندگان غیرقمی زیاد دارد و با دروغهای شما اگر باورشان شود دردرگاه خدا چی داری که بگوی؟
آقای فتحی و مسئولین سایت این مکان ومحل تهمت زدن و انحراف ذهن مسلمین شده یا محل رشد فکری؟!!!!
بنظر من شما از قصد تیترهایی میزنید برای تخریب روحانیت و مراجع
انشاءالله خدا مکرتان را بخودتان برگرداند.
[پاسخ]
خودم پاسخ در تاريخ مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۳ ب.ظ:
برادر عباسعلی
نوشته اند بنز ماشین پلیس بوده است نه ماشین آقای شاهرودی
برای توضیح عرض میشه که اغلب ماشین های پلیس بنز هستند و سر کوچه هم که دعوا بشه یه بنز پلیس میاد و شما لطفا قبول بفرمائید که کسی نگفته ایشون بنز سوار شدن.
آی کیو وقتی در حد ۱۴ باشه جمله واضح را می خونی نمی گیری…شما کمی گردو و ماهی بخور برای فسفر. آب هم زیاد بنوش نورون های مغزی کار کنن.
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۲ ب.ظ
این درسته که آیت الله منتظری سرطان پروستات داره و دیگه روزهای آخرعمر شریفشون رو طی می کنند؟ فکرمیکنم باازدست دادن ایشون حوزه بارکود شدیدی روبرو میشه.چون ایشون جانشین درخوری ندارند.نظرشماچیه؟
راستی ماشین ایشون چیه؟!!!!!
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۸م, ۱۳۸۸ ۸:۰۰ ب.ظ:
خیر ایشون سرطان ندارن
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۶ ب.ظ
باسلام مجدد
لازم دانستم این کامنت رابگذارم که فرمایش حضرت آیت الله مکارم شیرازی در همین امروز بوده
آیت الله مکارم شیرازی در ادامه به برخی اختلافهای سیاسی در داخل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: متاسفانه در کشور خودمان شاهد هستیم که برخی با شایعه پراکنی و دروغهای بی اساس در سایتهای اینترنتی به اختلافهای سیاسی دامن می زنند و هرگز به مبانی اسلامی توجهی نمی کنند.
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۳ ب.ظ
سلام عمو مرتضی.
شما واقعا محشرید.خیلی خوشحالم که این مسائل رو پوشش میدین.پدر و مادر من هم اوایل ازدواج-حدود سال۶۶-چند سالی در قم زندگی کردند و هنوز هم از خاکی و بی ادعا بودن روحانیون قم می گن.یک نمونه که پدرم همیشه به محض دیدن تصویر آقای صانعی میگن اینه که اگه یه سوال از ایشان میپرسیدی تا مساله رو براتون جا نمی انداختن نمیرفتن…..
راستی نزدیکی آقای شاهرودی با شهید محمد باقر صدر گفتین،دیدم بیراه نیست از همه تقاضا کنم برای سلامتی و آزادی امام موسی صدر تلاش کنند!
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۶ ب.ظ
زاستی بالاخره سعید حجاریان آزاد شد.ان شاءالله همه ی زندانیان عقیده از امام موسی صدر،تا زیدآبادی و مومنی و نبوی و تاجزاده و…آزاد شوند.
اللهم فک کل اسیر.
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۱ ب.ظ
آقای ابطحی با دیدن این مطلبتون یاد فیلم زیر نور ماه افتادم که اون طلبه جوان استادش رو بدون لباس روحانیت توی مترو میبینه و استادش میگه یه روز ۳ساعت زیر بارون بودم هیچکس مارو سوار نکرد بچه ام ازم پرسید بابا چرا هیچکس مارو سوار نمیکنه؟همین موقع یک نفر ازم پرسید حاج آقا به شما بنز نرسیده؟؟اطلاع رسانی خوبی بود چون خیلی ها حتی خودم فکر میکردم روحانیون به کمتر از مرسدس و آئودی یا ب.ام.و رضایت نمیدن.بگذریم از اینکه آخوند مرسدس سوار هم خیلی داریم
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۳ ب.ظ
سخن نخست:
وقتی اظهارات اشخاصی چون آقای”عباسعلی” رو می خونم، “اعجابی فراگیر” تمام وجود تمام وجودم رو فرامیگیره.(البته منظوم بیشتر معطوف به کامنت اوله ایشونه)
در اینکه تشویش اذهان و دروغ گویی امری مذمومه حرفی نیست اما استنتاج ایشون عجیبه!
هذا مسئله عجیب غریب
به نتیجه گیری نهاییه ایشون دقت کنید”آقای فتحی و مسئولین سایت این مکان ،محل تهمت زدن و انحراف ذهن مسلمین شده یا محل رشد فکری؟!!!!”
چنین افرادی به دنبال چه هستند؟افرادی این چنینی با چنین رویکردهای انحصار گرایانه ای آیا اگر زمانی توانایی داشته باشند به شخصی ترین حریم ها نفوذ نمی کنند؟
البته من هیچ اصطکاکی با شخصِ این دوست عزیز ندارم،بلکه آنچه مهم است اینکه این گونه دیدگاهها از مسائل مبتلا به جامعه ی ماست.
گمان می کنید چرا به انسداد فکری و سیاسی رسیده ایم؟
گمان می کنید چرا استبداد(چه دینی ،چه غیر دینی) هیچ گاه سایه سارش از سر ما کوتاه نمی شود؟
این مبانی چنین نتایجی دارد.
در چنین موقعیتی سخن گفتن از “کرسی های نظریه پردازی”، “جنبش نرم افزاری علوم” و … بیشتر شبیه به یک طنز است تا واقعیت!
غلبه ی چنین تفکری آفت همیشگیه این ۳۰ سال بوده.(البته قبل از آن هم این انسداد ناشی از تنگ نظری حاکمان وقت بوده)
……………………………………………………………………………
سخن دیگر:
آیا اعلم بودن یک مرجع منوط به اجماع دیگر فقهاست؟
گمان نمی کنم کسی منکر این شود که پس از سال ۶۸ “اراده ای همیشگی”در پی تحدید و حذف آیت الله منتظری بوده.
زوال اعلمیت ایشان را باید در تغییر دید و نظر ایشان رصد کرد؟آیا اگر ایشان همچنان حامل دیدگاههای حاکمیت بودند چنین مستحق “رفع اعلمیت” می شدند؟
قصد توهین به دوستان حوزه دوست رو ندارم(چون اصلا اهل فحش دادن و توهین کردن نیستم) ولی حوزه در تمام این سالها از “پایگاه ولایت دینی” دست در آتش سیاست انداخته و به زعم بنده در این آزمون نمره ی قبولی نگرفته و تنها تئوری آنها “دفاع از نظام اسلامی” بوده.
چطور می شود برخی دوستان یک مرتبه از رتبه ی “حجت الاسلامی” نه “آیت الله” که “مرجع مسلم” می شوند و بعد هم بر صدر می نشینند و اعلمیتشان هم هیچ زاویه ای پیدا نمی کند؟اما این “فقیه عالیقدر” به علت “فتاوی خارج اجماع” از اعلمیت خارج می شوند!
هر انسانی که در ایران آموزش میبینه از کودکی به این گزاره برخورد خواهد کرد که اصلی ترین شرط مرجعیت”عدالت” است.
فکر میکنم حوزه در جریان “حبس” و “حصر” فقیه عالیقدر امتحان خود را پس داد.
جز عده ی قلیلی کدام یک از “فقهای اعلم” در برابر این ظلم عیان،چهره بر افروختند و یا گره ای به ابرو انداختند؟
قصد بسیط و ساده کردن صورت مسئله را ندارم(چرا که سابقه ی همچین بسیط و ساده اظهار نظر کردن را چندی پیش از “امیر حسین ثابتی”دیدیم؛در جریان دیالوگی که بین او و آقای فتحی در گرفت)،اما گمان میکنم این مصداق،بسیار بّین و تعیین کننده است برای تصمیم گیری.
قضیه واضح تر از این حرفهاست که بخواهیم با “پیچش های توی در تویِ فقهی” به توجیه آن بپردازیم.
(امیدوارم برخی از دوستان ذیصلاح، به نقد ی که به “رفتار بی مسئولانه ی قاطبه ی حوزویان در برخورد با آیت الله منتظری” داشتم پاسخ دهند و بازی را به سکوت و نادیده گرفتن برگزار نکنند؛اگر چه شاید به اصل مطلبه آقای ابطحی ربطی نداشته باشد.البته گمان می کنم پاسخ دادن به این سوال واجبتر از پاسخگویی به “استفتائات”برخی دوستان از این دو طلبه ی گرانقدر باشد!)
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۱ ب.ظ
سلام مطلب زیبایی بود . برای ازادی همه زتدانیان دربند دعا کنید تامانند دکتر حجاریان هرچه زودتر ازاد شوند.
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۲ ب.ظ
به به یه خبر متفاوت از حوزه! کار جالبی می کنید. من که شخصا با محیط حوزه خیلی غریبه ام و به جر یکی دو تا تصویر از فیلم… ( ای وای اسمش یادم نیست. همون فیلمی که درباره طلبه جونی بود که نمی خواست لباس روحانیت بپوشه) تصویر دیگه ای از حوزه تو ذهنم نیست!
[پاسخ]
مهر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۲ ب.ظ
سلام علیکم!
من نمیدونم چرا اون آخوندی که سوار ماشین گران قیمت(ونه الزاما مدل بالا) میشه رو باز میگن “روحانی!!؟؟
همچین آدمهایی رو باید بگن “جسمانی” و نه “روحانی” !
کم کم توی بازی کلاغ پر باید خوند:
زهد علی علیه السلام….. پر
عدالت علی علیه السلام……پر
تقوای علی علیه السلام…..پر
اسم علی علیه السلام……پر
مردم ساده وبعضا مغرض این آخوندارو میبینن دیدشون نسبت به علما بد میشه!!!
والعاقبه لاهل التقوی والیقین!!!
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۵ ق.ظ
سلام.مکان جدید رو تبریک میگم.انشاالله هیچ وقت اجاره نشین نشید.پست جالبی بود و کامنتها این پست رو جالب تر هم کرده.
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۱ ق.ظ
خیلی این پست جالب بود…خصوصا اینکه هرکسی با کی میاد و چند تا محافظ دارن… چند ماه پیش که مشهد بودم میگفتن آقای هاشمی شاهرودی احتمالا برن مشهد و ظاهرا کارهای انتقالشون هم انجام شده بود (البته قبل از انتخابات) …
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۹ ق.ظ
ب؛
آسید حسن خمینی که تهران چیزای خیلی بهتری سوار می شن! یادتون باشه در گیری اون مطلب نوسازی هم افشای همین بود که ایشون ماشین قم و تهرانشون فرق داره!
ضمن اینکه فکر نمی کنم تمام حضرات و علمایی که نام بردید که خدا برای اسلام حفظشون کنه، خطری در حدی که جناب شاهرودی رو تهددید می کنه تهدیدشون کنه؛ بهر حال کسی که رئیس قوه بوده یقینا تهدید های امنیتی سنگین ترین تهدیدش می کنه، خصوصا وقتی می بینیم دادستان هاش همون موقع خدمت بارها مورد سوقصد قرار گرفتن، شخصا از نزدیک شاهد شهادت قاضی مقدس بودم.
و از زمان آقای خاتمی نیز اغلب ماشین های حفاظتی را با پژو پرشیا می ساختند که یقینا قابلیت های بهتری داشته است.
[پاسخ]
سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱ ق.ظ:
بحث بنده درباره قم بود.
متوجه هستید که هر شهری مقتضیات خود را دارد
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۱ ق.ظ
باحال بود زیاد….
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۲ ق.ظ
اینکه ظاهرشونه،آیا در جاهای دیگر هم با همین ماشینها میروند؟سید حسن آقا را از ته دل دوستش دارم و برایش احترام زیادی قائلم اما اینجا متاسفانه مجبورم برای وضوح حرفم نام این بزرگوار را بیاورم.آیا ایشان از حرم مطهر با پیکان تا قم میروند؟
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۰ ق.ظ
پژو ۴۰۵ نه ۴۰۴
عزت زیاد
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۰ ق.ظ
لطفا هر زمان آقای سید حسن خمینی سر کلاس درس برگشتند اطلاع رسانی کنید
به شدت منتظر خبر حضور مجدد ایشان هستم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۲:۳۳ ب.ظ:
اعلام شده که ایشون از شنبه درسشون شروع می شه
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
صبح بعد از اینکه اومدم وبلاگتون بعدش رفتم خبرانلاین دیدم پست شما را نوشتن خیلی برام جالب بود دارید خیلی معروف می شید
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۷ ب.ظ
آخوند عزیز
پژو ۵۰۴ برای شماست نه ۴۰۴
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۹ ب.ظ
با تشکر
آقا مرتضی دزباره آیت الله منتظری ننوشتین! واقعا دنبال اینم ببینم انزوای ایشون سیاسیه یا جنبه علمی هم پیدا کرده. ممنون میشم صریحتر جواب بدین.
بحث من درباره آیت الله سیستانی این بود که تو رساله نوشته سه راه برای تشخیص اعلمیت وجود داره:
۱٫ خود انسان
۲٫ دو مرد عادل شهادت بدن به شرطی که با اظهارات دو نفر دیگه در تناقض نباشه
۳٫ شهادت یک گروه خبره
راه دوم که قابل استفاده نیست چون مطمئنا افراد عادل متفاوت افراد متفاوت رد اعلم معرفی می کنن
در مورد اول و سوم چه خود انسان و چه اون گروه باید به گونه ای به علم و تقوای فرد پی ببرن. بحث من اینه که همونطور که میدونین حدود ۲۰ سال هیچ رابطه ای بین نجف و قم نبوده(بین انقلاب تا اون زمانی در دوره صدام که کربلا رفتن باب شد) در دوره ای هم رفتن به نجف تحت تدابیر امنیتی شدید و فقط جهت زیازت مجاز بود. در اون دوره یادم میاد حداکثر خبر از آقای سیستانی مربوط به دیدارهای در حد چند ساعت با برخی از علما محدود میشد. بعداز صدام هم که کار علمی ایشون به دلایل امنیتی کلا تعطیل شد. بحث من اینه که چطور شما یا جامعه مدرسین به علم و تقوای ایشون پی بردین؟ چطور در حوزه شایع شده ایشون در حد آقای وحیده. کسی که در درس ایشون شرکت نکرده. با جستجو در سایت ایشون خواهید دید که آثار فقهی ایشون محدود به رساله و مناسک حج است که از روی اونها نمیشه به علم کسی پی برد چون کار علمی نیستن. مثلا در مورد امام شنیدم تحریرالوسیله کار علمی است و حتی در دوره خارج که معمولا بی منبعه برخی علما تدریسش میکنن.
بنابراین آیت الله سیستانی اثر علمی خاصی هم نداره. اینکه میگین فاصله مکانی مهم نیست در اکثر موارد صحیحه ولی به شرطی که بگونه ای پی ببریم. در دوره صدام ایشون کاملا ایزوله بود و دروس ایشون که به ایران نمی رسید.عدم تایید توسط جامعه مدرسین در اون دوره هم تاییدی بر گفته های منه. من یادم میاد آیت الله سیستانی اصلا مطرح نبود و خیلیا نمیشناختنش و بیشتر بعد از شروع زیارت کربلا و بخصوص سرنگونی صدام ایشون مطرح شد. ولی در این دوره ها که ایشون کار علمی خاص نکرده. تازه همه اینا مربوط به علمه در مورد تقوا که قطعا باید حشر و نشو داشت از راه دور که نمیشه فهمید که عادله کی نیست(البته اصلا نمی خوام به ساحت ایشون جسارت کنم اینا فقط شبهات ذهنی منه. ایشون از افراد مورد علاقهمه و تدبیر ایشون در برخورد با آمریکا و تعامل با گروههای عراقی غیر قابل انکاره). قبلا گفتم اون طلبه مورد اشاره جواب قانع کننده ای نداشت. واقعا دنبال اینم که ببینم کسی جواب قانع کننده ای داره یا نه. دوست دارم شما اون فرد باشین. با تشکر از جواب قبلیتون لطف کنین ایندفعه جواب مبسوط و قانع کنندهای بدین.
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۷ ب.ظ
دشمن آیت ا… منتظری سرطان دارد
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۷ ب.ظ
آخه شما چرا اینقدر احمقانه فکر می کنید . آخه شاهرودی رو با بقیه مقایسه می کنید درحالی که این رئیس قوه قضاییه هست و صد تا دشمن داره و شخصی سیاسیه..در ضمن آیت ا… یزدی اون موقع سوار پیکان می شد شاید ماشینای رنگاوارنگ مثل الآن نبود …بعدشم چرا اسم حسن خمینی رو وسط علما می زارید که مثلا ببریدش بالا…فکر کردید مردم نمی فهمن و فرق اون خمینی ها و این خمینی ها رو نمی فهمن
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۴ ب.ظ
خوب بید
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۶ ب.ظ
آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی هم هنوز سوار همان پژو خرگوشی (۴۰۴) میشود که متعلق به مرحوم آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی (ره) بود. حتی راننده هم همان راننده ایشان است که اکنون پیرمرد شده.
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۱ ب.ظ
جالب بود .
کاش سری میزدید به مراجع و علما به ظاهر کنار کشیده از سیاست یا بهتر بگم اونایی که نخواستند دامنشان را به دوز و کلک های امروزی الوده کنند . مانند ایت الله روحانی .مرجع مسلم تقلید و از سابقون . چه در مرجعیت و چه در مبارزه با ظالمین و زورگویان !؟
ایشان بعد از ازادی از حصر خانگی از ماشین پیکان انهم سفید رنگ که اتفاقا یکی از بازاریان تهرانی بهشون هدیه داده و باز هم اتفاقا کارت ماشین هم به نام خود طرفه – استفاده میکنند . اونایی که مسجد جمکران مشرف میشن یا به حرم مطهر حضرت معصومه میدیدند که این مرجع تقلید با پیکان که اتفاقا راننده انهم پسر معمم ایشان است به این مکان ها میان .
راستی فرزند ایشان نه ماشین داره ونه منزل شخصی . اجاره نشینه
بد نیست اقایان وبلاگ نویس در مورد زندگی اقازادگان هم مطلب جمع کنن
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۸ ب.ظ
به نظر من این مطلب کاملا جهت دار نوشته شده که الان اصلاحش می کنم
۱٫ حضرت آیت الله شاهرودی ۱۰ سال در یکی از خطیرترین پست ها خدمت کرده. ترور ایشون لطمه بزرگی به وجهه ایرانه چون باعث میشه بگن سیستم امنیتی ایران نمیتونه از سران خودش دفاع کنه بویژه ایشون دشمنان زیادی داره وقتی در ایران یک قاضی ساده ترور میشه باید حدس بزنین ایشون در چه خطریه. اصلا عجیب نیست ایشون اسکورت و محافظ داشته باشه. من خودم دیدم وضعیت دکتر عارف هم همین طوری بود و حتی الان بعد از چهار سال پایان مسئولیت محافظ و اسکورت داره. بقیه آقایون مورد اشاره هیچکدوم این وضعیتو نداشتن که نیاز اسکورت داشته باشن. شما به ناحق وضعیت ایشونو طوری گفتین(اما برخلاف آیت الله شاهرودی بیشتر علمای قم از پیکان برای رفت و آمد استفاده می کنند.) که ایشون تشریفاتیه.
۲٫ آقای محقق داماد به هیچ وجه در سطح آقایان دیگه نیست که همردیف مراجع ازش نام بردین. ایشون یه فرد گمنامه و خطری تهدیدش نمیکنه. خیلی عجیب نیست چنین فردی محافظ نداشته باشه. در میان روحانیون هم طراز آقای محقق کم نیستن افرادی که ماشین این چنین دارن و خیلیا همینم ندارن.
۳٫ در مورد سید حسن خمینی باید توضیح میدادین که این آقا در تهران با ماشین های مدل بالا جا به جا میشه. این که در قم چرا با پیکان میاد باید از خودش بپرسین. امیدواریم دلیل اینکار ریا نباشه. درسته استادتونه ولی نباید حقایق رو قلب کنید. این آقا اگه واقعا ساده زیست بود باید در همه جا با پیکان رفت آمد میکرد نه در مکان های خاص. شما به ناحق این آقا رو ساده زیست جلوه دادین.
۴٫
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۹ ب.ظ
حداقل اینو می دونم که آقای احمد قابل که نه افغانیه و نه پاکستانی، شاگرد آقای منتظری هستند.
منهم همین سوال را دارم که مجتهد اعلم چگونه تشخیص داده می شود؟ آیا مردم عادی، نمی توانند بر اساس افکار و اندیشه خودشان، مجتهدی را که احکام قابل قبولتری داد را به عنون اعلم انتخاب کنند؟
در مورد سید حسن خمینی، یادم می آید وقتی ایشان مطرح کردند که نظامیون وارد سیاست نشوند، طرفداران احمدی نژاد به ایشان تاختند که دولت اصلاحات بهت بنز ۲۸۰ میلیونی داده، بالا نشین هستی (منظور زندگی در جماران) و با این اوصاف درد محرومان را نمی فهمی!!!!!
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۷ ب.ظ
یادداشت های شما جذابیت خاص خودش را دارد.هم در موضوعی که انتخاب می کنید و هم در قلمتان.این که بزرگواران حوزه با پیکان رفت و آمد می کنند واقعا نشانه بی تعلقی آنان به دنیاست.طول عمرشان را از خدا خواستارم.
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۶:۳۸ ب.ظ
از علمای بزرگ که بگذریم بسیاری از روحانیون جوان هم اکنون در قم پژو جی ال ایکس سوار می شوند به برکت هزاران موسسه که با نامهای مشابه به کاری های موازی و غالبا غیر کاربردی می پردازند و حقوق های چند میلیونی دریافت می کنند
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۶:۴۰ ب.ظ:
حقوق های چند میلیونی؟!
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۴ ب.ظ
مثل اینکه سوال قبلی من از خط قرمز شما فراتر بود. چون من مشتری آقای فتحی بودم بد عادت شدم به خط قرمز ایشون که هیچوقت کامنتای من را حذف نمی کرد. حالا سوالم را آنکادره می کنم و می پرسم آیا در درس های حوزه می توان آزادنه، و بدون ترس از عواقب احتمالی درمورد حکم فقهی آنچه در عرصه کشور جاری است از استادان سوال کرد؟ آیا چیزی مانند کمیته انظباطی دانشگاه ها در حوزه وجود دارد؟ جوِّ کلاس چطور است؟ آیا ممکن است کسی چیزی بپرسد و مثلاً با شعر مرگ بر منافق سایر طلاب روبرو شود؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۶:۴۶ ب.ظ:
بله همه اینهایی که گفتید ممکن است
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۷ ب.ظ
کامنت “سلام” : در اون حد نیستی که نظرت مهم باشه اما بهتر مودب باشی
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۸ ب.ظ
سایت بازتاب هم این پُست را گذاشته بود. اما نمی دونم چرا اونو بعد یک ساعت برداشت؟؟؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۶:۵۴ ب.ظ:
بازتاب یا تابناک؟
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۳ ب.ظ
بنده در دفتر زیارتی کار ثبت نام حجاج را برای مکه مکرمه انجام می دهم یکی از مواردی که باید ثبت شود تا روحانی کاروان بتواند حجاج را درست راهنمایی کند نام مرجع تقلید اشخاص است باید بگم درصد بالایی از افراد مرجع تقلید خود را آقای سیستانی اعلام می کنند بخصوص به نظر می رسد بیشتر مقلدان مرحوم عالم ربانی آقای خویی بعد از ایشان از حضرت سیستانی تقلید می کنند با توجه به اینکه بسیاری از مراجع عظام مورد توجه رسانه ملی ! نیستند و همچنین درصدی قابل توجه ای هم آقای مکارم را عنوان می کنند که بیشتر به علت معروفیت ایشان در رسانه ملی ! است
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۵ ب.ظ
علی آقا یا آقا مرتضی
لطفا به سوالم جواب بدین! می دونم وقت میگیره ولی جواب بدین دیگه! ناراحت میشما!
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۸ ب.ظ
بنده در دفتر زیارتی کار ثبت نام حجاج را برای مکه مکرمه انجام می دهم یکی از مواردی که باید ثبت شود تا روحانی کاروان بتواند حجاج را درست راهنمایی کند نام مرجع تقلید اشخاص است باید بگم درصد بالایی از افراد مرجع تقلید خود را آقای سیستانی اعلام می کنند بخصوص به نظر می رسد بیشتر مقلدان مرحوم عالم ربانی آقای خویی بعد از ایشان از حضرت سیستانی تقلید می کنند با توجه به اینکه بسیاری از مراجع عظام مورد توجه رسانه ملی ! نیستند و همچنین درصدی قابل توجه ای هم آقای مکارم را عنوان می کنند که بیشتر به علت معروفیت ایشان در رسانه ملی ! است
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۰ ب.ظ
علمای بزرگ که بگذریم بسیاری از روحانیون جوان هم اکنون در قم پژو جی ال ایکس سوار می شوند به برکت هزاران موسسه که با نامهای مشابه به کاری های موازی و غالبا غیر کاربردی می پردازند و حقوق های چند میلیونی دریافت می کنند
اینکه گفتم حقوق های چند میلیونی اصلا دروغ یا اغراق نبود بد نیست یه سری به بخش مالی موسساتی نظیر باقر العلوم مجمع جهانی اهل بیت پژوهشکده حوزه و دانشگاه و …. الی ما شالله بزنی
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۶ ب.ظ
کتاب بشیر که البته در اینترنت هم می توان متن آن را دید شامل نام موسسات حوزوی و اسلامی قم هست می توان با بررسی آن به تعداد بی شمار این موسسات با نام های مشابه و هم چنین اهداف مشابه آشنایی یافت
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۵ ب.ظ
علی آقا باید گریه کنم جواب بدی! حداقل بگو الان سرت شلوغه تا بعدا وقتی سرت خلوت شد دوباره بپرسم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۸:۰۸ ب.ظ:
آقا محمد عزیز! من خیلی توی بحث شما و مرتضی نبودم. ولی همینو می تونم بگم که عدم درج نام آقای سیستانی در لیست جامعه مدرسین به معنی کمبود علمی ایشون نیست. قبلا هم گفتم که نام آقای صافی یا منتظری هم در اون لیست نبود. ضمناً آقای سیستانی حدود ۵ دهه در عراق مشغول تدریسه و بیشتر این مدت هم درسشون آزاد بوده. شاگردان ایشون در قم و نجف حاضرن و به مراتب علمی ایشون شهادت می دن. ضمناً شیوع فراوان اعملیت ایشون در حوزه ها خیلی واضحه و نیازی به بحث نداره
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۸ ب.ظ
می بخشید، از این اشتباه لپی، همون تابناک
[پاسخ]
مهر ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۱ ب.ظ
nدر مورد اقای سیستانی و اعلمیت ایشان _ ضمن احترام کامل به ایشان _ باید نکاتی را متذکر شوم .
بعد از فوت ایت الله العظمی خویی که مرجع عام در سراسر دنیا بودند . اقای سبزواری جانشین ایشان شناخته شدند و حتی اقای سیستانی رفت در منزل ایشان مستقر شد .
خیلی عمر مرجعیت اقای سبزواری کوتاه بود . فرزندان و وکلای اقای خویی که میخواستند اون ثروت افسانه ایی موجود در نظر اقای خویی را حفظ کنند و بتونند بر موسسات اقای خویی با هم نظارت کنند .( چون اقای خویی انها را به مرجع بعدی منتقل کردند ) …………..نمیخواستند مرجعیت به ایران منتقل بشه . چه کسی بهتر از اقای سیستانی .
اقای سیستانی در چنگال صدام بود و نمیتوانست هیچ اقدامی بکنه . در نتیجه با توجه به وکلای اقای خویی و……دست بکار شدند و اقای سیستانی را علم کردند .
خوب مشخصه دیگه اعلمیت رو باید از درس یا تالیفات طرف شناخت . اقای سیستانی سالیان سال هست که تدریس ندارند .
در مورد تالیفات هم که ایشان کتاب مورد توجه و اجتهادی ندارند . یک کتاب از ایشان چندی پیش منتشر شد که ایشان با دست خط مبارکشان انرا تایید کرده بودند که وقتی منتشر شد انقدر ابتدایی بود که بلافاصله اقای شهرستانی _ داماد و نماینده ایشان در قم _ انرا جمع کرد و حتی بعضی از نسخه های ان کتاب را به چندین برایر قیمت خریداری و جمع اوری کردند .
حتی خود اقای سیستانی هم گفته بودند که من جزو پیامبرانی هستم که کتاب ندارند !!؟
اره جانم
اقای سیستانی بدون هیچ دلیل و مدرکی اعلم شناخته شدند
انانی که جامعه مدرسین را قبول نداشتند و معتقد بودند که اعلام اسامی انها کاملا سیاسی و بودار است و نخواستند مرجعیت انها را قبول کنند اقای سیستانی را که هیچ محظوری نداشت ایشان را اعلم معرفی کردند
عوام هم که همیشه بیچاره ها تابعند .
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۹ ق.ظ
می نوشتید که آقای صافی جدیدا پژو ۴۰۵ سوار می شه
آیت الله منتظری هم زانتیا دارد
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۳ ق.ظ
با سلام
در جواب آقای لنکرانی باید عرض کنم که در مورد آیت الله العظمی سیستانی باید این مطلب رو یادآور شم که ایشون در سال هزارو سیصد و هشتاد قمری یعنی پنجاه سال پیش موفق به اخذ درجه اجتهاد از استادشون مرحوم آیت الله العظمی خوئی شده اند و نیز از مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ حسین حلی از بزرگان نچف اجازه اجتهاد دارن و نیز از مرحوم حاچ آقا بزرگ طهرانی هم اجازه نقل روایت و نیز اجازه اجتهاد دارن . پس ایشون کسی نبود که صرفا با هو و جنجال مطرح بشه . در ضمن بسیاری از بزرگان حوزه که از شهرهای مختلف ایران در دهه های اخیر به عتبات رفته اند در ضمن بحث های علمی و لو کوتاه بر احاطه فوق العاده ایشان به مبانی اجتهاد اتفاق نظر دارند و البته اگر هیچ یک از اینها هم نبود همان گواهی مرحوم آیت الله العظمی خوئی رحمه الله علیه کافی بود . اسکن اجازات اجتهاد ایشون در قسمت زندگی نامه اینشون در سایت ایشون موجود است .
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۱ ق.ظ
گزارش کوتاهی از مراسم اهدای جایزه حقوق بشر لخ والسا در لهستان به شادی صدر، لادن و رویا برومند
سخنرانی شادی صدر در مراسم اهدای جایزه
خانم ها، آقایان،
بسیار مفتخرم از اینکه هیات داوران جایزه لخ والسا، مرا شایسته دریافت این جایزه دانسته است و نیز، همراه بودن با بنیانگذاران بنیاد برومند، در گرفتن این جایزه، خوشحالی دیگری است که نصیب من شده است. گرفتن این جایزه، نه فقط افتخار آمیز که بسیار مهم نیز هست. و این اهمیت نه فقط برای شخص من، که برای مبارزاتی است که سه دهه است در ایران در جریان است: مبارزه برای آزادی و دموکراسی. جایزه لخ والسا، که برای حمایت از کسانی که با ترور سیاسی و اجتماعی می جنگند اعطا می شود، در واقع یکی از راههایی است که از طریق آن، مبارزه روزمره مردم ایران علیه ترور سیاسی و اجتماعی، برای آنهایی که خبرها را از روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونها دنبال می کنند، یادآوری می شود و برای آنهایی که هنوز نمی دانند، شاید آغاز دانستن و همبستگی باشد. و همه اینها، پشتوانه ای است دلگرم کننده برای همه آنهایی که در خیابانهای تهران، باتوم و گلوله و چاقو می خورند، همه آنهایی که پشت دیوارهای بلند زندان اوین و زندانهای دیگر ایران، روز را شب می کنند و همه آنهایی که با ترس و ناامنی، مبارزه در راه آزادی را ادامه می دهند؛ معنای این جایزه، دیدن همه آن میلیونها ایرانی است که نمی خواهند بیش از این دیکتاتوری و نقض حقوق بشر را تحمل کنند و از این روست که اهمیت دارد.
دو ماه پیش، زمانی که در یکی از خیابانهای تهران و به شکلی وحشیانه توسط چند مامور لباس شخصی دستگیر شدم تا برای دومین بار سر از زندان اوین در بیاورم، فکر نمی کردم به همین زودی روزی برسد که بتوانم در فضایی آزاد و بدون ترس از اتهام اقدام علیه امنیت ملی، از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران سخن بگویم. زمانی که مرا به همراه حدود ۱۵ نفر از مردان زندانی، به ساختمانی جدا از بند ۲۰۹، زندانی که در اختیار وزرات اطلاعات ایران است بردند و در آنجا شروع به بازجویی و کتک زدن شدید هم زمان آن ۱۵ نفر کردند تا مرا نیز از طریق شنیدن صدای ناله ها و التماسهای آنان شکنجه کنند، فکر نمی کردم به این زودی روزی برسد تا بتوانم از شکنجه روحی و جسمی زندانیان برای شکستن آنان، کشاندن آنها به اعتراف علیه خود و علیه اعتراضات مردمی صحبت کنم. روزهایی که با چشم بند در راهروی بند ۲۰۹ زندان اوین به سمت اتاق بازجویی برده می شدم، تا متقاعد شوم همه فعالیتهایم در دفاع از حقوق زنان، جزیی از پروژه آمریکا برای براندازی بوده است و من و سایر فعالان جنبش زنان و حقوق بشر، عروسکهایی بوده ایم در دست دولتهای غربی که در کارگاه هایشان، فکر تغییر را به ما آموزش می داده اند، با جایزه هایشان، از ما شخصیتهای اجتماعی معتبر می ساخته اند و در نهایت، تغییر، سکولاریزم و برابری زنان و مردان را از طریق ما به خواست جامعه ایرانی تبدیل می کرده اند، هیچگاه فکر نمی کردم زمانی برسد که اینجا باشم و بخواهم از جایزه لخ والسا تریبونی بسازم برای افشاگری علیه تمامی آن استدلالهای پوچ و بی اعتبار.
اما امروز، بسیار خوشحالم که برای این اینجا هستم که آزادانه از فقدان آزادی در ایران سخن بگویم. بسیار خوشحالم که فرصتی به من داده شده که به همگان یادآوری کنم که سی سال است در ایران، تقض سیستماتیک حقوق بشر ادامه دارد و تاکید کنم که سی سال است در ایران، مقاومت علیه نقض سییتماتیک حقوق بشر نیز ادامه دارد. من، به عنوان یکی از فعالان جنبش زنان در ده سال گذشته، شاهد بودم که این جنبش و سایر جنبش های دیگر اجتماعی مانند جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، جنبش قومی، چگونه در تمام سالهای گذشته، سعی کردند از پنجره های کوچکی که گاه، لحظه ای در فضای سرکوب و دیکتاتوری باز می شد، برای طرح خواسته های خود و عمومی کردن آنها استفاده کنند. فعالان جنبش های اجتماعی در تمام این سالها، به قیمت تهدید، ناامنی، ممنوع الخروج شدن، ممنوع الکار شدن، حبس و …، شعله های مقاومت را زنده نگه دارند و نگذارند جامعه یکسره زیر فشار سرکوب، منفعل و خاموش شود. اما پس از علام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ژوین امسال، میلیونها ایرانی نشان دادند که همواره و در تمام این سی سال، اگر چه به حساب نیامدند، اگر چه تحقیر شدند، اگر چه سرکوب شدند، اگر چه زندانی شدند، کشته شدند یا مورد تجاوز قرار گرفتند اما هرگز نمرده اند. آنها، هزاران هزار، به خیابانها آمدند تا خواست خود را فریاد بزنند و اگر پیش از این، ما تنها گروه اندکی بودیم که علنا “نه” می گفتیم، حالا دیگر میلیونها نفر، دستهای خود را به علامت پیروزی نهایی همه “نه” گویان به دیکتاتوری و نقض حقوق بشر بالا آورده بودند. پاسخ همه آن “نه” های بی شمار، برقراری عملی حکومت نظامی در خیابانها، کتک خوردن، بازداشت، شکنجه جسمی و روحی، تجاوز جنسی و بالاخره، مرگ بود. و همه اینها، بیش از سه ماه است که در خیابان و در زندانهای ایران، ادامه دارد. وقایعی که یادآور دهه ۶۰ است: دهه ای که در آن، هزاران نفر از مخالفان سیاسی در زندانهای ایران، به شکلی بی رحمانه سرکوب شدند. تنها تفاوت وقایع دهه ۶۰ با وقایع پس از انتخابات ۲۰۰۹، این است که در آن دهه، فعالان وابسته به تشکیلات سیاسی بودند که ربوده می شدند، به زندان می افتادند، شکنجه می شدند، مورد تجاوز قرار می گرفتند و اعدام می شدند و هم اکنون، همه این اتفاقات برای زنان و مردانی می افتد که انسانهایی عادی هستند، نه عضو تشکیلاتی سیاسی. تفاوت دیگر این است که به مدد اینترنت و رسانه های مردمی، تصاویر و اخبار مربوط به نقض روزانه حقوق بشر در ایران، در سه ماه گذشته، آنچنان به سرعت در سراسر جهان پخش شد که برخلاف دهه ۶۰، آگاهی و حساسیت جهانی درباره آنچه در ایران می گذرد به حداکثر میزان ممکن رسید. اما آگاهی جهانی به خودی خود کافی نیست، ما نیاز به اقدام جهانی داریم.
به عنوان یک فمینیست می خواهم یک بار دیگر بازگردم به مساله تجاوز و شکنجه های جنسی علیه زندانیان سیاسی و به خصوص زندانیان سیاسی زن و خواستاز یک اقدام جهانی درباره آن شوم. بسیاری از شواهد و مستندات حاکی از آن است که نه فقط در وقایع پس از انتخابات امسال، که در تمامی سی سال گذشته، تجاوز و سایر شکنجه های جنسی، نه به عنوان اموری اتفاقی، که به عنوان یک نوع شکنجه سیستماتیک برای ارعاب، تحقیر و درهم شکستن زندانیان سیاسی زن و یا گروه یا عقیده ای که از آن دفاع می کردند و نیز اعتراف گیری از آنان اعمال می شده است. این نوع از شکنجه که تا سالها نسبت به آن پرده پوشی و سکوت شده بود، هم اکنون با سخن گفتن قربانیان آن و نیز افشاگری شخصیتهای سیاسی درون نظام حکومت ایران، به موضوع گفت و گوی اجتماعی تبدیل شده است. اما این تازه آغاز راهی است که هیچگاه بدون یک همبستگی جهانی به سرانجام نخواهد رسید. امروز، همه ما، در مقابل تمامی موارد بی شمار نقض سیستماتیک حقوق بشر در سی سال گذشته در ایران، که تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی زن یکی از مهمترین آنان است، مسئولیتی جهانی داریم. من از تجربه شما در لهستان یاد می گیرم که چگونه باید تمامی موارد نقض حقوق بشر را، بدون هیچ اغماض و چشم پوشی، از طرق حقوق پیگیری کرد و به خود و دیگران یادآوری می کنم مسئولیت جمعی مان را برای به محاکمه کشاندن تمامی آمران و عاملان نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران. جنبش اعتراضی در ایران، با دادن صدها کشته و مجروح و زندانی، صدای خود را به گوش مردم جهان رسانده است؛ شنیدن صدای این جنبش، همبستگی جهانی با خواست آزادی و دموکراسی در ایران ایجاد می کند که پایه آن حس مسئولیت نسبت به نقض حقوق بشر در ایران است و اقدام جهانی برای محاکمه و به مجازات رساندن عاملان تجاوز به حقوق مردم ایران، لازمه این همبستگی جهانی است. تنها فکر کردن به قربانیان شکنجه، به زنانی که بدن و ذهنشان، تنها به دلیل داشتن عقیده یا سبک زندگی مخالف خواست جمهوری اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته اند، کافی نیست؛ هر روز صبح که بیدار می شویم به این فکر کنیم که با تجاوز کنندگان چه باید کرد؟
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
با سلام،
بالاخره ما نفهمیدیم شما کدام طرفی هستید. از طرفی صحبت از آقای منتظری و سید حسن خمینی میکنید و از آنها تعریف می کنید. از طرف دیگر در درس آقای شاهرودی شرکت میکنید. به نظرم کاراتون روی منطق نیست. ظاهرا میخواهید هر دو طرف را داشته باشید تا شاید روزی …
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱:۱۶ ب.ظ:
مشکل شما این است که مسائل سیاسی را با مسائل درسی و علمی آمیخته می کنید. ایرادی دارد که یک طلبه یا دانشجو از همه دیدگاه ها بهره بگیرد؟ مگر طلبگی جز این است؟
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۱ ب.ظ
آقای اشرف فتحی
دقیقا منظور من هم همین است. آیا بالاتر از آقای شاهرودی در قم نداریم که بتوانند خیلی بهتر از ایشان درس بدهند و مطالب علمی را عمیق تر مطرح کنند. اگر بفرمایید نیست که اشتباه می کنید اگر بفرمایید هست پس چرا در درس آنها شرکت نمیکنید. شرکت شما در درس چنین افرادی به نوعی تایید علمی و گاهی اوقات تایید اخلاقی آنها است.
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ ۵:۱۲ ب.ظ:
دوست عزیز! من که هنوز در درس ایشان شرکت نکرده ام. ولی اگر هم این کار را بکنم باز هم از آن دفاع می کنم. چرا که هم ایشان از شاگردان مهم شهید صدر و از اصولیون مهم کنونی است و هم طلبه ها طبیعی است که در ابتدای سال برای برگزیدن استاد، چند جلسه ای در درس آنها شرکت کنند تا در نهایت استاد مطلوب خود را بیابند
[پاسخ]
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۹ ب.ظ
سلام اقا محمد که در جواب اقای لنکرانی پیغام گذاشتید . با اجازه منم مطلبی رو متذکر شوم . بد نیست .
شما ملاک اعلمیت و اجتهاد اقای سیستانی را نوشته ایت الله العظمی خویی میدانید . البته من این نوشته را ندیده ام . اگر درجه اجتهاد باشد مسلما قابل قبول است و محترم و بسیار مورد قبول .
اما چرا فقط اقای سیستانی . تا انجا که من خبر دارم شنیدم اقای خویی به اقای شیخ علی فلسفی در مشهد هم درجه اجتهاد داده اند . البته اینم من ندیدم . فقط شنیدم .
اما اگر سری به سایت ایت الله العظمی سید محمد صادق روحانی بزنید میبینید که ایت الله العظمی خویی در سن ۱۴ سالگی اقای روحانی به ایشان درجه اجتهاد میدهد . ……اقای خویی طی نامه ایی به مرحوم کاشف الغطا فهم و سواد و استعداد این نابغه قرن _ اقای روحانی _ را میستاید .
همین اقای بروجردی که دیروز مراسم پنجاهمین سالگرد فوتشان بود دو بار بعنوان تایید _ کاری که اصلا در حوزه رسم نیست بخصوص با کار اقای بروجردی انهم کتاب یک جوان حوزوی _ کتاب عظیم فقه الصادق ایت الله روحانی را بر روی منبر میبرند و از ان نقل و به ان استناد میکنند .
تا انجا که من تحقیق کردم در ۲۰۰ سال اخیر _ بعد از کتاب جواهر _ تاکنون هیچ مرجع و فقیهی نتوانسته است دوره کامل فقه را بصورت استدلالی – تحقیقی – پزوهشی به رشته تحریر دراورد بجر ایت الله العظمی سید محمد صادق روحانی .بهمین دلیل است که وقتی اخیرا کتاب ۴۱ جلدی فقه الصادق ایشان چاپ میشود با توجه به قیمت ۱۱۰ هزار تومانی ان و با توجه به اینکه طلاب قدرت خرید چنین کتابهایی را ندارند این دوره فقهی در طول کمتر از ۳ ماه تمام شد !!؟
اما
اما من مانده ام چرا نباید اعلمیت اقای روحانی مورد توجه قرار گیرد ؟
انهم با اینهمه نوشته و تحقیق و …………..ا
ایا قضیه سیاسی نیست ؟
بگذارید حالا یه مطلب جالب دیگه رو هم بنویسم
طبق کتاب مرحوم رازی که در مورد حوزه علمیه است و نسخه ایی از انرا در کتابخانه ملی ایران یافتم . در زمان اقای بروجردی _ که کتاب هم مربوط به ان زمان و همان زمان منتشر شده است _ در حوزه علمیه قم ۲۰ نفر درس خارج فقه و اصول میداند !؟ شلوغترین ان مربوط به اقای بروجردی و جوانترین انها مربوط به اقای روحانی !؟ انهم در حرم مطهر حضرت معصومه . که اتفاقا شاگردان مبرزی هم داشته اند . یعنی حدود ۶۰ سال پیش !؟
الا
حالا پیدا کنید پرتقال فروش را !؟
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۱ ق.ظ
آقای لنکرانی پاسختون خیلی جالبه و تا حالا نشنیده بودم. میشه لطف کنید درباره اون کتاب بیشتر توضیح بدین(اسمش موضوعش زمان پخش(حدودی) زمان جمع آوری).
منبع این نقل کیه و آیا جایی موجوده: حتی خود اقای سیستانی هم گفته بودند که من جزو پیامبرانی هستم که کتاب ندارند !!؟
میتونید منابع اطلاعاتی معرفی کنید که اظهاراتتونو تایید کنه(اشخاص کتاب سایت)
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۸ ق.ظ
علی آقا
ممنون که یه نصفه جواب دادین. میشه لطف کنید همه کامنتای منو بخونین(فقط دو کامنته!) و مبسوط جواب بدین(هم در مورد آیت الله منتظری و هم آیت الله سیستانی)
من با اون طلبه مورد اشاره در کامنتم که بحث کردم جواب مشابه شما رو گفت و بحث شیوع ایشون رو مطرح کرد ولی او هم مثل شما (منظورم جواب کنونی شما و آقا مرتضی است)در برابر سوالات من پاسخ قانع کننده ای نداشت. شما قبلا به اعلمیت آقای سیستانی قائل بودین میخواستم از اون نظرتون دفاع کنین و دلایلشو بگین. ممنون میشم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱:۱۹ ب.ظ:
آقا محمد عزیز! اگه منظورتون از اعلم اینه که ایشون عالم ترین فقیه شیعه هستن باید بگم اعلم به این معنا را نمی شه توی شرایط فعلی شناسایی کرد. اگه می شد اکثر علما و کارشناسان روی یه فقیه اجماع می کردن. پس باید اعلم من حیث المجموع رو شناسایی کرد و فعلاً آقایان سیستانی، وحید و منتظری بیش از بقیه در مظان اعلمیت هستن.
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۶:۳۶ ق.ظ
قضیه مرجعیت سیاسی شده !
جامعه مدرسین مرجع معرفی می کند و بعد همان مرجع از طرف جامعه مورد اعتراض واقع می شود .
آقای سیستانی را خیلی از روستاییان هم می شناسند حالا بعضی ها از زمان درگیری های عراق و آمریکا نام ایشان را شنیده اند دلیل بر گمنامی ایشان نیست !
کسی مثل آقای سید حسن قمی مشهد رو هم در همین ایران نمی شناختند! وقتی ملاک شناخت تلویزیون و رسانه های دولتی باشد همین می شود دیگر .
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۴ ب.ظ
فقط بگم قضیه BMWحسن آقا همون وقت تکذیب شد بعضی ها هنوز میخوان برا تخریب این حرف رو پیش بکشن یه خودشون ربط داره
تازه یه سئوال ماشین عوامل حجتیه چیه بیشتر چی سوار میشن
اینو میپرسم اگه خدای نکرده پولدار شدیم از اون ماشین نخریم
ماشین جنتی. یزدی. احمد خاتمی.رهدار.روانبخش و … چیه نگین پیکان خنده دار میشه حرفتون
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۸ ب.ظ
پاسخ به آقای بلورچیان در ادامه جواب به آقای لنکرانی
دوست عزیز ، بلورچیان ؛
آقای لنکرانی در اصالت علمی آیت الله العظمی سیستانی تشکیک کرده بودند من هم پاسخ دادم .
مقام علمی ایشان در میان عالمان مجتهد شناس غیر قابل انکار است و عالمان مبرز ما بر مقام علمی ایشان صحه گذاشته اند . در شهر مقدس نجف ، عالمانی همچون آیت الله شیخ محمد فیاض ، آیت الله بشیر نجفی و آیت الله سید محمد سعید حکیم زندگی می کنند ولی به جهت مقام علمی و جا افتادگی حضرت آیت الله سیستانی ، این بزرگواران هم تحت الشعاع مقام علمی ایشان قرار گرفته اند .
در ادامه باید خدمت شما عزض کنم که به قول آقایان ؛ اثبات شی نفی ما عدا نمی کند . اینکه عرض شد آیت الله العظمی سیستانی مرجعی عالم و در مظان اعلمیت هستند ، نفی این مطلب نمی کند که فی المثل حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی ، از مقام علمی بالا برخوردا ر نیستند . قطعا ایشان هم از عالمان برجسته زمان ما هستند و مورد احترام انسانهای منصف و عاقل .
در آخر باید عرض کنم که بحث مرجعیت و اینکه از چه کسی باید تقلید کرد ؟ بر میگردد به کسانی که میخواهند تقلید کنند ، که انها هم باید با دوری از جنبه های شخصی و سیاسی به دنبال یافتن اعلم باشند . که البته در حال حاضر اکثر آقایان به صورت مشخص اعلام اعلم نمی کنند و چند نفر را در مظان اعلمیت می دانند که در این صورت تقلید از یکی از این بزرگواران مبری ذمه خواهد بود ؛ که باز هم قطعا و با شیوع در نزد عالمان فقیه شناس ، آیت الله العظمی سیستانی و آیت الله العظمی وحید خراسانی از آنها هستند .
شما نام آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی ، این فقیه بزرگوار را اوردید ؛ حال جا دارد من هم یادی از برادر بزرگوار ایشان، فقیه سترگ مرحوم آیت الله العظمی سید محمد روحاتی به میان آورم ؛ که قطعا از بزرگترین فقها و اصولیین عصر حاضر بودند و با بی مهری های حکومتی سالیان آخر را به سر بردند و نهایتا از دنیا رفتند . روحش شاد .
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۰ ب.ظ
سلام به همه
نمیدونم میتوانم چیزی را بنویسم یا نه . چون اقای لنکرانی چیزی رو مدعی شدن / اقا محمد منبع ان را خواستند .
اقا محمد عزیز.
برای یافتن اینکه کتابی از دروس و نظریات اقای سیستانی منتشر شد و وقتی سطح پایین انها ثابت شد بلافاصله اقای شهرستانی _ داماد ایت الله _ انها را جمع اوری کرد ………میتوانید به اقای خباز اهل عربستان که در دفتر مرحوم اقای میرزا جواد تبریزی حضور دارند مراجعه کنید . چون کتاب را ایشان منتشر کردند .
در مورد ان صحبت اقای سیستانی
این در ملاقاتهایی که افراد علما با ایشان داشتند . از اقای سیستانی سوال میکنند چرا شما کتاب فقهی و اصولی ندارید . ایت الله با مزاح میفرمایند که پیامبرانی هم بودند که کتاب نداشتند اما پیامبر بودند !؟ منهم مرجعی هستم که کتاب ندارم !!؟؟
[پاسخ]
مهر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۰۶ ب.ظ
فتوای خلاف اجماع! مگر امام خمینی شطرنج را و موسیقی را بر خلاف اجماع آزاد نکرد؟ از اعلمیت که نیفتاد هیچ اعلم تر هم شد
حالا شما بگو این دوست طلبه چرا اینگونه گفته؟
[پاسخ]
مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۲ ب.ظ
جالب بود ..قابل توجه خانم رجبی که میگفتند سید حسن با بنز میاد …
[پاسخ]
مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۰ ب.ظ
از من به تو یه چیزی بگم کلمه خانم حرمت داره پس اول اسم هر منثی ازش استفاده نکت پس باید به هندو قطام هم بگیم خانم
[پاسخ]
مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۴ ب.ظ
آقای معرفت از اطلاعاتتون متشکرم. می تونید (شما یا آقای لنکرانی) یه مقدار درباره کتاب و محتویاتش توضیح بدین.آیا نوشته شخص آیت الله بود یا تقریر دروس توسط فردی دیگر که آیت الله فقط تاییدش کرده بود. یه سوال دیگه هم داشتم اگه میتونید جواب بدین.
اخیرا من از یک آخوند که در نجف درس خونده و یک سالی هم درس آقای سیستانی شرکت کرده و بعد اخراج شده مطلبی ششنیدم میخواستم ببینم چیزی در این مورد شنید یا میتونید صحتش رو تحقیق کنید و بگین چون بنظر میاد به منابع اطلاعاتی مناسب با این سوال دسترسی دارین. آخوندی که گفتم میگفت بعد از آقای خویی آیت الله سبزواری جانشین ایشون شد. در زمان مرجعیت آیت الله سبزواری (حدود ۱٫۵ سال که به علت مرگ مشکوک ایشون کوتاه بود) ایشون در فشار شدید رژیم بعث بود و حتی مرگش هم برخی میگن توسط رژیم بعث اتفاق افتاده به علت فشار شدید بعثی ها آقای سبزواری مسولیت مالی و تقریبا مکاتبات و کلا اجرایی حوزه رو به فردی بنام آیت الله مفتی الشیعه سپرده بود(آقای مفتی الشیعه از عراق اخراج شده بود و در قم مستقر بود و طبیعتا تحت فشار نبود) این کار آیت الله سبزواری باعث شده بود آیت الله مفتی الشیعه بعنوان شخص دوم نجف آیت الله مفتی الشیعه مطرح بشه و حتی بعنوان جانشین احتمالی آینده مطرح باشه. خیلی ها فکر میکردن آیت الله مفتی الشیعه بعد از آیت الله سبزواری مرجع نجف بشه ولی بدلایل مبهمی بعد از مرگ مشکوک آقای سبزواری ایشون(آیت الله مفتی الشیعه) کنار گذاشته شد و آقای سیستانی مطرح شد. میخواستم درخواست کنم اگر ممکنه در مورد این ادعا و صحتش هم جوابی بدین. از همکاریتون ممنونم.
[پاسخ]
مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۰ ب.ظ
علی آقا
یادم در وبلاگ قبلیتون یه جایی(دقیقا یادم نیست کی بود یا کدوم پست) یه اشاره ای کرده بودین که آقای جنتی گفته مرجعیت آیت الله سیستانی به دلیل دخالت انگلیس بوقوع پیوسته. به خاطر این بحث الن یاد اون حرفتون افتادم. میخواستم بپرسم یادتون هست آقای جنتی کی و کجا این حرفو مطرح کرده؟اصلا مدرکی دارین یا این فقط یه نقله؟ اصل حرف چی بوده و به چه دلیل(یعنی سر جه موضوعی) آقای جنتی این حرفو زده؟ چون این حرف اگر صحت هم داشته باشه حتما در شرایط خاص گفته شده.
لطف کنین جواب بدین و گرنه دوباره ناراحت مبشما!!!!
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۶ ب.ظ:
همونجا گفتم که در یک خطبه نماز جمعه در اواخر آبان یا اوایل آذر ۷۳ و در ایام بیماری و رحلت آیت الله اراکی ایشون اینو گفت که خاتمی هم اخیراً اشاره ای به آن خطبه داشت
[پاسخ]
مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۶ ب.ظ
از من به تو یه چیزی بگم کلمه خانم حرمت داره پس اول اسم هر مونثی ازش استفاده نکن پس باید به هندو قطام هم بگیم خانم
[پاسخ]
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۴ ب.ظ
بازم سلام .
اقا محمد عزیز حالتون خوبه ؟
خیلی از مسایل را نمیشه و خیلی هارو نباید در مجامع عمومی مطرح کرد .
در مورد سوالات از اقای سبزواری و اقای مفتی الشیعه باید عرض کنم که :
اقای مفتی الشیعه که سید ترک زبان هم هستند سالیان سال است در قم هستند و در زمان فوت ایت الله الظمی خویی و همینطور مرجعیت ایت الله سبزواری ایشان در قم بودند .
اقای مفتی الشیعه نماینده ایت الله سبزواری در قم بودند و بعد از مرگ ایت اله سبزواری به نظر ایشان حضرت ایت الله سید محمد صادق روحانی اعلم بودند و مدتی به ایشان ارجاع میدادند .
اما اخیرا ایشان خودشان رساله نوشته و اعلام مرجعیت کردند .
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۵:۲۶ ق.ظ:
سلام
ممنون من خوب هستم. شما چطور؟
از پاسختون متکرم. ممکنه آدرس میلتون رو بدین تا من سوالاتمو خصوصی بپرسم. اینطوری میشه راحتتر صحبت کرد.
علی آقا از پاسخ شما هم ممنونم. امکانش هست متن اون خطبه رو طوری پیدا کرد؟ چون من تو اینترنت پیدا نکردم. می خوام ببینم دقیقا متنش چی بوده.
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۰۶ ق.ظ:
باید توی روزنامه های اون موقع پیدا کنید
[پاسخ]
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۰ ق.ظ
به نظر شما سید حسن خمینی چقدر برای دشمنان خطرناک هستند که برای در امان ماندن از ترور با ۴ محافظ سر کلاس می امد
که جالبتر اینکه ۲تای انها دو طرف ایشان سر کلاس و احتمالا به خاطر جلوگیری از حمله احتمالی طلاب اماده بودند
[پاسخ]
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۴ ق.ظ
ok
[پاسخ]
آبان ۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۱ ب.ظ
سلام/کاش کمی هم درباره منازل حضرات می نوشتید.هرچند تا حدودی از نزدیکان خواندگی حضرت آقای داماد هستم و تا حد زیادی نیز به ایشان علاقه مندم اما برایم جالب است اشاره شما به پیکان مدل ۶۰ ایشان و در نظر نگرفتن خانه بسیار بزرگ و دنج ایشان در صفاشهر علاوه بر دفتر ایشان در مرکز شهر و اینکه ایشان چندسال قبل برای معالجه ای که در ایران امکان پذیر بود رنج سفر به دیار فرنگ را به خود دادند.ضمن احترام بسیار به ایشان و اکثر علمای راستین به امید روزی که مناسبات مالی حضرات روشن و شفاف باشد تا شبهه ای در ذهنی ایجاد نشود.(قطعن به حق داشتن زندگی مرفه برای حضرات مقر هستم و نکته من بر شفاف سازی مناسبات مالی است)
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۳ ق.ظ
سلام دوست فیسبوکی من فکر نمیکردم اینقدر فعال باشید
[پاسخ]
آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۶ ب.ظ
آیت الله یزدی و پیکان .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جالبه
[پاسخ]
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۸ ب.ظ
dash morteza man mehdi salimizade hastam bache hamsayaton
damet garm khili karet doroste
[پاسخ]
سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ ب.ظ:
mokhlesim
[پاسخ]