حاج آقا مسألة

امسال سال سومی است که در درس خارج آیت الله سید علی محقق داماد شرکت می کنم. و امروز برای دومین بار سر کلاس اشکال کردم. اشکال کردن در اصطلاح طلبگی به معنی  سوال کردن  است.

سوال کردن سر کلاس را از کودکی بلد بودم. یادم هست یکی از معلم های ریاضی ما دوران راهنمایی ام مرا به خاطر همین مسئله تشویق کرد. و من همیشه توی ذهنم سوال داشتم. بخاطر تنبلی بود یا چیز دیگر نمی دانم ولی هیچوقت نتوانستم به اندازه سوال های توی ذهنم مطالعه کنم و برایشان جواب پیدا کنم.

هنوز هم روزهای اولی که به حوزه آمدم را به خوبی به یاد می آورم. روزی مدیر مدرسه مان، همان آقای جاویدی کرمانی که پیش تر ها هم برایتان گفته بودم+، به همراه سید جوانی سر کلاس آمد و گفت ایشان داماد فلان آقا هستند و حافظ کل قرآن هستند و از این تعریف ها و خلاصه ایشان شدند استاد ما. چند جلسه ای سر کلاس بودیم و چند بار اشکال کردم و اعصابم از پاسخ های استاد خرد شد. فکر می کردم پاسخ استاد ربطی به سوال من ندارد. آخر کار آمدم انتهای کلاس، جایی که درهای قدیمی کلاس (که به سبک معماری قدیمی ساخته شده بود) رو به حیاط باز می شد به در تکیه دادم و نشستم. آن روزها متوجه این نبودم که نباید اینطور نشست و این نوعی بی احترامی به استاد تلقی می شود. روزی آقای جاویدی مرا در آن حالت دید و بعد از کلاس گوشمالی حسابی داد که چرا اینطوری می نشینی سر کلاس. من هم علت را گفتم. برایم گران تمام شد چون آقای جاویدی پسرعمویم را می شناخت. البته دامنه اعتراضات از استاد بالا گرفت و آقای جاویدی بالاخره استاد را تغییر داد.

توی حوزه کم کم سعی کردم یاد بگیرم چطوری باید سوال پرسید؟ از لابلای کتاب ها و حرف های این و آن فهمیدم که سوال کردن هم اینقدرها بی در و پیکر نیست. و اینطور نیست که هر چیزی به ذهنت آمد را بپرانی وسط کلاس. فهمیدم که سوال های تو نشان دهنده شخصیت توست.

این ها کمی مرا محافظه کار کرد. دیگر نمی شد هر سوالی را پرسید. پرسیدن بعضی سوال ها برایت گران تمام می شد. البته نه اینکه همه جا. بعضی وقت ها قانون این بود که حرف بعضی ها را نمی شود به راحتی زیر سوال برد، چرا که با این کار اول خودت زیر سوال می رفتی. اما در عین حال توی همین جو هم هستند آدم های که همه چیز را با نگاه عقلانی نگاه می کنند و طبیعتا می توانی بیشتر بپرسی.

فهمیدم بیشتر حوزوی ها نوعی نقل گرا هستند و البته بعضی ها هم عقل گرا. و کم کم فهمیدم که هر دو راه می شود راهی باشد برای رسیدن به حقیقت. فقط هر کدام قاعده خودش را دارد.

برای خود من خیلی سخت بود که بپذیرم به خاطر بزرگی صاحب سخن نباید به سخنش اشکال کرد. می گفتم بحث علمی است دیگر. فرقی نمی کند چه کسی باشد. به قول معروف «نحن ابناء الدلیل» ما فرزندان دلیل هستیم و استدلال هر سخنی را باید بشنویم و بعد بپذیریم یا رد کنیم.

توی این چند سالی که درس خارج رفتم یکی از مسائلی هم که برایم خیلی مهم بود نحوه برخورد استاد با اشکال بود. برایم مهم بود که شاگردهای قدیمی به چه صورتی سوال می کنند؟ از چه چیزهایی می پرسند؟ با چه لحنی؟ از چه جملاتی استفاده می کنند؟ و از آن مهم تر این بود که استاد چطور با اشکال کننده برخورد می کند؟ چگونه پاسخ می دهد؟ چقدر حق مدار است و جسارت کوتاه آمدن از سخنش را دارد؟ چقدر سر حرف خودش می ایستد و با چه معیارهایی؟ اصلا همین چیزها می شود یکی از ملاک های مهم در انتخاب استاد.

دو سالی که با علی سر کلاس آیت الله داماد حاضر می شدم سعی می کردم حواسم به این چیزها جمع باشد.

فهمیدم که اینجا دیگر اشکال کردن فقط یک حرف نیست که بزنی و تمام شود. درس خارج، یعنی افرادی که حواسشان هست یک کلمه ات یعنی چه؟ و از همه مهمتر استاد در اینجا کسی نیست که به این راحتی بتوانی زیر سوالش ببری که این مسئله را نمی داند. خودش صاحب سبک است. برای پرسیدن یک سوال خوب باید خوب حواست به درس باشد. تازه صرف حواس جمعی کافی نیست. اینکه کجا بپرسی و چگونه و با چه ادبیاتی، حتی تن صدا هم مهم است.

هفته پیش بالاخره با کلی ترس و لرز اولین اشکال را پرسیدم. دوست نداشتم وقت سوال کردن اجازه بگیرم یا مثلا جمله ای بگویم که نشان دهد من می خواهم بپرسم. فقط یک جای مناسب لازم بود تا سوالم را بپرسم. توی حوزه بدون اجازه سوال پرسیدن بی ادبی محسوب نمی شود. البته وسط کلام هم نباید پرید.

در صنف ما اعتقاد بزرگان حوزه این است که رشد طلبه به اشکال کردنش است. می گویند شیخ عبد الکریم حائری طلاب را برای اشکال کردن خیلی تشویق می کرده و این خصلت در شاگردان شیخ به خوبی به جا مانده است. امام خمینی هم همین سبک را داشته است. پدرم نقل می کند در نجف اشکال های حاجاقا مصطفی و امام دیدنی بود. گاهی امام از دست حاجاقا مصطفی جوش می آورد و مثلا می گفتند: «مصطفی! کاری نکن که با هم به بازار برویم و ببینیم عرف بازار حرف من را می پذیرد یا حرف تو را؟!»

هفته پیش بحث درسی ما در مورد رمی جمره (به شیطان سنگ زدن در حج) بود. بحث رسید به جایی که اتفاقا از نگاه علم فیزیک هم می شد مسئله را بررسی کرد. آیت الله محقق که خودش علاوه بر دروس حوزه به صورت تجربی در علوم مهندسی هم دستی دارد در این باره بحث کرد.

توی ذهن من این سوال قدیمی آمد که آیا اساسا در بحث فقهی دقت های علمی چقدر جا دارد یا نه؟  از نگاه خودم سوال خوبی بود و ارزش مطرح کردن داشت. به خودم مسلط شدم و بالاخره در یک زمان مناسب سوالم را پرسیدم. آقای محقق مستقیم به من نگاه می کرد. نگاهش با همیشه فرق می کرد و می شد فهمید که انگار می گوید: چه عجب! تو هم یک چیزی گفتی بعد دو سال. آقای محقق حواسش به این چیزها خیلی جمع است. حتی به اینکه کدام شاگرد چه چیزی را می پرسد. یا حتی اینکه دیروز یا روزهای گذشته چه چیزی را پرسید. عرقم در آمده بود و داشت صدایم می لرزید ولی حرفم را زدم.

استاد پاسخم را داد. خوبی آقای محقق این است کمتر سوالی را بی پاسخ می گذارد. حتی سوال های بی ربط را هم به گونه ای جواب می دهد. و به هیچ وجه شاگرد را تحقیر نمی کند. اینطوری است که به آدم احساس امنیت دست می دهد که می تواند بپرسد.

وقتی پاسخم را گرفتم متوجه شدم که ادبیاتم خوب نبود. باید طور دیگری می پرسیدم. ولی بالاخره تجربه اول بود. امروز هم اشکال دیگری کردم. سعی کردم اشتباه قبلی را نداشته باشم. یک جای دیگر کارم لنگ بود. کجا؟! نمی دانم. باید فکر کنم.

به هر حال خیلی حس خوبی است که می توانی سر کلاس اشکال کنی. نا خودآگاه توی ذهنت این قانون هست که «اشکال می کنم، پس هستم!»

۵۵ Responses to “حاج آقا مسألة”

  1. ستایش می گوید:

    سید کی میخواهی دست از سر این سید برداری ؟ بابا خودت میدونی ما هم میدونیم حوزه هم میدونه اقای محقق داماد در میان اساتید خبره و متبحر حوزه کسی به حساب نمیان . البته ایشان خودشان هم قبول دارند و دارید شما با این کارهای سخیفتان کار همون خاله خرسه رو میکنید ……….چندی قبل هم انقدر از اقای محقق تعریف و تمجید و تملق و غلو در یکی از روزنامه ها _ احتمالا اعتماد ملی کروبی بود _ کردید که بیچاره سید مجبور شد انو تکذیب کنه و اعتراف به زیاده روی کنه .
    …………ایشان صرفا پسر ایت الله داماد هستند که اتفاقا پدرشان هم فقط داماد ایت الله حایری بزرگ بودند . اقای داماد مرحوم هم جلسه درس جالبی نداشتند . درس بسیار کمرنگ و……..بگذریم

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۷:۵۴ ب.ظ:

    دوست عزیز! شما مطمئناً نه آقای محقق رو می شناسی نه پدرشون رو. ضمناً ایشون چیزی رو تکذیب نکرد. فقط تأکید کرد که بهتر از ایشون هم در حوزه هست. این می شه تکذیب؟ انتظار داشتی بگن من از همه بالاترم. نه عزیز دلم! این حرف رو فقط کسی می گه که پایین تر از همه س!
    ضمناً اینجا یه وبلاگ شخصیه و طبیعتاً ما باید درباره کسانی بنویسیم که باهاشوت ارتباط داریم. شما اگه نسبت به بیت محقق داماد آلرژی داری دیگه اینجا سر نزن!

    [پاسخ]

    ستایش پاسخ در تاريخ مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۴ ب.ظ:

    اولا سلام . دوما احترام ………..سوما بهتره به حوزه و حوزویان بگین ابتدا برن درس اخلاق و اداب اسلمی رو بیاموزند . والا هزاران هزار صفحه کتاب فقه و اصول و مکاسب ادم رو ادم نمیکنه ……….در ضمن به اقای محقق داماد احترام میزاریم الرزی هم نداریم . اما میگم هی از ایشون دم زدن کار جالبی نیست .در ضمن ایشان اون نوشته اغراق امیز و غلو برانگیز رو تکذیب هم کردن . بگیم تکذیب قشنگتره باید بگن _ البته ما نمیگیم _ که ایشان خودشان هم مایل بودند ان نوشته چاپ بشه . وقتی چاپ شد و عکس العمل جامعه و حوزویان منفی بود پریدند وسط و که ای وا ویلا ما قابل این حرفها نیستیم .
    در ضمن بهتره در باره کسانی هم بنویسید که باهاشون در ارتباط !!؟؟ هم نیستید . دیدتان را وسیعتر کنید جانم .

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    می شه بدونم چه بازتاب منفی داشت که ما خبردار نشدیم؟ ضمناً حتماً باید برای درس اخلاق خدمت برسیم

    محرمانه پاسخ در تاريخ مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۰ ب.ظ:

    شما اول برو نوشتن یاد بگیر بعد بیا تو جمع ما ؛ تازه ما با این علی آقا و سید مرتضی همین جوری و با همین نوشته ها حال می کنیم؛ اعتراضی هست :?:

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ ۸:۴۳ ق.ظ:

    اگه برید اون وری ها تازه میفهمید ادب یعنی چه همانهایی که میگویند برای حفظ اسلام فحش که سهله ضرب و شتم هم لازمه این که شاگردی روی استادی تعصب داشته باشد چیزه غریبی نیست ولو آن استاد گرد و خاک کمتری هوا کند(مولانا هم تا مرد کسی نمیدانست او در قونیه از همه سر است بعد این که مرد همه فهمیدند ای دل غافل چه نعمتی زکف رفته و آن همه استاد پر مدعای دیگر در مقابل او عددی نبوده اند) آیت الله محقق داماد را من خیلی دقیق نمیشناسم فقط این قدر میدانم هر کی کم میاره یواشکی میره پیش ایشون و یه ساعت دیگه شنگول وار و ارشمیدس سبک میپره بیرون که یافتم یافتم(البته خداییش لباس دارن خیلی هم ارشمیدس نیستن)(بی ادعایی ایشون همون طور که علی آقا فرمودن اتفاقا دلیل برتری ایشونه درخت پربار سر به زیر تره و درخت بی بار قد و راست و پر ادعا مثل این یارو…)
    با این سبک یک هو سراغ فاطمه رجبی یا شاگردای مصباح نرید شما آدم زودرنجی هستید اونهاهم دهنشون چاک نداره یه چیزی میگن ناراحت میشین ماها پوست کلفت کردیم تازه جوابشون رو هم میدیم منو که میشناسید یه نگاه بندازین میبینین دار و دسته مصباح چند تا ناک اوتی جلوی من داشتن

    جواد پاسخ در تاريخ مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    آقای اشرف
    من با ایرادی که جناب ستایش به متن گرفتند ؛ کاملا موافق نیستم . مخصوصا اون قسمتی که مرحوم آیت الله محقق داماد ( پدر ) رو مورد کم مهری قرار دادند . اما در مورد شخص شما باید بگم که شما که دم از اصلاحات و نو اندیشی و …. میزنید ولو اینکه اینجا ملک شش دانگ شماست و اختیار اون رو دارید با همه این احوالات باید تحمل حرف مخالف رو داشته باشید که خدا رو شکر تا جایی که به مقدسات فکری اتون برخورد نکنه این تحمل رو دارید ولی وقتی کمی وارد خط قرمزهاتون بشه دیگه یه کم ، کم میارید . مثلا در مورد همین دیالوگ شما با جناب ستایش در پاسخ دومی که به پاسخ شما ایشون داده دیگه کلیک مربوط به پاسخ رو حذف کردید و این واقعا کاری غیر اخلاقی و نشانگر مرگ دیالوگ در فضای کنونی جامعه است . سعه صدر از نشانه های بلوغ عقل و سکون نفس است که خداوند هم به من نگارنده و هم به شما و بقیه دوستان عنایت بفرماید . درس اخلاق هم که واقعا برای همه لازمه . حالا استادش آقای ستایش باشه یا شما یا هر کس برای خودش .

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ ۷:۴۵ ق.ظ:

    بنده امکان پاسخ رو از ایشون نگرفتم جواد جان

    مستانه پاسخ در تاريخ مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ ۹:۳۴ ق.ظ:

    دخالت من رو ببخشید فقط یک نکته رو جهت اطلاع عرض می کنم
    در این شیوه پاسخگویی در وبلاگ, وقتی سه جواب تودر تو به یک کامنت داده می شود
    (آقای فتحی, ستایش و دوباره آقای فتحی) خود به خود لینک پاسخ از روی کامنت سوم حذف می شود.

    ان شالله که قضاوت عجولانه شما مصداق تهمت نباشد.

    شیعه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    بابا جدیدا انقدر با ادب شدی؟؟ اگه نمی خوای سر نزن؟؟ خوبه همه در ذاتشون دیکتاتورن فقط عرصه بر اونها تنگ بوده شما در سایت کوچکت دیکتاتوری اگه بهت کشور بدن میگی اگه سختته برو من اینطوری فکر میکنم

    [پاسخ]

    مصطفی پاسخ در تاريخ آبان ۱م, ۱۳۸۸ ۱:۴۵ ب.ظ:

    درست مثه کاری که الآن داره میشه … کاش به ملت می گفتن برید … یا تو زندانشون می کنن یا جنازشون رو تحویل خانوادشون میدن

    جناب شیعه
    اگر مردی و شیعه ی علی در برابر دیکتاتوری بزرگتر قد علم کن، بعدش اگر بر فرض محال جناب فتحی عزیز خواست دیکتاتور بازی در بیاره با هم جلوی ایشون رو هم می گیریم ;-)

    محسن کمالیان پاسخ در تاريخ آبان ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۱ ب.ظ:

    حقیقتا آقایی که کامنت بالا را نوشته است، انگار هیچ چیز از تاریخ حوزه علمیه قم نمیداند. مرحوم آیت الله العظمی سید محمد داماد درس خارجی داشت که معروف بود تنها ده دوازده نفر از نخبه ترین فضلای حوزه، توان فهم و درک مطالب ایشان را دارند. به همین علت در حالی گه در هر یک از دروس خارج مهم دیگر حوزه صدها طلبه حاضر میشدند، در درس آقای داماد بیش از همان ده دوازده نفر کسی شرکت نمیکرد. اما شاگردان ایشان چه کسانی بودند؟ امثال آیات امام موسی صدر، دکتر بهشتی، حاج آقای مهدی روحانی، آقای شبیری زنجانی، آقایان مطهری، منتظری و …؛ یعنی مستعدترین فضلای وقت حوزه. درس آیت الله سید علی محقق داماد را نیز بسیار شنیده ام که از همان سبک درس پدر است. خدا انشاءالله ایشان را حفظ کند. ;-)

    [پاسخ]

  2. رضا می گوید:

    سلام حاجی…

    سید مرتضی…شما هم قلم ات خیلی توپه هاااا….!

    [پاسخ]

  3. محرمانه می گوید:

    شب بخیر
    می گم خیلی اصطلاحات جالبی دارینا واقعا با مزس، اشکال کردم :!: :razz: شماها آدمو تحریک می کنین که قید همه چیو بزنه و بیاد حوزه؛ یعنی ما رو تو حوزه راه میدن :?: :roll: راستی پیشاپیش تولد حضرت معصومه (س) مبارک، تو مراسما ما رو یادتون نره؛ راستی اول ماه چی شد :?:

    [پاسخ]

  4. من درد می گوید:

    سلام سید. کم پیدایی بی معرفت.
    میگم ایکاش تو همون بلاگت که خودمونی تر بود مینوشتی.اونجا حال دیگه ای بود. :roll:
    راسی اشکالت رو بخورم شکلات. :shock:

    [پاسخ]

  5. تقیلو می گوید:

    آقای فتحی هر چند فکر می کنم دیالوگ ستایش چندان مناسب نیست ولی من یه نکته ای به ذهنم اومد که بگم. مطمئنم یه جایی خوندم (فکر کنم وبلاگ فرید مدرسی بود)که آیت الله صانعی گفتن در درس آقای محقق داماد طلبه قاعده ای بدست نمی یاورد و نحوه استدلال آموخته نمی شد فکر نمی کنید این حرف تاییدی بر حرف آقای ستایش است؟ در مورد آقازاده ایشون هم فکر کنم ایشون در حوزه جز فقهای درجه ۱ حساب نشن. درسته ایشون فرد دانشمندی هستن ولی الحمدالله قم اینقدر فقهای متبحر داره که ایشون گم میشه. درسته که استادتونه ولی وقتی اینطور مینویسین ممکنه بعضیا دچار اشتباه بشن. با وجود افرادی مانند صافی مکارم شبیری وحید و سبحانی و جوادی و افرادی چون شاهرودی ملکوتی صانعی یزدی مومن حائری مدرسی که اگه بالاتر از ایشون نباشن پایین تر نیستن میشه فهمید ایشون خیلی هم از نظر فقهی در قم جایگاهی ندارن(البته به معنای انکار علم ایشان نیست بحث مقایسه بین افراد است) تازه از نجف و تهران صرف نظر شد

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ ۷:۴۴ ق.ظ:

    آقای تقیلوی عزیز! برخی از کسانی که نام بردید اصلاً قابل مقایسه با آقای محقق نیستن. اینو من که درسشون رفتم خوب درک می کنم. حالا قضاوت دیگران بماند.
    ضمناً درس مرحوم سید محمد داماد از سنگین ترین و نخبه پرورترین دروس قم بود و اینو من قبلاً در یکی از نوشته هام توضیح دادم. آقای صانعی هم از برجستگان کلاس ایشون نبودن که فقط بخوایم قضاوت ایشون رو ملاک قرار بدیم

    [پاسخ]

  6. reza می گوید:

    این یه مثال معروف هست که اتفاقا همه آخوندا و بحثای طلبگی رو مثال میزنن و میگن توی حوزه میشه به هرکسی اشکال کرد ولی مثل اینکه زیاد هم واقعیت نداره. تا حالا نشنیده بودم که از بزرگان حوزه نمیشه اشکال کرد به این راحتی. پس همینه که روحانیون حکومتی حاضر نیستن به اشکال کردن مردم گوش بدن دیگه.فقط جالبیش اینجاست که برای اینکه به پرستیژشون هم بر نخوره حاضر نیستن این مساله رو تکذیب کنن ولی در نهایت همون رفتاری رو میکنن که احتمالا بزرگان حوزه هم در کلاس های درس میکنن تا دیگه کسی جرات نکنه اشکال کنه ;-)

    [پاسخ]

  7. نصیر می گوید:

    گفتی سوال یاد یکی از بچه های دانشکده افتادم که با سوال های عجیب قریب سر کلاسا خودشو تو کل دانشگاه تابلو کرده و حتی بچه های دانشکده ی فنی هم دیگم میشناسنش!!! :mrgreen:
    حالا اگه حسش بود توی وبلاگ خودم جریانشو تعریف می کنم ;-)

    [پاسخ]

  8. محرمانه می گوید:

    سلامی چو بوی خوش آشنایی به:
    عزیزان جان،هموطنای گل به ویژه دختر خانوما،تولد نازنین دختر،مهربان ترین خواهر و پاکدامن ترین بانو بر همگی مبارک :razz:
    خیلی دلم می خواس امشب یا فردا قم باشم ولی حیف، صد افسوس،گر چه می گن سلام راه دورم قبوله ولی مجاور بودن یه چیز دیگس ؛ علی جان و سید گل امشب و فردا جای ما رو خالی و دعامون کنین البته خدا رو شکر من خودم مجاور سید الکریم،شاه عبدالعظیم هستم ولی خوب خیلی دلتنگ زیارت بانویم؛التماس دعا وشب بخیر.

    [پاسخ]

    مستانه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    به عنوان یک دختر خانم گل :smile: از تبریک شما تشکر می کنم و من هم تولد بانو معصومه(س) رو به شما و سایر دوستان تبریک می گم.

    اول ماه هست بچه ها. گیرایی دعا زیاده. بیاییم همه با هم برای بهترین آینده کشور و مردممون دعا کنیم. و برای هدایت همه راه گم کرده ها.و برای ظهور امام عزیزمون. و برای همه چیزهای خوب و قشنگ دیگر……

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۱:۴۷ ب.ظ:

    خوبه یه روز برا دخترخانم ها بقیه سال هم مال ما :lol:

    [پاسخ]

    مستانه پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۲:۳۷ ب.ظ:

    بقیه سال هم به اسم شماست, به کام ما!!!!!!!! ;-)

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۹:۰۵ ب.ظ:

    حیف که نامزدم از وقتی من پای ثابت اینجا شدم میاد همه حرفهای من رو میخونه مگر نه یه دفاعیه مردانه قدرت مندانه میکردم ولی خوب میاد میبینه بعدش بیچاره میشم
    البته فکر نکنید من زن ذلیلم نههههههههههههههههههه احترامم به حقوق همسرم زیاده
    یه توصیه به مجردها اگر از تنهایی لذت نمی برید ازدواج کنید تا از تنهایی لذت ببرید

  9. ن.ک. می گوید:

    سلام
    ببخشید یه سوالی داشتم. بعد از چند سال درس خواندن در حوزه، فرد معمم می شود؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    بعد از شش سال یعنی پایان دوره مقدمات

    [پاسخ]

  10. همیشه همراه بی صدا می گوید:

    سلااااااااااااااااام افتخار دادین آقا سید!
    هر چند نوشتت ………….. :roll:

    [پاسخ]

  11. ن.ک. می گوید:

    خیلی ممنون.. یعنی شما نویسندگان این وبلاگ، الان هر دو معمم هستید؟؟

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۷:۳۷ ق.ظ:

    خیر. هر دو معمم نیستیم

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۸:۵۱ ب.ظ:

    معمم نشدن شما مثل جریان فیلم زیر نور ماه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این فیلم را دیده اید اگه ندیدین ببینین از نظر من فیلم خوبیه وقتی دیدین نظرتونو بگین

    [پاسخ]

    سید علی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ ۵:۵۶ ب.ظ:

    نه بابا…
    اون یارو اونجا یه کم معنویت داشت… اینا ندارن…….. :lol:

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۰ ب.ظ:

    علی آقای ابطحی دیگه از این حرفها نزنی به من هر چی خواستی بگو ولی به این برادرهای بزرگ من از گل نازکتر بگی کلاهمون میره تو هم میدونی منم چه جوریم :evil: قاطی میکنم تو ذهنم با حسینیان مجلس عوضی میگیرمت ترورت میکنم :twisted:
    عکسهای این دو تا رو میبینم یاد بهشت میفتم(یادش به خیر)کی میگه معنویت ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    راستی من نمیدونم نسبتت با آقا مرتضی چیه داداش پسرعمو همسایه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ ۷:۴۹ ق.ظ:

    ای بابا :roll:
    واقعا طلبه جماعت عین معمم هاشون جوابهای سر بالا می دن
    باشه اصلا نخواستیم بدونیم چرا نیستید
    لابد به ما چه دیگه
    (این صرفه جویی در جواب واقعا کشته همه ما رو)
    البته ممنون که جواب دادید یه موقع حمل به جسارت نشه
    موفق باشید :grin:

    [پاسخ]

  12. هادی قدسی می گوید:

    باسلام
    آقای ابطحی اگر از رمی جمره بگذریم و به موضوع روز بپردازیم، از قول من که سعادت حضور در درس آقای داماد را ندارم سئوال بفرمائید این شیطان درونی که هوای نفس باشد تا چه درجه ای ( البته تخمینی وبطور متوسط)درفتاوی که آقایان می دهند دخالت دارد؟ درضمن از شما دعوت می کنم مقالۀ زیر را مطالعه بفرمائید که از موضوع خارج نیست، درصورت تمایل نظرتان برایم جالب خواهد بود. همچنین در مورد آقای فتحی و دیگران.
    http://bayaneroshan.blogfa.com/post-20.aspx

    [پاسخ]

  13. محرمانه می گوید:

    دوباره سلام
    ببخشید من زود زود مزاحمتون می شم :oops: آخه یه سوال (اشکال ;-) ) دارم :oops:
    پاسخ سوالم هم خیلی برام مهمه ، اگر لطف کرده و جواب دهید ممنون می شوم .
    :?: سوال :?: : اگر انسان آزاد و مختار آفریده شده و در دین اجباری نیست ، پس چرا برای انجام کارهای بد کیفر می شود . :?: :!:
    یه خواهش هم دارم و اینکه اگر سایتی که ما بتوانیم پاسخ اینگونه سوالات را از آن استخراج کنیم ، وجود دارد آدرس آن را بگویید وگرنه که ما شما را مجبور به دادن زکات علمتان کنیم . :lol:
    با تشکر از شما گرامیان
    (آقا مرتضی امیدوارم که ادبیات سوالم ایراد نداشته باشد :mrgreen: )

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۷:۵۷ ق.ظ:

    سایت http://www.pasokhgoo.ir/
    اما در مورد اشکال شما :)

    دین یک راهه. یک جاده است.
    اگر فرد می خواد به مقصد برسه طبیعیه که باید توی جاده بره.
    اما اگر خودش خواست و رفت توی خاکی، خب تا برگرده به راه اصلی باید سختی بکشه

    (ادبیاتت خیلی خوب بود.)

    [پاسخ]

  14. رضا می گوید:

    یه جایی توی متن گفتی که :”برای خود من خیلی سخت بود که بپذیرم به خاطر بزرگی صاحب سخن نباید به سخنش اشکال کرد. ” من احساس کردم که یعنی نمیشه خیلی به سخن بزرگان اشکال کرد ;-) البته امیدوارم اشتباه کرده باشم. ولی به نظرم میرسه که این بیشتر به اخلاق بزرگان برمیگرده که چقدر نقدپذیر هستند. زیاد هم البته به حوزه مربوط نیست. توی دانشگاه هم اساتیدی هستند که میذارن سوال کنی و بعضیا هم چنان حال سوال کننده رو میگیرن که دیگه کسی جرات سوال کردن نکنه…در این لنگه دنیا هم زیاد از این جور اساتید پیدا میشه اتفاقا ;-)

    [پاسخ]

  15. امیرحسین می گوید:

    آره والا آدم این متنهای شما رو که می خونه هوس می کنه قید سانفرانسیسکو رو بزنه بیاد قم طلبه شه!

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ ۵:۲۵ ب.ظ:

    حالا مگه میخواستی بری سانفرانسیسکو که پشیمون شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرحسین پاسخ در تاريخ مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    آره دیگه چمدونم رو هم بسته بودم خیلی حسین اصرار کرد (منظورم حسین باراک است) ولی من گفتم پس مرتضی و علی چی؟

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ ۹:۱۷ ق.ظ:

    خوب علی و مرتضی رو هم ببر مگر نشنیدی نامه احمدی نژاد بوش رو کلی متحول کرده مسلمونم شده اینا رو ببر اونجا براش درس شرعیات بدن (خدا به علی آقا و سید رحم کنه اون بی مغز تا شهادتین یاد بگیره این دو تا پیر میشن)

  16. آسو می گوید:

    من یه نظر در مورد ایران و حکومت در ایران دارم
    اگر در ایران با دیکتاتوری قدرت طلب و زراندوز مبارزه کنی یا شکست میخوری که یا میمیری یا زندان در انتظارته اگرهم موفق بشی دیکتاتور قدرت طلب زراندوز رو از قدرت به زیر بکشی و خودت به جاش بشینی در نهایت تو به دیکتاتور قدرت طلب زراندوز تبدیل میشی

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ ۸:۴۸ ق.ظ:

    http://www.bazargan.com
    سوال شما در سلسله بحثهای این سایت پرسیده شده

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ ۹:۲۲ ق.ظ:

    من سئوال نپرسیده بودم نظری دادم ولی بازم ممنون برای من که به بازرگان خیلی علاقه دارم جای خوبیه ممنون

    [پاسخ]

  17. Calabros می گوید:

    چند دقیقه ای نشستم این کامنت ها و جوابشون رو خوندم و برام جالب بود… ینی بیشتر خنده دار.. نه، خنده دار هم نبود.. عبرت انگیز بود. عبرت انگیز هم نمیشه گفت، همون بذار بگم تامل برانگیز.
    وقتی طلبه ها (که شما باشید) درباره استادانتون که نه فضلشون ربطی به شما داره و نه عیبشون مثل جهال زمان رضا خان سر سیبیل کلفتی لوطی های محل با هم بحث می کنید خوب معلومه از این حوزه چیز مالی بیرون نمیزنه… ینی انتظار دارید بزنه؟
    تو ایستگاه قطار یه کتاب دیدم درباره کسانی که امام زمان رو مثلاً دیدن.. می دونید عنوانش چی بود؟ “به کوری چشم حسودان، ما امام زمان را دیده ایم” .. ینی می خواستم قاه قاه کنم وسطم سالن انتظار.. چرا این جماعت فکر می کنند سیر و سلوک مثلاً متافیزیکی شون رشک برانگیزه یا برای من نوعی جذابه؟ می دونید چرا؟ چون تو حوزه تربیت شدند.. جایی که به جای خدا، اعتقاد بش رو می پرستن. عقیده پرستی بتی شده که نمیذاره از این حوزه چیز تاپی بیرون بیاد.
    البته توقعی ندارم حرفمو قبول کنید.

    [پاسخ]

  18. دوست می گوید:

    سلام

    آقایان فتحیین (چون آقای فتحی بیشتر مقاله میده بیرون،غلبه کرده)

    دیگه عکس یادگاری با حجاریان نمی گیرید؟ مطلبی ،چیزی!

    [پاسخ]

  19. میبد سبز می گوید:

    شب بود ماه پشت ابر بود، اکرم و امین در خیابان قدم می زند. آنها منتظر بودند خیابان خلوت شود تا روی دیوارهای شهر، شعار مرگ بر شاه بنویسند. آنها به شیوه دیکتاتوری شاه اعتراض داشتند. امین به اعدام محکوم شد.

    شب بود، ماه پشت ابر بود، اکرم و امین از این کوچه به آن کوچه از دست نظامیان فرار می کردند، آنها به تشکیل حکومت ولی فقیه اعتراض داشتند، آنها به اعدام محکوم شدند. اکرم باکره بود، شرعا نمی توانستند اعدامش کنند، او را در زندان به عقد یک پاسدار در آوردند، پاسدار به او تجاوز کرد…

    شب بود، ماه پشت ابر بود،…

    [پاسخ]

  20. آسو می گوید:

    چه خبره اینجا یعنی از دیروز تا حالا هیچکی نیومده؟ گیر افتادین؟ چی شده که این قدر سوت و کوره؟

    [پاسخ]

  21. حاج آقا مسئلةٌ می گوید:

    خب ظاهراً این پست ربطی به وب من نداشت! :mrgreen:

    [پاسخ]

  22. مهدی می گوید:

    سلام عرض میکنم اقاسید و علی جان.چند وقتی است در جامعه ما توهین به بزرگان و هتاکی و به اصطلاح مچگیری باب شده و سنگ بنای این جریان رو هم خود آقای احمدی نپاد در زمان انتخابات گذاشتن…و هفته نامه ها و مجلات طیف طرفداردولت هم به توهین و افتراء مشغول هستن…………
    با مطلبی در این زمینه وبلاگ من آپ شده….امیدوارم همه دوستان منو از نظرات خودشون بهرمند بسازن.آقا سید مرتضی و علی آقا جان بنده میخواهم بگم برگردید بلاگفا…
    اونجا که بودید بیشتر تحویل میگرفتید و لی حلا که صاحب خونه شدید ما مستاجر هارو تحویل نمیگیرید
    شوخی کردم
    خسته نباشید همگی
    منتظرتون هستم

    [پاسخ]

  23. آسو می گوید:

    چند روزی است یک چیزی را میخواهم بگویم نمیدانستم چطوری بگویم
    یک عمر عرب مسخره کردیم و آن انتخاباتهای آزاد لبنان یک عمر کرد مسخره کردیم آن انتخابات کردستان عراق یک عمر ترک مسخره کردیم و آن انتخاباتهای ترکیه دست آخر یک عمر افغانی مسخره کردیم و این هم دور دوم انتخابات افغانستان کی باید بفهمیم خودمان خیلی بدبختتریم

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ ق.ظ:

    از ابتدا ما و شما و هر کس دیگه که اقوام دیگه رو مسخره می کرده ، اشتباه کرده . هر کسی باید اول از همه به خودش و جامعه خودش و طرز برخوردش با مسائل پیرامون خودش فکر کنه . همه انسانها در بهره اشون از انسانیت مساوی هستند ؛ ولی تفاوت ها در بهره برداری از این نعمته .
    اشتباه ما اینه که هیچ وقت آینه رو جلو صورت خودمون نمی گیریم و فقط زل زدیم به صورت دیگران تا عیب وایراد اونها رو کشف کنیم .

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ ۷:۴۶ ب.ظ:

    خوب منم همین رو گفتم چرا عصبانی میشی :lol:

    [پاسخ]

  24. دوست می گوید:

    آقای فتحی نگففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففتی؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۸۸ ۶:۳۸ ب.ظ:

    ببخشید چی رو؟

    [پاسخ]

Leave a Reply

CAPTCHA Image
Refresh Image


*نظرات لزوما دیدگاه تورجان نیست*