یک دیدار غیرمنتظره در خانه ما
امروز در یک رویداد عجیب و غریب برای خانواده ما، سردار احمد رضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی به همراه هیأتی شامل سردار روزبهانی رییس پلیس امنیت اخلاقی، سردار توکلی فرمانده پلیس استان قم و جانشین عقیدتی سیاسی پلیس به خانه مان آمدند. قضیه هم مربوط به آشنایی حدوداً سی سال قبل سردار رادان با پدرم در دوران جنگ بود و آنگونه که جناب رادان گفت از نیروهای تحت امر پدرم بوده و بیشترین وقت دیدار امروز هم به بیان خاطرات سردار رادان از پدرم سپری شد. البته سردار رادان سلام سردار احمدی مقدم (فرمانده ناجا) و سردار لطفیان (فرمانده اسبق ناجا) را نیز که هر دو از همرزمان پدرم بوده اند به خانواده ما ابلاغ کرد و لوح تقدیری نیز به مادرم اهدا نمود.
برای همه ما جالب بود که چگونه پس از ۲۷ سال که از شهادت پدرم می گذرد، اکنون وقت این دیدار رسیده و اصلاً چه شده که اینقدر مهم شده ایم؟! البته سردار رادان گفت که مدت ها به دنبال خانواده فرمانده شهیدش بوده و به تازگی شنیده که ما در قم زندگی می کنیم. می گفت که خبر پیدا کردن ما را به سردار لطفیان هم داده و او هم کلی خوشحال شده. سردار رادان لا به لای عکس های آلبوم پدرم، عکس خود را کنار پدرم شناسایی کرد که آن روزها یک رزمنده نوجوان اصفهانی هیجده نوزده ساله بوده . از اهمیت استراتژیک تورجان گفت، از همرزمان شهید پدرم، از اوضاع بد منطقه پس از شهادت پدرم، از …
از مثله شدن اجساد شهدا به دست نیروهای کومله، دموکرات و مجاهدین خلق هم گفت و یادآوری کرد که جنازه پدرم را هم پس از دو روز و یک شب و بعد یک درگیری شدید توانسته اند به دست بیاورند. البته هیچ یک از اعضای خانواده ما اجازه نیافتند که جنازه پدرم را ببینند، ولی عکسی که بعدها من به دست آوردم و امروز هم به سردار رادان نشان دادم، تأیید کننده حرف های رادان و دیگر دوستان پدرم بود که حتی جنازه پدرم نیز در امان نمانده بود. سردار رادان همچنین گفت که پس از اصابت گلوله به سر پدرم و شهادت وی، به سمت چپ سینه وی که محل الصاق آرم سپاه هم بود تیراندازی کرده بودند. سردار رادان از علاقه شدید پدرم به کردستان و مردمش گفت و اینکه پدرم تأکید داشت باید کردستان را جدی بگیریم و …
شخصاً خیلی دوست داشتم که درباره امروز هم حرف بزنیم، ولی جلسه بسیار غیرمنتظره و کوتاه بود و همانطور که گفتم به شنیدن خاطرات سردار رادان از پدرم گذشت. شاید فرصتی دیگر خدا قسمت کند …!
Tags: احمد رضا رادان, شهید محمد رضا فتحی, محمد رضا فتحی, نیروی انتظامی, پلیس, کردستان


آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۳ ب.ظ
حالا رادان بت سر زده دیگه
بوق و کرنا کردن نداره
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۸ ب.ظ
اوووو چقدوم ذوق کرده !! ( با لهجه قمی خونده بشه لطفا )
ما که همطور هی میگن میخوایم بیایم خونتون واس امر خیر ما نَمیذاریمون…
حال راسشو بوگو دختری چیزی نداره این سردار رادان که انقذ دنبال تو میگشته ؟!
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۵ ب.ظ
بنده خدا اینها دوست موست حالیشون نیست ها، حواست باشه
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۸ ب.ظ
یه چیزی بگم خوشم نیومد چیزی که برا رادان آرزو دارم اینه که به درک اسفل سافلین بره ولی خوب شما در معذوراتین ولی مواظب باشین در این ارتباطها دو روز دیگه که ورق برگرده دوره اینا سربیاد مغرضین به خاطر این روابط حرفی نزنن هر چند من به شما اطمینان دارم
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۶ ب.ظ
مامور ناجا برای چی فیلمبرداری میکرده؟؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۷ ب.ظ:
برای تکمیل آرشیو ناجا!
خوب عزیزم این چه سؤالیه؟ طبیعیه فیلم برداری کنه خوب!
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ب.ظ
dedar ye ghatel va manfoor k in hameh zogh nadareh
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۳ ب.ظ
وای من نمی دونستم مادرتون هم قم هستند. فکر می کردم زنجان زندگی می کنند شما تنهایی قم زندگی می کنید. واسه همین به آقای ابطحی گفتم مواظبتون باشه.
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۶ ب.ظ:
خیر ماه ده ساله ساکن قمیم
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۵ ب.ظ
برادر با کله گنده ها می پری ها …
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۴ ب.ظ
من نمیدونم چه سریه این جماعت رویین تن هستند یا چیز دیگه
این همه ادعای جنگ دارند کلی عکس انداختند و کلی خاطره ولی وقتی میگی کو زخمت میگن ما لیاقت نداشتیم
تا آنجا که من که بچه منطقه جنگی میدانم هر کی جبهه بوده یا مثل پدر علی آقا شهید شده یا زخمی و سابقه اسارتی دارد کسی که پر سابقه است بی زخم نمیماند بالاخره بعد کلی جهاد و خدمت خدا یه چند زخم لیاقت به او میدهد ولی این جاعت گویا فولاد زره بودن(یا شاید اصلا نبودن عکسشون رو انداختن و رفتن)
خوبه دیگه خانواده علی آقا در سکوت و بی ادعایی هستند اگر خانواده شهیدی هم ادعایی دارد مثل پسر همت زیر لگد میرود جانبازان و اسرا هم که اکثرا براندازند و حفاظت از کشور اسلامی افتاده دست یه عده بی لیاقت(خودشون میگن) پر ادعا
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۲:۴۴ ب.ظ:
شما جماعت به استشهاد آیه قرآن ،اگه ملک هم از آسمان نازل شود؛شما میگید سحر و جادوست
حتمآ سردار رادان وکسای دیگه که علی آقا اسم بردن عکسشون فتو شاپ کردن و چپوندن کنار پدر آقای فتحی.نه؟
در ضمن خوب شد شهدای ما شهید شدند و انگ متحجر و ریشوی و دنبال صیغه ای و….بهشون نچسبید
در ضمن
همه بدونند؛جبهه رفته ها وکلآ اونایی که از نظر آسو آدم حسابی هستند یا باید شهید شوند یا اسیر یا جانباز(اون هم جانبازی که علایم ظاهری وبرونی داشته باشه)وبقیه …..
جهت اطلاع
مااستادی داریم که تازه بعد گذشت چند ماه فهمیدم جانباز ویک پایش مصنوعیست
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۷:۲۸ ب.ظ:
سعید قاسمی هم کلی عکس داره با همت و بروجردی و …
ولی بهش میگفتن سعید جیم فنگ شب عملیات غیب میشد فرداش میومد برا عکس
تو جنگ نقل پخش نکردن بمب بود خیلی هم زیاد بود سالم از میدان نداریم
من به هیچ شهیدی هم او انگها رو نزدم قبلا هم گفتم ششهدا از شما خیلی فاصله دارن این که ظاهرشون مثل شماهاست دلیل با شما بودن نیست متحجر و صیغه ای و … مال کسانی است که به اسم اونا اومدن و هیچ قرابتی با اونا ندارن چه بسا دشمن اونا هم بودن از رابطه شیرین محصولی با باکری بگم؟
استادت داد نزد من جانبازم شماها داد میزنین
آغاجری زیر شکنجه تازه فهمیدن جانبازه
شهید رو معامله نکنید بس است سهام عدالت که نیست این جوری خرج میکنید به نامش
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۱۲ ب.ظ:
این نوشته، درد دل یکی از نیروهای قدیمی سپاه پاسداران درباره حرفهای امروز سعید قاسمی است نویسنده از ما خواسته که آن را بدون ذکر نام نویسنده منتشر کنیم. اهمیت این نوشته از آنجاست که آقای به اصطلاح سردار سعید قاسمی، با این سابقه تیره و نفرتانگیز، در این سالها آنقدر پیش تاخته که با پشتوانه مالی نهادهای خاص و لجستیک تبلیغاتی و تشکیلاتی آنها، خود را از رهبران حزب الله ایران میداند و جریان استشهادیون جهان اسلام و نیروهای جهادی دانشجویان و قوای محمد رسولالله و مزخرفاتی از این قبیل را راه انداخته که جز بیآبرویی در جهان، چیزی برای ایران به ارمغان نیاورده است. بخوانید و بدانید که این سردار میراثخوار جنگ، که امروز هم حامی سرسخت احمدینژاد است، واقعا کیست:
اول میخواهم چند مطلب را از روزهای اول تشکیل سپاه را به تو گوشزد کنم، روزهایی که به یاد بیاوری کی بودی و چی شدی؟ پسر، آیا روزهای اعزام به کرمانشاه را فراموش کردی که برای اعزام نشدن التماس میکردی؟ که پدر پیر دارم و چه و چه. آیا باز در کرمانشاه، یعنی منطقه هفت، شهید امانی را فریب داده و به سراغ شهید بروجردی فرمانده منطقه نرفتید که: اجازه دهید من برگردم ؟باز شروع کردی: پدرم مریض است و باید در تهران باشم. شهید بروجردی در حضور تو از شهید امانی سوال میکند که این برادر راست میگوید، و امانی میگوید تا آنجایی که که من میدانم اینگونه نیست؛ که بروجردی از تو میپرسد: برای چی عضو سپاه شدی؟ و خودت میگفتی: خیلی شرمنده شدم.
روزی که ما را با علی صدقیان به ایلام اعزام میکردند، شهید بروجردی سخنرانی کرد و اشاره به دروغ تو کرد؛ البته بدون ذکر اسمت. همه ما میدانستیم تو را میگوید، ولی به رویت نیاوردیم. ولی تو باز دروغ گفتن را رها نکردی. حاج علی صدیقان هنوز زنده است. در جمع همه گفت: به همه شما در این گردان علی اکبر اعتماد دارم، به جز سعید، چون به بروجردی دروغ گفت. امیدوارم فراموش نکرده باشی که میگفتی: امانی من را ضایع کرد، و تا شهادت امانی با او حرف نمیزدی. مهمتر از آن، شبی که در منطقه عمومی ایلام (بانی شیطان) در شب عملیات گم شدی! همان شب امانی با تعدادی از بچه ها شهید شدند و جالبتر اینکه در همان جا صدیقان به تو گفت: برو که اگر بمانی، نیاز نیست عراقیها تو را بزنند، این بچهها میکشندت. بعد فرار کردی به سوی تهران. از همانجا، همه ما که تو را میشناختیم، با تو قطع ارتباط کردیم، ولی باز تو در لشگر ۲۷ حضرت رسول پیدایت شد. گروهی جمع کرده بودی و از رشادتت در کردستان و مهران و … میگفتی. میتوانی بگویی چطور همه ماها دست و پا و بدن لت و پار داریم، ولی تو افتخار خالیبندی حتی ترکش کوچکی در بدن نداری. آری، شنیدم در قرارگاه شیمیایی شدی! پسر کمی حیا، کمی شرم، فقط کمی …!
پسر روزی که دوباره با امانیها روبهرو شدی چه میخواهی بگوی؟ آنجا این دروغ ها جواب نمیدهد. یک خاطره از شهید همت نقل کنم تا یادت بیاید همت نیازی به دروغ های تو ندارد. در قرارگاه، بنده خدایی با دوربین دنبال کسی میگشت تا با او مصاحبه کند. همه بچهها از دوربین فراری بودند. وقتی پرسید من با کی مصا حبه کنم، همه در یک لحظه به اتفاق گفتند: «خالیبند ما قاسمیه»! خبرنگار پرسید: کدامیک از این برادرهاست؟ همت گفت: بهترین راه برای یافتن او، این است که هر جا دوربین دیدی، سعید هم آنجاست؛ و چقدر راست میگفت، چون بعد از مدتی به شهید اوینی آویزان شدی. به قول بچهها آوینی را با دروغ هایی که بافته بودی، درست به وسط میدان مین بردی. پسر، تو از اطلاعات و عملیات فقط اسم آن را یدک میکشیدی. تو کجا میدان مین رفته بودی؟ البته اگر رفته بودی یا شهید میشدی که لیاقت آن را نداشتی، و یا مثل خیلی از ما گوشه آسایشگاه بودی. خالیبندی کار خوبی نیست. راستی، قضیه لبنان و بوسنی بماند …
حال چرا ما سکوت را شکستیم؟ چون دروغ های تو دل ما را به درد آورده. ما نمیخواهیم از جنگ و شهید در راستای سیاستهای دروغگویان مانند احمدی (…) مورد سوء استفاده قرار بگیرد. پسر، قاسمی، برو از امام و خانوادهاش طلب عفو کن، چون امثال شماها کاری میکنید که بعد از رحلت پیامبر با خانوادهاش کردند. مگر گمراهان با همین توجیه کردنها پهلوی بیبی فاطمه زهرا را نشکستند و یاران او را تبعید نکردند؟ چرا؟ چون با خلیفه بیعت نکردند. راستی چقدر حرفهای بعضی از شما مشابه همان حرفهای غاثبین است. حالا از قاسمی منحرف نشویم. سردار! البته ماها تو را سردار میدانیم؛ چرا که همه ما پاسداران امام و نور چشم مردم هستیم، ولی شما سرداران و خدمتگذاران خلیفه اول. این فرق ماها با شماهاست. مابرای مردم جان دادن را افتخار خود میدانیم. شما سرداران آنقدر شجاعت دارید که بچههای مردم را، ایرانیها و شیعهها را، شهید میکنید. چقدر شجاعت
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۱۶ ب.ظ:
درسال ۱۳۶۱ در زمانی که محصولی به فرماندهی سپاه استانهای آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل منصوب شد، به علت آنکه علی باکری از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بوده و در دوران محمد رضا پهلوی اعدام شدهاست، به مخالفت با برادران باکری(حمید و مهدی باکری) پرداخت.[۱۶]فاطمه امیرانی همسر حمید باکری درباره محصولی گفتهاست: عملکرد خودخواهانه و غیرقابل قبول صادق محصولی در دوران فرمانداریاش در ارومیه سبب شد مهدی باکری همراه برادرش حمید، از ارومیه فرار کنند.[۱۷]همچنین تعدادی از فرماندهان لشکر عاشورا در جنگ ایران و عراق محصولی را متهم به تضعیف نیروهای نظامی این لشگر از جمله قطع ارسال نان و خودرو برای تضعیف وجهه مهدی باکری در زمان جنگ، میکنند
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۲۸ ب.ظ:
خانواده ابراهیم همت پس از شهادت وی
فرزند وی می گوید در این سالها به جز آقایان کروبی، محسن رضایی، دهقان رئیس سابق بنیاد شهید و تا حدودی خاتمی، هیچ یک از مسوولان سراغی از ما نگرفتند.
پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران
در جریان پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) مأموران که اطلاع یافته بودند خانواده همت در اعتراضات شرکت داشته اند وارد منزل آنها می شوند؛ فرزند بزرگ ابراهیم همت می گریزد و فرزند کوچک او به شدت با باتوم مورد حمله قرار می گیرد.
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۳۰ ب.ظ:
مجتبی ذوالنور، مدعی شد که همسر مهدی باکری به «همسری دوم علی یونسی، چهارمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران» درآمده است. [۲]
خواهر باکری ها هم در نامه ای نوشت: در مورد همسران برادرانم جملات نا مربوطی شنیده ام. شما اگر ذره ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید . کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شبها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشکهای آنان رانبیند، تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند. آنوقت شما مقدس مآبان و تازه به دوران رسیده ها که باکری ها را نمی شناسید، می گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟ شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟ [۳]
زهرا باکری، خواهر علی، حمید و مهدی باکری در مصاحبهای با رادیو فردا اعلام کرد که: «پسر برادرم را دستگیر کرده اند. بلایی سر ما آمده که زمان شاه نیامد. باور کنید یک ساواکی در خانه مرا نزد. زمان شاه من بعد از شهادت برادرم استخدام شدم. خواهرم در پست بالایی استخدام شد. مهدی دانشگاه قبول شد و تحصیل را شروع کرد. یک نفر در خانه ما را نزد. میگفتند خرابکار یا خانواده خرابکار ولی کسی جسارت نکرد در خانه ما را باز کند و به ما توهین کند. ولی در جمهوری اسلامی ما این توهینها را دیدیم».[۴]
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۳۳ ب.ظ:
مجتبی ذوالنور، مدعی شد که همسر حمید باکری به «همسری یک معلم گیلانی» درآمده است. همسر حمید باکری نیز ضمن اعلام اینکه بعد از باکری ازدواج نکرده است، در مورد سخنان ذوالنور گفت: من از همه دروغگویان فتنهگر و منافق بیزارم چرا که بین مردم با دروغهایشان نفاق انداختهاند. زیرا شهدایی که با آنان همنشین بودهام از صادقان و صالحان بودهاند و من نیز ان شاءالله هم پیمان آنان خواهم بود. [۲]
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۳۶ ب.ظ:
احمدی نژاد در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمتهای متعدد جبهه حضور پیدا کرد و تا سال ۱۳۶۵ در فعالیتهای پشتیبانی و مهندسی رزمی تلاش کرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با طی دورهای در قرارگاه رمضان در عملیات برونمرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ویژه سپاه به خدمت پرداخت
در مقابل این ادعاها محمدباقر قالیباف گفت که احمدی نژاد تاکنون جبهه و جنگ را ندیدهاست.
من که حرف قالیباف را بیشتر قبول دارم که از ۱۸ سالگی در جنگ بوده تا آخرش تیر هم کم نخورده برادرش از غواصهای معروف کارون بود که در کارون هم شهید شد
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۵۲ ب.ظ:
معروفترین شهدای اسلام آباد غرب بزرگان ریزوندی و شهبازی هستند که اوایل جنگ بعد این که فهمیدند موحد قمی که امام جمعه شهر بوده تصمیم دارد همسر جوان یکی از شهدا را به زور به عقد خود در آورد به شهر آمده موحدی را در میدان شهر کتک مفصلی میزنند اطرافیان موحدی که الان همه از حامیان جدیه احمدی نژاد هستند در توطئه ای هر دو را ترور میکنند و میگویند در جنگ شهید شده اند در حالی که این دو در آن روز در خط مقدم نبوده اند و برای شرکت در جلسه فرماندهان عازم کرمانشاه بوده اند
ماشا الله حاتمی قاضی فعلی دادگاه انقلاب شهر و از نزدیکان موحدی بعد از جریانات اخیر و شرکت فرزندان ریزوندی و شهبازی در اعتراضات آنها را بازداشت کرده و هنوز آزاد نکرده است
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۳ ب.ظ:
این هم علی آقا و اعتقاداتش
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۳ ب.ظ
این حرفایی که در مورد رادان و کهریزک می زن به نظرت درسته؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۶:۴۸ ب.ظ:
قطعاً اغراق هم وجود داره ولی نقش ایشون در برخورد با اعتراضات غیرقابل انکاره
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۸ ب.ظ
همون بیتر که وقت نشد درباره ی امروز صحبت کنید.
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۱۳ ب.ظ
یک خواهش کوچک. میشود در مورد حوادث تروریستی اخیر در عراق و پاکستان مطلب مرتب و منظمی تهیه کنید تا ما هم استفاده کنیم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۵ ب.ظ:
آسو جان تخصص و اطلاع زیادی ندارم. ولی سعی می کنم اگه حرفی داشتم بنویسم
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۸:۲۸ ب.ظ:
ببخشید که همچین چیزی رو خواستم با این حال مریض و کلی گرفتاریه درس بالاخره شما یه جورایی دارین تو حوزه دکترا میگیرین(البته تا پروفسور شدن و استادی راه زیاده ها جوگیر نشی)(چون من گفتم پروفسور در حوزه مراجع هستن (پروفسور یعنی کسی که در علمی به نهایت اون علم در عهد خودش رسیده و به نظر من مراجع در حوزه چنین جایگاهی دارن) و این خیلی سخته و زحمت داره ولی خوب نقش این حوادث در کشور ما مستقیمه و در ضمن وقتی میبینم مسلمانان در چه ورطه ای از جهالت افتادن و چطور دارن بازی میخورن واقعا ناراحت میشم بی ثباتی این منطقه که کلی هم ب ما ضرر زده به نام اسلام سند خورده چرا من باید ببینم که بهترین دین دنیا کریهترین چهره رو به خودش بگیره و به صورت چیزی عرضه بشه که اصلا نیست
شما طلبه هستید در مورد حکم جنایت در اسلام اجبار دین در اسلام و کلی چیز دیگر اطلاعات بیشتری دارید شما مطمئنا بهتر مینویسید
بابا تو عراق در یه لحظه ۹۰۰ نفر سلاخی شدن کافر چنین نمیکنه که این مسلمان نماها میکنن
من کم پیش میاد گریه کنم شاید سالی دو بار ولی در مقابل تلویزیون گریه کردم سنگ هم به فریاد میاد بس که سفاکن
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۲۶ ب.ظ
سلام به پسر گل خانواده دوست
(حالا راستشو بگو تو طاقت دوری از مامان رونداشتی یا ایشون پسر عزیز دردونشون رو تنها نمی ذارن
)
راستی گلوم درد گرفت
اینقدر واجب بود صحنه شهادت بابا رو هم بنویسی
خدا رحمتشون کنه و بقای عمر مامان و بقیه خانواده باشه ؛علی جان خودت بهتر می دونی که خدا بهتون جه وعده ها و بشارتهایی داده یه وقت غصه نخوریا هر وقتم دلتنگ شدی سرود بجه های آباده رو که یادآور خاطرات کودکی بروبچه های دهه شصته زمزمه کن: (دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره/دیدم ملایک به دورش بیشماره/…..
خدا رو شکر امروز خیلی بهتری که تونستی مهمونداری کنی، ای ناقلا واقعا با پرستیژی ولی لو نمیدی
خوبه من این خاکی بودن و صاف و صادقیت رو دوست دارم بیخودی نبود که بهم گفتی داشتی پرونده
سازی می کردی منو بگو که حواسم نبود هر چی باشه تو یه بچه نظامی هستی
ف
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۰ ب.ظ
راستی ها بعد از اینهمه مدت چه طور حالا به یاد خانواده فرمانده شهیدش افتاده؟! البته اصلن به سبز بودن وبلاگ شما ربط نداره ها
بعد از دکتر خزعلی ………چه قدر من منفی بافم خدااا
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۵ ب.ظ:
بعید می دونم دلیل سیاسی داشته باشه. چون هیچ حرف سیاسی زده نشد حتی به کنایه
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۸:۴۴ ب.ظ:
بابا اون از سیاست آخه چی سرش میشه یه چماق میدن دستش میگن برو بزن معلومه که حرفی نمیزنه دیدیم که حسنی چی کارش کرد اگه سیاست داشت که حداقل یه هفته مهلت میداد تا لااقل این قد تابلو نشه که به خاطر اون حسنی بدبخت رو دکش کردن
در ضمن در مورد دکتر خزعلی برای من ایشون همیشه سبز هستن حتی از خودم هم سبزتر میبینمش خیلی هم عاقلتره نقدی کرده یا خوشمون میاد یا بدمون میاد اصلا فرقمون باید این باشه اگه قرار باشه فحش بدیم به هر کی بهمون گفت تو که فرقی با دار و دسته محمود نداریم این همه دکتر گفت خوشمون اومد حالا یه بار بعضی هامون خوشمون نیومد بابت اون قبلی ها چقدر تشکر کردیم وقتی بابت منو شما انفرادی بود یکیمون گفت این زنده است یا مرده که حالا این جوری دور برداشتیم
اگه من تندم به خاطر دوروغ محموده نه به خاطر مخالفتش با ما مگر نه خاتمی کلی ایراد داشت بابا من اصلاحطلبم تا بگم هر کی هر حرفی داشت بزنه نه این که ما اگه به قدرت رسیدیم مثل امثال محمود بگیم هیچکی حق نداره نقد کنه اگه بکنه خائنه خزعلی همچنان سبز است حتی اگر نقادی سبز باشد اصلا ما باید نقد بخواهیم تا ایرادات جنبش را رفع کنیم تا جنبش مثل انقلاب آسیب نبینه آسیب انقلاب هم همین بود نقد ناپذیریه انقلابیون تازه دکتر تو اون نقد کلی هم به دولت باز پریده
عین انقلاب که کلی انقلاب کردن و بعدش با بذ اخلاقی و تعصب کلی رو از دست دادن ما اشتباه نکنیم قرار نیست همه سبزها یه جور فکر کنن سبز یعنی همه باهم و محمود یعنی فقط ما این فرق ما با اوناست
[پاسخ]
daniel پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸م, ۱۳۸۹ ۱:۴۳ ق.ظ:
salam doste aziz
man az belgique hastam va az neveshtehat khosham omad aghar sayti matlabi dari dar ghedmata ke
khosh hal misham siti be man bedid ke dar mahzare shoma basham
merci
iran dokht پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ب.ظ:
be nazare man ke peyda kardane shoma bade in hame sal faghat rabt be masaele siasi dare. shayad ye jor yar keshie. kholase movazeb bashin
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۸ ب.ظ
میخواستید آدرس سایتتون هم بدین از اضا(ببخشید ،افاضاتتون فیض ببرن)
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۴ ب.ظ:
اصلاً فرصت نشد من حرف بزنم که بخوام اضافاتم رو هم بروز بدم!
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:
ایشون اضافات به قدر کافی میشنون یه قدر کافی هم میگن نیازی به مطالب سایت ندارن تازه مگه کهریزکها فرصت این جور کارها رو میده
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۶ ب.ظ
واقعا یه لحظه فکر کردی این یارو با بچه های دیگه مردم چی کار کرده ؟
به جای این ذوق کردنها یه سر به وبلاگ نوری زاد بزن یه مقاله نوشته شده بنام ” دوئل در گودال ”
یکی از بهترینهایی بود که تو عمرم خوندم
از دست ندید
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۳ ب.ظ:
اتفاقاً فکر کردم ولی مطمئن باشید اگر قاتل پدرم هم مهمانم بود کاری جز این نمی کردم
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹ ق.ظ:
آفرین،همین کارت یعنی پیرو راه پیامبر ، امامان و صالحان نه پوشیدن عبا،قبا و رو منبر رفتن و از بهشت و جهنم گفتن و ملت رو از دین خدا برگردوندن و ………
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۲:۵۶ ب.ظ:
اگه ی معلمی خوب درس نداد ،دانش اموز را نابه حق زد وبد اخلاق بود،آیا همه معلمها بد هستند/
اگه دکتری گفت تا پول عمل را کامل ندهید و زیر میزی هم میخواست میشود گفت همه دکترها بی دین هستند
که شما همه را به یک چوب میرانی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۰ ب.ظ
نمی دانستم فرزند شهید هستید
یک روز بعد از اتفاقات انتخابات اخیر با خودم فکر میکردم واقعا خانواده شهدا که عزیرانشان را برای تشکبل این نظام و حفظ آن از دست دادند با دیدن اتفاقات اخیر چه حسی دارند و چه فکری می کنند.جواب خودم را داشتم ولی شماها را خدا صبر دهد.
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۹:۱۴ ب.ظ:
آقای ریاضی مردانی که در چالدران مردند نه شاه اسماعیل و صفویه برای ایران رفتند آنها که در کرنال رفتند برای ایران رفتند نه نادر و افشاریه آنها که در اصلاندوز مردند برای ایران رفتند نه عباس میرزا و قاجاریه آنها که در آذربایجان مردند برای ایران رفتند نه محمد رضا شاه و پهلوی آنها هم که در هشت سال جنگ رفتند برای ایران رفتند نه نظام (حالا هر که میخواهد مرا به خاکپرستی متهم کند بکند)
حتی تعدادی از شهدا شاید اصلا طرفدار نظام نبودند ولی ایران را در خطر دیدند و رفتند
البته که دیدن ظلم به مردم برای یادگارهای شهدا سختتر است
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۳:۰۲ ب.ظ:
بله من واقعآمی خواهم بدانم خوانواده های شهید میدیدند که چطوری یک نفر با یک تکه پارچه مردم را فریب میدهد و باتمام وقاحت جلوی قانون ،رهبری وتمام نظام ایستاده چه حالی پیدا کردند!!!!!!!!
ولایت فقیهی که قرآن،روایات و امام (ره)دستور اطاعت آنرا به کوچک وبزرگ ما داده است
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۴۹ ب.ظ:
حالشان به بدی همسر همت بود که با باتوم شماها خرد شد
پهلوی فاطمه را هم امویان مدعی (که در اصل دشمن اسلام بودند)شکستند
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۶:۰۱ ب.ظ:
راستی من همچنان منتظر جوابم هاله چه رنگیه نورش چقدر که تو تمام مدت سخنرانی همه بی پلک نیگاش میکردن
باز هم باز شدن دربهای رحمت مذاکره اسلامی به روی اسرائیل را از سوی دولت مهرورز تبریک عرض میکنم
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۵۴ ب.ظ:
در ضمن ولی باید مورد تایید مردم باشد نه این که بگوید من ولی و همه اطاعت کنید و تاییدش خبرگانی باشد که باید شورای نگهبان خودش آنها را تایید کند
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۵۷ ب.ظ:
راستی تحقیقت در مورد دوروغ و جعل مدرک چی شد که بازم بی جواب اومدی
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۵:۳۹ ب.ظ:
سلام
اولا چه عجب یک کمی داری عقلانی بحث میکنی واز فحش و تهمت زنی فاصله گرفتی. جای شکر دارد
ثانیا ،این شبه دوری که مطرح میکنی چندین ساله که پمبه اش زده شده . فقط باید بخواهی که بفهمی ویکمی هم وقت برای مطالعه افکار مخالفین بذاری
خدارو چه دیدی ،شاید این همه مراجع وعلما واندیشمندانی ،همچون امام خمینی،ایت الله جوادی املی؛علامه محمد تقی جعفری،ایت الله بهجت و…………………………………………………… شاید،شاید نظرش در مورد ولایت فقیه ووجوب اطاعت ازاو،هر چند به صورت مقیده درست باشه
شاید هم اکثر علاما اشتباه میکنند وشما وامثال شما درست میگید
ولله اعلم
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۹:۱۸ ب.ظ:
ولایت فقیهی که عدالت و شجاعت و کلا هر چه که مربوط به ولایت باشد از او برای من ثابت شده باشد نه آن ولی که رفقای یه عده بیان بگن تو ولی فقیه باش هر کی هم قبول نکرد مفسده ولایت امام برای من تا بود عزیز بود خودم بچه بودم بابا م که بچه نبود ولی همیشه مطیع بودچرا چون خودش در انتخابش ولی نقش داشت
خبرگانی که شورای نگهبان خود ولی باید تاییدش کنه منتخب مردم نیست
آیت الله بهجت و جعفری رو هم قاطی نکن که مستنده که با ولایت مطلقه مخالفت کامل داشتن
بحثهای قبلی من هم فحش یه دونه نداشت من مثل شماها نیستم تهمت هم نداشت یه دونه بگو همش عیان جامعه است
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۸:۱۷ ق.ظ:
عزیز جان
دیدی نرفتی مطالعه کنی
اولا،افراد خبرگان را شورای نگهبان تایید وخود مردم انتخاب میکنند. وجوابهای مفصلی که قطع دارم نه زحمت خوندنش به خودت دادی نه حالش داری ونه ان انگیزش . چرا؟
چون فکر می کنی انسان هر چی بیشتر انتقاد بکنه و مخالف باشه بیشتر می فهمه!
ثانیا، این شکل انتخاب رهبری را همین مردم وهمین امام امت که فقط از اون دم میزنی وکمتر به نظراتش عمل میکنی ودر قانون اساسی امده بهش رای دادن.
فتامل
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۳:۴۲ ب.ظ:
نگهبان کی رو تایید میکنه رفقای خودش تا مثل مجلس ششم گیر نیفته
نتیجه انتخابات خبرگان و مجالس هفتم هشتم کمترین شرکت کننده رو داشت
درضمن مردم سال در تایید متمم قانون اساسی که کلی به شورای نگهبان حال داد هنوز تو کف ۵۷ بودن فکر نمیکردن این قد سو استفاده کنن این نگهبانی ها اگه راست میگن الان رفراندوم بزارن(البته خوب الان بزارن مگه تقلب کم کردن اینم روش تازه الان با تجربه تر هم شدن بعد از ۲۲ خرداد)
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۲ ب.ظ
این فرد یکی از عوامل اصلی شکنجه و قتل جوانان در بازداشتگاه کهریزک است.توصیه میکنم جاهایی که این حرامزاده دست زده را آب بکشید.
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۸:۵۰ ب.ظ:
علی آقا این مطلب موافق حرف منه ولی فحش داره توهین نه فحش اونم نوع شدید خوب نبود که ثبت کردی ببخشید که فضولی میکنم
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۷ ب.ظ
متاسفم …
[پاسخ]
اش صادق پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ ق.ظ:
راستش را بخواهی من هم خواستم همین را بگویم ولی … یاد این روایت تاریخی افتادم که مسلم بن عقیل(ع) زمانیکه ابن زیادملعون به عنوان مهمان و برای عیادت به خانه هانی رفت از کشتن او خودداری کرد.
درضمن همین که آقای فتحی در این سایت مخالفت خودشان را با این سیاست ها نشان می دهند جای بس خشنودی را دارد.
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷ ق.ظ:
چه عجب یکی منو درک کرد
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ ق.ظ:
عزیزم هممون درکت کردیم ولی خوب بعضیا زود از کوره در می رن لطفا این یکیو شما درک کن هر چند همیشه این کارو کردی.
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۹ ب.ظ
ali jan mabada khodet ham hamrazm sardar radan shavi va az jahay najoor sar dar biary
va ya shayad pedarat khosh aghebat shod ke shahid shid va namand ta ba radan be ham razmi edame bedahad
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۶ ب.ظ
تورجان بنده هم از همرزمان پدرتان هستم گرچه واحد خدمتی ام سپاه زنحان بود اما افتخار آشنایی با ایشان را نداشتم . آین را به این دلیل نوشتم که بگویم من هم غریبه نیستم. اما اگر سابقااین افراد به دیدار خانواده معظم شهدا میرفتند چیزتازه ای نبود یک روند عادی و جز احترام به این خانواده ها چیز دیگری احساس نمی شد. اما این روزها با بی احترامی های فراوان به خانواده های سرداران بزرگی چون باکری همت و… توسط همین افراد نمی شود اعتماد کرد که آقایان بعد از ۲۷ سال از شهادت پدر بزرگوارتان برای ادای احترام به فرمانده اسبق خودشان آمده باشند. به نظر می رسد نوشتار جنابعالی به مذاق آقایان خوش نیامده است و سعی کرده اند در وحله اول از در دوستی با شما وارد شوند تا شاید بتوانند هر انچه انها می پسندند بنویسید و اگر نشد از در دیگری وارد شوند. این شگرد همیشگی نو کیسه گانی که به قدرت رسیده اند و فکر میکنند با زور و رعب و حشت می شود بر ملتی حکومت کرد.
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۴ ب.ظ:
راستش من نیت سیاسی از کار ایشان برداشت نکردم
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۱ ب.ظ
اعظم الله اجورنا و اجورکم ….
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ب.ظ
نباید راه میدادی مردتیکه قاتلو.باید میگفتی پدرم حتما شرمنده است که یه همچین کسی زیر دستش بوده.حد اقل باید چند تا تیکه بارش میکردی.اونوقت به جای کهریزک میبردت اتاق بغلی و بلهههههه
[پاسخ]
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ب.ظ
[...] تورجان » یک دیدار غیرمنتظره در خانه ما تصور کن سردار رادان رفته خونه فتحیهای وبلاگ تورجان نه بخاطر وبلاگ فوقالعادهشون که باعث شده که ما بشناسیمشون (که احتمالا روحشم خبر نداره) بلکه بخاطر پدر شهیدشون که ما نمیشناسیم! [...]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۵ ق.ظ
درود.
اول اینو بگم که مدتهاست این وبلاگ را میخونم و فوق العاده ازش استفاده کردم ولی تا حالا کاکمنت نگذاشتم.
اما غرض از مزاحمت اینکه من از کاربران ویکی پدیا هستم و کمی مطالعات فقهی داشته ام. یک مشکلی ما داریم با جناب آقای سید رضا حسینی نسب که ظاهرا یکی از طرفدارانشان اصرار دارند یکی از ماجع تقلید مطرح هستند. ولی من نسبت به این قضیه مرجعیت ایشان خیلی مشکوکم. منشی تردید من اینست که ایشان حدود ۱۵ سال در حوزه قم تحسیل می کرده و مدرکی که گرفته معادل اجتهاد متجزی است نه اجتهاد مطلق. اگر کسی اجتهاد متجزی داشته باشد حداکثر در همان جزء میتواند فتوا دهد.. تازه اگر اجتهاد متجزا را بپذیریم. دوم اینکه فقط سایت خود ایشان و مؤسساتی که ایشان رئیسش هستند یا بوده اند او را مرجعی معرفی کرده اند.. تصویر مدرکش در اینجاست: http://www.hoseini.org/professorship.htm
در کل آیا صرف انتشار رساله می تواند ضابطه خوبی برای مرجعیت باشد؟ آیا کسی را میشناسید که رساله چاپ کرده باشد ولی اجتهادش مورد تردید باشد؟
زیاد به ویکی پدیا لینک می دهید. اگر علاقه ای به همکاری ندارید. آیا حاضرید به این نوع سؤالات ویکیایی پاسخ دهید.
[پاسخ]
سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۷:۳۹ ق.ظ:
مقالات ویکی پدیا مطالب ارزشمند و قابل استنادی دارد. برای همین ارزش لینک دادن را دارد. و ما استفاده می کنیم.
این که پول هم در کار نیست کار ویکی پدیا را جذاب تر می کند. چند بار خواستم عضو شوم و کار کنم ولی به هر حال این کار را نکردم.
اما در مورد سؤال شما:
افراد زیادی هستند که به درجه اجتهاد رسیده اند و صدها نفر مجتهد در قم زندگی می کنند.
بله، کسانی هم هستند که بدون رسیدن به درجه اجتهاد واقعی، رساله منتشر می کنند!
البته منظورم مراجع نیست. کسانی که شناخته شده نیستند. ولی این مسأله هست.
در شناخت اجتهاد فرد، روال سابق علما اینگونه بوده که به اجازه اجتهاد استناد می کردند و هنوز هم همینگونه است.
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۱ ق.ظ
حالا بجای این ژست حاتم طائی گرفتن ها اولا بفرمائید بروید خاطره ملاقات شاه از سید ابوالقاسم کاشانی را بخوانید . ( البته قیاس از خود مگیرید ) ثانیا : امید است این مسئله را یه جوری به حضرت آیه الله محقق دادماد به عنوان اینکه بارها نان شاگردی شان را تناول فرموده اید ربط ندهید . به قول آن شخصی که کامنت گذاشته خوب فکر می کردی چرا بعد از ۲۷ سال ؟ مگر این که بهانه همیشگی باشه که یهو در باز شد اومدن تو . امید اس این پست را بگذاری .
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۱ ق.ظ
آفای فتحی من یک سوال از شما دارم که امیدوارم جواب بدهید.میخواهم بدانم شما بعد از اتمام درستان چکاره می شوید ؟ منظورم این است که شغل آخوندی دقیقا یعنی چه کاری؟ ما در کشورمان فارغ التحصیل بیکار زیاد داریم در هر رشته ای مثل مهندسی علوم پایه انسانی و … . آیا ممکن است کسی آخوند شود و کار متناسب با رشته اش پیدا نکند؟اصلا آخوندها کارکردنشان چه جوری معلوم میشود که بیکاریشان معلوم شود ؟چرا همه پیامبران الهی شغلی داشته اند مثل نجاری چوپانی تجارت صنعتگری و … اما آخوندها فقط حرف زدن بلدند؟اصلا آخوندی از کی شغل شد؟ زمان پیغمبر که قطعا شغل نبوده.راستی تا حالا آخوندها چه کمکی به جامعه کردند؟چرا درجامعه آخوند پرور ما این قدر اعتیاد فقر فحشا و فساد اقصادی و … هست در حالیکه مثلا در سوئد نیست؟
امروز در تلویزیون دیدم که در نمایشگاه صنایع هوایی در سوریه هنگام بازدید وزیر حمل و نقل سوریه از غرفه های ایران یک آخوند ایرانی او را همراهی میکرد . چرا آخوندها فکر میکنند در همه چیز از نحوه دستشویی رفتن مردم تا حکم به قتل و ترور و کشتن آنها باید دخالت کنند؟در افغانستان پاکستان عراق ایران آخوندها با دخالت ها و تعصبات و فتواهایشان مردم را به جان هم می اندازند و همه را بیچاره کرده اند . حتی در حرم امام رضا هم که میخواهیم زیارت کنیم یک آخوند نشسته در قسمت زنانه یا فال میگیرد یا صیغه جور میکند یا استخاره میکند . ما بخواهیم دین و خدا و پیغمبرمان را از این آخوند ها پس بگیریم چه باید بکنیم . شما را به روح پدرتان قسم جواب من را بدهید .
[پاسخ]
سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۷:۵۳ ق.ظ:
خانم سپیدی
آخوندی هم مثل خیلی از شغل های دیگر در طول زمان به وجود آمد
یعنی وقتی نیاز به تخصص پیدا شد، و لازم شد که کسانی به طور خاص وقتشان را به یک موضوع اختصاص بدهند آخوند ها زاده شدند!
زمانش ربطی به امروز یا دیروز ندارد. از زمان ائمه بودند.
هم در شیعه بودند و هم در اهل سنت.
این که چه کاری می کنند: طبیعی است پاسخش در ارتباط با علوم دینی است. و کم هم نیست کارهایی که آخوندها می کنند. خصوصا با وضعیت فعلی کشور
از نماز جماعت خواندن تا نمایندگی ولی فقیه و استاد دانشگاه و تدریس و کارهایی که به نوعی به تخصص شان مرتبط است.
البته یکی از تخصص ها هم حرف زدن است! که این می شود یک ارتباط اجتماعی و طبعا بعضی از آخوند ها در کار های اجتماعی خوب رشد می کنند .
اما این که بگوییم چرا در هر کاری دخالت می کنند، این مربوط به سیاست های کلان اداره جامعه و سیاست است. در یک زمانی کم است و در یک زمان بیش.
مثلا می گویند مرحوم امام مخالف حضور جدی روحانیون در امور اجرایی بوده است.
اما در مورد سوال تان در مورد کشتار در افغانستان و پس گرفتن دین از آخوندها.
حرف بدی نیست و کاملا حق شما است که چنین دغدغه ای را مطرح کنید ولی این حرف مثل این است که من بگویم کی می شود دکترها دیگر طبابت نکنند؟ و الان یک روش بهتر طبابت آمده است که در فلان جای دنیا مطرح شده.
مسأله این است که من کارم دکتری نیست. و تازه هر دکتری هم نمی تواند در ایران روش رایج طبابت را تغییر دهد!
من اگر بخواهم روش طبابت را بهتر کنم تنها کاری که می توانم بکنم این است که طبیبان شهرم را به اندازه ای که می توانم از واقعیت کارشان و از واقعیت های روش های جدید طبابت با خبر کنم.
این گونه است که رفته رفته تغییر آغاز می شود.
اگر می خواهید کسانی می خواهند روش برداشت آخوندها را تغییر دهند بهترین راه این است که ارتباطات خود را با این طیف بیشتر کنند.
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۳ ق.ظ
منم با نظر امیرحسین موافقم. همون بهتر که حرف امروز نشده… کم نیستند فرماندهان آن روزها که امروز در زندانند و سربازانشان شده اند زندانبان… تازه کاش بازجوشان نشده باشند…دوستی میگفت در بهشت زهرا وقتی مردم را میزده اند یکی گفته نزن من هنوز ترکش در بدنم هست. آن بنده خدای باتوم به دست هم با عصبانیت گفته خسته شدیم بابا هر کدومتون رو هم که میزنی یا فرمانده سپاه بودین یا رزمنده و بسیجی و جانباز…
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۸:۲۶ ق.ظ:
اتفاقاً رضاجان بعضی از دوستان پدرم که از سرداران جنگ هم بوده اند از سران ستاد میرحسین شدند و …
خلاصه بساطی شده!
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۵ ق.ظ
ای دوست حلالم کن و جانم بستان …………………………مستم کن و از دو جهانم بستان
یک از بد ترین رفتار هایی که هر انسانی می تواند داشته باشد این است که فکر کند فقط خود و هم فکرانش حرف حق را می زنند.
پس هر آنکس که با تو ساز مخالفت زد بی شک یا جاهل است یا کفر.
پس اولی را باید تنبیه کنی(یا شکنجه)و دومی را مجازات کنی.(آبروی طرف را ببری و یا بکشیدش)
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۰ ق.ظ
البته واضح و مبرهن است که سردار رادن آدم حسابی نیست.اصلا باید روی آدم بودنش هم بحث کرد.
اما اینکه اومده خونه ی تورجان خودش کلی جای بحث داره.
علی جان به زودی دارت می زنن اونوقت خیال سردار رادان هم راحت می شه.
خیال منم همینطور
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ ق.ظ:
به به خانم همتی! چه عجب قدم رنجه فرمودین و توی وبلاگ جدیدمون کامنت گذاشتین! واقعاً مسرور شدیم
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۲:۲۱ ب.ظ:
سلام شهرزاد جان از محبوبه چه خبر
می گم اگه این علی آقا رو دار بزنن خیلی بد می شه ها آخه پسری نداره که بعد از چند سال بیاد و وبلاگ (قم) بذاره
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۶ ق.ظ
اگه جای تو بودم اصلاً راهش نمی دادم به خونه .. ولی خوب جای تو نیستم. تو هم جای من نیستی.
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
علی آقا اینا کارکشته تر از این حرفان که همون روز اول خودشونو لو بدن! البته که حرف سیاسی نزدند که اگر می زدند تعجب داشت. اونا الان دارن یار کشی می کنند تا به زعم خودشون دور موسوی رو خالی کنند.رادان اینبار رل آدم خوبه حکومت رو تو خونه شماداره…مگه خاطرات بازداشت خانوم سعیده رو خودتون لینکش رو نذاشتید؟.. آره عزیز خواهر موضوع اینجوریاست:)
****
به آقای آسو هم میگویم که من به رنگ خزعلی کاری ندارم! همین که توانستند اون و رفسنجانی و….بعضی های دیگه رو یه جوری منتقد موسوی کنند برای حکومت کافیه!
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ب.ظ:
اولا رفسنجانی رو من هیچوقت سبز ندونستم
یه آدمیه که با محمود خرده حساب داره این که فکر هم کنیم از میدون به در شده خیر اگه محمود رو لوله نکرد هر چی خواستین بگین برعکس ما این هفت خط خیلی صبور و با برنامه است
خزعلی منتقد موسوی نبود حرکتی که بعضی طرفداران کردن رو مورد نقد قرار داد مگر نه کدام حرف یا بیانیه موسوی رو مورد نقد قرار داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟در ضمن مگر هر کس که نقد کنه دشمنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما به نقد نیاز داریم نه به به چه چه .اگه فقط تایید بخواهیم میشیم رسایی
کروبی هم منتقد موسوی بود و در انتخابات در مقابل موسوی قرار گرفت یعنی تحت امر حکومته؟؟؟؟؟؟؟؟؟بت نسازیم موسوی آدم خوب مدیر پاک بدون سابقه فساد مالی اداری ولی غیر قابل نقد نیست کجای حرف خزعلی تایید حکومت بود فقط گفت من از این شعار خوشم نیامد به این دلیل تازه در این نقد هم نیش خود را زده به حکومت
” من نیز با سیاستهای تند و سخنرانی های نادرست برخی مسئولین مخالفم، رژیم صهیونیستی حیات خود را مرهون این سخنان است. اسرائیل به سرعت در سراشیبی سقوط پیش می رود و سر نوشتی چون آفریقای جنوبی در انتظار اوست. آنها بر طبل دشمنی ایران می کوبند تا در هیاهوی طبل جنگر، چند صباحی بیشتر بمانند، با همین ترفند اسرائیل برای اولین بار در طول عمر ۶۰ ساله خود توانست عربها را از پشت مردم فلسطین دور کند، مصر گذرگاه را می بندد، اردن و عربستان تماشا می کنند، و حتی از کشور دوست و برادر – سوریه – نیز آبی گرم نمی شود. غزه تنهاست و اسرائیل موفق شده است اعراب را متفرق سازد.
از سوی دیگر با تفکر استعماری که لبنان و غزه را خط مقدم خود می شماردو آنان را قربانی معاملات خود می داند نیز مخالفم! کسانی که حاضرند در لبنان و غزه جنگ افروزی کنند تا اسرائیل را در مرزهای خود درگیر کنند و با خیال راحت در بلاد خود حکومت کنند! این تئوری استعماری است، ما نمی توانیم با فرهنگ اسلامی و مکتب علوی از این روشها بهره گیریم که جوانان غزه و لبنان، فدایی ما شوند! یا با جنگ افروزی بخواهیم معادلات سیاسی را تنظیم کنیم، پس باید طریق سومی را برگزید، باید از مظلوم در چارچوب دیپلماسی دفاع کرد و با این روش سقوط رژیم اشغالگر قدس قریب الوقوع است.”
“مهدی خزعلی”
به من نگین از سبز نیستی که بله نیستم من دوم خردادی هستم که خیلی قدیمی تر از سبزه
موسوی . خزعلی راهشان جدا نیست این که از هم انتقاد کنند دلیل دشمنی نیست شما در خانه خود همدیگر را نقد نمیکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۶ ب.ظ
جهت اظلاع تورجان از سوابق درخشان سردار رادان در دولت کودتا: زندان شورآباد را اختصاص داده بودند به معتادان. دو سال قبل یکی از سوله های آن را اختصاص دادند به اراذل و اوباش. بعد از انتخابات سردار رادان دستور داد از بین دستگیر شدگان عده ای را که زیباتر و به قول رادان سوسول تر بودند به کهریزک ببرند. ۱۴۵ نفر را بردند در یک سوله ۷۵ متری که پیش از این اراذل اوباش در آن زندانی بودند. پیش از آنکه آن ها را وارد سوله کنند، لخت کرده و بعد در را بسته بودند. ۷۰ زندانی زیر اعدام را که از اراذل و اوباش بودند و ماه ها در سلول های انفرادی دچار فشار جنسی بودند را داخل این سوله انداختند تا به زندانیانی که دستشان از پشت بسته شده تجاوز کنند. “سعید صادقی” عکاس جبهه و جنگ که عکاس آقای خامنه ای هم بوده در بین زندانیان بود. او وقتی آزاد می شود خود را به دفتر رهبری می رساند و در ملاقاتی که در یک روز دوشنبه اتفاق می افتد با جمعی به دیدار آقای خامنه ای می رود و با گریه آنچه را بر او و دیگران رفته است را تعریف می کند. از خود او نقل شده که وقتی خامنه ای شنید، چند بار بر پیشانی خود زد و بعد جلسه را ترک کرد.(وقتی او اکنون این تجاوزات را انکار می کند و کروبی را بدلیل افشای این جنابات زیر فشار می گذارد.
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۶:۳۳ ب.ظ:
شب بخیر
آدمای کوچک روی صندلیای بزرگ نشستند)راسته که می گن هنرمندا عضو پیشرو جامعه هستن،آخه تازه همه
اگه همگی یادتون باشه چند سال پیش تو یکی از برنامه های تلویزیون آقای سعید صادقی گفت
می فهمن این عکاس عزیز چی گفت.
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۸ ب.ظ
می بینم ک شما هم شناسایی شدی!
علیرغم این ک ی بار بیشتر ندیده بودمت ولی خیلی دوست داشتم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۴۸ ب.ظ:
خیلی مخلصیم
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۵ ب.ظ
پس بگو چیه چند روزیه پیدات نیس
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۷ ب.ظ
بالاخره یک روزی باید همه یاد بگیریم دموکراسی واقعی یعنی چه؟
اون وقت دیگه نقد دکتر خزعلی رو نقد نمی کنیم! اون وقت می فهمیم که دموکراسی تعصب بردار نیست که هر کس کوچکترین ایرادی از کارمون گرفت سریع در مقابلش جبهه بگیریم.
اون وقت می فهمیم هرکس مهمانمان شد (حتی به قول آقای فتحی اگر قاتل پدرمان باشد) مسلمانانه مهمان نوازی کنیم.
برعکس خیلی ها که می گن اسلام با دموکراسی جور در نمی یاد من می گم وقتی امام زمانمون(عج) بیاد تازه طعم شیرین دموکراسی حقیقی رو خواهیم چشید.
در مورد نقد دکتر خزعلی باید بگویم من از همان روز اول هم با سمیه توحیدلوی بسیار عزیز هم صدا شدم که “هم غزه, هم لبنان, جانم فدای ایران”
روز قدس هم توی خیابون به مردم التماس می کردیم که شعار انحرافی و دیکتاتورشادکن ندهند.
یک مورد دیگه و اون اینکه وقتی ایمیلی دریافت کردم که توش نوشته بود کلمه “مرگ” را از شعارها حذف کنیم و به جایش “ننگ” را به کار ببریم خدا می داند چه قدر ذوق کردم و خوشحال شدم. من فکر می کنم وقتی تفکر یک جنبش تا این حد ضد خشونت و انسان دوستانه باشد روز به روز گاف بیشتری با جناح مقابل پیدا می کند و اینجاست که معلوم می شود هرکسی کجا ایستاده است……
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۶ ب.ظ
مثال من از خزعلی به خاطر بستن وبلاگش بود که نکنه تورجان هم همون راهو بره….یعنی ببرنش!
در ضمن هاشمی اونقدر پاشنه آشیل داره که بعید میدونم موفقیتی بتونه داشته باشه…تا الان که همه اش عقب نشینیه!…تازه سنش هم دیگه برای برنامه ریزی درست زیاده!
من باز هم میگم کوچکترین نقدی از جنبش و حواشی آن؛ آتویی به دست حکومته. اونم نقدی که اینقدر دیر ابراز بشه ؛خوب شک برانگیزه…در ضمن من اگه با همسرم یا خانواده ام اختلاف عقیده داشته باشم این مشکلو تو خونواده مطرح میکنم نه جلوی هر غیر خودی!
و موسوی به هیچ وجه برای من بت نیست…تازه خیلی نقطه نظراتشو قبول ندارم…اما اعتقادی هم به ریشه کنی اسراییل ندارم! همانطور که معتقدم وقتی در کشور خودمون اینهمه مشکل هست چه نیازیه به لبنان و فلسطین کمک مادی کنیم؟! ..اول ایران بعد..
با عذر خواهی از آقای فتحی به خاطر استفاده از فضای وبشون .
راستی چرا آیکون گل نداره اینجا؟
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ ب.ظ:
فرمان پدر بردن جز در مورد اطاعت غیر خدا واجبه احترام خزعلی به پدرش اون هم پدری پیر و مریض بد نیست خوبم هست (یه ذره از رادیو امریکا یاد بگیرین وقتی خزعلی گفت به احترام پدرم نمیتوانم با شما مصاحبه کنم ناراحت نشدن هیچ تکریمشم کردن)
خزعلی با پدرش مشکل داره با خواهرانش هم همین طور ولی وقتی میبینه پدری پیر و لب بام داره سعی میکنه چند روز آخری پدر را آزار نده هر چند پدر اشتباه کنه این کار دکتر ستودنی است
در مورد سن هاشمی یادت نره این جماعت عمر نوح دارن مگه چند سالشه ۷۶ سال چیزی نیست تازه برا یه سیاسی جنگ تا خود قبر ادامه داره برو بخون خسرو پرویز چطور از پسرش شیرویه انتقام گرفت بعد مرگ انتقام گرفت اتاقی رو ساخت و گفت شیرویه تو این اتاق نیاد شیرویه که خسروپرویز رو کشت رفت تو اون اتاقه دید یه تنگ بزرگ روش نوشته معجون قدرت خورد مرد نگو زهر بوده
در مورد فلسطین و لبنان من هم قبول دارم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامه ولی نباید کمک رو قطع کرد باید این قد داد که دست خودمون خالی نشه
تازه به جای آیکون گل بنویسین فتحی
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۹ ب.ظ
با درود
علی جان اگه این بار دیدشون بهشون بگو کمتر مردم بیچاره رو اذیت کنن و اجر جنگیدن و جهاد خودشون رو برای دو روز دنیا ضایع نکنن
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۴ ب.ظ
آقای علی اشرف
بهت تبریک میگم دیروز که رادان اومد دیدنتون و امروز ( البته در ایران امشب ) هم فرن ، تو برنامه نوبت شما از تلویزیون بی بی سی ، سری به وبلاگت زد و خبر سرما خوردگی ایت ( آنفولانزا ) رو اعلام کرد .
ان شاء الله که رادان نشنوه این خبر رو و الا همین الان حضور دیروزش رو تکذیب خواهد کرد .
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۴ ب.ظ
من گاه گاه به اینجا سر میزنم، …من اگر پدرم شهید بود، با این توصیفات شما،…اجازه نمیدادم چنین آدمی پایش را تو حریم خانهام بگذارد! نمیدام شاید خیلی افراطی باشد…ولی کسی که به ناموس مردم رحم نمیکند، لیاقت حریم خانه یک شهید را ندارد…
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۰ ب.ظ
بره بمیره
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۸ ب.ظ
بزرگترین و سنگینترین دزدی تاریخ مراغه
ناپدید شدن فسیل جمجمه فیل با وزن ۱/۵ تن در بهشت فسیلی ایران
خبر تکمیلی در :www.eslahtalaban-m.blogfa.com
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۲ ب.ظ:
شما بزرگترین سرقت را در انتخابات ندیدی که به این میگی بزرگ اسمت که به نظر میاد از خودمونی
در جیرفت عرض یکسال(سال ۸۶) این قد عتیقه رفت که میگن مبلغش معادل ۵ سال فروش نفت ایران بوده(اونم نفت ۱۵۰ دلاری)
این چیزها عادیه تازه ناراحت نشو میره یه جای بهتر یه چند سالی بیشتر دووم میاره
بچه آذری هستی دیگه دیدی اوضاع مسجد کبود و ارگ علیشاه رو اگه اینا ترکیه بودن همچین روزگاری داشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
سلام
شک ندارم اگه یه سر به وبلاگت می زد با باتوم و گاز اشک آور می اومد خونتون.
عزیز جان همه کسایی که جنگ کردن علیه السلام نیستن. مگه خالد بن ولید نبود. اولش که تو سپاه کفار می جنگید بعدش هم که اسلام آورد و جنگهای بسیاری تو سپاه پیامبر(ص) شمشیر زد در زمان خلیفه ثانی از سر بی ایمانی به قساوت و بی عدالتی تمام به نام دین ادم کشت و زنی که همسرش رو در حال تسلیم به قتل رسونده بود بدون پایان عده به عقد خودش دراورد. منظور اینه که من اگه جای شما بودم این ادم مفتضح رو تو خونه ام راه می دادم ولی خبرشو هیچ وقت با افتخار تو بوق و کرنا نمی کردم
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۸ ق.ظ
یا مغیث من لا مغیث له
آنهم از نوع سر زده هایش 

سلام
بعله ! سر زده میان…سر زده میرن…سر زده به کهریزک هم می رفتند…می آمدند گویا..ما که نبودیم و .. ولی گفته اند.پای خودشان.
خلاصه ایشان استاد غافلگیری است
که آلبوم ورق می زنند و خاطرات مرور می کنند !!
خودشان را پیدا کردند ؟ واقعا فکر می کنی خودش را پیدا کرده ؟
بگذریم
مراقب خودتون بیشتر باشید… دو پست اخر را با هم خواندم .
به مادر سلام مارا برسانید
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۳ ق.ظ
سلام.کاش اون عکسی که رادان از خودش شناسایی کرده بود را هم میگذاشتید توو وب.
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۱ ق.ظ
میلاد امام رضا هم مبارک باشه ایشالا در پناه شاه خراسان موفق و موید باشید
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۵ ق.ظ
سلام خدمت جناب فتحی عزیز
بنده از شما به عنوان شخصی که در مسایل بعد از انتخابات مواضع قابل تامل و حق طلبانه ای را پیش رو گرفتید و از همه مهمتر به عنوان یک روحانی شیعه که رسالتش چیزی جز تبری از ظلم و ظلم پروری نیست انتظار داشتم در شرایطی که موقعیت پیش امده برای حضرت عالی حتی قابل تصور برای سایرین نیست حداقل چند جمله ای و یا نه چند کلمه ای حرف دل تمام مخاطبین فضای مجازی اختصاصی خود و در سطحی کلان همه شیعیانی که با دیدن مسایل پس از انتخابات شبی اسود نخوابیدند را به ایشان میرساندید . این توجیه که فرصت ایجاد نشد و یا اینکه بنده با قاتل پدرم هم اینگونه برخورد می کنم به هیچ عنوان قابل قبول نیست، کسی از شما انتظار توهین و یا دشنام ندارد فقط گله ای ، انتقادی. مگر خودتان همیشه از سکوت روحانیت شیعه نمی نالیدید مگر شما جزء این گروه نیستید ان هم در شرایطی که بقیه باید در شرایط رعب و وحشت حرف بزنند و شما در فضایی کاملا دوستانه. اینجاست که واقعا با جان و دل به این مهم پی میبرین که از روحانیت شیعه به رهبری اشخاصی چون ایت ا… شیرازی، حضرت روح ا… و سایرین به جز نامی باقی نمانده است. امیدوارم از انتقادات دوستانه من ناراحت نشده باشد این راهم بگویم که بنده به شدت علاقه مند به نظرات و طرز نگاه جنابعالی به مسایل مهم جامعه می باشم بخصوص به عنوان یک طلبه ولی بر این باورم که ( به عمل حرف براید…). در ضمن میلاد امید ایرانیان امام مهربانی ها امام رضا (ع) بر شما وهمه شیعیان جهان مبارک ومیمون باد..
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۸۸ ۱:۵۸ ب.ظ:
فدایت شوم فدی روح الله هم بشوم که همان بهتر که رفت و ندید. وقتی برای مراجع تره خورد نمیکنند و خانواده شان تحت فشار هستند و خانواده مراجع و شهدا را دستگیر و ضرب و شتم میکنند از این طلبه که دستش به جایی بند نیست چه انتظاری دارید توقع دارید در مقابل آن زبان نفهم قلدر چه بگوید با حرف که درست نمیشوند این جماعت باید با لگد بیرونشان کرد که تجمعات و اعتراضات حکم همین لگد است
طلبه هایی مثل شما و این دو برادر دل را روشن میکنند که هنوز شیعه واقعی وجود دارد
در ضمن میلاد سلطان طوس بر تو هم مبارک باشد
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۵:۴۶ ب.ظ:
اگه هم در تطبیق گروه فشار ولباس شخصی بر مصادیق مانده بودیم مصادیقش پیدا شد(لگد)
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۸:۳۶ ب.ظ:
چیز دیگری توقع داشتی فکر کردی به بهتر از لگد فکر میکنم شاه را با لگد بیرون کردیم در حالی که شما پشت سر مصباح این حرکت را تقبیح کردید شما را هم با لگد بیرون میکنیم
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۸:۲۹ ق.ظ:
ای بابا
میگی فهش و بد و بیرا نمیگم
پس اینا چیه ؟
ما (یعنی من و کسایی که مثل من فکر میکنند)راضی نیستیم خش به صورت کسی بیفته
کسایی به فهش دادن رو میارند که توی منطق کم میارند
من به یک سری که با خشونت رفتار می کنند کاری ندارم
چون همانطور که قبلا گفتم توی هر صنفی همه جوری پیدا میشه
ودرست نیست همه را به یک چوب روند(چه از جناح چپ ،چه راست ؤچه اصول گرا)
لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۳:۳۵ ب.ظ:
بیچاره امام حسین
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۱ ب.ظ
سلامی چو از بوی گل پاکتر/از آواز بلبل طربناکتر
آخه کابوس شب و روزم شده دستگیری علی جون، تو رو به روح پاک بابای نازنینت مواظب باش من و بچه ها خیلی نگرانیم 

بچه ها دیگه عید شده یه نوشته تازه راجع به امام رضا(ع) یا ایام عید یا هر چی که دوست دارین بذارین فقط تو رو خدا این عکس و نوشته رو بردارین بابا مردم از بس که تا وارد سایت شدم چشمم به جمال این آقای اسمشو نبر روشن شد
بگذریم،میلاد با سعادت قبله ناب ایران،امام عارفان و عاشقان بر همگی مبارک
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند/جان به قربان تو جانا که تو حج فقرایی
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۹ ب.ظ
سلام عمو علی اشرف
ان شاءالله حالتون بهتر شده باشه.راستش من نه ناراحت شدم نه عصبانی.فقط اولش نگران شدم.نمیدانستم ایشان از همرزمان پدر بودند.ترسیدم شاید خواستند باهاتون گفتمان کنند و در خدمتتان باشند که الحمدلله به خیر گذشت.
حالا بی خیال این حرفا رو بریم سر کار خودمون:
“امام الگو و نمونه ی کاملی است برای پیشوایی و امامت،تا مردم در دین به او اقتدا کنند”(امام موسی صدر)
میلاد حضرت امام رضا (ع) مبارک.
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ب.ظ
آزادی حق روزنامه نگار
موضوع آزادی بیان در جامعه بشری، با بروز انقلاب فرانسه طرح شد. این انقلاب در سال ۱۷۸۹میلادی به پیروزی رسید و حقوق بشر و شهروندی را در اعلامیه هایی تعریف کرد. به گونه ای که در اصل چهارم «حقوق بشر و شهروند» آزادی عمومی بدین شکل تعریف شد که: آزادی عبارت از انجام هر کاری است که به دیگری لطمه وارد نسازد. بنابراین اِعمال حقوق طبیعی هر شخص، محدودیتی جز آنچه تامین حقوق طبیعی اعضای دیگر جامعه در نظر گرفته شده است ندارد و این محدودیت را فقط قانون معین می کند. آزادی ها عموما به دو دسته شخصی و فکری تقسیم می شوند. آزادی های فکری در حقیقت آزادی های سیاسی است، که شامل آزادی عقیده، آزادی مذهب و آزادی بیان، آزادی مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی، آزادی انجمن ها، احزاب و جمعیت ها و آزادی اجتماعات و تظاهرات است.
گروهی بر این باورند که مطبوعات آزاد می توانند جامعه ای را به سعادت و بهروزی رسانده و اسباب پیشرفت و ترقی یک کشور را فراهم کنند. سید جمال الدین اسدآبادی، که از جمله اندیشمندان و مصلحان بزرگ معاصر است، چنین اندیشه ای درباره مطبوعات دارد.
چندی پیش که سازمان گزارشگران بدون مرز گزارش سالانه خود را منتشر ساخت و ایران را از نظر میزان آزادی مطبوعات در میان ۱۷۵ کشور جهان در رده ۱۷۲ قرار داد، این سوال در ذهن به وجود آمد که جایگاه عنصر مطبوعاتی در جامعه کجاست ؟ و اینکه مطبوعات در راه خدمت به اجتماع چه وظیفه ای دارند ؟ و آیا مطبوعات می توانند در ساختن جامعه ایده آل موثر باشند؟و یا اینکه حکم چشم نظارتی را برای اجتماع داشته باشند تا هر زمان که انحرافی مشاهد کردند آن را به اطلاع جامعه برسانند؟
هر چند که این روزها تعدادی از روزنامه نگاران هم وطن در زندان به سر می برند و آنان که ظاهرا آزاد هستند هم کمتر می توانند آنچه را باید، بگویند. برآن شدم تا کلام یک عالم دین را درباره مطبوعات و حق روزنامه نگار با هم بررسی کنیم . چیزی که شاید کمتر بتوانید درکلام علمای دین آن را بیابید .
سید موسی صدر، مجتهدی دانش آموخته حوزه علمیه قم و نجف است که به دعوت علامه شرف الدین و تایید آیت الله بروجردی به لبنان هجرت کرد. بعد از گذشت مدتی به امام موسی صدر مشهور شد و وجدان لبنان لقب گرفت.
امام موسی صدر در مراسم هفتمین روز ترور کامل مروه روزنامه نگار لبنانی (۳۱/۵/۱۹۶۶) سخنانی را ایراد کردند . سخنانی سرشار از احترام به رسانه و عنصر مطبوعاتی ، سخنانی که در آن آزادی حق روزنامه نگار شمرده شد، حقی که جامعه باید به او پیشکش کند. با هم گزیده ای از این سخنرانی را مرور می کنیم:
…مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسانها، و اگر از عهده وظایف خود بر نیاید دامگهِ شیطان و مایه تخریبِ انسانیت خواهد بود. این عرصه از مهمترین و حساس ترین میدانهای جهاد است. زیرا افکار عمومی را شکل می دهد، فرهنگ آفرین است، خوراک روح را فراهم می آورد، مراحل جدید تکامل معنوی را پی می نهد، عواطف مردم را پیراسته می گرداند، و آنها را به نیکی و راستی رهنمون می شود.
مطبوعات، با نظارت بر جامعه و ارکان آن، و با جهت دهی به دولت و حاکمیت و نهادها، و با مشارکت در سازماندهی اقتصاد و سیاست، و کوشش در تصحیح امور جامعه، در حقیقت، به جامعه بشری و محیط انسانی نظم می بخشد و ، به این ترتیب، خدمتگزار جامعه، فرد و انسانیت، و نتیجتا از ارکان کرامت بخشیدن به انسان و حفظ این کرامت است….
…عنصر مطبوعاتی می تواند جامعه ای صالح بیافریند. چون آنگاه که مقاله ای نشر می دهد یا تحلیلی می نویسد یا تصویری را به چاپ می سپارد یا عنوانی را برجسته می کند یا به تفسیر رویدادی می پردازد، در حقیقت، در پی جهت دادن به فرد و جامعه است، و می تواند پدری راهنما و دلسوز و هدایتگری فرزانه باشد، همچنان که می تواند خیانتکار یا گمراه کننده یا تحریفگر حقایق و اندیشه ها باشد….
…مطبوعات از مهم ترین میدانهای جهادی و از برجسته ترین عوامل تکوین انسان مدنی است . این جایگاه والا وظایفی در قبال جامعه، بر عهده اصحاب مطبوعاتی می گذارد، همان طور که وظایفی در قبال اینان بر عهده جامعه می نهد. وظیفه اینان در قبال جامعه جهت دهی، روشنگری و خیرخواهی مخلصانه و بی شائبه است. حق آنان بر جامعه نیز همان برخورداری از آزادی، و پشتیبانی و تامین امکاناتی است که او را از فساد و انحراف مصون بدارد….
…آزادی برترین سازوکار فعال کردن همه تواناییها و ظرفیتهای انسانی است. هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، تواناییهایش را پویا و موهبتهای الهی را بالنده سازد.
…آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان؛ حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد. فطرتی که قرآن می فرماید: فطرت الله التی فطر الناس علیها. فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است.
آزادی حق روزنامه نگار است، که جامعه اش باید به او پیشکش کند.
آزادی خدمتی است به روزنامه نگار تا کار خود را به انجام رساند، خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند….
برای آنکه نظر روزنامه نگار خیرخواهانه، صادقانه و بی شائبه باشد، برجامعه است که برای او آزادی را تامین و خاطر آسوده را تضمین کند، تا تحت تاثیر زرق و برقها و انواع فشارها قرار نگیرد. با چنین تمهیداتی، جامعه هم منتفع خواهد شد. با چنین سازوکاری جامعه به خود نیز خدمت می کند، نقش حقیقی خویش را ایفا می کند، و از توان جهادگران خود بارور و بهرمند می شود.
به راستی که آزادی والاترین شیوه برای شکوفا کردن قابلیتها، ظرفیتها و استعدادهای جامعه است و چنین حقی با آزادی ادا می شود.
روزنامه نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و نداری بیفتد، و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود….
آنچه با هم مرور کردیم نشان از جایگاه ویژه رسانه در اندیشه امام موسی صدر دارد. هر چند در آن زمان مهمترین رسانه در جوامع، مطبوعات بودند؛ اما می توان این نگاه را امروز به تمام شکل های اطلاع رسانی تعمیم داد. آنجا که عنصر مطبوعاتی می تواند جامعه ای صالح بیافریند ، در این روزگار رادیو، تلویزیون، امواج ماهواره و خطوط اینترنت چه کار عظیمی می توانند در ساختن فرهنگ جوامع و تعالی انسانها انجام دهند؟
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۴ ب.ظ:
همینه دیگه میگم نباید آزادش کنن با این حرفها آزاد بشه بیاد ایران یا اعدام میشه یا اوین میره یا مصباحو دار و دسته یه بلایی سرش میارن
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۸ ب.ظ
عمو جون راستی من اصلا نمیتونم تو وبلاگ جدید عمو امیرحسین نظ بذارم.لطفا پیگیری بفرمایید!

[پاسخ]
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۰ ب.ظ:
فهمیه جان! واسه من هم همین جا کامنت بذار. می آم می خونم!
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۶ ب.ظ
امام موسی صدر؛ احیاگر اسلام رحمانی در مقابل تمامیت خواهی
نگارش شده در تاریخ : ۱۵-۰۶-۱۳۸۸ | نویسنده : صادق | دسته : امام موسی صدر, خاورمیانه, سیاست نامه, یادداشت
سید صادق حسینی – ۹ شهریور سال جاری، سی و یکمین سالی (۱۱۳۲۲روز) است که از ربودن امام موسی صدر در لیبی به دست جنرال قذافی می گذرد اما حرکت و جنبشی که ایشان پایه گذاری کرد هم چنان زنده و ماناست.
امام موسی صدر: احیاگر اسلام رحمانی
امام موسی صدر زمانی وارد لبنان شد که گروه های اقتدارگرا و تمامیت خواه، خواست های سیاسی و قومی خود را در نهایت خشونت و به صورت مسلحانه دنبال می کردند. همة این درگیری های داخلی در حالی صورت می گرفت که جایگاه شیعیان به لحاظ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در پایین ترین سطح بود و بیشترین ظلم به آنها می شد و به فرموده امام شرایط حیات انسانی مهیا نبود.
ایشان با شناخت این شرایط و پیچیدگی ها، وارد لبنان بحران زده شد، فعالیت خود را آغاز کرد و توانست علاوه بر ارتقاء جایگاه شیعیان، بحران لبنان را نیز آرام کند. اما رمز موفقیت و ماندگاری ایشان چیست.
امام موسی صدر در خانوادة اصیل «صدر» که پایگاه مرجعیت تشیع بود متولد شد و تحصیلات دینی-علمی خود را با فلسفه و عرفان اسلامی غنا بخشید. وی که همزمان با تحصیل در حوزه قم و نجف، دورة دبیرستان را نیز می گذراند، وارد دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق در اقتصاد فارغ التحصیل شد.
بر اساس آموزه های خانواده و دوران تحصیل، معظم له درک و شناخت عمیق و جامعی از اسلام و جامعه داشتند و تلاش کردند مبنای فکر و عمل خود را «اسلام رحمانی» در مقابل اسلام تمامیت خواه و خشونت گرا قرار دهند.
امام موسی صدر، آزادی را یکی از ویژگی های اساسی «اسلام رحمانی» می داند و تاکید می کند: آزادى برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت هاى انسانى است. هیچ کس نمىتواند در جامعه محروم از آزادى خدمت کند، توانایی هایش را پویا و موهبت هاى الهى را بالنده سازد. آزادى یعنى بهرسمیت شناختن کرامت انسان و خوشگمانى نسبت به انسان؛ حال آنکه نبود آزادى یعنى بدگمانى نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسى مىتواند آزادى را محدود کند که به فطرت انسانى کافر باشد. فطرتى که قرآن مىفرماید: «فِطْرَت اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» فطرتى که پیامبر باطنى و درونى انسان است.
امام بر نفی ترور و خشونت در اسلام تاکید دارد و معتقد است: ترور بدترین و شکستخوردهترین روش براى نیل به هدف است، حال این هدف هرچه باشد. پیامبر خدا مىفرمود ایمان خونریزى را مهار مىکند. و نیز مىفرمود مسلمان حیلهگرى نمىکند، دستاورد آن هرچه باشد.
امام موسی صدر ترور و خشونت را سوق دهنده حکومت به استبداد می داند و تاثیر آن را در جامعه چنین تبیین می کند: ترور، حاکمان و رهبران را از دسترس مردم دور مىکند، رهبران را به انزوا مىراند و خیرخواهان جامعه را از مردم مىگیرد. در این فاصله گرفتن از جامعه خطرى بنیادین نهفته است. زیرا حاکمان، به طور مستقیم، از وضع و حال مردم آگاه نمىشوند، شکایت هاى آنان را نمىشنوند، گمگشتگان جامعه هدایت نمىشوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمىشوند. زمامداران، بیرون از متن جامعه، در معرض تملق و چاپلوسى واقع مىشوند و راه بر کسانى که اشتباهات آنان را بکاوند و بنمایانند بسته مىشود و به این طریق، به انحراف، سرکشى و استبداد سوق داده مىشوند.
رهبر ایرانی شیعیان لبنان و مصلح اجتماعی بزرگ عصر حاضر در پاسداشت کرامت انسانی می گوید: نخستین گام در راه تربیت انسان و ارتقای اندیشة وی در طریق تکامل عبارت است از قرار دادن انسان در مسیری که کرامت خویش را درک کند، نسبت به بزرگی انسان و ارجمندی مقام خود آگاهی در خور داشته باشد و به همة شئون خویشتن خویش اهتمام شایسته ورزد.
امام موسی صدر با بیان این دیدگاه ها نشانه هایی را از «اسلام رحمانی» به مردم ارایه می کند و انتخاب را به آنان می سپارد و به فطرت آنها اعتماد می کند.
از سوی دیگر امام به درستی فهمیده بود که در لبنان خشونت زده، اگر صرفاً بر حقوق شیعیان تاکید کند، نه تنها موفق نمی شود بلکه سایر گروه هایی که با هم در تعارض هستند برای حذف شیعیان مؤتلف می شوند پس مبنای حرکت سیاسی خود را «راهبرد احترام متقابل (برد-برد)» قرار داد.
امام موسی صدر با همین تدبیر جامعه شیعی لبنان را آموزش داد و به آن ها آموخت: برای ماندگاری یک حرکت سیاسی باید به گونه ای عمل کرد که علاوه بر منتقدین، مخالفین هم حق حیات، ابراز عقیده و از همه مهمتر حق نقش آفرینی دارند.
نمونه مشهور «تدبیر برد-برد» خاطره معروف بستی فروش مسیحی شهر صور است. در حالی که شیعیان خرید بستی از وی را تحریم کرده و اوضاع بر وی تنگ شده بود، امام موسی صدر بعد از یک نماز جمعه به قصد خرید بستنی از این فرد مسیحی به مغازه اش می روند.
پیام این حرکت بسیار روشن است: یک فرد مسیحی در یک جامعه مسلمان، دارای حق زندگی است. این اتفاق در حالی صورت گرفته است که سایر جریان ها، با نفی چنین حقی، شیوه های خشونت آمیزی هم برای از میدان به در کردن طرف مقابل به کار می بردند.
این رافت و تسامح از امام موسی صدر در حالی است که ایشان در مقابل دشمن اول لبنان و جهان اسلام، اسراییل، دفاع و مبارزة مسلحانه و قاعده مند را مبنا قرار دادند به بیان دیگر: اشداء علی الکفار، رحماء بینهم.
ایشان در تببین مبارزه علیه اسراییل هم ملاحظات اجتماعی خود را حفظ می کند و معتقد است: وسایل مقاومت عبارت است از مجهز شدن به سلاحهاى جدید، تشکیل جامعهاى مقاوم، و نیز بهبود وضع اجتماعى در مناطقى که از سوى دشمن در معرض تهدید قرار گرفته اند.
با نگاهی به موج خشونت های اخیر در منطقه که از افغانستان و پاکستان تا عراق و یمن را فراگرفته است، مشخص می شود که یک بار دیگر اسلام و سیاست با رویکردهایی تمامیت خواه و خشونت گرا در حال ظهور است و در این میان هر طرفی به دنبال حذف و نابودی طرف دیگر است: اشداء علی بینهم، رحماء علی الکفار!
شناخت عمیق از اسلام و پیچیدگی های جامعه، راهبرد «برد- برد» در مواجهه با مسائل و نمایان ساختن «اسلام رحمانی» رمز ماندگاری و پویایی جنبش امام موسی صدر در منطقه خاورمیانه است.
امید است در آستانة سی و یکمین سال ربایش امام موسی صدر، عقلای جهان اسلام است با تاسی ای ایشان و مبنا قراردادن و نمایان ساختن ویژگی های «اسلام رحمانی» ، استراتژی بدخواهان در افزایش اسلام هراسی ناکام بگذارند.
والله قادر علی رجعته
سیدصادق حسینی
[پاسخ]
قائم مقام پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۸۸ ۵:۵۰ ب.ظ:
مراجع عظام وآیات اعلام سَیِّد روح الله الموسوی الخمینی (ره): آقای صدر در ایران متولد شده است و ایرانی است و با من سوابق زیادی دارد و ما علاقه داریم ،به اینکه ایشان یک ایرانی است و هم در لبنان رئیس مجلس شیعی بوده است، علاقه داشتیم به اینکه این معما را حل بکنیم. آقای صدر یک مردی است که من می توانم بگویم او را بزرگ کرده ام. او به منزله یک اولاد عزیز است برای من و امیدوارم که ان شاء الله با سلامت برگردند،وبسیار مورد تأسف است که ایشان را ما الان نمی بینیم در بین خودمان…
سَیِّد علی حسینی خامنه ای: وحدت و هویت بخشی به شیعه لبنان و ایجاد هم زیستی و احترام متقابل پیروان ادیان و طوایف سیاسی در آن کشور از سویی و صراحت در معرفی اسرائیل غاصب به عنوان ((شرِّ مطلق)) و اعلام حرمت همکاری با آن از سوی دیگر و بالاخره ابراز ارادت و صمیمیت نسبت به رهبر کبیر انقلاب ،چه در عرصه فرهنگی و نوشتاری و چه با همکاری با عناصر مبارز ایرانی در مدتی طولانی ،از آن عالم بزرگوار ،فرزانه واندیشمند پیشرو،علامه،(سید موسی صدر) ،که فرزند حوزه علمیه قم و بازمانده یکی از خاندان های بزرگ علمی در جهان تشیع است،شخصیتی همه جانبه پدید آورده بود و چنین بود که امام راحل بزرگوار ما دلبستگی و تکریم خود به این شخصیت معزَّز را از اوائل پیروزی انقلاب با بیانات گوناگون ابراز داشتند.
سَیِّد موسی شبیری زنجانی: روی موازینی که امروز در باب اجتهاد مطرح میشود ،ایشان حتی آن وقتها (دوران تحصیل در حوزه قم و پیش از رفتن به نجف اشرف)،خیلی مافوق این حرفها بود و دراینکه قوه استنباط داشت، شکی نیست.
سَیِّد عبدالکریم موسوی اردبیلی: ایشان جزو نوادری بود که گاهی خداوند مشیتش علاقه می گیرد تا این افراد استثنایی و نادر را خلق کند.
یوسف صانعی: امام موسی صدر خیلی بزرگوار بودند،خیلی بزرگوار! بعد از امام امت کسی را در بزرگواری مثل ایشان ندیدم .به هیچ وجه اسیر این دنیای کثیف مادیات نبودند
مجدالدین محلاتی شیرازی(ره)(۱): آقاموسی جامع ترین ملایی بود که اگر مانده بود یقینا در انقلاب ما خیلی تحول ایجاد می کرد. آقاموسی حقیقتا یک دنیایی بود; با روحانیون دیگر خیلی فاصله داشت; فقدان ایشان یک ضایعه جبران ناپذیر برای عالم تشیع بود.
سَیِّد مرتضی مستجابی: روزی همراه آقای صدر با مرحوم مفید(ره)،فیلسوف متفکرو از بزرگان علما اصفهان ،دیدار کردیم.بحثی طولانی در عرفان و غیره میان آن دو در گرفت. چند روز بعد مرحوم مفید با شیفتگی کم نظیری از حضور ذهن و کنکاش ایشان یاد و تصریح کردند: این آقای صدر یک نابغه است.
عبدالامیر قبلان(۲): امام صدر اعتقاد داشت که طرح صحیح دعوت اسلامی در جهان امروز،مستلزم آن است که روحانیت مستقیما با توده های مردم رابطه برقرار کند و برای سازماندهی زندگی دنیوی آنها چاره اندیشی نماید. ایشان معتقد بود که اگر بخواهد افکار اصلاحی خود را پیاده کند، نباید در نجف یا قم باقی بماند.
سَیِّد جعفر شهیدی(ره) : آقای صدر بی تردید و به حق یک روحانی کم نظیر بود .به نظر من جامعه ما به انسانهایی مانند آقای صدر خیلی نیازمند است.
—————————————————–
حجج الاسلام
سَیِّد محمد خاتمی :امام موسی صدر از نظر علمی دارای تحصیلات عالی بود و به مرحله والای اجتهاد فقهی و دینی دست یافته بود. ایشان به تحصیلات فقهی، کلامی ، فلسفی و تفسیری اکتفا نکرد و سایر شاخه های علوم اسلامی و بشری را مطالعه کرد. علاوه بر تحصیلات دانشگاهی در عرصه های مختلف و در مسائل روز دارای مطالعات گسترده و عمیق بود. مصداق بارز و گویای حضرت امام جعفر صادق(سلام الله علیه)یعنی زبانِ آگاه به زمانه ی خویش بود ، که اگر عالمان دینی از این فضیلت تهی باشند ، علم و جایگاه اجتماعی سدّی در برابر پیشرفت خواهد بود.
محمد رضا نعمانی(۳): شهید سید محمد باقر صدر(ره) به درستی درک کرده بود، که هیچ فردی نمی تواند جای آقای موسی صدر را پر کند. ایشان اعتقاد داشت که آقای صدر بهترین فرد است که می تواند جامعه اسلامی را اداره کند و روابط مرجعیت شیعه،حوزه علمیه و عالم تشیع را با جهان خارج تنظیم کند.
علی حجتی کرمانی(ره): امام موسی صدر نه تنها مبانی فکری مترقی، تفکرات اصلاحی و دردمندی داشت، بلکه فضایل مهم اخلاقی ،معنویت و اخلاص هم داشت. ایشان بر حفظ و تکامل این امتیازات روحی مراقبت می کرد و نمی گذاشت،فعالیت های اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی، حجابی شوند که او را از حالات خود غافل سازند.
سَیِّد محمد حسن ابوترابی فرد: همه زندگی امام موسی صدر دعوت الی الله است.آن هم با بصیرتی هرچه تمام تر و هر چه عمیق تر. اگر دعوت او موثر و کارساز است، بر این بصیرت بنیان نهاده شده است. نخستین بصیرت آقای صدر بصیرت به انسان است. او مخاطبان خود را خوب می شناسد. او مثل همه انبیا با همه وجود به آنان عشق می ورزد. این نوع بصیرت به آدمی شرح صدر می دهد. صاحب این بصیرت از هر سخنی برآشفته نمی شود،به انسانی پشت نمی کند و از او دست نمی کشد. همه آرزویش در هدایت یک انسان خلاصه شده است. زیرا با همه وجود اعتقاد دارد: و من أحیاها فکأنّما احیا الناس جمیعاً
سَیِّد محمد غروی(۴): امام صدر گفتند:(( به آقایان علما و مراجع بزرگوار نجف بگو که فقه و اصول تنها، جامعه را اصلاح نمی کند; به آنها بگو که جوانان در یک جهت حرکت می کنند و حوزه در جهتی دیگر; مسلمانان در یک دنیا هستند و شما در دنیایی دیگر; مسلمانان در این دنیا به شما احتیاج دارند،نه در دنیای نجف))!
—————————————————————
سَیِّد مهدی حائری(۵): دکتر چمران خیلی نترس بود.من از نظر شجاعت و نترسی ،مثل ایشان ندیدم…نکته جالب اینجا بود که یک چنین آدمی روزی به من گفت: ((آقای حائری; شما به آقای صدر خیلی نزدیک هستید; خواهش می کنم به ایشان بگوئید که اینقدر بی باک نباشد))!
پدر نیکولاتیفن (۶): امام صدر، یک انسان باورمند و مؤمن هستند،و در واقع ایمان به پروردگار،مبنای اصلی ایمان و باور ایشان به انسان را تشکیل می دهد، به ویژه انسانهای نیازمند،تهیدست و ستمدیده که از نظر ایشان باید مورد حمایت و مساعدت قرار گیرند،تا کرامت خویش را بازیابند و از تمامی حقوقی که حافظ و ضامن این کرامت است،بهره مند شوند.
ابراهیم یزدی(۷): امام موسی صدر ،نمونه برجسته ی یک روحانی عالم و آگاه به شرایط زمانی خود بود. او در سال دومی که در لبنان(صور) مستقر شد، با ماشین فولکسن کوچک خود، که به سختی قامت رشید او را در خود جای می داد،در لبنان،که ابعادش از بیروت تا مرز سوریه ۶۰ کیلومتر از شمال تا جنوب آن ۱۵۰کیلومتر است، یکصد هزار کیلومتر را می پیمود و به هر روستایی ،چه شیعه،چه سنی و چه مسیحی سر می زد و از نزدیک با مردم آشنا می شد و اطلاعات دست اول به دست می آورد.
بتول السادات لواسانی(۸): چیزی که در مورد آقای صدر بسیار ملموس بود،محبت بیش از حد مردم به ایشان بود. آقای صدر حقیقتا از مصادیق(( یعز من یشاء)) بودند. به نظر من، علت محبوبیت و عزت آقای صدر، اخلاص ایشان بود. تا کار انسان خالص و برای خدا نباشد، امکان ندارد چنین محبوبیتی و عزتی پیدا کند.
سَیِّد صادق طباطبایی: دایی جان همواره می گفتند: فقهاء ما نباید ببینند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله)۱۴۰۰ سال پیش چه کردند ،آنها باید فکر کنند که اگر ایشان امروز می بودند،چه می کردند.
سَیِّد حسین شرف الدین(۹): چیزی که امام صدر مطرح می کرد،فکر واندیشه بود; هرچه نیز مطرح می کرد; تازگی داشت ;مردم چیزهای تازه ای می شنیدند. گویی خدایی که او معرفی می کرد ،خدای دیگری بود; اسلامی که او بیان می کرد;اسلام دیگری بود; تشیعی که او عرضه می کرد،تشیع دیگری بود.
غلامحسین ابراهیمی دینانی: در سفرم به لبنان مشاهده کردم که نحوه زندگی سنی تند و شیعه متعصب و مسیحی ارتدوکس در آنجا خیلی دیدنی است.برادرانه و خواهرانه با هم زندگی می کنند. من متوجه شدم که این محبت و اخوت و دوستیی که بین مردم این سرزمین برقرار است،اثر نفوذ و نَفَس امام موسی صدر است.آری!امام موسی صدر وارث علمای بزرگ ایران اسلامی در ۱۴قرن تاریخ اسلام است که هر یک به هر سرزمینی رفتند،حامل پیامِ علم و دانش و محبت بودند.
((گفتار این بزرگواران درباره سیدموسی صدر از دو کتاب – اندیشه ی ربوده شده، جلد اول و کتاب عزت شیعه ، دفتر دوم- گردآوری شده است.))
(۱)از دوستان علامه صدر و مراجع وقت شهر شیراز //(۲)جانشین علامه صدر//(۳)-(۴) از روحانیون لبنانی
(۵)از دوستان علامه صدر//(۶)نماینده سفیر واتیکان در لبنان //(۷)وزیر امور خارجه دولت موقت// (۸)دختر آیةالله سید حسن لواسانی(ره)و از دوستان خانوادگی بیتِ علامه صدر// (۹) فرزند علامه شرف الدین عاملی (ره)صاحب کتاب المراجعات که علامه صدرجانشین ایشان در لبنان شد.
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۳ ب.ظ
“اینکه بنده با قاتل پدرم هم اینگونه برخورد می کنم به هیچ عنوان قابل قبول نیست، کسی از شما انتظار توهین و یا دشنام ندارد فقط گله ای ، انتقادی. مگر خودتان همیشه از سکوت روحانیت شیعه نمی نالیدید”
+++++++++++++
راستش منم انتظار داشتم وقتی ظالمی چون این آقا خونتون میاد حداقل یه کم از درد و رنجی که بر مردم رفت صحبت میکردید نه به این دلیل که کاری بکنه نه اینها هیچ وقت مقام و پست رو به رضایت مردم نمیدن فقط به این دلیل که بدونن همه ازشون ناراضی اند و بعدها نگن ما فکر میکردیم مملکت گل و بلبل هستش
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۷ ب.ظ
گذاشتن از حق شخصی درست و خیلی جاها خوب هستش ولی پذیرایی از آمرین و عاملین تجاوز به مردم بدون کوچیکترین گله اونا رو در کارشون جری تر میکنه
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۷ ب.ظ
سلام حاج علی آقا
واقعا دیدار جالبی بوده! اگر صحبت ها به مسائل امروز می رسید شما به ایشون انتقاد می کردید؟ یا محافظه کارانه برخورد می کردید؟
راستی دوست دارم ببینمتون؟ درس کدام استاد می روید و کجا؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۸۸ ۷:۳۱ ب.ظ:
مخلصیم مهدی جان
حتماً انتقاد می کردم. منتظر بودم ایشون بره سراغ سیاست. دوست نداشتم اوقات مهمونم رو تلخ کنم. مخصوصاً که ایشون خیلی برخورد متواضعانه و مؤدبانه ای داشت. مطمئنم یه روزی حرفامو به ایشون می زنم
ضمناً من ساعت نه صبح می رم درس آقای محقق داماد در دارالشفا
[پاسخ]
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۸ ب.ظ
چشمت روشن برادر
چشمت روشن
چشم ما هم روشن
مواظب خودتون باشید علی جان
یا حق
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۴ ق.ظ
علی اقا حواستونو جمع کنید اگر همین طوری به موضع گیری های تندتون ادامه بدید فردا پس فردا مشائی هم از دوستای نزدیک پدر تون از اب در می یاد یک دفعه چشم باز می کنید میبینید خودتون هم از اعضای اصلی ستاد ودوست صمیمی پسر رئیس جمهور بودید و بی خبر .خدا رو چه دیدید شاید شما هم یک عکس با پسر رئیس جمهور داشته باشید
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۲ ق.ظ
الان خوندم آیات الله بیات سکته کرده
حقیقت داره ؟حالشون چطوره در چه وضعیتی هستن؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۲:۱۳ ب.ظ:
بله دو بار ایست قلبی کردن. امروز ظهر رفتیم عیادتشون. یه کم بهتر بودن و خطر برطرف شده ظاهراً
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۴ ب.ظ
خدا رو شکر ان شاء الله زودتر سلامت کامل حاصل بیاد بگید مواظب خودشون باشن مقلد ایشون نیستم ولی علم و شجاعت(چیزایی که یه مرجع باید داشته باشه) ایشون خار چشم خیلی هاست . اگر امثال ایشون نباشن این بی سر وپاهای مدعی دیگه چیزی برا اسلام نمیزارن
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۴۴ ب.ظ
حالا که همه چی به خیر گذشته واقعا سکته کردن یا مثل آیت الله طالقانی یا احمد آقا موارد مشکوک وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میتونی تایید نکنی ناراحت نمیشم چون حرفم جیزه
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۷ ب.ظ
عمو جون سلام.
در کمال خوشحالی باخبر شدم امروز حدود ساعت۲ صبح محمد قوچانی عزیز آزاد شد.
ان شاءالله یه روز میام بهت میگم امام صدر هم رها شد.
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۳ ب.ظ
خدا رحمت کنه پدرتون و همه شهدای جنگ تحمیلی رو
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۸ ق.ظ
داداش شما هم که همچین که بغل دست این جماعت نشستی زبونت بسته شد نتونستی یک کلمه بگی بی مروت شرم نمی کنی این همه خون مردم رو می ریزی. انگار ما همه به به مرض خوسانسوری دچار شده ایم.
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۰ ق.ظ
حاج علی اشرف خان،
کاش فقط میگفتی که سبزی،
که از مردمی، که مثه بابا اهل دلی نه زر و زور و محاسبه،
کاش به رادان میگفتی که چقدر ازش متنفّریم و چقدر دشمن ملّت و شهدا میدونیمش در حدّ نتانیاهو به مولا…
کاش میگفتی اسم پدرتو نیاره، خدا بیامرزو تو اون دنیا نلرزونه که مردمشو که براش جون دادن داره سلّاخی و شکنجه میکنه، کاش…
دیگه نمیگم حاج علی، مرام خودت و حاج بابا رو عشقه که سر ما منّت دارن و دارین،
به جدة ام زهرا قسم اگه سانسور کنی مشق الضمّه(مشغول الضمّه، بد نیست در مورد این اصطلاح هم تحقیقی شود) میشی.
علی یارت
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۳ ق.ظ:
دوست عزیز همه حرفات قبول ولی یه مورد رو قبول ندارم
“چقدر دشمن ملّت و شهدا میدونیمش در حدّ نتانیاهو به مولا…”
نتانیاهو تا حالا چند تا اسرائیلی کشته که رادان مثل اونه یادت رفته نتانیاهو اسرائیلیه و فلسطینی میکشه ولی رادان ایرانیه و ایرانی میکشه
میبینیم با این حرفت به نتانیاهو توهین کردی
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۳:۲۶ ب.ظ:
امید وارم پس باهمون نتانیاهو محشور بشی
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۳:۳۰ ب.ظ:
تا جایی که یادمه دو تا نماز جمعه مورد حمله قرار گرفته یکی نماز جمعه مسجدالاقصی یکی هم نماز جمعه ۲۶ تیر!
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۹:۰۳ ب.ظ:
محشور شدن با یه قاتل بهتر از یه خائن متوهمه معلومه که نتانیاهو رو به محمود ترجیح میدم اون بقیه رو میکشه اسرائیلی ها راحت باشن محود ایرانی ها رو میکشه تا ونزوئلا و بولیوی راحت باشه
جفتش جنایته ولی نتانیاهو خیلی بهتر از دوروغگوییست که میگوید هلوکاست دوروغ است ولی وزیرش با وزیر اسرائیل دیدار دوستانه دور یک میز میگذارد و جدیدا نمایندگانش در مصر با ریش سفیدیه نخست وزیر سابق استرالیا با اسرائیل مذاکره میکنن
همه جا خبرش پخش شده پس حاشا نکن هنوزم تکذیب نکرده دولت عزیزت
آبتین پاسخ در تاريخ آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ۷:۰۰ ب.ظ:
دوست عزیز
اینکه کسی با کفش بیاد نماز وایسه یا اصلا نماز نخونه یا …
اینا هیچ کدوم دلیل این رفتار با مردم نمیشه من خودم شاهد بودم که عزیزان بسیجی ساعت ۱۱ که هنوز نماز اقامه نشده بود به صف مردم حمله کردند مردم نشستند روی زمین صف اول چند نفر خوابیدند روی زمین این برادران با موتور زدند به جمعیت میخوام اینو ببینم که اصلاْ این مردم نمازخوان نیستند اصلا بلد هم نیستند نماز بخونند هر چند تو اون لحظه هنوز موقع نماز هم نشده بود که این برادرا ببینند کی نماز میخونه یا نه اما این طرز برخورد درست نیست
نماز جمعه اسمش روشه نماز عبادی-سیاسی جمعه جالبه که شما توقع دارین این مردم توی این نماز سیاسی عبادی هم حرف نزنند یعنی فقط همون گروهی که با کارت رفتند توی دانشگاه تهران حق دارند توی این کشور نه؟؟؟
ضمنا آسو راست میگه اون اسراییلی ها اگه میزنند میگن ما عرب هارو میزنیم فلسطینی ها رو میزنیم برای راحتی ملت خودمون یعنی حداقل این طوری جنایاتشون رو توجیه میکنند ولی اینجا چی اینا مردم خودمون رو میزنند یعنی توی این کشور هیچ کسی حق اعتراض نداره
اعتراض داشتن به نتیجه ی انتخابات شده گناه کبیره یعنی هر چی که حکومت اعلام کرد همه موظفند که قبول کنند!!!! این از بچه گانه ترین انتظاراتی هست که از مردم دارند بجای اینکه مردم رو توجیه کنند یا صدای مردم رو بشنوند جوری به مردم حمله میکنند انگار ارث پدرشون رو طلبکارند.
دوست عزیز اینکه شما میگویید با براندازی مخالفیم و اینگونه جنایات و به مفهوم واقعی کلمه جنایات رو توجیه میکنید دقیقاْ میتوانست از زبان حکومت شاه مطرح بشه حال آنکه معترضین امروز تا پیش از ارتکاب اینگونه اعمال( از جمله توی همین اعتراضاتی که در نماز جمعه برگزارشد) صحبت از تغییر حکومت نکردند حال آنکه معترضین پیش از انقلاب به راحتی صحبت از عوض شدن شاه میکردند….پس شاه هم خوب کاری میکرد مردم رامیکشت نه؟ ضمناْ او هم میگفت سلطنت موهبتی است الهی که به شاه داده میشود و ضمنا اگه خودمون رو جای او هم بگذاریم – وی فکر میکرده که مملکت مال ایشان و خانواده ی ایشان است- در حالیکه در حکومت جمهوری اسلامی صدها بار گفته شده که حکومت از آن مردم است و همه میدانند که مردم با واسطه رهبر را انتخاب میکنند- حال چه شده است که جنایات شاه را به رسمیت میشناسید ولی جنایات فعلی را به این اسم که اینها براندازند برنمیتابید؟
خدارا شکر که مردم معترض خشونتی نشان ندادند و مثل سال ۵۷ به کشتن ماموران و حمله به پادگان ها روی نیاوردند وگرنه فریاد اینان به هوامیرفت
من نمیگویم خواسته ی معترضین را اجابت میکردند من نمیگویم اساسی ترین حق شهروندان این مملکت را رعایت میکردند و موبایل و اینترنت را قطع نمیکردند من نمیگویم حتی این اعتراضات را در تلویزیون به تصویر میکشیدند و مساوات را رعایت میکردند من نمیگویم حتی این مردم را دستگیر نمیکردند ….
من تنها میگویم شرف انسان هم خوب چیزی است -آن پیرزن و پیرمرد را با باطوم نمیزدند
من میگویم شرف انسان هم خوب چیزی است – در نماز عبادی سیاسی به مردم حمله نمیکردند
من میگویم شرف انسان هم خوب چیزی است- با موتور از روی مردم رد نمیشدند( این را همانطور که گفتم خودم با چشم خودم دیدم)
من میگویم شرف انسان هم خوب چیزی است- حداقل اگر گروهی مامور به بهانه ی ماموریت اینگونه اعمال انجام میدهند اگر وجدان انسان بیدار باشد فارغ از جبه گیری سیاسی ای که فرد دارد این اعمال را محکوم میکند و روح انسان به درد میاید همانگونه که وقتی درتلویزیون برخورد با مردم عادی را در هر جای جهان میبینیم ناراحت میشویم و همانطور که عشق به هم نوع باعث میشود که رنج عذاب مردمی که هیچ شناختی از انها نداریم( مثلا مردم سومالی) را هم تحمل نکنیم و غمگین شویم اگر ذره ای وجدان داشته باشیم حتی اگر با این مردم و مواضعشان موافق نباشیم از شکنجه ی آنان وقیجانه حمایت نمیکنیم
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ق.ظ:
به قول خورشیدی اگر مردم ۲۵ خرداد هر کدام یه چوب داشتن کار حکومت تمام بود حالا دوست هی حرفهای شریعتمداری رو تکرار کنه که اینا براندازن
واقعیت تینه یه سری حرف رو رهبران جریان کودتا به خورد حامیان دادن مثل براندازی مخملی نوکر بیگانه جرج سوروس و… اونها هم هی تکرار میکنن در حالی که واقعا نمیدونن چیه اگه بخوان در مورد انقلابهای مخملیو سوابقشون یه چیزهایی میارم که بدونن که با گفتن مخمل خودشون رو به چه چیزهایی متهم کردن
[پاسخ]
آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۲ ب.ظ
آدم دلش واقعا کباب میشه برای نمازگزارانی که با کفش و عاشقا(ببخشید عارفانه )وبا کمال اخلاص؛تقربا ل……. نماز میخوانند، ان هم اینکه هر هفته حضور پر شور دارند
واقعا رقت بار است
تسلیت عرض میکنم به…..
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۳:۵۳ ب.ظ:
مطلب جا افتاد(عارفانه ؛زن ومرد کنار هم)
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۸:۵۶ ب.ظ:
شمایید که فکر میکنید تا زن و مرد کنار هم رفتند…
حتما خودتون این جوری هستین که همه رو مثل خودتون میبینین
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۲ ب.ظ:
اینها اگه خودشون آدم حسابی نیستند چرا میخواند زور زوری خودشون به نماز خونها وآدم حسابیها بچسبونند که این طوری آبروشون بره ؟!
(منظورم این بود ولی تو نمی فهمی چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۴ ب.ظ:
جناب دوست نمی دونم آقایی یا خانم؟البته مطمئنم که آدم نیستی؛اگه اینقدر با کمالاتی و جای خدا تصمیم می گیری و مطمئنی که جنس مخالف چه رابطه ای با هم دارن و کی با کی محشور می شه
بگو ببینم جایگاه خودتو و اونایی که سنگشون و به سینه می زنی کجاس؟در ضمن فقط خدا و یه عده
نور چشمی می دونن که بین آقایان هاشمی و خامنه ای چی گذشت؟این آقای هاشمی همونی بود
که آقای خامنه ای روز ۲ خرداد ۷۶ گفتن هیچکی برای من آقای هاشمی نمی شه،بعد خودشون روز
۲۹ خرداد۸۸ تو تریبون نماز جمعه گفتن نظراتم به آقای رئیس جمهور نزدیکه؛پس لطفا اظهار فضل نکن.
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۰۴ ب.ظ:
اولا
اقای فتحی چنان موضع متخاصمانه میگیرند وحرف از حمله به نمازگزاران جمعه میزنند که گویی همه محضا لنماز آمده اند ولی هر عقل سلیمی میداند که آنها برای چه آمده بودند وحتی محرمانه هم حتما میداند چون آدم است ونزاکت را در حد آدمیت رعایت میکند
ثانیا
بنده منظورم این بود(چون میبینم واقعا مخاطبینم بلوغ فکری ندارند مجبورم توضیح بدهم)که اینها که آقای فتحی در میان این همه اقامه کننده نماز جمعه سنگشان را به سینه می زند چه جورند که هنوز آداب اولییه نماز را بلد نیستند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مابانمازشان هم کار نداریم وتشویقشان هم میکنیم
مابا براندازی آنها مخالفیم
ثالثا
رهبری در توضیح این که فرمدند (هیچ کس برای من هاشمی نمیشود)
فرمودهاند یعنی سالهاهاست با ایشان رفیقم. اگه خواستی سندش برات میارم .البته آقای فتحی هم فکر کنم اطلاع داشته باشن،البته اگر یکفر ببعض نکنند!
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ۶:۴۴ ب.ظ:
مشکل شما اینه مختون شستشو رفته هیچی دیگه نمیبینین و بهش فکر نمیکنین و هر کی در مقابلتون باشه نفهمه و فریب خورده است چرا چون با چیزهایی که به زور تو مخ شماها کردن مغایرت داره در حالی که این شمایید که با اسلام وارد جنگ شدین و به سبک امویان فرمانبرداری مطلق میخواین و جبری مسلک میگین هر چی آقا بگه
فریب خورده اونه که از یه دوروغگوی کوتوله قدیسی هاله دار درست کنه از یه دزد پلیس بسازه از یه نابود گر صنعت و کشاورزی ناجی ملت درست کنه …
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۳:۵۷ ب.ظ:
عزیز دل برادر! دلت برای میلیاردها تومان پولی کباب شود که برای دیندار کردن نسل بعد انقلاب صرف شد و به باد هوا رفت!
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ۵:۵۰ ب.ظ:
میخوام بدنونم این آمار شما از کجاتون در میارید
جوانهی ما اگه کیفهای دلاری که از اون طرف آب به اذعان خودشون میاد ومزدوران غافل یا خاینشون در داخل بگذارن از من و شما هم متدینترند.
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ ق.ظ:
جوانهای ما اگر تحجر شماها بگذارد دینشان بالاتر است
خائن اونیه که فرهنگسرا رو میبنده فرهنگسرایی که توش راجع به جبهه و دین برنامه اجرا میشه و بودجه رو میده به مسجد امام جماعت مسجد محل ما که از وقتی این بودجه ها میاد تا حالا دو تا ۶ طبقه ساخته فروخته تو ایام انتخابات هم مسجد رو در یک اقدام کاملا غیر قانونی تبدیل به ستاد محمود کرد یکی نبود بگه مسجد ارث پدرت بوده مگه
آها فرهنگسراها بدن و ضد دین چون حرفهای شما رو تکرار نمیکنن
حضرت آقا ببین که جوانها د هنگام بحث دینی بیشتر مجذوب کی هستن اصلاحاتی ها یا اصولگراهایی که فقط به بحث های تند و تهدید از دین یه چهره خشن درست کردن
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۹ ق.ظ:
آبتین جان
اعتراض مردم بارها جواب داده شده ولی کو گوش شنوا و ادم منصف؟
وقتی شورای نگهبانی که ۲دوره انتخابات را به نفع خاتمی از نظر ما
خاین اعلام کرد
حالا انتخابات را سالم وبه نفع احمدی اعلام کرد .چطور آنجا اعتراضی نبود ولی اینجا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چطور بایک یجر وبایی لا یجر؟
هر جا به نفعمان بود هیچی نگیم تا یک جا به ضررمان بود فریاد بزنیم .!آیا این انصاف است
اگه قرار باشه هرکس در انتخابات شکست خورد ،مثل بچه ها پا بر زمین بکوبد وبگوید من نتیجه را قبول ندارم
خب دیگری هم که در دور بعد رای نمی اورد همین گونه عمل خواهد کرد وسنگ روی سنگ بند نخواهد شد! کو انصاف؟
در ضمن موسوی اگر مدرک داشت تا حالا صد باره رو کرده بود
مثل کروبی که وقتی بهش گفتن از مسایل زندان کهریزک مدر ک بیار جازد. که گفته بود آذیت جنسی شدن
فتامل جیدا
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۳ ق.ظ:
آره جواب چه جوابی باتوم کلاش کلت گاز اشک آور
مدارک موسوی رو است کیه که ببینه شورای نگهبان جنتی قوه قضاییه لاریجانی و شاهرودی
صدا سیما هم که فرصت نمیده اگه واقعا موسوی چیزی نداره چرا فرصت تو صدا سیما بهش نمیدن تا ضایع بشه و فقط یه طرفه میکوبنش
مدارک کروبی واضح بودفقط اشتباه کرد که ارائه داد ارائه به کی داد اژهای با سابقه هاری حاد اون دو تای دیگه هم قبلتر ها به اژه ای گفته بودن که تو با مخالفین مماشات میکنی ببینین هاری اونا دیگه در چه حدی بوده
خاتمی خائن نیست خادم به تمام معنا بود اعتراض نکردین چون یک جرات ندارین عرضه ندارین و دو اینکه واضح بود که رای ندارین و مدرکی نداشتین اعتراض به چی میکردین خاتمی سیب زمینی که پخش نکرده بود ادعای هاله هم نکرده بود
خائن محمود است که کشوری که در راه توسعه بود را به قهقرا کشاند و کرد مصرف کننده چین
[پاسخ]
آبتین پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲:۱۱ ب.ظ:
دوست من
متاسفم که همچین روزی پیش امده و باید به کشور عقب مانده ای همچون افغانستان حسرت بخوریم اما نگاهی به انتخابات افغانستان بیاندازید… اینکه نامزدی اعلام کند که تقلب شده چیز جدیدی نیست که بگوییم واویلا خیانب شد، جنایت شدو… داشتم صحبتهای بغض آلود عبدالله عبدالله را میدیدم که اعلام میکرد در اعتراض به تقلب ها در دور دوم انتخابات شرکت نمیکند…با خودم فکر کردم … جناب دکتر عبدالله شانس اوردی که در ایران نیستی و گرنه اطرافیانت رابه سرعت بازداشت میکردند خودت را ممنوع التصویر میکردند.. حامیانت را شکنجه و وادار به اعتراف و طرفدارانت را در خیابان ها قلع و قمع میکردند…
اینکه شما میگویید موسوی اگر مدرکی داشت تا حالا رو کرده بود مربوط به این است که ایا در انتخابات تقلب شده است یا نه …. اما متاسفانه و عمیقاً میگویم متاسفانه امروز درد ما درد تقلب نیست و اگر شما دقت کنید طرفداران جنبش سبز کمتر در مورد تقلب حرف میزنند چون مشکل بزرگتری به وجود آمده … و آن نحوره برخورد با مردم است
این است که امروز صدای ما را درآورده ، اعتراض به نتیجه ی انتخابات در کشورهای دموکراتیک است حال آنکه وقتی که اینچنین با مردم رفتار میشود دیگر نمیتوان نام دموکراتیک را براین کشور نهاد… جالب انست که حکومت چون میداند که با مردم چه میکند به هر روش ممکن سعی میکند جلوی ارسال تصاویر و فیلم های این برخوردها را در میان مردم و خارج از کشور بگیرد شده با گرفتن دوربینهای مردم شده تا قطع اینترنت و ….
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ، اگر جنایتی صورت نمیگیرد چه ایرادی دارد که ازا آنها فیلم برداری شود؟
ضمناً اینکه شما میگویی موسوی خائن است و… آیا به محض انجام انتخابات و حتی روز قبل از آن موسوی و کروبی بایکوت خبری نشدند؟ آیا صداو سیما هر کاری که توانست در جهت محکوم کردن و کوبیدن موسوی و کروبی و حامیان آنها نکرد؟؟ از مصاحبه های دائمی با به اصطلاح مردم که دائماً محکوم میکردند جنبش سبز را تا اغتشاشگر خواندن معترضان و بازداشت هزاران نفر…. موسوی کدام خیانت را مرتکب شد؟ آیا او رسانه ای داشت؟ آیا امکاناتی داشت؟؟ نه دوست عزیزم اینها پاک کردن صورت مسئله است
به این مردمی که با وجود اینهه تهدید و خط و نشان کشیدن حکومت و با وجود آنکه میدانند ممکن است بازداشت شوند و اذیت شوند نگاه کن … اینها نه پولی از جایی میگیرند نه موسوی تحریکشان کرده … اعتراض این هموطنانت را بشنو و باور کن که با این کارها با کشتن با بازداشت با پخش داستان در ۲۰:۳۰ این مردم آرام نمیشوند….باور کن که عده ی زیادی از این مردم به نتیجه ی انتخابات اعتراض داشتند ولی امروز به این نحوه ی برخورد با مردم معترضند….اگر میخواهد اینگونه با مردم برخورد شود پس حکومت چمهوری اسلامی چه فرقی با نظام شاهنشاهی زمان شاه دارد؟
خائن خواندن موسوی ندیدن اصل قضیه است … موسوی که ماههاست حتی چهره اش نشان داده نشده است…موسوی که حتی یک روزنامه ندارد…نه عزیزم …خائن هم اگر هست تمامی ما مردمی هستیم که در خیابان اعتراض میکنیم ….تمامی ما که بدون هیچ گونه تشکیلاتی به صورت خود جوش از جان خود میزنیم و به خیابان میاییم
سخن آخر :
نتیجه ی انتخابات هر چه باشد ، برنده هر که باشد، تقلب شده باشد یا نه ، اینها دلیل نمیشود که با مردم اینگونه رفتار شود
[پاسخ]
دوست پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۴:۳۲ ب.ظ:
آبتین عزیز
اولا صدها مدرک وجود دارد که هدف اینها خواسته یا نا خواسته انقلاب مخملین بوده است میخواهی باورکن یانکن وانتخابات فقط بهانه ای بیش نبوده است (اعترافات ابطحی و هم دستانش)
ثانیا موسوی خودش در معرض اتهام است وانشائلله به همین زودی ها محاکمه خواهد شد .انوقت شما میگه در صدا وسیما اجازه صحبت کردن داشته باشد؟!!!!!!!!!!!!!
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۰۲ ب.ظ:
اونی که به زودی دادگاه میاد محموده تازه اگر موسوی هم باشه عیبی نداره مملکت ما از این بیدادگاههای بی در و پیکر مسخره کم ندیده اینم روش
مخمل هم که میگی یه نگاه به سواب کشورهای مخمل بنداز تحقیق کن میبینی با تکرار این حرف چنان اتهاماتی به خودتون وارد کردین که حد نداره حتی از اینی هم که ما میگیم بدتره
تنها کار آمریکا در مخمل گرجستان یا اکراین هدایت انقلاب به نفع خودشونه انقلابی که در مقابل استبداد بده رو به سمت خودشون کج کردن و انقلاب مخملی در کشوری که مردم سالار و مقبول اکثریت باشه کاربرد نداره اونجا فقط کودتای نظام کاربرد داره مثل هندوراس مخمل در کشورهایی مورد استفاده قرار میگیره که کشور در حال انفجار از فساد هیئت حاکمه است و آمریکا این انفجار رو به نفع خودش میکشونه
پس با اصرار رو مخمل اعتراف میکنین نظام مقبول اکثریت مردم نیست فساد روز افزون داره و مردم نمیخواهند این نظام را قبول همچین اتهاماتی فقط برا متهم کردن اصلاحات به رابطه با آمریکا واقعا فقط از محمود آدماش بر میاد
[پاسخ]
آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۲ ق.ظ
سلام با جستجوی عکس دکتر فاطمی وبلاگ و سپس اینجا را یافتم. در اخبار ص نخست دیدار غیر منتظره فرمانده ارشد پلیس “رادان ” ( که البته متهم به جنایت در کهریزک است) با خانواده شما جلب نظر کرد و روایت وی از کشته شدن پدر شما در کردستان . جستجو های بیشتر و مطالعه لینک های داده شده در مورد مرحوم پدر شما تناقضی را برایم ایجاد کرد. در لینک زیر واقعه به گونه ای غیر از روایت “رادان” از سوی شما نقل قول شده است: http://tourjan.blogfa.com/post-272.aspx
ضمن آنکه برایم بسیار مهم شد که چرا شما چنین اصرار دارید پدرتان به دست مبارزان کرد هدف قرار نگرفته و ناهماهنگی بین سپاه و ارتش را مورد تاکید قرار داده اید حال آنکه رادان برای نشان دادن انزجار مبارزان کرد از سپاه هدف قرار دادن آرم بر روی سینه را و…..
موضوع بعد فکر کنم با سوابق فعالیت های شما این دیدار غیر منتظره ی “رادان” بعد ۲۷ سال نوعی تهدید باشد تا دیدار با خانواده ی یک فرمانده
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۰۴ ب.ظ:
بزرگترین سوتیه رادان این بوده که گفته در ناحیه تورجان که بین مهاباد و سقز است با کمله درگیر بوده اگر من کردم و خبر دارم کمله در نواحی سنندج و مریوان فعالیت میکرد و در نواحی مهاباد و سقز و بانه دور دور دموکراتها بود که اتفاقا این دو رابطه خوبی با هم نداشتند و کلی هم سابقه درگیری داشته اند
این هم از دوروغهای رادان علی جان اومده عکسشو گرفته رفته حالا ادعای همرزمی با پدرت رو داره نظرت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۸:۴۱ ب.ظ:
نگفتی علی آقا نظرت در مورد این سوتی رادان چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۰ ب.ظ
خدا پدر بزرگوار شما رو رحمت کند. من با نظرات رادان مخالفم اما یاد معلم استاد و فرمانده بسیار خوب و محترم هست.
[پاسخ]
دی ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۹ ب.ظ
[...] نوشت: بعد از آنکه سردار رادان دو ماه پیش به خانه مان آمد به مسؤولین صدا و سیما پیشنهاد داد که مستندی درباره [...]
دی ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۰ ق.ظ
با سلام
حاج اقای عزیز سلام
فقط خواستم بگم روح پدر بزرگوارتون شاد باشه ایشالا که حتما هم هست.
خدانگهدارت باشه عزیز
[پاسخ]
خرداد ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۳ ق.ظ
[...] یک اتفاق غیرمنتظره در خانه ما [...]