بستری شدن آیت الله بیات زنجانی
امروز صبح یکی از دوستان زنگ زد و خبر داد که آقای بیات زنجانی سکته کرده و توی بیمارستان ولیعصر قم بستری شده. به دلیل رفاقتی که با آقا محسن داشتیم به همراه مرتضی و عده ای از دوستان به بیمارستان رفتیم. پسرشون آقاهادی اونجا بود و گفت که حاج آقا دیشب سکته کردند و ایشان را به بیمارستان آوردند. متأسفانه امروز صبح هم دچار ایست قلبی شدند. البته خدا رو شکر این بار، در بیمارستان بودند و اقدامات لازم به سرعت صورت گرفت. ما وقتی دیدیمشون خواب بودن و ظاهراً به دلیل وخامت مزاجی به ایشون آرامبخش تزریق شده بود تا اختلالی در روند معالجه پیش نیاد. ظاهراً خطر بزرگی برطرف شده و البته دستگاه تنفس مصنوعی هم به ایشون وصل بود.
آقای بیات رو ما زنجانی ها از دهه ۶۰ می شناسیم. ایشون در دوران امام از نمایندگان شاخص زنجان در مجلس دوم و سوم بود و علاوه بر حضور مستمر در هیأت رییسه مجلس، نقش مهمی در معادلات سیاسی اون سال ها ایفا می کرد. در روند رد صلاحیت های بعد از رحلت امام هم ایشون اولین قربانی این روند بود که می تونین اینجا مفصل قضیه ش رو بخونین. همچنین ایشون نقش مهمی در روند توسعه استان زنجان داشت و از نمایندگان موفق و اثرگذار شهرمون بود. نقش آقای بیات در تقویت موضع دولت میرحسین در مجلس دوم هم خیلی پررنگ بود. ایشون از جمله بزرگانی بود که در شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ حضور داشت. برای ایشون آرزوی بهبودی دارم.
راستی آهستان عزیز هم درباره ماجرای ضایع شدن دیروز ما در فرودگاه مهرآباد یه پست نوشته و عکسای جالبی هم گذاشته که می تونین اینجا بخونین.

آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۲۱ ب.ظ
مثل این که آقا امام رضا مسعود ده نمکی را طلبیده ولی شما را نطلبیده بوده
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۲۸ ب.ظ
در ضمن این آهستان عزیز شما، کسی است که در پست قبلی ش از حمله ی بی رحمانه به مراسم دعای کمیل خانواده های زندانیان سیاسی ابراز خوشحالی کرده بود و پدران و مادران و خانواده هایی که بی هیچ گناهی زندانی شده بودند را به باد تمسخر گرفته بود. حالا چنین فردی عزتش کجاست؟ الله اعلم
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۸:۳۲ ب.ظ:
اینکه من با یه دوستم اختلاف نظر دارم دلیل نمی شه که عزیزش ندونم. اگه بخوایم مقابله به مثل کنیم چه فرقی داریم با اونایی که فقط بلدن بکشن و بگیرن و بزنن؟!
[پاسخ]
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۸:۳۵ ب.ظ:
من کی گفتم مقابله به مثل کن؟ من پرسیدم یک آدمی که از حمله به دعای یک مشت آدم مظلوم خوشحال می شه ومسخره شون می کنه، عزتش کجاست؟ قرآن می فرماید حق را بگویید حتا علیه خودتان و کسانتان. ما که نگفتیم حق را درباره ی این دوستت بگو که چقدر حقیر است. فقط پرسیدیم عزتش کجاست؟
[پاسخ]
سید محمد حسن مخبر پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ب.ظ:
ببخشید که دخالت می کنم . اما امیر حسین عزیز فکر نمی کنید کمی تند می روید ؟ من هم در برخی از مسائل با جناب آهستان اختلاف دیدگاه دارم اما با نظر علی آقا موافقم . برادر خوب من قرار نیست که آدمها را به خاطر اختلاف در تشخیص مصادیق از جرگه دوستان هم خارج کنیم ! این دقیقا همان کاری است که برخی از دوستان افراطی ما انجام می دهند و دوستان را به دشمن بدل می کنند . همه ما و حتی برادرمان آقای آهستان ظلم را نا خوش می دارند و البته توطعه را نیز ! مسئله آن است که ما در تعیین مصداق آنها ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم . بر فرضی که مطرح فرموده اید ایشان اگر هم خوشحال شدند از این که کسانی در دعای کمیل دستگیر شده اند خوشحال نیستند بلکه چون آن جلسه را زمینه ایجاد یک توطعه می دانند از دستگیری توطعه کنندگانش اظهار شادی می کنند کاری که اگر ما هم مثل ایشان فکر می کردیم ، انجام داده بودیم . به هر حال فکر می کنم اگر منصف تر باشیم بهتر است . نقد بکنیم اما دوستان رابه دشمن تبدیل نکنیم . باز هم معذرت می خواهم اگر بین صحبتهایتان دخالت کردم .
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۱ ب.ظ:
برادر عزیز جناب آقای مخبر
بنده متوجه منظور شما از این عبارت “تشخیص مصادیق” نمی شوم. آیا می توان گفت ما با یزید بر سر تشخیص مصداق ظلم اختلاف داریم؟ آیا با همین استدلال شما نمی توان یزید را تبرئه کرد؟ چرا! می توان گفت یزید بیچاره از کشته شدن مظلومان خوشحال نمی شد بلکه فکر می کرد امام حسین اغتشاشگر و توطئه گر است و از خلیفه ی مسلمین خروج کرده است.
با این استدلال وحشتناک شما دیگر به هیچ کس نمی توان ایراد گرفت چون تمام ظالمین خودشان فکر می کنند دارند کار درستی انجام می دهند. استالین هم این همه آدم کشت چون فکر می کرد دارند علیه ش توطئه می کنند. این اسلام شما ضد اسلام و توجیه کننده ی ستم است. اسلام ما اسلام “هیهات من الذله” است و بنا نداریم ظلم آدمها را توجیه کنیم.
اگر این آهستان شما راست می گوید یک برگ سند ارائه کند که اینها می خواسته اند توطئه کند. ظن بی مورد خودش مصداق روشن گناه و ظلم است. در ضمن کسی که به خودش مطمئن است همه را توطئه چی نمی بیند. ضمناً از علی نقل است که حتا مخالفان مسلح خود را تا وارد جنگ نمی شدند، تحمل می کرد و می فرمود من قصاص قبل از جنایت نمی کنم… باز هم بگویم؟
[پاسخ]
سید محمد حسن مخبر پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۳:۴۶ ب.ظ:
جناب امیرحسین عزیز . ممنون که لطف کردید و نظر مرا نقد فرمودید . عرض من در مورد اختلاف در تشخیص مصادیق با آن نتیجه ای که شما گرفته اید فاصله فاحشی دارد و قیاس یزید با برخی دوستان اصولگرا قیاس مع الفارق است . برای انکه مشخص شود کسی ، خطای در تشخیص مصداق دارد یا حرفش از این حرفها گذشته و اصولا سمت و سوی دیگری دارد نمی توان تنها به بررسی یک مقطع از تاریخ یا رفتارهایاو بسنده کرد بلکه باید سابقه و لاحقه فرد یا گروه مورد نظر را با هم ملاحظه کرد تا معلوم شود خط سیر فکری و رفتاری او یا آنها چه بوده و آیا با پذیرش اصول خطای در تطبیق کرده اند یا نه . در موردی که استدلال مرا توجیه گر جنایتش خوانده اید سابقه و لاحقه هر دو طرف آنچنان واضح است که جای چنین توهمی را هم نمی گذارد تا چه رسد به استدلال .
بنده هم مثل شما اعتقاد به اسلام ” هیهات من الذله” دارم اما قویا معتقدم این باور مبارک با عقلانیت ، هضم ، زمان شناسی و رعایت مصالح کلیّه جامعه همراه است . شاهدم بر این باور رفتار گوینده همان کلمه مبارک در فاصله شهادت امام حسن (ع) و حکومت معاویه تا حکومت یزید است . اگر قرار باشد این اندیشه مبارک با دستمایه ای از تحریک پذیری و احساسات هیجان یافته معیار عمل بشود آنوقت پدید آمدن اندیشه خوارج از آن امری دور از انتظار نخواهد بود .
بنده نیز با شما در خصوص بخشی از پاراگراف آخرینتان هم عقیده ام و معتقدم اگر بنا باشد با ظن و گمان با آنها که مخالفشان می پنداریم برخورد کنیم رویه غلطی پایه گذاری خواهد شد ( کما این که شده ) که در آن صورت هر کس دیگری را با ظن و گمان متهم می کند بی آن که پروای داشته باشد و چون عدالت تیغی است که اگر روزی به نفع کسی برید فردا روز بر علیه او هم خواهد برید ، تحمل این رفتار از سوی دیگران برای آنان که امروز با هزاران توجیه چنین رفتاری دارند بسی گران خواهد آمد .
به هر حال از این که بدون اهانت به یکدیگر گفتگویی کارساز و نتیجه بخش داشته باشیم خوشحال می شوم .
فهیمه پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۶:۴۸ ب.ظ:
عمو جون اجازه؟
با نظر عمو علی اشرف موافقم.یکی از مواردی که به شخصه چند ساله برای جا افتادنش تلاش میکنم،همین قضیه ی تحمل عقیده ی مخالفه.نمونه ی خیلی ملموسش همین حوادث بعد از انتخابات .اولین سوالی که همیشه از حامیان احمدی نژاد و توجیه کنندگان رفتار حاکمیت میپرسم،اینه که به کدامین گناه؟ به جرم دگراندیشی؟ من اگه با جناح تمامیت خواه مخالفم نه به این دلیله که اونا در یافتن معصوم زمان دچار مشکل شدند. من با نفس معصوم فرض کردن انسان ممکن الخطا – نه جایزالخطا – مخالفم.
البته صادقانه برای خودم خیلی سخته که این بی طرفی و تحمل عقیده ی مخالف رو رعایت کنم اما سعی خودمو میکنم. اما عمو جون شما که الحمدلله هدایت شدین! باید بقیه رو هم هدایت کرد.این که ما خودمون بگیم و خودمون بشنویم که نمیشه. نمیدونم راجع به این طیف چه جوری فکر میکنی.ولی دقت کن اینها یک طیفند. یعنی افرادی زیادی رو شامل میشن. از کسانی که به دلیل منافع شخصی هر کاری میکنند تا کسانی که گوششون پر شده از عذاب جهنم و داستان طلحه و زبیر و… و به قول آقای مخبر در تعیین مصادیق دچار اشتباه شدند_شاید هم ما اشتباه میکنیم_.
عمو جون ما نمیتونیم بگیم با یزید در تشخیص ظلم متفاوتیم.اما قبول ندارین که همون موقع هم کم نبودن افرادی که امام حسین و یزید نشناختند و حکم دادند؟ من در اون زمان حضور نداشتم اما شما فکر میکنین همه ی اونایی که زینب رو خارجی خوندند تشویق شدند؟
یک نمونه ی خیلی معروف،حسین که نوه ی پیامبر بود و یزید که مستی اش شهره بود. باز هم بودند کسانی مثل حر بن یزید ریاحی که تازه روز جنگ حقانیت امام رو فهمید.آیا میشه به نیت پاک حر شک کرد.حر اگه دنبال منافع بود،جنگ با امام بهترین فرصت بود اما اون شهادت رو ترجیح داد.حر یک نمونه ی بسیار عالی برای اشتباه در تشخیص مصادیقه. فکر کنم اسلام شما قبل از این که اسلام هیهات من الذلة باشه، اسلامی باشه که امام حسینش حتی تو روز عاشورا هم به دنبال هدایت لشکر یزیده. و حر رو با آغوش باز پذیرفت.
شنیدن حرفهای مخالف،لزوما به معنی قبول اون حرفها نیست.از این گذشته شاید عمو علی اشرف و آقای آهستان توی مسائل انتخابات تفاوت نظرهایی داشته باشند ولی توی ارادت به امام رضا که مشترکند.در ضمن فکر میکنم به اندازه ی کافی سوءتفاهمها، باعث فجایع شدند.حالا دیگه نوبت گفت و گوئه.و در این راه عمو علی اشرف تنها نیست. شخصا از این که آقای آهستان مطالب ایشونو میخونن و نظر میدن و با ایشون همسفر میشن خوشحالم.
..اصلا اگه قرار باشه همه حرف هم رو تایید کنند دیگه بحث و نقد و دموکراسی بی معنیه.
البته بحث کردن شرایطی داره با دعوا فرق میکنه.
خود شما تا حالا براتون پیش نیومده از این که بهتون فرصت اظهار نظر داده نمیشه عصبانی بشید؟
باور نمیکنم از شنیده نشدن حرفهای متهمان حوادث بعد از انتخابات غمگین نشده باشید.حتما تصدیق میکنید که این حرفها رو امثال آقای آهستان باید بشنوند.آیا شما از ایشون توقع ندارین حالا که درفشانی های انسانهای محبوبشان را میشوند “همه”ی حرفهای میرحسین موسوی را هم بشوند؟
البته من خودم با تشخیص مصداق خیلی موافق نیستم.به چند دلیل اول این که ما اعلم نیستیم.در ثانی هیچ کدام از این نسبیت ها مطلق نیست،نسبیه.منظورم اینه که وقتی انسانی با مالک اشتر مقایسه میشه، این قیاس ناخودآگاه داغ و حسرت شیعه از جنگ صفین رو به همراه میاره و هر کس که حرفی مخالف بزنه یا ابوموسی اشعریه یا عمروعاص یا خود معاویه.وتکلیف بقیه هم روشنه.آنها یاران صدیق و وفادار وحزب حقند.
وقتی انسان ممکن الخطایی – نه جایزالخطا- با علی مقایسه میشه تمام رنج علی هم به او منسوب می شه.در حالی که فقط علی ،علی بود،تمام خطاهای “علی زمان” نادیده یا انکار میشه تا داغ و زخم غصب ولایت قدری التیام پیدا کنه.
شاید چیزی شبیه این استدلال را شنیده باشید:انگور شیرین است.شیرین زن فرهاد است.پس انگور زن فرهاد است.با این نسبت دادن ها ناخودآگاه دو فردِ منسوب ،به تمام صفات هم متصف میشند،که جفا در حق هر دوی آنهاست.به این ترتیب بر پایه ی نسبتی که از اساس مشکوکه- به نظر من اشتباهه- ، احکامی نادرست تر صادر میشند. از یک طرف عده ای از روی رفتار “حسین زمان” رفتار حسین را تخمین میزنند. از طرفی عده ای می خوان انتقام ۱۴۰۰ ظلم به شیعه رو از هر کس که مقابل “حسین زمانشان” می ایسته بگیرند.
وقتی بچه بودم فکر می کردم انسانها چه قدر احمقند که با وجود این همه پیامبر و امام و قرآن و این همه کتاب در توضیح و تمجید و فواید خوبی نوشته شده و وعده ی بهشت و این همه تشویق برای شناخت و انجام کار “درست” باز هم کار”بد” میکنند. شاید هم من اشتباه می کنم اما وقتی بزرگتر شدم و خودم در شناختن راه درست موندم. این حرف رو شنیدم که”مرز بین حق و باطل باریکتر از مو است.” از اون موقع فهمیدم که نمیشه با خوندن چند تا داستان از امامان و تقلید صرف از فعلشون شیعه شد.اصلا شاید فرق شیعه و سنی در همین پویایی و توجه به اقتضائات زمانه باشه.
باور کنید من هم به واسطه ی پنج سال مطالعه ی سیره ی پیامبر و ائمه بلدم چند تا از این نسبتها رو ردیف کنم. و صادقانه هنوز هم خیلی این کار رو می کنم. یک بار هم توی بخش نظرات مطلبی راجع به خبرگان اول در وبلاگ تورجانِ مرحوم این کار رو کردم.اما وقتی استدلال های طرف مقابل رو شنیدم که اون هم بی کار ننشسته و چند ساله داره داستان طلحه و زبیر میگه و فاطمه رجبی راز لپ های گل انداخته ی سید حسن خممینی رو کشف میکنه و یه حاج منصور ارضی داره که ادامه ی لشکر یزید رو بهت نشون میده تا اگه هر سال عاشورا حسرت دیر به دنیا اومدن خوردی، بتونی حالا “عقده”ات رو وا کنی. تازه تازگیها هم آقای مصباح نشانه های ظهور امام زمان رو کشف کرده و با زمان حال تطبیق داده و برای سید حسنی و سفیانی و خر دجّال و… هم مصداق پیدا کرده.
فهمیدم به این راحتی نیست که یه نفر رو علی زمان یا حسین زمان خودت بکنی و ما اهل کوفه نیستیم … تنها بماند. این طوری نیست که یه انسان ممکن الخطا – نه جایزالخطا – رو معصوم فرض کنی و هر کاری که کرد رو توجیه کنی و چشمتو ببندی و این رشته ی تعصب رو بگیری و به بهشت برسی. از اون طرف راه مخالف هم لزوما درست نیست.
تازه فهمیدم چند ساله دارم یه عقده و دمل چرکین رو بیهوده حمل میکنم.تازه با گذشت زمان کینه ی آدمهای دیگه هم اضافه شده بود.هر کس حرف مخالف نمی زد با من بود و البته من با خدا بودم. در عوض از قابیل و فرعون و معاویه و شاه و … طرف مقابل. از همه تاسف انگیزتر این که چیزی که من رو به بقیه وصل میکرد،کینه و نفرت و عطش انتقام بود نه عشق و اعتقاد. دیدم خدا رو گم کردم خیال میکنم با منه.تمام عباداتم آلوده به شِرکه. دیدم از بس برای خودم “… زمان” ساختم ،هیچ حسی نسبت به امام زمان ندارم.انگار نشنیدم:”کذب الوقّاتون”
یکی به من بگه وقتی معتقد به “حضور” امام غایبه این حرفها چه معنی داره؟ شما رو به خدا نگید اینها زمینه سازی برای “ظهور”ه.
من نمیگم تحمل اون همه رنج بی حکمت بوده و اسوه بودنشون رو زیر سوال نمی برم. همه ی حرف من اینه که دیگران رو با تشبیه به بزرگان توجیه نکنیم. و با در یک جبهه قرار دادن مخالفان و متحد فرض کردنشون انتقام همه ی ظلمهای تاریخ ازشون نگیریم.به این راحتی نمیشه “شیعه”ی علی رو شناخت و ازش دفاع کرد. هر لحظه باید به حقانیت ش مطمئن شد و شاید لازمه ی این کار کمی مطالعه ی بیشتر باشه.
“چرا اندیشه ی رقابت سالم به اندیشه ی مبارزه و درگیری تبدیل شود؟چرا در افکارمان از دین مرکبی برای مصالح میسازیم؟اندیشه و نگرش ما باید متحول شود و تحول فکری ما و دولت و ملت،همان احساس روح وطن پرستی است.ما باید این مسئله را تمرین کنیم. اگر اندیشه با تمرین قرین نباشد،به نقص و تخدیر می گراید. ما باید سنگینی این مسئولیت را احساس کنیم.” (۱)
این موضوع در قسمت پاسخ نظرات یک مطلب نمیگنجه.و خیلی هم شاخ و برگ داره.شاید بد نباشه توی وبلاگ خودتون یه مطلب دربارش بنویسید.
در آخر باید بگم مطالب آهستان رو نخوندم با سایتشون هم تازه آشنا شدم. به همین دلیل من از ایشون هیچ شناختی ندارم پس این مطالب قضاوت من درباره ی ایشون نیست.حتی درباره ی خود شما هم قضاوت نکردم. شاید بشه اسمشو گذاشت یادآوری . صادقانه من نویسنده ی این حرفهای قشنگ هم لزوما انسان عادلی نیستم و نمیدونم شاید بعد از کمی تحقیق منم نظر شما رو داشته باشم!
شاید امام موسی صدر بهتر بتونه منظور منو برسونه.متن زیر قسمتی از سخنرانی “علی موحد بود وبس” ایشونه که عینا پیاده شده.و با متن مفصل داخل کتاب”نای و نی” تفاوتهای لفظی داره.
گوشه ای از علی موحد بود و بس:
یک نگاه اجمالی و به طور خلاصه به زندگی مولا به ما یک مناظر عجیبی رو نشون میده. به ما نشون میده که علی گاهی خیلی شجاعه گاهی خیلی ترسوئه.علی گاهی خیلی کریمه گاهی خیلی بخیله. علی گاهی خیلی غیوره گاهی خیلی صابره. چرا علی این جوریه؟ علی “مومن”ه. این یک کلمه. علی شجاعه چون مومنه. چشم بپوش از کسانی که نام مومن رو خودشون گذاشتند. اگر کسی مومن بود شجاع هم هست،دلیر هم هست ،کریم هم هست،غیور هم هست،رئوف هم هست.اما درکجا؟ در اونجا که رضای خدا باشه. اما اگر نباشه ترسوئه. بخیله. این ایمان علی سر تناقض صفاتشه. چرا گفتند:لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة ذالقربی؟ چرا محبت علی جزء اسلامه و هر کس محبتش رو نداشته باشه کافره؟چرا؟ مگر اسلام دین شخصه؟ دین ذاته ؟دین فرده؟ نه. اسلام دین خداست. ولی علی ایمان کلی خداست. هر کسی که دوسش نداشته باشه خدا رو دوست نداره. ما هم شیعه ی علی ایم. ما میگیم علی امام ماست. امام یعنی چی آقا؟ امام یعنی پیشوا. امام وقتی میگه الله اکبر ماموم هم میگه الله اکبر. رکوع که میکنه مامومین رکوع میکنند سجود هم که میکنه سجود میکنند.
آقا ما چه طور مامومین این امامیم؟ ای علیدوست بشنو و بترس و بلرز از این حرف.علی رو امروز اگه دنیا بخواد بشناسه چه جوری میشناسه؟ میگه خب میریم از پیروانش میشناسیم. چی میبینه آقایون؟ آیا علم میبینه؟ آیا تقوا میبینه؟ آیا علاقه ی به یتیمی میبینه که در علی میدید؟آیاعلاقه ی به خدمت مردمی میبینه که در علی میدید؟آیا شچاعت و صراحتی رو میبینه که در علی دید؟ چه جوری می خوای علی رو بشناسه امروز؟ درسته ما ننگ دامان علی بشیم امروز؟
(۱):دباره ی فرقه گرایی،نای و نی،سخنرانی امام موسی صدر ،رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان،به دعت ندوة الاثنین با عنوان “نگرانی برای آینده ی لبنان” به نقل از روزنامه ی العصر، جاپ صیدا، ۱۹۶۲/۱۲/۵
فهیمه پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۶:۵۳ ب.ظ:
وای خدای من چه قدر شد!!!!!!!!!!!
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۴ ب.ظ:
آقای مخبر! من دوستان شما را با یزید مقایسه نکرده ام چون یزید به بیماران رحم می کرد. من فقط گفتم با استدلال شما یزید را هم می توان تبرئه کرد. هنوز هم می گویم. و شما هم جواب من را ندادید. من برعکس شما از اهانت زیاد ناراحت نمی شوم ولی در عوض سفسطه من را کلافه می کند.
با تشکر
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۹ ب.ظ
اللهم اشف کل مریض
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۸ ب.ظ
سلام
به نظرم این حرف رادان که گفته تورجان خیلی استراتژیک بوده یه کم دوپهلوه!
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۹:۴۲ ب.ظ:
بعید می دونم. منظورش منطقه تورجان کردستان بود و درباره اهمیت کار پدرم در تصرف اونجا حرف می زد
[پاسخ]
iran dokht پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ ب.ظ:
va shayad khaste be ahamiate kare shoma dar be rah avordane jamate sabz takid kone
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۴ ب.ظ
to in moghiate sakht va sabz khdoa saye alemani chon ayatollah zanjani ra az sare ma kam nakone
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۲ ب.ظ
من هم خبر رو شنیدم…امیدوارم که هرچه زودتر سلامتی شون رو دوباره به دست بیارن…دو بار سکته قلبی در عرض ۲۴ ساعت واقعا به خیر گذشته…
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۵ ب.ظ
یا شافی
سلام
برای سلامتی ایشون دعائ می کنیم
راستی خدا صبرتون بده با این عزیزان دور و برتان ها!
بلاء دووووور باشه
[پاسخ]
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۰ ب.ظ
از خدای بزرگ شفای همه بیماران خصوصا این مرد بزرگوار را عاجزانه طلب می کنم . البته شوخی نیست ، فشارهای روانی و حرص و جوش خوردن کم بلا یر سر انسان نمی آورد .
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۲ ق.ظ
با”آزاد اندیشی در مکتب امام”،بروزم
به ما هم سر بزن
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۸ ق.ظ
امیدوارم هر چه سریعتر شفا پیدا کن این انسان آزاده عزیز
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۷ ق.ظ
در مورد آهستان خوب دوست هستید دیگر. اگر چه به نظر من الگوی نوشتنش از کیهان است.زیرا همان سبک دوروغ و تهمت را دارد و چون مانند سایر کودتاچی ها چیز واقعی ندارد همان قبلی ها را تکرار میکند خدمتش بگویید که بگوید به آنها(خودتان هم اگر دوباره رویت کردید جمال رادان را به او بگویید):
ای زبر دست زیر دست آزار //گرم تا به کی بماند این بازار
به مازیار بیژنی هم بگویید کاریکاتور یست فقط نیک آهنگ برو نقاشی تمرین کن رو چشم چشم دو ابرو
آیت الله بیات هم خداییش خدا بهمون رحم کرد وقتی رفتم تو وبلاگ پسرشون و عکس پسرشون رو دیدم یه جورایی خوشم اومد توقع داشتم یه قیافه پنجاه و هفتی ببینم ولی اون ظاهر امروزی و البته موقر باعث شد ارادت من به ایشون چند برابر بشه چون معلومه بر خلاف خیلی ها ایمان رو در ظاهر نمیبینن مگر نه پسرشون رو مجبور میکردن ظاهرش رو شیخی تر کنه خدا هر چه زودتر ایشون رو شفای کامل بده تا صف مقدم ما در مقابل قوم الظالمین دچار نقص نشه هر چند در جبهه ما عالم و مرجع و نخبه کم نست ولی هر گلی بوی خود را دارد
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۴:۳۴ ب.ظ:
سلام آسو جان
یه فیلتر شکن خوب به منم معرفی می کنی
آخه از قبلی که به کس دیگه ای گفته بودی نتیجه نگرفتم؛متشکرم.
با عرض معذرت یه مطلب بی ربط
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۵:۰۱ ب.ظ:
http://13aban.sabzaneh.com
http://www.freewebatschool.info/
http://www.myevader.info/
ولی قبلیه من دارم استفاده میکنم خیلی خوبه فقط اندکی سنگینه مگر نه تا حالا به من نه نگفته شاید غلط زدی
http://www.freefacebookproxy.info
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ق.ظ:
خیلی ممنون حالا دوباره امتحان می کنم.
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۷ ب.ظ
سلام زیارت قبول، سوء تعبیر نشه همین قدر که وارد مشهد شدین هم حسابه راستی آهستان لو نداده که کی خواب مونده بوده
نکنه تو بودی

ان شاءالله هر چه زودتر این بزرگوار بهبود پیدا کنن چون وجود آدمایی مثل ایشون واسه همه برکته.
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۷ ب.ظ
سلام …..امیدوارم که حاج اقای بیات هر چه زودتر شفا پیدا کنند . انطور که شنیده ایم ایشان همان اوایل انقلاب بسیار کارهای اصولگرایی !!؟؟ کرده اند . از چپاول بیت المال تا ………بگذریم . امید که خدا اول ایشان را راستی راستی ببخشد بعد ……..راستی یادم رفت بپرسم ایشان بر چه اساس و دلیل و مدرکی ایت الله العظمی شدند و مرجع تقلید ؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
حبیب ریاضی پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۴:۰۱ ب.ظ:
بسمه تعالی
خوشحالم که خودتان هم نوشته اید شنیده اید که… آیا یک انسان مومن و مسلمان، به شنیده هایش تکیه و استناد می کند. قابل مقایسه نیست ولی آیا زمانیکه علی(ع) را کشتند، در بلاد مسلمین شنیده نمی شد که ایشان نماز نمی خوانده است. آیا زمانیکه زینب(س) و اسرای کربلا وارد شام شدند، شامیان نشنیده بودند که اینان از دین خارج شده اند؟
در بحث دوم و مرجعیت ایشان این شبهه برای من هم ایجاد شده بود که ایشان اصلاً مجتهد نیست. ولی بعد از تحقیق متوجه اجازه اجتهاد حضرات آقایون نوری همدانی و فاضل لنکرانی در سال ۷۰-۷۱ به ایشان شدم و حتی این را نیز از فرزند آیت الله صافی شنیدم که پدر بزرگوار ایشان به لحاظ علمی، آیت الله بیات را خیلی قبول دارد و جالب اینکه آیت الله یزدی هم در جمعی گفته بود: ما با هم اختلاف نظر داریم ولی ایشان خیلی ملاست.
برادر اینها را گفتم تا بدانید راه مرجعیت را پیمودن و در آن وارد شدن برای هر کسی میسر نیست و اگر کسی در این راه وارد شود در حالیکه جایگاهش این نیست، خدا او را ضایع خواهد کرد کمااینکه در تاریخ نمونه های زیادی از آن موجود است.
[پاسخ]
امیدوار پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۷:۲۲ ب.ظ:
سلام و تشکر از اقای حبیب ریاضی !؟من خواستم قضیه را خیلی باز نکنم .ایشان جرمشان از امثال خلخالی و……..کمتر نیست . پرونده اشتباهات ایشان بسیار سنگین است .
اما در مورد مرجعیت که متاسفانه امروزه شده ملعبه . هر کس که مکاسب تمام نکرده میاد و ادعای مرجعیت میکنه . کاری هم نداره که ………..بگذریم . چه خوبه اجازه اجتهادی که اقایان رو در مورد اقای بیات را همینجا بگذرارید تا هم مستفیض بشن .
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ ب.ظ:
البته کاش یکی هم به ما توضیح می داد که رهبر معظم چطور در بحبوحه دوران ریاست جمهوریشان که همزمان با جنگ هم بود موفق شدند مراحل مرجعیت را طی کنند و درست در شب رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب، تبدیل به آیت الله و مرجع تقلید شوند؟!!!!
تقیلو پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ ب.ظ:
چقدر جالب چطور است که در حالت عادی آیت الله نوری مرجع بده و روحانی درباریه هست که به زور حکومت و صدا وسیما مرجع شده است که حتی کروبی صبور!!! هم عنان از کف می دهد و با نامه ای سعی در هدایت! و بازگشت ایشان به راه و روش علمای صالحی چون کروبی(دامت برکاته!!)می کند ولی وقتی کار به اثبات اجتهاد حجت الا سلام بیات زنجانی میرسه آیت الله نوری ملاک اجتهاد ایشون شمرده میشه. ان هذا لشئ عجاب!!!!!
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۴ ق.ظ:
هوی توهمی مرجعیت امام رو هم آیت الله شریعتمداری تایید کرد و با این کار جان امام رو نجات داد ولی خوب همه از ماجرای شریعتمداری و قطب زاده خبر دارن پس با این ایراد بنی اسرائیلی فقط خودتو مسخره کردی آیت الله بودن مصباح هم تحت تایید آیت الله بهجت بوده ولی بشنو این ماجرا رو :
“دوست طلبه ای حکایت جالبی بلاواسطه از مصباح یزدی نقل می کرد، می گفت وقتی آقای مصباح به ملاقات حضرت آیت الله بهجت(ره) می رود، معظم له به او می گوید: ” می دانی بین یزدی و یزید فقط جابجایی یک حرف است! ”
او سخن آن پیر فرزانه و ربانی را شوخی پنداشته بود، اما همگان می دانیم، آیت الله بهجت اهل شوخی نبود، او با این جمله کوتاه به مصباح تذکر داده بود که فاصله او تا یزید چقدر کوتاه است، او می خواست بگوید که ” حرفهای ” تو با ” یزید” برابر است!
اگر یزید بنام خلیفه الله و امیرالمومنین حکم قتل پسر پیامبر خدا را می گیرد و او را خارجی می خواند، امروز مصباح که در انقلاب نبوده است و امام را افراطی می دانست در مسند شریح قاضی چنین می کند، اگر آنروز آل بو سفیان با دین بازی کردند، امروز نیز با انقلاب چنین کنند، کسانی که دیروز نه تنها در انقلاب نبودند بلکه مخالف بودند و در جنگ نیز گامی برنداشتند داعیه دار انقلابند و اصحاب امام را خارجی می خوانند و فرزند امام را سر می برند و یارانش را خانه نشین می کنند.
۳/۴/۸۸ دکتر مهدی خزعلی”
حبیب ریاضی پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۳ ق.ظ:
واقعاً اینکه بیاید و بگید آقای بیات مجتهد نیست خنده داره در حالیکه ایشون اثر مکتوب در بحث خارج اصول داره. اگه بنا ندارید مسائل دینی رو رعایت کنید، لااقل کمی انصاف داشته باشید.
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۴:۰۹ ب.ظ:
برو بابا ناخون گیر تیغت کجا بود مثل محمودت تو توهمی که کسی هستی
آره من راست میگم چون میگم هاله ندارم و راه آهن شیراز ریل نداره و مدرک رحیمی جعلیه(چون دانشگاه بلکفورد وجود خارجی نداره)تو عکسش رو ثابت کن
در مورد آیت الله شریعتمداری و آیت الله همدانی عین هم اند اما مرجعیتش رو از ایشون گرفت ولی موقع انحراف گفت منحرفی آیت الله بیات هم اجتهاد از آقای نوری گرفته ولی وقتی طرف ظالم رو گرفته بهش میگه
جواب اندیشه را اگر با اندیشه میداد مصباح این همه مهاجرانی گفت بیا مناظره چرا نیومد و فقط رو منبر نفرین میکرد امام حسن از مناظره با معاویه شانه خالی نمیکرد اگر ما معاویه ایم شما مصباحیان امام حسین چرا آن موقع در رفتید از مناظره
خوب ناخون گیر کوچولو تا ذوب نشدی برو مثل دوست در مورد هاله و مدرک جعلی تحقیق کن بعد بیا
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۴:۱۸ ب.ظ:
آقای ریاضی بیخیال اینا فکر کردن حوزه هم مثل دولت خودشونه که هر کی بیاد بگه من دکترم بگن آفرین بیا وزیر شو فکر کردن تو حوزه هرکسی میتونه ادعای هر چیزی رو بکنه هیچکی چیزی نگه
فکر کردن مرجعیت هم کاغذ پاره است به قول محمود
[پاسخ]
ثابت قدم پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ:
چه بحث جالبی ! خوبه اقای بیات جوان بیایید نوشته مراجع مسلم تقلید را در مورد اعلمیت خودش منتشر کنه . البته اگر مجتهد بودنشم ثابت کنه کافیه ………
بابا ول کنید حالا حالا ها باید اقای بیات و امثال ایشان در حوزه شاگردی کنند تا مرجع تقلید بودن را فرا بگیرند . دست بردارید . مگه اگر دو تا رادیو و انهم به زور پول و …….امکانات برای خودشان ایت الله العظمی نوشتند و گفتند میشوند مرجع تقلید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۳۰ ب.ظ:
ظاهراً شما یادتان رفته که چه کسانی را برخی رادیوها و تلویزیون ها و روزنامه ها آیت الله کردند و می کنند!
من کاری به مدرک اجتهاد آقای بیات ندارم ولی ایشان سال هاست که درس خارج می دهند و همین می تواند وسیله خوبی برای سنجش علمی ایشان باشد. بر خلاف خیلی ها که فقط باید «آیت الله» صدایشان کنی بدون آنکه درسی بدهند و کتابی تألیف کنند و شاگردی داشته باشند!
میرهادی پاسخ در تاريخ آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ ۴:۱۲ ق.ظ:
بحث بیهوده ای میکنین وقتی کسانی که حتی یک تالیف در خارج ندارند . تدریسشون هم شهره ی آفاقه نه تنها مرجع محسوب میشوند بلکه به دنبال این هم هستند که بعنوان مرجع واحد هم اعلام بشوند .
اون وقت آقای بیات که همون اوایل انقلاب یکی دوجلد کتاب در علم اصول داشتند و کسی هست که شاگرد ایشون بوده و رساله چاپ کرده اما از چاپ رساله ی ایشون جلوگیری بعمل میاد .
آدم رو مطمئن میکنه که در اینجا مسائل سیاسی موثره نه مسائل علمی .
تقیلو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱:۵۲ ق.ظ:
آسو جونم
امیدوارم جنبه منطقی صحبت کردنو داشته باشی و گرنه مجبور میشم مثل خودت جواب بدما! مواظب باش!
آسو که از زبانش آتش می ریخیت
با نهیب من از تورجان اشرف گریخت
دانست زبان من بران است چون تیغ
نتوان در افتاد با ابن زبان تیز بیغ ریز
اولا بر فرض حرفت در مورد امام و آیت الله شریعتمداری درست باشه اولا بحث من اصلا مرجعیت نبود بلکه اجتهاد بود در ثانی من آقای بیات رو زیر سوال نبردم بحث من مربوط به منبع طیف شما آیت الله نوری بود. چرا رفتار دوگانه دارید اگر ایشون مطابق گفته های بزرگان شما چون کروبی از مسیر حق منحرف است و طرفدار ظالمین است و مرجع درباری و حک.متی است که حتی مرجعیت او منشا در تبلیغ صدل و سینا دارد چه می شود که نظر ایشان در مورد اجتهاد حجت السلام بیات پذیرفته چرا تا وفتی بر خلاف میل شما حرف می زند حرهایش از روی غرض و بی عدالتی است ولی هر وقت مطابق نظر شما حرف می زند سخنانش منطبق با واقعیت است. اگرم معتقد به این هستید که در آن دوره صالح بوده و الان ظالم شده است آیا تاییدات ایشان بر رهبر انقلاب در آن دوره را هم قبول می کنید یا نه؟ اصلا اگر منطق شما “هر که مطابق عقاید من حرف زد راستگو است و در غیر اینصورت دروغ گو.”"
نیست ملاک شما برای تشخیص حق از باطل بودن در میان سخنان آیت الله نوری چیست که پاره ای از سخنان ایشان را می پذیرید و پاره ای دیگر را به شدت رد می کنید. مرجعیت امام برای ما بوسیله آیت الله شریعتمداری اثبات نشده بود که با رفتار متفاوت ایشان در نظرمان متزلزل شود و این واقعه تاریخی نقشی در باور ما نسبت به مرجعیت امام نداشته است که من به قول تو خودم را مسخره کرده باشم یا در توهم باشم. ارتباط حکایت آیت الله مصباح را با سخنان خود درک نمی کنم ولی کینه عمیق را درک می کنم. من نمی دانم واقعا مصباح چه هیزم تری به شما فروخته. حداکثر کاری که کرده سرس سخنرانیهایی بوده که به هر حال حاصل یک اندیشه است و جواب اندیشه را با اندیشه می دهند نه با زخم زبان و ترور شخصیت.
به آقای اشرف
اصلا آن کسانی که با رادیو مرجع شده اند کنار بگذارید گیرم حرف شما درست ارتباط آن با آقای بیات چیست؟ مثل این که قبول دارید ایشان از کسی اجازه اجتهاد ندارد (که اگر صدیق باشید این سخن مرا تایید خواهید کرد چون بر مبنای تحقیق است) من قبول دارم ممکن است فردی در اثر مطالعه شخصی وبدون استاد بدون اجازه اجتهاد از مجتهد دیگر به سطح اجتهاد برسد به هر حال اجتهاد سطح علمی است و بالذات نیاز به اجازه ندارد. ممکن است آقای بیات هم این طور مجتهد شده باشد. ولی آیا برای ما که تخصصی نداریم صرف ادعای فرد کافی است؟ برای این که ما غیر متخصصین قبول کنیم فردی مجتهد است باید متخصصی که به اجتهاد او مطمئن هستیم ادعای اجتهاد فرد ر ا تایید کند که در واقع اصطلحا به همین تایید اجازه اجتهاد می گویند ولی متاسفانه در مورد آقای بیات این اتفاق نیفتاده است. اگر این رویه باب شود که با صرف ادعای یک فرد اجتهاد او را قبول کنیم و بعد از او تقلید کنیم چه تضمینی است که عده ای به دروغ ادعای اجتهاد نکنند. سابقه تدریس هم دلیل خوبی نیست احتملا باید بدانید که آیت الله سیستانی سالهاست که تدریس نمی کنند و اثر فقهی قابل توجهی ندارند. از شاگردان مطرح ایشان هم حداقل در ایران کسی نیست ولی اجتهاد ایشان بدلیل تایید آیت الله خویی مسلم است و در نتیجه عدم تدریس یا نبود تالیف نمی تواند ملاک رد اجتهاد باشد مگر این که اجازه اجتهاد هم در بین نباشد. احتملا می دانید که در درس آقای بیات کمتر از ۲۰ نفر شرکت می کنند که آن عده هم اکثرا اهل استان زنجان هستند برای من که خارج حوزه ام این شک برانگیز است اگر براستی ایشان واقعا انسان عالمی است چرا تعداد شاگردان اینقدر کم است آیا منطقی نیست من شک کنم ایشان علم قابل توجهی ندارد و همین قلیل بودن نشانه این نکته است در مورد آثار فقهی هم امروزه هر کسی با اطلاعات اجمالی با کمی گردآوری و مطالعه تطبیقی می تواند اثری ارائه کند چنانچه عده ای وجود دارند که کتاب هایی نوشته اند و مدعی هستند اثرشان از کتاب جواهر هم بالاتر است!اگر براستی آثار حجت الاسلام بیات در خور است چرا در حوزه از آنها یاد نمی شود (دقت کنید ممکن است در حوزه افراد این چنین زیاد باشد یعنی هم درس پر رونقی نداشته باشند و هم آثار قابل توجه نباشد این حرفهایی که مطرح کردم در مورد آنها هم صحیح است مگر این که مجتهد مسلمی اجتهاد فرد را تایید کند).مجموع این عوامل باعث می شود هرچند من اجتهاد حجت الاسلام بیات را رد نمی کنم ولی به هیچ وجه قبول هم نمی کنم . به همین دلیل به ایشان هم آیت الله نمی گویم . شما اگر انسان حقیقت جویی هستید بگویید چرا گفته ها من صحیح نیست و اگر قبول دارید با چه ادله سعی در تبلیغ مرجعیت حجت الاسلام بیات دارید
تقیلو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲:۰۹ ق.ظ:
سخنی که فراموش کردم اضافه می کنم اگر براستی افرادی مثال آقایان بیات کروبی مجید انصاری طبق ادعای خود مجتهد هستند چرا با وجود داوطلب شدن برای خبرگان هیچ یک حاضر نشدند در امتحان خبرگان شرکت کنند؟ این امتحان چندان حالت سیاسی ندارد احتمالا باید بدانید افراد متعدد همسو با فقهای شورای نگهبان در این امتحان مردود شده اند و این نشانه خوبی بر غیر سیاسی بودن این امتحان است. افرادی مانند آقایان صدیقی امام جمعه تهران آقا تهرانی استاد اخلاق دولت حسنی امام جمعه ارومیه و ارئمه متعدد جمعه و نمایندگان ولی فقیه متعدد نتوانسته اند از عهده این امتحان بر بیایند در عوض افراد اصلاح طلب مثل آقایان دستغیب و نورمفیدی در امتحان قبول شده اند. چرا آقایان مدعی حداقل یکبار در این امتحان شرکت نمی کنند؟
حبیب ریاضی پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ ق.ظ:
جناب تقیلوی عزیز؛ اصل امتحان دادن رو آقایون نپذیرفتن اونهم به این دلیل که واقعاً باید برن امتحان بدن پیش آقای جنتی که خودش رقیب اینهاست؟ در کجای دنیا رقیب، برگه رقیبش رو تصحیح می کنه.
در ضمن در حوزه اینقدرها هم کشکی نیست که کسی ادعا کند مرجع است و حوزه هم به همین سادگی بپذیرید. از آیت الله صافی سئوال کنید ببینید نظر ایشان راجع به فضل آقای بیات چیست و یا از دیگران. اینطوری استدلال کردن قابل قبول نیست دوست من.
تقیلو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۴:۵۵ ب.ظ:
آقای ریاضی
دقیقا به خاطر همین نکته که گفتید مرجعیت آقای بیات در حوزه شیوع پیدا نکرده و شاگردان ایشان کمتر از ۲۰ نفر هستند و ایشان هیچ شاگرد که از نظر علمی قابل توجه باشد تربیت نکرده (با اینکه سن ایشان نزدیک به ۷۰ سال است) من طلابی دیده ام که با اینکه در درس خارج شرکت می کنند(یعنی بیش از ۱۰ سال در حوزه بوده اند) حتی اسم حجت الاسلام بیات را نشنیده اند .دقیقا به همین دلیل است که ایشان تنها در میان روزنامه های اصلاح طلب و روحانیون اصلاح طلب مرجع قلمداد می شود که افرادی چون من با توجه به شواهد مطروحه ریشه آن را سیاسی می دانند نه علم و فقاهت حجت السلام بیات. اگر براستی آیت الله صافی ایشان را مجتهد می داند چرا آقای بیات این شبهه را رفع نمی کند در صورت صحت گفته شما ایشان براحتی می توند از آقای صافی بخواهد برایش اجازه نامه صادر کند.در پی سکته ایشان هیچ یک از مراجع مطرح(غیر از آقای منتظری) حتی فرد دیگری را هم به عیادت ایشان نفرستادند. اگر براستی اینطور که می گویید آیت الله صافی مرجعیت ایشان را قبول دارد چرا یک تماس تلفنی با ایشان نگرفته و احوال ایشان را نپرسیده؟ این جور مواقع مراجع به دیدار یکدیگر می روند. چرا هیچ یک از مراجع به عیادت ایشان نمی رود و فقط آیت اله محقق و حزب مشارکت و کارگزاران شاخه قم و مجمع محققین به عیادت ایشان می رود. بنابراین مطابق گفته شما چون در حوزه ایشان از سوی اکثریت مرجع محسوب نمی شود پس ادعای ایشان کاملا زیر سوال و غیر قابل قبول است. اینجانب به شخصه منکر اجتهاد ایشان نیستم ولی به شدت نسبت به آن ظنین هستم و آن را غیر قابل قبول می دانم و این نه در مورد ایشان بلکه هر کس با شرایط مشابه برقرار است(امثال آقا تهرانی)
در مورد شرکت در خبرگان اگر کسی سیستم فعلی را ناعادلانه نمی داند اصلا نباید شرکت کند. اگر آقایان معتقدند بررسی صلاحیت ایشان توسط رقبا(فقهای شورای نگهبان) انتخابات را زیر سوال می برد چرا شرکت می کنند؟ از اول بگویند ما انتخابات خبرگان را قبول نداریم و اعضای آن از نظر ما فاقد صلاحیت علمی و حقوقی هستند. نه اینکه در انتخابات نامزد شوند و فقط وقتی پای امتحان دادن که می رسد یادشان بیفتد فقیهان شورای نگهبان رقیبشان هستند و حق ندارند از ایشان امتحان بگیرند.
ان شالله نحوه استدلال قابل قبول را هم از شما یاد بگیریم اما امیدوارم پایه منطقی شما “هر چه من می گویم حقیقت است” نباشد!!
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۱ ب.ظ
با سلام و خسته نباشید بابت مطالب مفیدتون .و با عرض معذرت که پستم با مطلب شما ارتباطی نداره می خواستم اگر امکان داره یک مقاله کامل و دقیق در رابطه با لباس روحانیت بخصوص لباس های فعلی و روحانیون خوش لباس بنویسید مثل مقاله های قبلیتون که اکثرا دقیق و فنی هستند با تشکر
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۱ ب.ظ
“جورج سوروس به تازگی انجمنی موسم به «جی استریت» را در آمریکا ایجاد کرده که در زمینه حمایت از گروههای فلسطینی مانند حماس و مخالفت با اسراییل فعالیت میکند.
به گزارش پرس تی وی، گروههاى فشار یهودیان طرفدار اسرائیل در ایالات متحده، مدتى است که حملات کمرشکنى به سازمان نونبیاد «جى استریت» که اولین کنفرانس عمومى خود را در واشنگتن برگزار نمود، به عمل میآورند. مقامهاى اسرائیل در حملات خود سعى مىکنند جورج سوروس یکى از بنیانگذاران این سازمان را به داشتن رابطه با قطر متهم کنند.
نمونهاى از این پروپاگاندا را در اظهارات «لینى بن دیوید» یک دیپلمات سابق اسرائیلى مىتوانیم ببینیم. وى بیان مى کند تا ماه مارس بر روى پروژه قطرى فعالیت مىکرد که کارگزار این طرح، «شرکت مخابرات فنتون» است. وى قبل از پذیرش مسئولیت «جى استریت»، معاون رییس شرکت فنتون بود؛ در حالى که خود اسرائیل پیمانهاى اقتصاى با قطر دارد.
رسانههاى طرفدار اسرائیل، وقتى از متهم کردن جرمى بن عامى عاجز مىمانند، تصمیم مىگیرند نوک پیکان حملات خود را متوجه جورج سوروس، سرمایهدارى یهودى که خود بازمانده کشتار نازیها بوده، بکنند. بن دیوید در این مورد مىگوید به نظر مىرسد سوروس به دنبال تاسیس سازمانى است که رقیب ایباک باشد و مىخواهد حماس در جهان به رسمیت شناخته شود و تصمیم دارد ایران بدون تحمل مجازات به اقدامات خود ادامه بدهد.در واقع جى استریت و سازمان آمریکاى نو و سازمان شوراى ایران و آمریکا همه سر و ته یک کرباس هستند.
در واقع در سایه استقبال گرم دانشجویان یهودى ایالات متحده از این سازمان نوپا، سازمانهاى دیگر یهودى عکسالعمل تندى نسبت به آن از خود ابراز داشتند. سازمان جى استریت به تازگى فعالیتهاى خود را در این کشور بسیار گسترش داده و کتابها و بروشورهاى این سازمان به صورت گستردهبین دانشجویان دانشگاههاى ایالات متحده منتشر شده است. این سازمان در کتابها و اعلامیههاى خود بر ضرورت تشکیل دو کشور فلسطین و اسرائیل براى پایان دادن به درگیریهاى دو طرف تاکید کرده است. فعالیتهاى این سازمان تا کنون در بین دانشجویان ۳۰ دانشگاه آمریکا بوده که تلاش دارند تا سه سال آینده، این فعالیتها در ۱۵۰ دانشگاه صورت بگیرد. البته این سازمان به هیچ وجه در حدى نیست که بتواند با «ایباک» یهودیان طرفدار اسرائیل مقابله کند؛ زیرا به عنوان مثال ایباک در حدود ۱۲۰۰ همکار در ۳۵۰ دانشگاه ایالات متحده دارد.”
هر چند ما ارتباطی با سوروس نداریم ولی خوب این هم جوابی برای کسانی که میگن خاتمی با صهیونیستهاست
ما با وزیر اسرائیل سر میز نمیشینیم و با ریش سفیدی نخست وزیر سابق استرالیا هم با اسرائیل مذاکره نمیکنیم به دوروغ هم دیگران را متهم نمیکنیم مثل شریعتمداری که بعدش نتونهادامه بده عذرخواهی هم نکرد بابت دوروغش
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۳ ب.ظ
http://www.freefacebookproxy.info/browse.php?u=Oi8vaTM1LnRpbnlwaWMuY29tLzE0ZG02bWguanBn&b=5
در راستای تکریم شهدا توسط مدیران دولت مهرورز
شرم آوره بی شعورهای احمق
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۴ ب.ظ
“در پی مصاحبه مشاور رسانهای رئیس جمهور با خبرگزاری ایلنا و ارائه سخنانی در رابطه با پناهندگی دخترش،مادر نرگس کلهر با ارسال جوابیهای به این خبرگزاری تاکید کرد:متاسفم از اینکه آقای کلهر بهجای پاسخگوئی به این نکته که به چه دلیل مدت یکسالونیم حاضر نشدند حتی صدای دخترشان را از طریق تلفن بشنوند و او را بدون حامی و مهر پدری رها نمودند؟
متن جوابیه معصومه طاهری بدین شرح است:
خدمت خبرگزاری محترم کار ایران (ایلنا)
با عرض سلام، لطفاَ در رابطه با مصاحبه آقای مهدی کلهر، مشاور رسانهای رئیسجمهور با آن خبرگزاری به تاریخ ۲/۸/۸۸ و ذکر غیرمستقیم نام اینجانب به عنوان ”همسر و مادر نرگس“ ، طبق قانون مطبوعات جوابیهام را جهت باز هم روشن نمودن اذهان عمومی چاپ فرمائید: ”همانگونه که در جوابیههایم به خبرگزاری مهر (۲۲/۷//۸۸) و صدا و سیما، شبکه دوم، اخبار ۳۰:۲۰ (۲۳/۷/۸۸) اعلام نمودم: ” اینجانب از بدو پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷) تاکنون کمترین فعالیت سیاسی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام رهبری و منتخبین مردم نداشته و ندارم.
فردی فرهنگی و دانشگاهی هستم و تاکنون وارد هیچ حزب، تشکیلات و گروه سیاسی نشدهام. همانند بسیاری از مردم، اقوامی در خارج از کشور دارم که خوشبختانه بهطور مرتب به ایران سفر مینمایند و مشکلی از لحاظ ورود و خروج ندارند.
متاسفم از اینکه آقای کلهر به جای پاسخگوئی به این نکته که به چه دلیل مدت یکسالونیم حاضر نشدند حتی صدای دخترشان را از طریق تلفن بشنوند و او را بدون حامی و مهر پدری رها نمودند؟ دائماَ در صدد توجیه این موضوع، از طریق ایراد اتهامهای واهی و بدون سند و مدرک به اینجانب هستند و هر روز در مصاحبههای خود به این موارد کذب تاکید میکنند؟
از طرف دیگر خداوند بزرگ را شاکر هستم که بهرغم سمپاشیهای شدید رسانهای از سوی ایشان، همچنان به انجام وظایف خود در صدا و سیما و مراکز علمی اشتغال دارم و خدشه و یا توقفی در فعالیتهایم تا این لحظه بهوجود نیامده است.
با احترام
معصومه طاهری موسوی
“
[پاسخ]
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۹ ب.ظ
hamey harfhat dorost
vali khaili hayfe ke ba khodforookhtehaii nazir ahestan va mazyar bijani bepary va az radan paziraii bekoni
hayseyat to balatar az in harfhast
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۸ ق.ظ
آقای فتحی در مورد آهستان تا دیشب حرف شما رو قبول داشتم تا یه چیزی رو دیدم مطلبی که در اون جنبش سبز رو جلبکهای سبز و طرفداران جنبش رو یک مشت بی بند و بار و فاحشه و سگباز و مشرک نامیده اینجاست که من ۱۰۰% میگم دوستی با همچین موجوداتی مضره . این دیگه اختلاف نظر نیست توهین به یه جمع بزرگه
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۶ ق.ظ
تلویزیون ترکیه با انتشار گزارشی از سفر رجب طیب اردوغان به ایران اعلام کرده که در جریان این سفر بین مقامات ایرانی و ترک توافق شده تا ۵۰ درصد حق بازاریابی گاز استخراجی از ایران به کشور ترکیه منتقل گردد!
این هم نمونه هایی از اقتدار ملی و حفظ ثروت داخلی برای مردم ایران
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۶ ب.ظ
نویسنده آهستان بسیار بد دهن است. این را از خودم نمی گویم. واقعا الفاظ زشت و توهین آمیزی به کار می برد. انسان از روی دوستانش شناخته می شود.
مسلمان بودن و خوب بودن به این معنی نیست که هر کس هرچیزی دلش خواست و به ما گفت ما اسمش را بگذاریم اختلاف عقیده و بهش بگوییم دوست عزیز من.
منو ببخشید ولی ان شاالله که به خاطر چند ساعت حضور همزمان در فرودگاه مهرآباد و احیانا ردوبدل شدن چند کلمه دوستانه دچار رودربایستی نشده باشید.
آقای فتحی بسیاری از حرفهایی که باید در این کشور زده می شد و ایران پیش می رفت به جای پس رفتن, به خاطر تعارف و رودربایستی گفته نشد و نشد و نشد تا به اینجا رسیدیم….
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۵:۳۵ ب.ظ:
مطمئن باشید من حرف هایم را می زنم
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۶:۱۰ ب.ظ:
پس بی زحمت بگو دست از دوروغ محض بر دارد بار دیگر بگوید جلبک آنچه لایقش است را بارش میکنم تا بداند که میدانم از کجا آمده سرش در کدام آخور است و در مقابل این همه چه گیرش می آید واقعا که در دوروغ روی دست محمود درآمده فکر کنم کاندید دور بعدی دار ودسته دولت برای ریاست جمهوری است دارد از همین الان دوروغ و توهین تمرین میکندمحمود میگفت بزغاله این میگه جلبک واقعا که سر وته یه کرباسن (البته اگر تا آن موقع این جماعت بمانند)
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۸ ب.ظ
با درود
علی اشرف عزیز
انشاءالله که حال آقای بیات زنجانی بهتر شود
در ضمن تارگی ها با اینکه نویسنده های سایت دو نفر شده اما میزان نوشته ها کم شده دلیلش چیه ؟
لطفا بیشتر بنویسید
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۰ ب.ظ
برای آهستان
وقتی که طرفداران دولت کودتا و نوچه های دیکتاتورها متوجه شدند که بچه های طرفدار اصلاحات و جنبش سبز و میر حسین موسوی در فضای سایبر به طور فاحشی از اونا سرترند طرح ساماندهی وبلاگنویس های مداح محمود احمدی نژاد و دولت نهم و دهم رو راهندازی کردند که بر اساس این طرح قرار بود , ۱۰ هزار وبلاگنویس بسیجی اجیر شوند و روزانه ده هزار مطلب در مدح جنابان نوشته شود. هر چند که منابع مالی این طرح نامیمون از پول نفت ملت ایران تامین میشد ولی ثمرات خوبی داشت.از جمله اینکه مشخص شد فرهنگ وبلاگنویسان بسیجی از نوع بسیجی های نوچفیه ای مثل “آهستان” در حد همان عربده کش هایی است که در خیابان ها زن و بچه ی ملت را با باتوم میزنند و روح مطالب این ها همان روح تجاوزگری و دروغ طرفداران دولت کودتاست. از خصوصیات این نوچفیه های نا مسلمان این است که به طور تابلویی در دیدگاه های نوشته شده پای مطالبشان دست می برند و البته این خوی تجاوز و سادیستیک در اعمال این بندگان زر و زور در کهریزک نیز خودنمایی میکرد. یا اینکه زمانی که در وبلاگ خود با انبوهی از دیدگاه های مخالف روبرو می شوند و حضور سبزها را مایه ی خفگی خود میبینند , با نام جعلی زیر دیدگاه های پاسخ میگذارند که نشان بدهند تنها نیستند. وقتی کارهایی از این دست نوچفیه به اصطلاح وبلاگنویس را میبینم یاد آن سفر ا.ن می افتم که با هلی کوپتر برای استقبال از ا.ن ادم جمع میکردند و می آوردند.یاد یک شبه سید شدن ا.ن می افتم و شال سبز انداختنش.یاد هاله ی نوری می افتم که طرفدارانش تایید میکنند و خودش تکذیب و …. از دیگر ویژگی های نوچفیه های وبلاگنویس این است که حتی اگر موضوعی برای نوشتن نداشته باشند باید حتمن مطلبی در مدح ا.ن بنویسند.چرا؟ چون هر مطلب برایشان از ۴۰ هزار تا ۲۵۰ هزار تومن منفعت دارد.هجو نامه هایی که می نویسند نه ارزش گزارش دارد و نه پردازش … این جماعت کیبورد به دست مزدور که صبح ها باتوم بدست تشریف دارند بیش از انکه با سرویس های وبلاگنویسی آشنا یی داشته باشند با ابزارهای شکنجه مانوسند
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۶:۵۷ ب.ظ
چطور می تونی با اون آهستان دم خور باشی؟
اصلا دلم نمیخواد این وبلاگ رو تحریم کنم.. اصلا دلم نمیخواد. ولی…!
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۸ ب.ظ
کسانی که در گل آقا حضور داشتند یا به مناسبتهایی در جلساتش شرکت میکردند، دو چهره از هادی حیدری به یاد دارند، یکی چهره کاریکاتوریست، و دیگری چهرهی قاری قرآن.
حیدری که بعدها از چهره های شاخص و صاحب سبک در کاریکاتور شد و آن را به صورت حرفه ای دنبال کرد،آن زمان نیز از چهره های نوجو و خوب کاریکاتور در گل آقا به شمار می آمد.یادم می آید که در چند نشست گل آقا، حیدری، قرآن ابتدای جلسه را با صوتی بسیار زیبا قرائت کرد و مرحوم صابری با افتخار توضیح دادند: “آیات قرآن ابتدای جلسه را هادی حیدری، همکار جوان کاریکاتوریست گل آقا قرائت کرد.”
اما طنز روزگار آن که امروز حیدری، به همان جرمی که زمانی در کنارهنر او،باعث مباهات و سربلندیش بود،به زندان افتاده است: به جرم قرائت دعای کمیل! بعضی وقتها فکر می کنم خوشا به حال گذشتگان که رفتند و چنین روزهای تلخی را ندیدند! تصور می کنم این روزها اگر بخواهیم به همان سبک و سیاق آقای صابری که می گفتند: “آیات قرآن ابتدای جلسه را هادی حیدری همکار کاریکاتوریست گل آقا” خواندند حرف بزنیم، لابد باید بگوییم:
“دعای کمیل این هفته را متاسفانه هادی حیدری، همکار سابق کاریکاتوریست گل آقا مرتکب شده است. نامبرده تاکنون به چند فقره قرائت دعای دیگر و قرائت قرآن نیز اعتراف کرده است!”
منبع موج سبز آزادی
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۳ ب.ظ
فعالان سیاسی جوان زنجانی، در سالروز میلاد امام رضا(ع) روزه سیاسی گرفتند.
به گزارش موج سبز آزادی، در این اقدام نمادین که همزمان با سراسر کشور و با نیت آزادی زندانیان سیاسی برگزار میشد، جمعی از جوانان فعال جنبش سبز در زنجان از سحر تا افطار روز میلاد امام رضا (ع) را به روزه داری، مناجات و دعا گذراندند. در مراسم افطار روزه سیاسی شماری از فعالان سیاسی، اجتماعی و مطبوعاتی زنجان حضور داشتند و در پایان با قرائت بیانیهای آزادی هرچه سریعتر همه زندانیان سیاسی دربند را خواستار شدند.
در بیانیه روزه داران سبز زنجانی آمده است: “۱۳۹ روز را با هم گذراندیم. همفکران ودوستانمان به بند افتاده اند، آزار دیدند. روزنامه ها تعطیل و دفاتر احزاب پلمب شد. تحت فشار قرار گرفتیم، اما صدایمان خفه نشد، که بلند تر از قبل شد.” در بخش دیگری از این بیانیه همچنین آورده شده است: “در سحرگاه امروز هم پیمان شدیم به نیت آزادی دوستانمان روزه بگیریم و هنگام اذان ، خدا را به بزرگی و عدالتش شاهد بیاوریم که ما بر سر اهدافمان یعنی آزادی ، سربلندی و آبادانی ایران ایستاده ایم.”
منبع موج سبز آزادی
خداییش همشهری هات گل کاشتن علی آقا
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۴ ب.ظ
باید که کمی باز تحمل بکنیم
در عرصهی اقتصاد خود گل بکنیم!
گور پدر تورم و این حرفا
ای دوست بیا تا که تحول بکنیم
با طرح تحول شدم از غم آزاد
یارانه برو خدا به همراهت باد
حالا باید به داد یاران برسیم
لبنان و عراق و طفلکی دولت چاد
چون طرح تحولات انجام شده
یارانه پریده بچه بیشام شده
با نان و برنج و روغن مثقالی
صد شکر که لااقل خوش اندام شده
ای دولت مهر طرح تو شیرین است
این کار بزرگ قابل تحسین است!
هرچند که قند و اورهام بالا هست
خوشحالم از اینکه دهکم پایین است
از همت او حذف شده یارانه
آزاد شده نرخ زمین و خانه
ایضا شده آزاد اخیراً حتی
انجام مذاکرات با بیگانه
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۶ ب.ظ
محسن رضایی وقوع تقلب درانتخابات افغانستان را تایید کرد
یک مداح معروف تهران: حامد سیمیلیون به حسابم بریزد شاید یک خواب خوبی دربارهاش ببینم
حسین صفار هرندی برای وزارت فرهنگ و ارشاد دولت کرزای اعلام آمادگی کرد/ هشدار طالبان نسبت به رواج تحجر در افغانستان!
محسن رضایی از معترضان انتخابات افغانستان خواست تا تابع قانون باشند
فاطمه رجبی در سایت شخصیاش: قالیباف خائن بیایمان مسئول فجایع افغانستان است
علامه دهر (حسین شریعتمداری) در کیهان: مردم افغانستان در انتظار محاکمه موسوی، کروبی و خاتمی
محسن رضایی وقوع تقلب درانتخابات افغانستان را تقبیح کرد
احمد توکلی درخواست کمک کرد: یکی به من بگه باد از کدوم طرف میاد؟!
عوضعلی کردان: حامد کرزای ۱۱۰ درصد آرای واجدین شرایط افغانستان را بدست آورده است؛ مدارکش هم موجود است!
مهدی کروبی این بار به احمد جنتی نامه ننوشت
علی مطهری: طالبان لیبرال است
محسن رضایی سرگیجه گرفت
دیدار خصوصی محمدرضا گلزار با مشاور حامد کرزای پشت درهای بسته/ اعلام جشن ملی در قندهار
[پاسخ]
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۱ ب.ظ
حالا بگذریم از این حرفها حال آیت الله بیات چگونه است بهتر شده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۹:۲۵ ب.ظ:
ظاهراً بهترن
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ۹:۳۱ ب.ظ:
خدا رو شکر
ممنون به خاطر خبر خوب
ببخشید که برای این اخبار مزاحم شما میشم پسرشون سرش مطمئنا شلوغتر از این حرفهاست منم به جز شما کس دیگری رو نمیشناسم
[پاسخ]
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۹ ب.ظ
آیت الله بیات زنجانی حتی در سی سی یو و روی تخت بیمارستان هم زندانیان سیاسی را فراموش نکرده است
چهارمین روز از بستری شدن پدر رو پشت سر گذاشتیم در حالیکه اولین روز ملاقات عمومی رو هم امروز داشتیم.
صبح امروز حدود ساعت ۱۱ بود که به بیمارستان رفتم در حالیکه آقا هادی اونجا بود و جامون رو با هم عوض کردیم. بعد از رسیدنم بود که پدر سئوال کردن: آقا محمد قوچانی هم آزاد شده؟ گفتم: بله و ایشون گفتن: شماره شون رو بگیرید و حالی از طرف من بپرسید. شماره ایشون رو از آقا فرید مدرسی گرفتم و حال و احوالی با ایشون کردم و سلام پدر رو از روی تخت بیمارستان به ایشون رسوندم.
نقل از محسن بیات زنجانی یک آقازاه خوشتیپ
[پاسخ]
ثابت قدم پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۷:۳۳ ق.ظ:
جمع کنید این مزخرفات رو ………….چرا این مریضی ها / گوشمالی های خدا برای ماها درس عبرت نمیشه ؟
در ضمن
تف به این بچه اخوندایی که ابروی اخوند و اسلام و دین رو میبرند . پسرهایی که خیلی علنی ریش هایشان را میتراشند تا خوشتیپ باشند . ریش تراشی حرام مگه نیست ؟ مگه یه فرد ریش تراشیده از عدالت خارج نمیشه . البته شرط عدالت د ر امامت جماعت ؟
مرجعی !!!!!!؟؟؟؟؟ که خودش نتونه در جمع خانوادگی خودش حرفاش / عقایدش / تربیتش کارساز باشه بمیره بهتره تا ………؟
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۹ ب.ظ:
برو ریشت رو بذار برو بهشت
کجا گفته ریش تراشی حرامه؟ بازم با دو تا حدیث بی سند خودتون رو گذاشتین سرکار؟بابا بعضی شرایط دیگه گذشته تو از همونایی که میگن کراوات حرامه پس شریعتی کافره
“در صدر اسلام مشرکین عمامه را می بستند و اصحاب رسول خدا (ص) قسمتی از عمامه را باز می گذاشتند که همان تحت الحنک است که امروز مستحب است هنگام نماز باز بگذارند ، و این وجه تمایز و افتراق بین مؤمنین و مشرکین بود ، در زمان امام صادق علیه السلام ، حضرت عمامه را بستند ، عده ای از شیعیان حضرت برآشفتند که صادق آل محمد (ع) مشرک شده است ! وحضرت پاسخ فرمودند : « اینکه من کاری را انجام می دهم خود ملاک و حجت صحت عمل برای شماست ونیازی نیست دلیل بیاورم ، لیکن دلیل آنرا می گویم ، آنروز همه مشرکین عمامه می بستند و اگر مؤمنین عمامه را می بستند تشبّه به کفار بود ولی امروز کدام مشرک را می بینید که عمامه ببندد ؟ و اصحاب گفتند : هیچ و حضرت فرمودند : « با رفع علت معلول نیز رفع می شود . »
سوای از اینکه در صدر اسلام این وجه تمایز مسلمین بود و با این شعار عِده و عُده خود را به رخ کفار می کشاندند و حتی در آن زمان کفار ریش می تراشیدند و سبیل می گذاشتند و حضرت محاسن را سنت و کوتاه نگاه داشتن شارب را توصیه فرمودند که همه و همه وجه تمایز بین مسلمین و کفار بود هر چند در محاسن و شارب وجوه دیگری نیز وجود دارد ، اما عده ای از متحجرین و سخت فکران کاتولیک تر از پاپ به واسطه بستن عمامه از صادق آل محمد (ص) روی گرداندند و پنج امامی شدند .
در دوران نفوذ اسلام در اروپا ، وجه تمایز مسلمین بوسینایی و کفار کروات دستمال بسته به دور گردن کرواتها بود که بعدها به عنوان کروات شناخته شد ، و مسلمین و کرواتها با همین کراوات تشخیص داده می شدند اما امروز از قصه مسلمین و کرواتها چیزی در اذهان نمانده است ، و کراوات نه نماد کفر است و نه نماد غرب ونه نشان کروات بودن ، بلکه در جامعه امروز کراوات بخشی از یک لباس رسمی است که بسیاری از کشورها اعم از مسلمان و غیر مسلمان آنرا پذیرفته اند و ما نیز کت و شلوار و پیراهن با یقه کراواتی را به تن می کنیم اما فقط این قطعه را مظهر کفر و غربزدگی می دانیم و حتی گاهاً تا مرز حرمت پیش می رویم لباس سنتی خود را فراموش کرده ایم و در لباس غربی یا بخشی کوچک از آن لباس می ستیزیم و جا دارد که روشنفکران از ما سئوال کنند که دُم خروس را ببینیم یا قسم حضرت عباس را !به نظر اینجانب اسلام دین جهانشمول است و با هر ملیت و نژاد و لباس می توانند به دین مبین اسلام مشرف شوند ، هندی با ساری ، عرب با دشداشه وکرد با لباس کردی و اروپایی با کت و شلوار و کراوات و نمی توان به واسطه کراوات عده ای را غیر خودی نامید و طرد کرد و یا امکانات و حقوقی را از افراد سلب نمود ، در استفتای مراجع نیز نه تنها سخنی از حرمت کراوات نیامده بلکه تلویحاً سخن از جواز آن است حتی حضرت آیت الله سیستانی ذیل حرمت ابریشم و حریر برای لباس مردان نمازگزار ، نماز با کراوات ابریشم و حریر را جایز می دانند . اینجانب بنابه سلیقه شخصی هرگز کراوات نداشته ام ، لیکن سلیقه من نمی تواند بر مردم تحمیل شود و هر کس کراوات دارد را غیر خودی و در اردوگاه بیگانه تصور کرد ، آرام آرام کار بجایی می رسد که همگان باید برای تقرب به ما شکل ما شوند . تنها ملاک لباس اقوام حفظ پوشش در حد شرع مقدس است و لاغیر و تمامی لباسها مباح و قابل احترام است .اخیراً گزارش شده است که اماکن به مراکزی که از کراوات استفاده می کنند اخطار می دهد که در صورت باز نکردن کراوات مکان کسب آنها بسته می شود ! با کدام قانون ؟ نمی دانم .در آغاز انقلاب دولت موقت و نخست وزیر منتخب امام کراوات داشتند و اگر بنابه اعتراض بود حضرت امام ( قدس سره) اعتراض می فرمودند و زمام امورکشور را به دست آنان نمی سپردند .
والسلام
مهدی خزعلی”
برو بهشت با ریش
نمیدونستم گذرنامه بهشت ریشه طفلکی ها پس هیچ زنی و بچه ای بهشت نمیره
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:
برای تقیلو
همین که ایشون نظر خودش رو به پسرش تحمیل نمیکنه برای من حرمتشون ۱۰۰ برابر میشه نه مثل آیت الله خزعلی شما که چون پسرش حرفش رو گوش نمیده و حق میگه ازش اعلام برائت میکنه در ضمن من گفتم من مقلد ایشون نیستم فقط نظرات سیاسی ایشون رو قبول دارم و میگم این قد شجاعت داره که ظلم رفته به مردم رو فریاد بزنه
این که تو میگی قانع کردن نیست مجبور کردنه که ایشون اهلش نیستن
تو مملکتی که ریش جای ریشه رو گرفته همین میشه
در ضمن این قدر به من نگو جونم یه دفعه جونت در میره عذاب وجدانش میمونه برا من
من تو قرن حاضر شیعه تر از شریعتی ندیدم اگه ریش چیز مهمی بود شریعتی ریش میگذاشت
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۰ ب.ظ:
“در صدر اسلام مشرکین عمامه را می بستند و اصحاب رسول خدا (ص) قسمتی از عمامه را باز می گذاشتند که همان تحت الحنک است که امروز مستحب است هنگام نماز باز بگذارند ، و این وجه تمایز و افتراق بین مؤمنین و مشرکین بود ، در زمان امام صادق علیه السلام ، حضرت عمامه را بستند ، عده ای از شیعیان حضرت برآشفتند که صادق آل محمد (ع) مشرک شده است ! وحضرت پاسخ فرمودند : « اینکه من کاری را انجام می دهم خود ملاک و حجت صحت عمل برای شماست ونیازی نیست دلیل بیاورم ، لیکن دلیل آنرا می گویم ، آنروز همه مشرکین عمامه می بستند و اگر مؤمنین عمامه را می بستند تشبّه به کفار بود ولی امروز کدام مشرک را می بینید که عمامه ببندد ؟ و اصحاب گفتند : هیچ و حضرت فرمودند : « با رفع علت معلول نیز رفع می شود . »
سوای از اینکه در صدر اسلام این وجه تمایز مسلمین بود و با این شعار عِده و عُده خود را به رخ کفار می کشاندند و حتی در آن زمان کفار ریش می تراشیدند و سبیل می گذاشتند و حضرت محاسن را سنت و کوتاه نگاه داشتن شارب را توصیه فرمودند که همه و همه وجه تمایز بین مسلمین و کفار بود هر چند در محاسن و شارب وجوه دیگری نیز وجود دارد ، اما عده ای از متحجرین و سخت فکران کاتولیک تر از پاپ به واسطه بستن عمامه از صادق آل محمد (ص) روی گرداندند و پنج امامی شدند .
در دوران نفوذ اسلام در اروپا ، وجه تمایز مسلمین بوسینایی و کفار کروات دستمال بسته به دور گردن کرواتها بود که بعدها به عنوان کروات شناخته شد ، و مسلمین و کرواتها با همین کراوات تشخیص داده می شدند اما امروز از قصه مسلمین و کرواتها چیزی در اذهان نمانده است ، و کراوات نه نماد کفر است و نه نماد غرب ونه نشان کروات بودن ، بلکه در جامعه امروز کراوات بخشی از یک لباس رسمی است که بسیاری از کشورها اعم از مسلمان و غیر مسلمان آنرا پذیرفته اند و ما نیز کت و شلوار و پیراهن با یقه کراواتی را به تن می کنیم اما فقط این قطعه را مظهر کفر و غربزدگی می دانیم و حتی گاهاً تا مرز حرمت پیش می رویم لباس سنتی خود را فراموش کرده ایم و در لباس غربی یا بخشی کوچک از آن لباس می ستیزیم و جا دارد که روشنفکران از ما سئوال کنند که دُم خروس را ببینیم یا قسم حضرت عباس را !به نظر اینجانب اسلام دین جهانشمول است و با هر ملیت و نژاد و لباس می توانند به دین مبین اسلام مشرف شوند ، هندی با ساری ، عرب با دشداشه وکرد با لباس کردی و اروپایی با کت و شلوار و کراوات و نمی توان به واسطه کراوات عده ای را غیر خودی نامید و طرد کرد و یا امکانات و حقوقی را از افراد سلب نمود ، در استفتای مراجع نیز نه تنها سخنی از حرمت کراوات نیامده بلکه تلویحاً سخن از جواز آن است حتی حضرت آیت الله سیستانی ذیل حرمت ابریشم و حریر برای لباس مردان نمازگزار ، نماز با کراوات ابریشم و حریر را جایز می دانند . اینجانب بنابه سلیقه شخصی هرگز کراوات نداشته ام ، لیکن سلیقه من نمی تواند بر مردم تحمیل شود و هر کس کراوات دارد را غیر خودی و در اردوگاه بیگانه تصور کرد ، آرام آرام کار بجایی می رسد که همگان باید برای تقرب به ما شکل ما شوند . تنها ملاک لباس اقوام حفظ پوشش در حد شرع مقدس است و لاغیر و تمامی لباسها مباح و قابل احترام است .اخیراً گزارش شده است که اماکن به مراکزی که از کراوات استفاده می کنند اخطار می دهد که در صورت باز نکردن کراوات مکان کسب آنها بسته می شود ! با کدام قانون ؟ نمی دانم .در آغاز انقلاب دولت موقت و نخست وزیر منتخب امام کراوات داشتند و اگر بنابه اعتراض بود حضرت امام ( قدس سره) اعتراض می فرمودند و زمام امورکشور را به دست آنان نمی سپردند .
والسلام
”
منبع مهدی خزعلی
عزیز بعضی مسائل زمان حکمش رفته همون طور که حرام بودن مطلق شطرنج رفته حرام بودن تراشیدن ریش هم رفته پس کسی که بهتره بمیره شماها و مصباحه که با این تحجرات داره همه چیز رو از مسیر اصلی منحرف میکنه
تو ریش بزار برو بهشت اگه بهشتم مثل دانشگاه و نوبت وام و …ریشی حل میشه مال شما
[پاسخ]
تقیلو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۵:۱۹ ب.ظ:
آسو جونم
من کاری به این ندارم که ریش تراشی حرامه یا حلاله و سند احادیثی که از این عمل نهی کرده اند ضعیف است یا قوی و قبول دارم لحن آقای ثابت قدم خوب نیست. ولی در لینک زیر که مربوط به کتابی است که آقای بیات بعنوان رساله چاپ کرده است:
http://bayatzanjani.net/fa/products/77.html
در مساله ۷۰۹ ایشان فتوا داده تراشیدن ریش حرام است (معنی بنابر اقوی رو هم از آقای اشرف بپرس) پس از نظر شما آقای بیات هم جز همان طفلکی هاست؟؟!!!!!!
قبلا به این نکته توجه نکرده بودم ولی اگر فتوای آقای بیات همین است و پسر ایشان ضمن اینکه خود را مقلد پدرش می داند ریش خود را می تراشد(من مطمئن نیسیتم این کار را می کند یا نه) چه توجیهی دارد؟ ولی خیلی جالبه که فردی که مدعی مرجع است نتونه حتی پسرش رو قانع کنه که به فتواش عمل کنه!!
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۹ ب.ظ:
عجب! پس مریضی، خشم خداست!
پس انبیا و اولیا و ائمه مریض نمی شدند! چقدر جالب! چقدر جالب! خدایا ما را ببخش که تا حالا اینها را نمی دانستیم. چقدر ما در گمراهی و تاریکی هستیم و این عزیزان در نور هدایت گام بر می دارند. ثابت قدم جان بهت غبطه می خورم کاش ما هم مثل تو عقلمان را داده بودیم و به جاش نور هدایت خریده بودیم.
[پاسخ]
فهیمه پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲:۱۰ ب.ظ:
مخالفت امام با مظاهر ریا و نفاق
طباطبایی در خصوص مخالفت امام (ره) با مظاهر ریا و نفاق اظهار داشت: «یک روز میخواستم نزد امام (ره) بروم. در راه یکی از برادران پاسدار با لحن دوستانه و آمیخته با محبتی به من گفت چرا نمیگذارید محاسن (ریش) شما بلند شود؟ به او گفتم میدانم تو این را بر حسب وظیفه دینی و شرعی خود یعنی برای ادای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر میگویی ولی یک سوال از تو دارم و آن اینکه این وظیفه نهی از منکر که بر تو واجب است آیا بر امام نیز واجب هست یا نه ؟ آن پاسدار جواب داد حتما. به او گفتم: خوب من ۱۸ سال است که با امام مراوده دارم و حتی یک بار هم در این زمینه به من تذکری نداده اند. به فکر فرو رفت.»
وی ادامه داد: «وقتی حضور امام خمینی رسیدم ماجرا را برای ایشان تعریف کردم و اضافه کردم من از دوران نوجوانی تا به امروز همین رویه را داشتهام و برطبق نظر پدرم عمل کردهام و نمیخواهم امروز که به نوعی این مساله رواج پیدا کرده است، از روی ریا کاری و فرصتطلبی تابع جمع شوم. امام لبخندی زدند و به مزاح گفتند شما همچنین میتوانستید بگویید من هر روز صورتم را میتراشم و نمیگذارم تا بلند شود و صدق ریش کند که زدن آن اشکال داشته باشد!»
وی تاکید کرد:«امام (ره) به شدت مخالف ترویج مظاهر ریا و نفاق بودند و معتقد بودند که این دو به جامعه اسلامی ضررهای جبرانناپذیری وارد میکند. ریا کاری و نفاق سبب می شود افراد متملق و چاپلوس عرصه را بر انسانهای مخلص و اصیل تنگ کنند. بخصوص در جوامع دینی باید مراقب بروز چنین آفات و معضلاتی باشیم و نگذاریم افرادی با تمسک به ظواهر وتظاهر به تدین ، مجال جولان پیدا کنند.»
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲:۱۴ ب.ظ:
آره دیگه حضرت موسی و ابراهیم و نوح و یوسف و … در آخر حضرت محمد گرفتار خشم خدا شدند امام خمینی هم گرفتار خشم خدا شد
ثابت قدم پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱:۵۳ ب.ظ:
بله عزیز گلم . مریضی امتحان خداست / گاهی خشم خداست / گاهی عبرته / گاهی تلنگره و……….
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۰ ب.ظ:
ثابت قدم جان!
بالاخره مریضی “امتحان” است یا “خشم”؟ این دو تا خیلی فرق می کنه.
چه طور ما که مریض می شویم خشم است، شما که مریض می شوید امتحان است؟
چقدر شما خودتان را راحت کرده اید.
امیرحسین پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۴ ب.ظ:
ثابت قدم جان!
مریضی، مریضی است. انبیا و اولیا و ائمه هم مریض می شدند.
همه می میرند. تمام بزرگان ما هم به تیغ دشمن شهید نشدند. خیلی ها هم در بستر بیماری وفات یافتند. نمونه ش پیامبر گرامی اسلام.
واقعیت این است که سرزنش کردن یک انسان به خاطر مریضی، یک کار بی منطق و کثیف است که شما البته زیر بار نخواهید رفت.
فهیمه پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲:۱۸ ب.ظ:
دیدگاه امام خمینی درباره خوشتیپی و خوبرویی
امام خمینی(ره) از ذوق و طبع لطیفی برخوردار بود. دیوان اشعار و لطیفههای فراوانی که نزدیکان ایشان از آن روح بلند به خاطر دارند، یکی و دو تا نیست. یک شب که به اتفاق خواهرم و تنی چند از نزدیکان در حضورشان بودیم، تلویزیون میزگردی داشت و بحثی پیرامون مقوله هنر و سینما در جریان بود.
مجری برنامه که به قول آقای دعائی، از حسن یوسف بیبهره بود و درعوض از صوت داوودی نصیبی نداشت در باب زیباشناسی، داد سخن میداد.
یکی از حاضرین گفت: اصولا کسی که از زیبایی بهرهای ندارد، نباید در تلویزیون از زیبایی و زیباییشناسی سخن براند. حال اگر واقعا مطلبی برای گفتن دارد، در رادیو مطرح کند.
در ادامه مرحوم حاج احمدآقا گفت: به نظرم میرسد که هم مدیران تلویزیون و هم بزرگمردان دولت، بینصیبی از جمال را به عنوان یکی از ملاکها و شاخصههای اصلی در انتخاب همکاران خود در نظر داشته و مسؤولان گزینش اصولا خوشقیافهگی را امتیازی منفی به حساب میآورند. یکی دیگر از حاضرین به امام گفت: گمان میکنم اگر خارجیها برنامه های تلویزیون ما را ببینند، خیال میکنند در ایران، افراد خوشسیما و زیباروی وجود ندارد.
امام که تا این لحظه ساکت بودند گفتند: «من فکر میکنم، قویترین نهضتی که بعد از انقلاب در ایران پا گرفته است، نهضت ضد جمال است». لازم میبینم به این خاطره چند نکته را اضافه کنم:
۱ـ اصولا امام بسیار منظم و خوشپوش و همواره دارای ظاهری آراسته بود. همیشه از بهترین عطرها استفاده میکرد. در پیراستگی سر و وضع و اطوی لباس بسیار مقید بود. حتی در رنگ جوراب دقت میکرد. اگر قبای ایشان مثلا خاکستری بود، حتما جوراب سرمهای ـ و نه قهوهای ـ به پا میکرد. این رفتار ایشان بارها توجه مرا جلب کرده بود.
۲ـ در یکی از سفرهایی که از اروپا به نجف رفتم، عطر فیجی را برای ایشان برده بودم. احمد اقا به ایشان گفت، فلانی میگوید، این عطر جدید است و نام آن «فیجی» است، در جواب گفتند: «خیر، نام آن «فیجی» ـ به فتح فا و یا ـ است یعنی دنباله دارد» و زمانی که یکی از خانمها گفته بود، آقا این عطر زنانه است گفته بودند، «نخیر شما خانمها هر چه زیبا و لطیف است، به خود نسبت میدهید. خیر این طور نیست».
۳ـ یک روز یکی از وزرای کابینه شهید رجایی ـ به نظرم آقای پرورش ـ در جملهای به مناسبتی گفته بود، امام از بهترین عطرها استفاده میکند. عدهای به او معترض شده بودند که چرا چنین «تهمتی» به امام میزند و چنین «نسبت ناروائی» را به ایشان میدهد. این اعتراض به حدی بالا گرفته بود که نامبرده به امام پیغام میدهد که «من تحت فشار هستم، لطفا به گونهای که صلاح میدانید با ذکر جملهای یا مطلبی مرا نجات دهید». امام هنگام نقل این مطلب با شوخطبعی ویژه خود، همان جمله معروف را تکرار کردند که «ظاهرا نهضت ضدجمال بسیار قوی است».
اما از مطلب طنزگونه آقای ابطحی (مندرج در همین سایت بازتاب) چنین برمیآید که این نهضت همچنان پا بر جا بوده و قرار است، خدای ناکرده تا انقلاب مهدی(ع) هم چنان ادامه داشته باشد.
۴ـ توصیه شریعت اسلامی به آراستگی و پیراستگی را همگان میدانند ولی چرا رعایت آن، امروزه در بعضی اذهان «ضدارزش» شده است، نمیدانم. مرحوم پدرم میگفتند، توجه به ظاهر، حتی در انتخاب افراد برای مناصب ویژه، مورد عنایت شرع است. مثلا اگر در انتخاب امام جمعه یا جماعت به دو فرد برخورد کردیم که شرایط و ضوابط یکسان داشتند، آن یکی را که سیمای بهتر و ظاهری آراستهتر دارد، باید انتخاب کنیم. یا در انتخاب قضات توصیه مؤکد شده است که نقصان ظاهر در قد و شمایل و چهره و چشم و ابرو باید مورد توجه قرار گیرد زیرا ممکن است باعث عقده روانی شده و قطعا در قضاوت قاضی نقش مؤثر دارد.
۵ـ باید دانست که خوبرویی و جمال و زیبایی، ثروتی است خدادادی که زکات واجب آن، عفاف و پارسایی است البته نیازی به تذکر نمیبینم که اینها هرگز به معنای نفی ارزش و اصالت سیرت زیبا نمیباشد.
حال یک بار دیگر مطلب طنز گونه آقای ابطحی را بخوانید و گفته مرحوم احمد آقا را در نظر داشته و به نکته لطیف امام در آن مورد دقت کنید و آن وقت خود به قضاوت بنشینید.
خداوند همه ما را از زیباییهای مصنوع خود بهرهمند سازد
صادق طباطبایی
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۳:۵۲ ب.ظ:
ولی وقتی یه نفر از ۷۰ رد میکنه و عرض کمتر از ۱۲ ساعت دو تا سکته رد میکنه نه فلج میشه نه هیچ مشکل دیگه خدا میخواد بهش بگه دوست دارم و دشمنانش بفهمین که این شخص در پناه منه و هیچ بلایی نمیتونه آسیبی بهش برسونه
ویلچری شدن محمد یزدی شما نشانه خشم خداست بی سکته زمین گیر شد
[پاسخ]
فهیمه پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲:۱۴ ب.ظ:
راستی محمد قوچانی عزیز چه ریشی گذاشته!

دست برادران درد نکنه چه قدر نورانی شده!
یکی نوشته بود عین یوزارسیف شده
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۸:۳۲ ب.ظ:
حالا اینو زیاد باز نکنین یه دفعه دیدین کلی زلیخا تصمیم گرفتن بشن هووی خانم باقی
[پاسخ]
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۳ ب.ظ
مجوز ثبت و سفارش برای واردات ۵۴ هزار دسته بیل نشان میدهد که این میزان دسته بیل از کشور امارات وارد کشور شده است.
به گزارش ایلنا، در برگه ثبت و سفارش متقاضی واردات این کالا که در وزارت بازرگانی ثبت شده است، بندر شهید رجایی به عنوان گمرک مقصد و کشور تولیدکننده کالا کشور اندونزی عنوان شده است. این تعداد دسته بیل در تاریخ ۲۵ خردادماه سال جاری مجوز ورود به کشور را از وزارت بازرگای دریافت کرده است.
این ۵۴ هزار دسته بیل چوبی با کارت بازرگانی وارد شده و نوع ارز نیز درهم امارات بوده است. در مجوز ثبت و سفارش کالا بانک گشایش کننده این اعتبار بانک صادرات ایران معرفی شده است. ضمن اینکه نوع ثبت سفارش، اعتبارات اسنادی و نوع معامله، ارز آزاد عنوان شده است.
منبع خبرآنلاین
خداییش یا تو تولید دسته بیل هم وابسته شدیم یا اینها رو به اسم دسته بیل آوردن ولی به عنوان چماق استفاده کردن از یه دسته بیل دو تا چماق خوشدست در میاد من که دهاتیم میدونم دارم چی میگم شما رو نمیدونم
[پاسخ]
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۱ ب.ظ
سلام بر صاحبان تورجان و ممنون از مطالب پرمغزتان. به نظر می رسه اقبال نسبت به مراجع عظام و جایگاه ایشان در فرهنگ ایران را می توان از خلال این بحث مربوط به آیت الله بودن یا نبودن، مرجعیت و صلاحیت اظهار عقیده در این باره داشتن به وضوح مشاهده کرد. شما که از قضای روزگار صاحب ذوق و قلمید و از نزدیک دستی بر آتش دارید ارزیابیتان از این مسئله را بنویسید. البته لطفا.
[پاسخ]
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۳ ب.ظ
سلام دوست عزیز
با معرفی هنرمندان این خطه از میهن اسلامی منتظرت هستم.
در صورت تبادل لینک منو با نام “معرفی هنرمندان استان زنجان” لینک نموده و بفرمائید که شما رو با چه نامی بلینکم /
[پاسخ]
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۹ ب.ظ
کنگره یادبود ۲۳ هزار شهید استانهای خراسان رضوی، شمالی و جنوبی که با حضور احمدینژاد برگزار شد به علت بی دقتی مسئولان با حاشیه همراه شد و ناراحتی شرکت کنندگان در همایش را در پی داشت .
سایت جهان نوشته است:ماجرا از این قرار بود که در آغاز مراسم، دختر خانمی بر روی صحنه حاضر شد و با تمام وجود و شور و احساس خطاب به پدر شهیدش شروع به صحبت کرد بهطوری که همه حاضران در همایش تحت تاثیر قرار گرفتند. درد دلهای این دختر آنچنان افراد را منقلب کرد که صدای گریه و زاری شرکتکنندگان در همایش، فضای سالن را پر کـرد.
با گذشت دقایقی از اجرای این برنامه، فردی بهعنوان پدر این دختر به او جواب داد و مشخص شد که برنامه نه درد دلهای یک فرزند شهید که نوعی نمایش بوده است.
با مشخص شدن موضوع، فضا بــهکلـی تغییر کــرد و حاضران بــا ابـراز نـاراحتـی از این اتفــاق و نمایشی بودن قضیه با بیمیلی، ادامه برنامه را دنبال کردند
منبع راه سبز
این هم از تکریم شهدا
این هم از تحریم شهدا
از بس خانواده شهدا بهشون رو نمیدن مجبورن برن ژانگولر بیارن
[پاسخ]
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۶ ب.ظ
به یاد دکتر محمد ملکی کهنسالترین مبارز دربند در آغاز سومین ماه اسارتش
بازجو با لحنی خشن پرسید: این نامه ها و مقالات تند را برای چه مینویسی؟
او گفت: برای آینده بچه های تو. بازجو جا خورد و پرسید: منظورت چیست؟
پیرمرد پاسخ داد: چندتا بچه داری؟
بازجو گفت: دو تا.
پیرمرد گفت: حتما جوان هستند. نه؟
بازجو با لحنی آرامتر پاسخ داد: پسرم ۲۰ سال دارد و دخترم ۱۷ سال.
پیرمرد در حالیکه مچ دستش را میمالید گفت: من ۴ فرزند دارم که همگی به سر و سامان رسیدند. خدا را شکر در این جامعه بیمار دچار مشکلی نشدند و از بلایای این ساختار ناسالم در امان ماندند. اما میدانم که در جامعه ای که فساد و فحشا و بیکاری و اعتیاد در حال گسترش است، جوانان بی گناه طعمه چنین مسائلی میشوند. تو آیا برای آینده دخترت در چنین جامعه ای نگران نیستی؟ تو آیا مطمئن هستی که پسرت گرفتار دام اعتیاد نخواهد شد؟ من اگر حکومتی که مسئول سامان دادن به مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه است را نقد میکنم برای اینست که نگران جوانانی هستم که قرار است در این جامعه رشد و نمو کنند و در چنین اجتماعی زندگی کنند. حال فهمیدی که برای چه میگویم من اگر رفتارهای حکومت را نقد میکنم برای آینده بچه های تو وامثال توست و نه خودم. من نه در این سن و سال بدنبال قدرت هستم و نه بخاطر منافع شخصی ام انتقاد میکنم. اگر به فکر خودم و خانواده ام بودم، سکوت میکردم و یا از ایران میرفتم و در خارج زندگی میکردم. اما من نگران آینده این کشور و جوانان آن هستم که باید در چنین ساختار ناسالمی زندگی کنند.
بازجو نفس بلندی کشید و از جایش بلند شد و چند قدم دورتر رفت و پشت به پیرمرد ایستاد. چند ثانیه ای سکوت کرد و برگشت و با چهره ای مستاصل رو به پیرمرد کرد و گفت: آقای دکتر انتقادات شما خیلی گزنده است.
استاد پیر با لحنی آرام پاسخ داد: جناب صالحی حقیقت گزنده است و این تقصیر من نیست. هر آنچه که من نوشته ام مستند بوده و با استفاده از آمار منتشر شده در روزنامه های رسمی خودتان است. نقدها و پیشنهادهای من هم همگی از روی ۶۰ سال تجربه مبارزه و فعالیتهای علمی، اجتماعی و سیاسی بوده.
بازجو صندلی را تکانی داد و دوباره نشست و رو به پیرمرد گفت: آقای ملکی شما با این نحوه انتقاد و نامه هایتان به انقلاب و اسلام و خون جوانانی که در راه وطن شهید شده اند لطمه میزنید.
استاد دستی به موهای سپیدش کشید و گفت: عجب است که ”مسلمانان ِ بعد از فتح“ ما را به صدمه زدن به انقلاب و اسلام و شهیدان متهم میکنند.
بازجو با چهره ای متعجب پرسید: آقای دکتر مسلمانان بعد از فتح یعنی چه؟ منظورتان چیست؟
پیرمرد با لبخندی گفت: شما معنی مسلمان بعد از فتح را نمیدانی بعد مرا متهم به مخالفت با اسلام و انقلاب میکنی!! مسلمانانِِ بعد از فتح به کسانی میگفتند که در دوران صدر اسلام پس از پیروزی پیامبر در فتح مکه به اسلام گرویدند. آنها تلاشی برای پیروزی اسلام نداشتند و بعد از آن مسلمان شدند و بعضا مصدر امور را در دست گرفتند. حال شما که در زمان انقلاب نوجوان بودید، به من که برای مبارزه با ظلم دوران شاه مبارزه کرده ام و در پیروزی انقلاب نقش داشته ام میگویید که با انتقاداتم انقلاب را به خطر می اندازم. انقلاب برای مبارزه با ظلم بود نه برای آنکه چماقی شود بر سر مخالفان.
به من میگویید که به اسلام صدمه میزنم درحالیکه اسلامی که ما در منبرهای آقایان و در قرآن و نهج البلاغه خواندیم بیشترین تاکید را بر امر به معروف و نهی از منکر حاکمان داشت. اتفاقا آنچه به انقلاب و اسلام ضربه زد رفتار حکومت بود که با نفی آزادی ها و تحمیل بی عدالتی ها و تبعیض و حذف مخالفان و ناتوانی در اداره درست کشور، مردم و جوانان را بدبین کرد و آنها را گریزاند.
پیرمرد که ملتهب شده بود ادامه داد: آقای محترم، بنده تا وقتی که زنده باشم بخاطر مردم و منافع ملی و در دفاع از آزادی و عدالت به نقد حاکمیت ادامه میدهم چرا که اینکار را وظیفه انسانی و اعتقادی خود میدانم. اگر از نظر شما نقد خیرخواهانه جرم است هر چه صلاح میدانید بکنید. (۱)
* * *
آنروزها بازجو تلفنی قرار میگذاشت و پیرمرد با همراهی همسرش برای بازجویی میرفت تا اینکه روزی آن بازجو تلفن زد و حلالیت طلبید گویی که ماموریت او دیگر عوض شده بود.
بعدها سلسله بازجوها چند بار عوض شدند تا اینکه اینبار نوبت به سلسله ”علوی ها“ رسید.(۲) آنها دیگر پیرمرد را برای بازجویی دعوت نکردند و این دفعه بیدعوت به خانه اش هجوم بردند تا او و کتابهایش را با خود به زندان ببرند.
و اینک دو ماه است که استاد پیر مجبورشده در سلولی قدیمی برای بازجویانی جدید، دوباره داستان چرایی انتقاداتش و قصه مسلمانانِ بعد از فتح را بگوید درحالیکه زندانها، شکنجه ها و آزارهای قبلی رمق پیرمرد را گرفته و دیگر جسم بیمار و جان خسته او توانی برای بازگویی دوباره ندارد.
پینوشت:
۱- کلیات این روایت واقعی است و مربوط به بازجوییهای خارج از زندان محمد ملکی در سال ۸۵ است.
۲- هنگامی که برای بازداشت به خانه آمده بودند، وقتی دکتر ملکی میپرسد که نام شما چیست گفته بودند که ما همگی علوی هستیم. مصاحبه همسر محمد ملکی با روز آنلاین به تاریخ ۱۸ شهریور ۸۸
[پاسخ]
آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۴ ق.ظ
ببینم این آقای بیات همان بیات مجلس نیست که میگفتند مفاسد اقتصادی داره
[پاسخ]
rah پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۲:۳۰ ب.ظ:
بله ایشون همون فرد هستن که به علت پزونده زمین مربوط به مسجد نارمک دو سال در زندون بودن.
[پاسخ]
محسنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۲:۳۸ ب.ظ:
خیر
ایشون مفاسد فرهنگی داره
[پاسخ]
امیر پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ ۷:۱۵ ب.ظ:
آره، پرونده های تجاوز و … هم داره؛ خجالت بکشید . دین که ندارید یک کم انسان باشید
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ ۷:۳۸ ب.ظ:
انسان باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! عجب توقعاتی داری از اینا اگه انسان بودن که ما غمی نداشتیم
آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۸ ب.ظ
از حرف بگذریم حال آیت الله بیات بعد از عمل چطوره؟
[پاسخ]