بررسی اهداف دین از مسائلی است که در عالم روشنفکری دینی هواداران بسیاری دارد. از سید جمال الدین اسد آبادی و اقبال لاهوری تا آیت الله طالقانی، مرحوم مهندس بازرگان، دکتر سحابی و دکتر شریعتی بر سر این مسأله اتفاق نظر دارند که پویایی دین در جامعه جز با بازگشت به روح و حقیقت دین و بررسی اهداف آن معنا ندارد.
در حوزه سنتی، رشد اخباری گری یکی از موانع اصلی در حوزه های علمیه برای پذیرش توجه به اهداف شریعت به شمار می رود. اخباریون با نوعی تعبد به ظاهر احکام شرعی، ملاک فهم حکم را ظاهر روایات می دانستند و از همین رو به نوعی جمود در روایات گرفتار آمدند. اصولیونی همچون وحید بهبهانی اگر چه تلاش بسیاری برای پاک کردن روش اخباری گری کردند اما حتی پس از رواج اصول فقه نیز رویه اخباریون در استنباط احکام از بین نرفت. تنها امام خمینی، با طرح نظریه فقه مصلحت عملا گام بزرگی به سمت روز آمد کردن احکام فقهی برداشت. این نظریه بر پذیرش این نکته مبتنی بود که احکام فقهی به دنبال اهدافی هستند که لااقل بخش مهمی از آن برای ما قابل فهم هستند. در سال های پس از انقلاب با تعامل بیشتر حوزویان با افکار روشنفکران مسلمان بررسی اهداف علم فقه جسته و گریخته در سخن اندیشمندان حوزوی مطرح شد. اما هنوز هم این رویه به صورت یک روال قابل استناد در حوزه های علمیه شناخته نمی شود.
در همین راستا پژوهشگران حوزه گرد هم آمدند تا با نگاهی دوباره به بررسی «اهداف علم فقه با تأکید بر دیدگاه شهیدین» بپردازند. در این نشست که روز سه شنبه بیست و هشتم مهرماه در سالن همایشهای پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، حجج الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی و محمد تقی سبحانی به بیان دیدگاه های خود پرداختند. «حجت الاسلام والمسلمین مجید ضیائیفر» نیز دبیر علمی این نشست بود.
این میزگرد به همت پژوهشکده فقه و حقوق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و دبیرخانه کنگره بینالمللی شهیدین در آستانه برگزاری این کنگره و در راستای سلسله نشستهای فلسفه فقه برگزار گردید. در آغاز حجت الاسلام و المسلمین ضیائیفر با طرح سؤال چگونگی استفاده از اهداف علم فقه در استنباط احکام فقهی، جلسه آغاز کرد.
فقیهان راهی به دلایل احکام ندارند
حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی اولین سخنران میزگرد بود. آنگونه که سروش می گفت: «گاهی فی الجمله می توان به اغراض شریعت پایبند بود اما نمی توان قاعده ای کلی برای این مسئله بیان نمود و شهیدین هم قاعده غالبی مطرح نکردند.» سروش در پاسخ به این سوال که چرا در برخی روایات علت حکم ذکر شده است گفت: «ذکر علت ها در آیات و روایات به معنی استفاده از دلیل نیست بلکه برای بالا بردن پذیرش کسانی است که پذیرش کمتری نسبت به احکام دارند.» وی با اشاره به اشکالات پیش روی فقهای گذشته، نظیر عدم شناسایی بسیاری از علل احکام، تفکیک نشدن میان علت و حکمت حکم، علت منحصره نبودن آنچه در ادله مطرح شده است و تخطئه کشف عقلایی اغراض شارع، گفت: «به دلیل بروز همین اشکالات فقها از این شیوه استفاده نکردند و فقهای جدید هم بدون حل این اشکالات از اهداف علم فقه در استنباط استفاده نخواهند کرد.»
وی در بخش دوم سخنان خود، با اشاره به جنبه اخروی بودن احکام دینی گفت: «یکی از دلایل عدم پذیرش فقها این است که احکام فقهی ناظر به آخرت هم هست و ما علم به دنیای دیگر نداریم.» بر اساس گفته سروش محلاتی از این جهت علم فقه تفاوت آشکاری با علم حقوق پیدا می کند، چرا که در علم حقوق می توان بر اساس تجربیات به نتیجه دلخواه رسید. برای نمونه، اگر یک حقوق دان قصد داشته باشد حکم دزدی را معین کند، پس از بررسی عوامل وقوع جرم دزدی به بررسی عوامل بازدارنده می پردازد. حقوق دان با توجه به هدف کاملا مشخص و ملموس که همان کم شدن جرم دزدی است، می تواند حکم لازم را تعیین کند. در طول زمان نیز با اجرایی کردن این حکم به نواقص آن در رسیدن به کم شدن وقوع جرم دزدی پی می برد. اما در علم فقه چنین چیزی امکان پذیر نیست، چرا که بخشی از نتیجه که مربوط به آخرت می شود، برای ما دست نیافتنی است.
سروش به سخن شهید اول در کتاب قواعدش اشاره کرد و گفت:«شهید در علم فقه، اهداف دنیوی و اخروی را در کنار هم می داند. حتی در جایی که حکم شرعی به ظاهر برای رفع یک هدف دنیایی آمده است می گوید:«غرض دنیوی اهم است.» این سخن یعنی احکام دنیوی هم تاثیر اخروی دارند.» وی برای نمونه به احکامی عرفی اشاره کرد که ظاهرا هیچ اثری جز پیش برد زندگی اجتماعی ندارد اما نیاز به قصد قربت دارد. و قصد قربت همان وجهه الهی احکام فقهی است. « مثلا در زکات یک کار اجتماعی است ولی بدون قصد قربت نمی شود. یا در باب حکومت، قضاوت، واجبات نظامیه( که نظام زندگی انسان مبتنی بر آن است) که از بیرون فقه وارد می شوند و اصل حکم فقهی را اثبات می کند، در تمام این ها صرف انجام کار کافی نیست و قصد قربت لازم هست.»
سروش در تأیید سخنان خود به سخن بزرگان فقه تمسک کرد و گفت:« علامه در کتاب تحریر خودش در بیان مقاصد فقه، آخرت و دنیا را در کنار هم مطرح می کند. امام خمینی هم در تعریف علم فقه می گوید: علم الفقه هو قانون المعاش و المعاد، یعنی علم فقه قانون دنیا و آخرت در کنار هم است.»
و این گونه بود که سروش برای حل مشکلات به وجود آمده در پیش پای فقه، بخشی از احکام را که در فقه بدان اشاره شده است را به عنوان احکام درون فقهی و بخشی دیگر را که در فقه بدان اشاره نشده است را به عنوان احکام برون فقهی مورد توجه قرار داد.
وی به «واجبات نظامیه» اشاره کرد و گفت: «بخشی از احکام دلیل خاص فقهی ندارد ولی فقها بر اساس این حکم که نظام انسانی مبتنی بر آن هستند، آن را اثبات می کنند. در حقیقت این واجبات از بیرون فقه وارد می شوند و اصل حکم فقهی را اثبات می کنند. ایجاد حکومت و یا قضاوت از جمله همین احکام است. چرا که زندگی انسانی مبتنی بر این ها است.»
فقه بدون توجه به علم کلام معنا ندارد
سخنگوی بخش دوم جلسه حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی سبحانی بود. وی در ابتدای سخنان خویش به این نکته اشاره نمود که این بحث در بین فقها پیشینه ای ندارد و برای همین هم با ملاحظات خاص خود روبرو خواهد بود.
وی سپس با اشاره به ارتباط علم فقه و کلام به عنوان یکی از بنیان های لازم در این بحث، گفت: «درقرون اولیه با توجه به عدم رشد علوم، ارتباط تنگاتنگی بین آنها برقرار بوده است. از جمله علم فقه و کلام با هم ارتباط ناگسستنی داشتند ولی رفته رفته هر علم مجزا شد. و اینگونه بود که پیوند علوم رفته رفته از هم گسست.»
سبحانی بر اساس همین مقدمه با نگاهی تاریخی به شرح مباحث خود پرداخت و گفت:«از نگاه تاریخی، بحث علل احکام که بحثی فقهی شمرده می شد دو پایه اصلی داشت که هر دو از مباحث علم کلام بودند: ۱٫ آیا احکام الهی علت داشته اند؟ در اینجا دو گروه اصلی متفکران مسلمان یعنی اشاعره و معتزله دو نظر مخالف داشتند. اشاعره معتقد بودند احکام علت ندارد. و در مقابل آنها اعتقاد معتزله به علت دار بودن احکام بود. ۲٫ مسأله دیگری این بود که آیا احکام بر حسن و قبح عقلی استوارند یا خیر؟ در اینجا اشاعره معتقد بودند خیر، ما چنین چیزی نداریم و در مقابل معتزلی ها معتقد به حسن و قبح عقلی بودند.»
بررسی عقاید شاطبی بخش دیگری از سخنان سبحانی بود. شاطبى (متوفاى ۷۹۰ ق) اولین کسى است که کتابی چهارجلدى به نام الموافقات مى نویسد و همه حرفهاى گذشتگان را درباره مقاصد شریعت جمع و دسته بندى کرد و البته این پرسش را نیز مطرح می نماید که چگونه مى توان به مقاصد شریعت رسید و آنها را کشف کرد؟ سبحانی در شرح عقاید شاطبی گفت: «شاطبی معتقد است دین بدون غرض بی معنا است و این اغراض را شارع بیان کرده است. البته عقلی بودن اغراض و مقاصد را انکار می کند. و اینگونه است که شاطبی پس از آن به مقاصد شریعت می پردازد.» سبحانی گفت: «نوآوری شاطبی در این بود که او برای کل شریعت هدفی قائل بود نه برای صرف اجزاء.»
حجت الاسلام و المسلمین سبحانی سپس به بررسی نظام حاکم بر علوم اسلامی با گرایش شیعی پرداخت و گفت:« از نگاه کلامی بایستی ارتباط بین کلام و فقه را توجه کرد و نمی شود فقه را بدون توجه به مبانی کلامی برداشت کرد. مثلا نگاه ما به دلایل لزوم نبی می تواند در فقه هم موثر باشد.»
سبحانی اضافه کرد:« از قدیم در اندیشه کلامی شیعه، مبانی و مولفههایی وجود داشت که میتوانست راهی برای طرح این موضوع در سطح دیگری بگشاید. اما این مباحث که بین متقدمین در دو دانش کلام و اصول پراکنده بود، به تدریج ابعاد فقهی و کاربردی خود را از دست داد و به مضامینی کلامی و حتی گاه جدلی تبدیل شد.»
وی ادامه داد: «یکی از اینها مباحث« تکلیف و غایات آن» بود. این موضوع از آغاز در پاسخ به سوالی بنیادین، به قلمرو کلام قدم نهاد. پرسشی که از اساس بذر شک و تردید را به ریشه های شریعت می نشاند و نیاز به قوانین الهی و شریعت آسمانی را به چالش می کشید.»
این استاد حوزه با بررسی نظریات شهید اول گفت: «مرحوم شهید اول ضمن تعریف و جایگاه فردی و اجتماعی شریعت به قلمرو گسترده احکام عقلی دین اشاره نمود و درباره رابطه تکالیف شرعی به اهداف دین پرداخته است.»
سبجانی تأکید کرد :«برخلاف گروههایی از اهل سنت که با طرح « نظریه مقاصد» راه را بر ورود مقاصد شریعت در فرآیند استنباط احکام گشودند، فقهای شیعه با تاکید بر تعبدی بودن شریعت و ناتوانی بشر در شناخت وجوه و مناط احکام الهی، با هر گونه ابتنای حکم الله بر حدس و گمان های بشری، سخت به مخالف پرداختند. جلوه این نگرش را در مقابله با روشهایی چون استصلاح، استحسان، سدذرایع و جز آن می توان بازشناخت.»
وی سپس به بررسی موضوع اهداف علم فقه در بین شیعه پرداخت و سوالاتی را مطرح کرد که از دید وی، پاسخ به آن می تواند راهگشای این بحث باشد:«آیا از نگاه درون فقهی در نصوص دینی ادله ای داریم که مقاصد شریعت یا نظر به باب خاص فقهی مطرح کرده باشد؟ آیا این دلیل عقلی باشد یا شرعی؟ چرا این مسائل بررسی نشده؟ »
سبحانی در پاسخ به سوالات فوق به این نکته اشاره کرد که بر خلاف سروش محلاتی وی نمی تواند معتقد باشد احادیثی که دلیل یک حکم را بیان می کند صرفا برای بالا بردن پذیرش مخاطبان کم اعتقاد بوده است و دلایل دیگری در این کار به چشم می خورد.
این استاد حوزه گفت:«بهتر است از بحث های جزئی و موردی بگذریم و قاعده کلی را مطرح کنیم.» و این گونه بود که سبحانی خود را در بحث پرتلاطمی وارد کرد. اعتقاد سبحانی این بود که می توان از روایاتی که از امامان به دست ما رسیده است، قواعدی را برداشت کرد که نظام حاکم بر احکام فقهی را به ما نشان دهد. در نتیجه در مواردی که حکمی به دست ما نرسیده است، بر اساس آن قواعد کلی حکم را بدانیم.
وی در این رابطه گفت:«در مورد مقاصد کلی، مثلا ما از میان روایات به این نتیجه می رسیم که قسط، امنیت، عدل و احسان از بنیان های فقه شیعه به شمار می رود.»
وی این سؤال را پیش روی فقیهان گذاشت که «وقتی قواعد کلی مانند لاضرر، ید و بسیاری دیگر از قواعد ففهی در احکام طرح می شود، چرا این دست قواعد نیز به عنوان قواعد فقه مطرح نباشد؟»
محمدتقی سبحانی گفت: «با تغییر نگرش در بحث اهداف فقه و مقاصد شریعت می توان هم از راه درون فقهی و هم از راه برونفقهی و با بازخوانی مبانی کلامی و اصولی گذشته ، اهداف را در استنباط دخیل دانست. »
————————
این نوشته در شماره ۴۳۶۱ روزنامه جهان اقتصاد /ص ۹ (یکشنبه ۱۰ آبان ماه ۱۳۸۸) منتشر شد.
Tags: امام خمینی, اهداف علم فقه, شاطبی, شهید اول, علامه حلی, علم فقه, علم کلام, محمد تقی سبحانی, محمد سروش محلاتی

سلام
شما که در حوزه اید …لطف کنید به وبلاگ آقای نوری زاد سری بزنید … جوانی به نام رضا پرسشهایی را مطرح کرده که روحانیون باید جوابگوی ان باشند … پاسخ به این پرسشها حداقل جواب بسیاری از جوانهایی که خواننده ی این وبلاگ می باشند را برطرف مینماید . شما از روحانیون بخواهید وارد این مباحثه شوند . زیرا با بی جواب گذاشتن سوالات یعنی از پاسخ دادن به انها در مانده اند .با تشکر
[پاسخ]
در بنگاه لجن پراکنی ۲۰:۳۰ تاریخ ۱۰/۸/۸۸ خبری پخش شد مبنی بر اینکه محمود وحیدنیا با انتقاد از رسانه ها و سایتهای ضد انقلاب گفته بود که از شایعاتی که در مورد من ساخته میشود خنده ام میگیرد و من از این حاشیه سازیها خوشم نمی آید و آن سخنان را هم کاملا بی منظور و دوستانه بیان کرده ام و منظورم انتقاد از رهبر نبود بلکه انتقاد به وضعیت کشور بوده است. حال این سوال مطرح میشود که اولا وحیدنیا این صحبتها را در چه مصاحبه ای عنوان کرده(که در بیست و سی اصلا به آن اشاره ای نشد) وثانیا اگر واقعا محمود وحیدنیا این سخنان را در مصاحبه با صدا و سیما عنوان کرده است پس چرا مصاحبه آن پخش نشد و فقط به نمایش عکس محمود وحیدنیا اکتفا شد. ثالثا اگر وحیدنیا سخنان روز چهارشنبه را را کاملا دوستانه و به دور از انتقاد از رهبر بیان کرده است پس چرا سخنانش هیچگاه از تلویزیون پخش نشد؟
[پاسخ]
حسین مهاجر پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱:۲۴ ق.ظ:
سلام
این موضوع مربوط به مصاحبه اش با سایت الف بود. که با اندک جستجویی پیدا خواهید کرد.
http://alef.ir/1388/content/view/56152
برات متاسفم. اگه خود وحیدنیا هم بگه باور نمی کنی
[پاسخ]
ن.ک. پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ۸:۱۵ ب.ظ:
به به آقای مهاجر!
شما از بچه های شریف نیستی؟
می گما شما هم هرچی این جعبه جادویی بگه باور می کنی؟!
خب البته چی می شه گفت….
[پاسخ]
حسین مهاجر پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۲:۲۵ ب.ظ:
من درکل دوست دارم همیشه آدم شریفی باشم اما نمی دونم جواب چرندیات را دادن چه ربطی به بچه های شریف بودن داره
راستی اون سه خط من را هم یکی دوبار دیگه بخونی بدنیست. فارسی نوشتم نه ژاپنی و .. . !
حسین مهاجر پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۲:۳۶ ب.ظ:
چیزی نداری بگی.
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ ق.ظ:
مصاحبه با شجریان تو روزنامه وطن امروز رو دیدی شجریان اصلا خبری از مصاحبه نداشته از خودشون نوشتن اصلا اون موقع شجریان ایران نبود برا کنسرت خارج ایران بود ولی وطن امروز گفت نه من مصاحبه کردم مال یه ماه پیش بوده و با کلی پر رویی تکذیب نکرد
برا تو متاسفم که حرف صدا سیما رو باور یکنی که روز روشن رو انکار میکنه
دیگه مصاحبه اوباما در روز ۲۶ خرداد رو که همه دیدیم ترجمه کاملا برعکس و دوروغ اون یه چیز گفت مترجم صدا سیما یه چیز دیگه
علی شریعتی:”در کشوری که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید.”
[پاسخ]
آقای فتحی چرا لینکاتون جدای از صفحه وبتون کار نمیکنند؟ برای خوندن هرکدوم از اونها باید صفحه شما تغییر کنه و تبدیل به سایت لینک شده بشه؛ نمیشه امکانی بوجود بیارین که لینکها مستقل از سایت شما خونده بشن؟ با این اینترنت زغالی خداییش اینجوری خیلی مشکل میشه… نمیدونم با این زبون الکنم تونستم منظورمو برسونم یا نه. ممنون .
[پاسخ]
محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۶ ق.ظ:
سلام
منم موافقم
تو رو خدا یه کاری کنین که لینک هاتون تو صفحات جدا باز بشن ، بابا با این سرعت های زیاد اینترنت ما دوست داریم تا صفحه لینک باز بشه مطلب صفحه شما رو بخونیم ، چرا نمی ذارین ما الگوی مصرفمون رو اصلاح کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
سلام علیکم
من از مدتها قبل از طریق وبلاگ شمارو می شناسم. منتها در وبلاگی دیگر فعالیت می کردم و مجددا وبلاگی با جمعی از دوستان و عاشقان امام رضوان الله علیه راه انداختیم
خوشحال میشیم نظرات شما رو هم جویا بشیم
مخصوصا درباره ی “ناگفته های یک شهید اطلاعاتی” که در وب قرار دادیم.
و من الله التوفیق
[پاسخ]
سلام سید چه عجب! به قول دوست عزیزتر از جانت واقعا مسرور شدم
ولی این چه نوشته هایی؟
ولی جدای شوخی انگار اون موقع که جدا بودین نوشته هاتون هم بیشتر بود هم با کیفیت تر شایدم ما خوشمون می یومد نمی دونم لابد پز
همیشه می شنیدم مستاجری خوش نشینیها باورم نمی شد اما الآن که شما رو دیدم
مطالب با حال بنویسین نه تخصصی آخه سواد من پنجم ابتدایی
صابخونگیه
قبول می کنم ؛مستاجرای دوست داشتنی بلاگفا، به شور و اشتیاق همیشگیتون برگردین.
[پاسخ]
lعقل و احکام دینی همیشه برای من مسئله بوده.همیشه فکرم را به خود مشغول کرده. هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم حکمی که عقلم تاییدش نمی کند را قبول کنم و از کسانی هم که می پرسم می فرمایند عقل تو ناقص است و از درک احکام الهی عاجز. با خودم می گویم خوب این دین برای من با همین شرایط عقلی امده نه بیشتر. خلاصه گیجم . عقل؟ دین؟ تجربیات بشری؟ علم بشری؟ عقل جمعی بشری؟ فقه؟ حدیث؟ منطق؟ دودوتا چهارتا؟
[پاسخ]
بوش ورییس جمهورهای قبلی آمریکا مثل لاتهای قداره کش سرکوچه ها شانه های ایران را میزدند واورا وادار به اطاعت میکردند…..
وگاها این ابهتهای پوشالین وقدرت نماییهای پوچ منجر به بعضی عقب نشینیها توسط مسوولین میشد نمونه بارز آن درمورد انرژی هسته ای و…مسائل مربوط به آن است
اما دیدند که ایران عزیز ومقتدر در مقابل این رجزخوانیهای بی اصل و اساس مرعوب نمیشود وبید نیست که هر بادی او را به لرزش درآورد
ایران مجموعه ای از انسانهای مومن است که همچون کوهی استوار درمقابل این بادهای بظاهرسهمگین ایستاده و حرکت دادن وجابجایی آن از محالات است
المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف مومن مثل کوهی استواراست که بادها او را حرکت نمیدهند
اینک “اوباما” همان سیاستهای لاتهای مستبد را با زبانی نرم وبا چهره ای فریبنده در پیش گرفته است
او باید بداند مابا روش ظاهری او مشکل نداریم ما اصل تفکر ومرام آمریکارا نمیپذیریم
یعنی:
خر همان خر است وفقط پالانش راعوض کردند
فردا ۱۳ آبان است
شعار مرگ برآمریکا فراموش نمیشود
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ ق.ظ:
خیلی توهم داری کی عقب نشینی کرد محمود که غنی سازی رو فرستاد روسیه یا این که تو عراق دیگه هیچ حقی نداریم تو افغانستان هم هیچ کاره ایم
اتفاقا به دلیل سیاستهای پر توهم و احمقانه فقط شکست خورده ایم کدام پیروزی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتما توهمات محمود و دوروغهای صدا سیما روت تاثیر گذاشته
[پاسخ]
برای آقاسید مرتضی: ضمن عرض سلام. خواستم خدمتتون بگم،شما که قائل به تعامل دوسویه بین نویسنده وخواننده هستید ،لااقل به قول دوستمون “محرمانه” یه جوری بنویسید که همه بفهمند نه اینکه از متنهای تخصصی استفاده کنید. اما راجع به مطلبی که نوشتید بنظر من اینکه آقایان سروش و سبحانی چی فرمودندو یانظر فلان عالمان چی بوده ،همش برمیگرده به این جمله که: هرکسی برحسب فهم گمانی دارد. زمانی که ما خودمون رو تسلیم حق تعالی بدونیم ومعنی واقعی “عبد” رو باتمام وجود حس کنیم،دیگه اینقدرا وقت خودمون رو به این مسئله صرف نمیکنیم که مثلا علت نماز خوندن چیه؟آیا فقط علت اخروی داره یا بدرد دنیامون هم میخوره .فقط میفهمیم که خدای ما به ما اینطور دستور داده پس باید اجراکنیم.چون خداست .البته ببخشید من نظر غیرتخصصی دادم.آخه ماکه مثل شماطلبه نیستیم
.البته شاید امثال ما خیلی بدبین باشیم چون قبلا مارگزیده شدیم.
برای علی آقااشرف فتحی: خواستم به بهانه نوشتتون (دیدار غیرمنتظره ) ،مطلبی رو خدمتتون عرض کنم .نمیدونم بگم حکایت،طنز،مثل.اسمش رو هرچی میخواین بذارین .یکبار یه مسابقه چند مرحله ای بین وزارتهای اطلاعات وامنیت کل کشورها برگزار کردند.سه تااز اونها به مرحله نهایی رسیدند.موساد اسرائیل،سیا آمریکا ووزارت اطلاعات ایران ! درمرحله آخر قرار شد یه بچه خرگوش رو در چند هکتار جنگل رها کنند و ببینند کدامیک از وزارتها با تجهیزات اطلاعاتی که دارند،در زمان کوتاهتری میتونند اونو پیداش کنند.سیا آمریکا باپیاده کردن تمامی تجهیزاتش تونست ظرف ۳ ساعت اونو پیداش کنه.موساد اسرائیل آتیش بزرگی در جنگل بپا کرد و بچه خرگوش مجبور شد ازطرف دیگه فرار کنه .این شد که ظرف یک ساعت موفق شدند اونو بگیرند. نوبت به ایران رسید.رفت داخل جنگل ۱۰ دقیقه بعد دیدند دست یه خرس رو گرفته وبیرون میاره .خرسه داد میزد و میگفت : بخدا من خرگوشم !!! آقای فتحی در وزارت اطلاعات همیشه این سربازان گمنام نیستند که منشا اثرات خیرند! گاهی هم از سرداران وگاهی هم از سوگولیای حکومتی ممکنه استفاده بشه. خلاصه مواظب خودتون باشید.هرچند شما هنوز به مهره خطرسازی برای نظام تبدیل نشدی
[پاسخ]
سلام آقای ابطحی
من که سرم گیج رفت از خوندن این مطلب. راستی شماها عجب مطالب سختی رو می خونید ها… حالا می شه توی دو جمله بگید لب مطلب چی بود؟
[پاسخ]
راستی یادم رفت بگم موضوع خیلی خوبی رو انتخاب کردید من واقعا به دونستن این موضوع احتیاج دارم اما خب لطف کنید برا سواد ما بنویسید مرسیییییی
[پاسخ]
من از شما یک سوال کردم که جوابم را درست نگرفتم ولی الان خیلی خوشحالم که در وبلاگ محمد نوری زاد جوابم آمده . آقای نوری زاد هم معتقد هستند که نیازی به تقلید نیست و مرجع تقلید باید حذف شود . البته در قران هم خدا بارها از تقلید نهی کرده است .میتوانید خودتان مطلب را بخوانید .
یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیشکی نبود… یه روز سرمو گرفته بودم رو به گنبد کبود و داشتم دعا می کردم که یه روحانی داد زد: چرا بالا رو نگاه می کنی؟ .. منم گفتم دارم با خدا حرف می زنم. اونم گفت خدا که فقط تو آسمونا نیست، توی جیب قبای منم هست.. یه دقیقه صبر کن!.. بعد یه کتاب دعای کوچیک از جیبش درآورد و شروع کرد به خوندن و گفت هر چی من میگم تو هم بگو.. درستش همینجوریه که من می گم! … از اون روز بود که تقلید و مرجعیت شروع شد.
قبل از اینکه رفرنس بودن روحانیت را زیر سوال ببرم به دو نکته از زندگی رزومره شان اشاره می کنم:
۱- پیامبران خدا زبانشان مو درآورد از بس به مردم گفتند ما اجری از شما طلب نمی کنیم. هیچ کدامشان برای آشتی دادن خدا و مردم، یواشکی از دست کسی پاکت پول نگرفتند. جمله ای که در و دیوار مدرسه ها پر کرده که “معلمی شغل انبیاء است” خیلی ها را در این توهم فرو برده که هدایت و رهبری معنوی یک نوع شغل است. در حالی که نیست.
[پاسخ]
منم با صبا موافقم
[پاسخ]
سوزاندن پرچم ایران بدست طرفداران دولت
http://www.freefacebookproxy.info/browse.php?u=Oi8vd3d3Lm1laHJuZXdzLmlyL21laHJfbWVkaWEvaW1hZ2UvMjAwOS8xMS80ODQzMTRfb3JpZy5qcGc%3D&b=5
[پاسخ]
پ ن پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۷:۴۰ ب.ظ:
چقدر منگلی یعنی نفهمیدی این کار فتو شاپه اونجا یه پرچم اسرائیله و پایین تر پرچم آمریکا. هر بچه ای هم میفهمه اون پرچم ایرانو با فتوشاپ گذاشتن. تو یا خیلی بچه ای یا مغرض.
[پاسخ]
آسو پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:
پیر فرزانه غیر مغرض فیلمشم هست نتونستم دانلود کنم حتما اونم مونتاژه
شنگول برو بوق بزن
[پاسخ]
آهااااااااااااااااااااای قبلنا مودب تر بودی……
[پاسخ]
[...] فقیهان به دنبال اهداف علم فقه حوزه, دین [...]