گزارشی از تطور یک آرمان

وحدت اسلامی از آرمان تا واقعیت

هنوز چند هفته از ترورهای  کردستان نگذشته بود که واقعه تروریستی اخیر در سیستان و بلوچستان، بار دیگر اذهان عمومی را متوجه بحث چالش برانگیز و قدیمی «وحدت اسلامی» کرد. مسأله وحدت شیعه و سنی در نیم قرن اخیر بیش از هر زمانی به دغدغه  بسیاری از روشنفکران و سیاستمداران مسلمان بدل شده و نشست ها و هم اندیشی های متعددی را به خود اختصاص داده است. قربانیان آخرین اقدام تروریستی که در تدارک برگزاری همایش وحدت شیعه و سنی در جنوب شرق کشور بودند، اکنون به عنوان سمبلی برای این موضوع حیاتی مطرح شده اند.

وحدت اسلامی

وحدت؛ تاکتیک یا استراتژی؟

قرن های نخست اسلامی را اگر بررسی کنیم، کم و بیش به نمونه هایی از تقریب گرایان شیعه و سنی برمی خوریم که نسبت به هرگونه تفرقه افکنی و تعصب مذهبی حساسند. شیخ مفید که از مهم ترین عالمان تاریخ شیعه شمرده می شود، محبوبیت فراوانی میان اهل سنت هم داشته است. پس از وی نیر شیخ طوسی که پایه گذار حوزه علمیه نجف بود، کتاب مهمی به «الخلاف» تألیف کرد و به بررسی و کاوش در آرای فقهی اهل سنت پرداخت تا راه را برای آنچه که امروز «فقه مقارن» نامیده می شود هموارتر کند.

با این حال به دلیل غلبه سیاسی و اجتماعی اهل سنت در ایران قبل از صفویه، جدال مذهبی قابل توجهی را سراغ نداریم. اما بهره گیری صفویان از اختلاف کلامی شیعه و سنی برای اهدافی چون تحکیم پایه های قدرت حکومت صفوی و نیز تضعیف رقیب سنی مذهب عثمانی از یک سو و رواج اخباری گری در این عصر از سوی دیگر سبب تقویت انگیزه های فرقه ای و تعصبات مذهبی شد. حتی با وجود عالمان عقل گرایی چون بهایی، میرداماد، مقدس اردبیلی و ملاصدرا در دوره صفوی، تفرقه افکنی های حاکمان صفوی برای تضعیف رقیب ترک خود سبب نهادینه شدن تعصبات فرقه ای در ایران و منطقه شد.

از اوایل قرن بیستم میلادی نیز ظهور وهابیت در مرکز جهان اسلام بر آتش این تعصبات افزود. درگیری هایی که جسته و گریخته بین شیعه و سنی رخ می داد، نواندیشان و روشنفکران مذهبی مسلمان را به این فکر واداشت که به قرائت اولیه اسلام دست یابند و مسلمانان را به بازگشت به اسلام اولیه ترغیب کنند. محمد اقبال لاهوری در شبه قاره هند و سید جمال الدین اسدآبادی در ایران و مصر و بعدها مهدی بازرگان، آیت الله محمود طالقانی و دکتر علی شریعتی از این دسته اند. هرچند این تلاش ها از همان ابتدا با مخالفت نوگرایان دیگری چون احمد کسروی مواجه شد و وی بازگشت به اسلام اصیل و ناب را امری محال شمرد.

فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال های پس از جنگ جهانی اول به شکاف میان کشورهای اسلامی دامن زد و اشغال فلسطین و اعلام رسمی تأسیس کشور اسرائیل در سال های پس از جنگ جهانی دوم منجر به آشکار شدن بیش از پیش ضعف های جهان اسلام شد. ظهور و بروز روزافزون ضعف در جبهه کشورهای اسلامی که در برابر هجوم نظامی و فرهنگی قدرت های نوظهور به سستی گراییده بودند، بر تعداد منادیان بازگشت به آموزه های اصیل اسلامی می افزود و به موازات آن نیز بر فعالیت متعصبین و هویت گرایان مذهبی افزوده می شد.

تخریب مزار ائمه چهارگانه شیعه در قبرستان بقیع راه را بر هویت گرایان شیعی هموارتر کرد تا در مسیر پررنگ تر کردن اختلافات دو فرقه گام های تندتر و محکم تری بردارند. نیم قرن پیش بسیاری از نویسندگان شاخص شیعه همچون علامه عبدالحسین امینی و سید عبدالحسین شرف الدین با شیوه های خاص خود آثار مهمی در دفاع از مذهب شیعه تألیف و تدوین کردند و پاسخگویی به شبهه افکنی های وهابی ها که حکومت بر دو مرکز مهم اسلامی (شهرهای مقدس مکه و مدینه)  را به دست آورده بودند به امر رایجی میان عالمان و وعاظ و نویسندگان شیعی بدل شد.

علامه امینی را باید سمبل هویت گرایی شیعی دانست که توانست با تدوین کتاب مهم «الغدیر» به مصاف وهابی ها برود. وی به شدت اعتقاد داشت که باید در برابر اهل سنت به دفاع برخاست و سکوت را جایز نمی دانست. از همین رو وی سال های متمادی عمر خود را صرف این رسالت کرد. به همان میزان که امینی خواهان اثبات حقانیت تشیع بود و ۴۰ سال عمر و انرژی‌اش را مصروف این امر کرد، با مسأله تقریب و نزدیکی میان شیعه و سنی میانه خوبی نداشت و آن را غیرعملی و نادرست می‌دانست. مساله تقریب مذاهب اسلامی از زمان آیت‌الله العظمی بروجردی از سوی ایشان رسمیت یافت و روابط حسنه‌ای با شیخ الازهر برقرار شد. بروجردی که نخستین مرجع تقلید شیعه در مقیاس جهانی شمرده می شد و اثرگذاری نهاد مرجعیت را تا عمق اروپا و آمریکا گسترش داد، به شدت از مدافعان نزدیکی و تقریب میان مذاهب اسلامی بود. او در همین راستا پیشگام برقراری ارتباط با بزرگان اهل سنت شد و روابط حسنه وی با شیخ شلتوت رییس وقت دانشگاه الازهر مصر که به نوعی مهم ترین مرجع مذهبی اهل سنت شمرده می شود، به صدور فتوای معروف شیخ الازهر در جواز تبعیت از مذهب شیعه منجر شد.

اما از همان زمان در میان علمای شیعه و سنی، مخالفان مهمی در برابر بحث تقریب وجود داشته و دارد. آنها تقریب را به معنای عقب‌نشینی از اصول مذهبی خود تفسیر کرده و به زیان اعتقادات خود می‌دانند. حجت‌الاسلام و المسلمین ابوذر بیدار از روحانیون مبارز دوران پیش از انقلاب که از مدافعان تقریب بوده است، درباره ملاقات خود با مرحوم عبدالحسین امینی در خانه مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی چنین می‌گوید: «من نمی‌دانستم علامه امینی با قضیه تقریب مذاهب میانه‌ای ندارد و به آقای طالقانی عرض کردم که «رساله الاسلام» هم برایم می‌آید. تا اسم آن را بردم دیدم آقای امینی یک جوری شد و دو زانو نشست. مثل اینکه بخواهد به من اعتراضی بکند. بعد گفتم که آقای شیخ محمد مدنی و آقای شیخ محمدتقی قمی هر دو برای من نامه داده‌اند و قرار است از «مختصر النافع» و «شرایع الاسلام» برای من بفرستند. آقای طالقانی فرمود که آقای شیخ محمدتقی آدم فاضلی است. ولی در عین حال دیدم که آقای طالقانی خیلی رعایت آقای امینی را می‌کرد و احتیاط می‌کرد. من گفتم اخیرا جزوه‌ای از انجمن قلم مصر به دست من رسیده که موضوع آن درباره خلافت و امامت است…در آنجا نوشته که مساله خلافت و امامت مساله بسیار مهمی است، ولی نباید در دنیای فعلی که مسلمین این همه دشمن دارند، باعث اختلاف بین آنها شود. هم اهل سنت و هم شیعه‌ها خلافت را قبول دارند… تا این را گفتم، چشمتان روز بد نبیند! آقای امینی دو زانو نشست و مثل اینکه نه من هستم و نه آقای طالقانی، گفت:آقای بیدار! شما کجایی هستی؟ گفتم: اردبیلی هستم. گفت: «همشهری! تقریب؟! الان بین ما و آنها تقریب غیرممکن است… شما به این نوشته‌ها خیلی بها ندهید!» (ماهنامه شاهد یاران، شماره ۲۲، شهریور ۸۶، ص ۲۶) به گفته حجت‌الاسلام بیدار، علامه امینی بیش از آنکه به تقریب معتقد باشد، باور داشت که با دفاع از عقاید شیعه می‌توانیم سنی‌ها را قانع کنیم. از همین رو بود که او عمر خود را در همین راه گذاشت و «الغدیر» را آفرید. اگرچه همان زمان نیز شایع بود که برخی مراجع تقلید بزرگ شیعه با این اقدام امینی مخالف بوده و آن را به زیان منافع عمده جهان اسلام می دانسته اند.

تقریب؛ نماد همگرایی مرجعیت و روشنفکران

همانگونه که اشاره شد مرحوم آیت الله العظمی بروجردی پیشگام تقریب مذاهب اسلامی بود. وی در مبانی فکری و فقهی خود نیز به مسأله تقریب عنایت ویژه ای داشت. شاگردان وی نقل می کنند که این مرجع تقلید نامدار معاصر معتقد بود که فقه شیعه حاشیه ای بر فقه اهل سنت بوده است و باید برای درک درست فقه شیعی به متون و آرای فقهی اهل سنت نیز توجه کرد. شاگردان بروجردی نیم قرن است که آرای معتدل او را در قالب «فقه مقارن» پیگیری کرده اند و اکنون که مراجع تقلید بزرگ شیعه از شاگردان مهم آن مرجع فقید محسوب می شوند عنایت ویژه ای به مسأله تقریب در میان بزرگان حوزه های علمیه شیعه مشاهده می شود. همین ویژگی به انزوای هویت گرایان انجامیده است.

در سوی دیگر این قطب دینی و حوزوی، روشنفکران مذهبی قرار داشته اند که به تبعیت از سید جمال و اقبال، در ضرورت وحدت شیعه و سنی قلم فرسایی و سخنرانی می کردند. علی شریعتی نقش عمده ای در این راه ایفا کرد و بخشی از خطابه های حماسی و هیجان برانگیز خود را به این امر اختصاص داد. او که هنوز هم پیشوا و نماد روشنفکران مذهبی ایرانی است، در سخنرانی روز ۲۱ آبان ۱۳۵۰ خود در حسینیه ارشاد تهران، امام علی را بنیانگذار وحدت نامید و گفت:« وحدت میان تشیع  و تسنن نه ممکن است و نه معقول. مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع است، هر دو است. اما وحدت میان شیعه و سنی هم ممکن است و هم معقول و هم مسؤولیت و تعهد ما این است… این است که علی بنیانگذار وحدت است و بیش از هرکسی در این راه فداکاری کرده و سختی کشیده است. بنیانگذار وحدت بر اساس این شعار است: وحدت میان تشیع و تسنن ممکن نیست، میان شیعه و سنی واجب است در برابر دشمن.» (علی، مجموعه آثار دکتر شریعتی، ج ۲۶، صص ۱۳۸ و ۱۴۹)

همان زمان روحانیون جوانی چون آیت الله دکتر محمد بهشتی، آیت الله دکتر محمد مفتح، آیت الله علی خامنه ای و آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی به باورهای تقریب گرایانه شهره بودند و روابط تنگاتنگی با روشنفکران مذهبی روزگار خود داشتند. با این حال مخالفت با تقریب گرایان گاه با بی انصافی ها و تخریب ها همراه بود. شریعتی در همان سخنرانی خود مخالفت با صهیونیسم و دفاع از وحدت اسلامی را دو گناه نابخشودنی خود و همفکرانش می داند. اتهام وهابی گری به علی شریعتی و جریان حسینیه ارشاد و نیز روحانیون تقریب گرایی چون آیت الله منتظری از رایج ترین انگ های دهه پنجاه شمسی بود.

مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی فرزند مؤسس حوزه علمیه قم در خاطرات خود به یاد می آورد که در نخستین ماه های پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از علمای تهران همچون میرزا محمد باقر آشتیانی، سید احمد شهرستانی و سید محمد علی سبط الشیخ  از او که شاگرد قدیمی امام خمینی بود می خواهند که حامل پیام آنها به رهبر انقلاب باشد:«بهشتی و مفتح سلیقه و اعتقادشان به سنی ها نزدیک است و اگر وارد مجلس خبرگان قانون اساسی شوند مانع از رسمی شدن مذهب شیعه می شوند. اگر آنها باشند ما حاضر به شرکت در انتخابات خبرگان قانون اساسی نیستیم.» (خاطرات آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی، ص ۱۰۵) مرحوم حائری یزدی در ادامه یادآوری می کند که یکی از علمای تهران، دکتر بهشتی را به دلیل آنچه «تبلیغ سنی ها در حسینیه ارشاد» می نامید لعن می کرده است. (همان، ص ۱۰۶)

وحدت اسلامی؛ آرمان سیاسی یک حکومت

رهبران انقلاب اسلامی همگی از تقریب گرایان شاخص روزگار خود بودند. امام خمینی از سال های دور نسبت به اهانت به اهل سنت حساس بود و به شدت با چنین رویکردهایی برخورد می کرد. آیت الله منتظری از مهم ترین شاگردان آیت الله العظمی بروجردی و مدافع جدی تقریب مذاهب اسلامی بود. آیت الله طالقانی نیز به دلیل همین باورهای معتدلش مورد انتقاد هویت گرایان قرار داشت. با پیروزی انقلاب، طبیعی بود که وحدت اسلامی به یکی از سیاست های اصلی نظام جدید بدل شود. مدت کوتاهی از استقرار نظام جمهوری اسلامی نگذشته بود که «هفته وحدت» رسماً نامگذاری و اعلام شد و نشست ها و سمینارهای سالیانه ای حول این محور برگزار شده و می شود. بدین ترتیب یک باور نوگرایانه و اصلاح طلبانه، به یک سیاست رسمی حکومت بدل شد و همین امر، پیامدهای خاص خود را به همراه آورد.

سیاسی شدن وحدت اسلامی، حساسیت برخی کشورهای قدرتمند غربی را تحریک کرد تا برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران در منطقه و جهان، از اختلافات قومی و مذهبی موجود در منطقه بهره گیرند. تشکیل القاعده از سوی تندروترین مخالفان فکری سیاسی شیعه یعنی وهابی ها بیش از پیش منافع غرب را تأمین می کرد و با بروز فاجعه ۱۱ سپتامبر، جنگ مذهبی جدیدی در خاورمیانه شعله ور شد که سردمدار آن طالبان و القاعده بودند و شیعیان عراق، افغانستان و پاکستان قربانیان اصلی آن شمرده می شدند.

آنچه که چند ماه پیش در پاراچنار پاکستان شاهد بودیم، سمبل تمام قد یک جنگ مذهبی غیر انسانی بود که افراطیون شیعه و سنی بر آن دامن می زدند تا حقانیت خود را اثبات کنند. سوگمندانه باید پذیرفت که دامنه این افراط گری های غیر انسانی به کشورمان نیز کشیده شده و وحدت ملی ما را نیز در خطر قرار داده است. برخی سیاست های نادرست، بستر و زمینه چنین فجایعی را در مناطق سنی نشین کشورمان فراهم کرده است. گروه های تندرویی چون ریگی به بهانه برخی محرومیت های اقتصادی و اجتماعی چنین مناطقی، روز به روز قارچ گونه رشد می کنند و از حمایت های گسترده خارجی نیز بهره می گیرند.

چند سال اخیر را باید از سیاه ترین سال ها برای امت اسلامی دانست. دامنه تضادها و تفرقه ها حتی دامن معتدل ترین و میانه روترین رهبران اهل سنت را گرفته و علمایی چون طنطاوی و قرضاوی که به میانه روی مشهور بوده اند، تندترین سخنان را علیه شیعیان بر زبان جاری کرده اند. تخریب حرم سامرا و بمب گذاری مکرر در عتبات عالیات در کنار نسل کشی های گسترده و عملیات های تروریستی که هر از چندی اخبارش را می شنویم، بار دیگر «وحدت اسلامی» را به مثابه یک آرمان بنیادین و حیاتی بر واقعیت جهان اسلام تحمیل کرده است.

همین نوشته در روزنامه جهان اقتصاد

همین نوشته در موج سبز آزادی

۴۵ Responses to “گزارشی از تطور یک آرمان”

  1. من درد می گوید:

    استفاده کردیم. مخصوصا قسمت خاطره دکتر حائری.
    اما در باب تقریب گرایی رهبران جمهوری اسلامی ، فکر کنم در ابتدای انقلاب این گونه بود اما امروز افرادی چون ایت الله خامنه ای قایل به مرز دیگری میان مسلمانان شده اند و خط کشی دیگری ورای شیعه و سنی کرده اند که خود کم از آسیب هویت گرایان ندارد و آتش تفرقه را باز روشن میکند. که البته این همان بازخورد درد برداشت ایدئولوژیک از دین است.

    [پاسخ]

  2. علی می گوید:

    سلام.آنچه بیش از پیش برای جان تک تک احاد جامعه اسلامی و شهروندان عمومی جوامع مخاطره امیز است متاسفانه کوبیدن بر طبل جهالتهای خود حق بینی از طرف عده ای مذهبی افراطی است که متاسفانه آثار زیانبار آن را هر روز بیشتر از روز پیش شاهد هستیم.اگر گروه تروریستی جنداله به رهبری«ریگی» مدعی است که از اغلب حقوق اجتماعی و قومی و مذهبی خود محروم شده است و برای دفاع از این حقوق خود را
    مجاز به آدمکشی و ترور می داند؛ در سوی دیگر نیز شیعیان افراطی متعددی نظیر:حجةالاسلام« دانشمند» هستند که معتقدند تسنن جایشان را برای رفتن به بهشت تنگ نموده اند و بنابر این از این سو بر طبل خشونت می کوبند.آنچه مشخص است و به شکلی کاملا شفاف در اسناد دست اول از اسلام موجود است اسلام دینی است که هیچ گونه سنخیتی با خشونت به هر شکل ان ندارد و قتل نفس را به مثابه قتل جامعه می داند.اما انانکه برای دفاع از شریعت برساخته خود بر اساس اسناد مجهول و مجعولی که هیچ ربطی به اسلام ندارد؛بر خشونت اصرار دارند؛ انگیزه های دیگری غیر از درد دین دارند یا در جهل مرکبند .حالا مهم نیست پسوند «دانشمند» را هم با خود داشته باشند.

    [پاسخ]

  3. آسو می گوید:

    وقتی آقای دانشمند میاد میگه همه سنی ها از دم حرام زاده اند وقتی مساجد اهل سنت را خراب میکنند و پارک درست میکنند وقتی صدا سیما و مطبوعات به خصوص دولتی کارشون شده نیش و کنایه و حمله به مقدسات اهل سنت وقتی میبینیم مثلا تو کردستان که همه شهرها به جز بیجار و قروه سنی هستن ولی هیچ مسئولی از اونا انتخاب نمیشه و تمام مدیران استان رو از بیجار و قروه میزارن تازه یه چیزی چند سال پیش امام جمعه اهل سنت کرمانشاه ماموستا ربیعی که به واقع رهبر دینی تمام کردهای سنی مذهب بود به سریال امام علی اعتراض کرد و فتوا داد کسی نگاه نکنه چند روز بعد فتوا مرد پزشکی قانونی بعد دو روز بررسی نظر داد مسمومیت با سم ولی تا نیروهای اطلاعات رسیدن بعد یه ساعت گفتن سکته کرده سنی های شهر که همه شافعی و محب اهل بیت بودن اعتراض کردن و چند هزار نفری تو خیابون جوانشیر جمع شدن تا نیروی انتظامی بود خبری از خشونت نبود ولی وقتی نیروی انتظامی به دلیلی نا معلوم صحنه رو به طور کامل ترک کرد لباس شخصی های مسلح بی اخطار مردم رو به گلوله بستن ۵۰ نفر مردن بقیه فراری اگه غیرت مردم نبود و درهای خونه رو باز نمیکردن و تا سنی ها پناه بگیرن تلفات بیشترم بود (توجه کردین شیعه ها در رو باز کردن تا سنی بیاد تو خونه اونها از چنگ جلادهای بی دین نجات پیدا کنه) تازه خنده دار اینه که لباس شخصی ها رو سر اجساد ایستاده بودن و فریاد میزدن انتقام فاطمه رو گرفتیم بعدشم رفتن مسجد شافعی های شهر رو که هزار سال قدمت داشت و ثبت شده بود رو با خاک یکسان کردن شما البته از این ماجراها خبر ندارین چون در بایکوت کامل خبری بود ولی همه مردم کرمانشاه و کردستان این ماجرا رو میدونن
    حرف اینه که مردم با هم وحدت دارن یا حداقل داشتن این نظامه که داره شکاف رو بیشتر میکنه و به بهانه جنایات وهابیون هر روز بیشتر از پیش سنی های کشور رو آزار میده در حالی که بیشتر سنی های طرف ما کلا وهابیون رو از دین خارج میدونن یه نگاه به وضعیت اهل سنت و مناطقشون بندازین محرومترین نقاط کشور هیچ رسیدگی هم نمیشه مگر زمان خاتمی که کلنگ تراکتورسازی و نیروگاه رو تو سنندج زدن(اینم یکی دیگه از خیانتهای خاتمی)
    من میگم نظام مسئول اصلی و مهمترین عامل دشمنی شیعه و سنیه و خودشون هستن که با سنی دشمنی دارن مگر نه مردم کوچکترین اختلافی با هم ندارن و کاملا با هم کنار اومدن تندروی نظام باعث شده یه عده هم از اون ور تند روی کنن مگر نه من به عنوان یه شیعه که یه عمر با سنی ها زندگی کرده میگم اونها با ما هیچ مشکلی ندارن
    مملکت به اون مناطق کاملا عمدی نمیرسه همین میشه بهانه یه عده مغرض که مردم رو تحریک کنن و بعد حکومت به جای حل مسئله از طریق مسالمت آمیز راه درست که همون رسیدگی بیشتر به مناطق سنی نشین باشه با توپ و تانک میره قتل عام شاید وضع ظاهرا آروم بشه ولی در واقع اوضاع بدتر شده
    وقتی دو تا متفکر و با سواد در حرکات مسالمت آمیز میان اعتراض میکنن مقاله و کتاب مینویسن حکومت میاد اعدامشون میکنه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی نتیجه این که جای اون افراد رو ریگی میگیره که زبون نفهمه و شافعی نیست بلکه وهابیه
    خودشون دارن اوضاع رو میدن دست وهابی ها با تندروی هاشون اینا میخوان مردم رو به زور شیعه کنن ولی نمیشه به زور نمیشه شاید با محبت بشه ولی به زور نمیشه به خدا اگه نمترسیدن مثل شاه اسماعیل تیرک میکوبیدن زمین هر کی بلندتر بود گردن میزدن هر کی کوتاهتر بود به زور شیعه میکردن(کوتاهتر از اون تیرک بچه ها هستن)همون شاه اسماعیل که وقتی کردهای دیار بکر گفتن به ما کمک برسون تا عثمانی رو بیرون کنیم گفته بود من خون پاک شیعه رو فدای شما سنی ها نمیکنم (چقدر باید یه آدم ابله باشه)
    در نهایت یه چیز عامل اصلیه اختلاف شیعه و سنی حکومتهای عربستان و ایران هستند اگر این دو تا خفه بشن شیعه و سنی مثل برادر با هم زندگی میکنن دیگر نه سنی ما را به چشم کافر میبینه نه شیعه سنی رو به چشم مرتد
    دلم میخواد نظرتون رو بدونم در مورد حرفهام (در ضمن ماجرای ماموستا ربیعی عین واقعیت بود)

    [پاسخ]

    محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    متاسفم
    دوره ارزانیست/شرف اینجا ارزان/آبرو قیمت یک تکه نان/و دروغ از همه چیز ارزانتر/و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان.

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۳۴ ب.ظ:

    ممنون از جوابت طبق معمول پخته و شیوا پرتیغ

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲:۴۶ ق.ظ:

    من که تا حالا همچین چیزی نشنیدم ولی به فرض که درست بوده باشد بسیار کار کثیفی بوده است و ان شاالله این لباس شخصی ها هر چه رودتر به جزای اعمالشان برسند!
    اما….. نکته اینه که شما یک جوری گفتی که انگار فقط به سنی ها ظلم میشه!
    الان توی یمن این صعودی ها دارند مثل نقل و نبات شیعه می کشند!
    برادران وهابی کم قتل عام شیعیان کردند؟؟؟

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ ق.ظ:

    یک کم نگاه کنی میبینی که آخرش گفتم دولت ایران و عربستان و وهابیون رو از قلم نینداختم
    ظلم وهابیون دلیل نمیشه که ما هم به سنی های خودمون ظلم کنیم
    این که یه جوری گفتم که انگار فقط به سنی ها ظلم میشه من مسئول کشور خودمم و بله در کشور ما به سنی ها ظلم میشه. در انتقام شیعیان یمن ما باید به سنی های خودمون ظلم کنیم؟
    برنامه عربستان اینه که شیعه ها رو سنی کنه ولو به زر و زور برنامه ایران هم اینه که سنی ها رو شیعه کنه ولو به زر و زور
    ما مسئول رفتار خودمون و حفظ آبروی شیعه هستیم این که عربستان و وهابیون چه میکنند به ما مربوط نیست ما باید با تکیه بر روشهای انسانی و برادرانه خودمون حفظ آبروی شیعه کنیم و اگر توانستیم شیعه رو جذب این که ظلم رو ببینیم و بعدشم بگیم بیخیال اونها هم به ما ظلم میکنن کار درست نمیشه هیچ خرابتر هم میشه من میگم اگه وهابیون تونستن تو ایران نفوذ کنن به خاطر آزارهای حکومت به سنی ها بوده و اونها رو سرخورده کرده و باعث شده وهابیون فرصت پیدا کنن اگر حکومت برخورد برادرانه تری داشت وهابیت هیچوقت فرصت نمیکرد یه شافعی رو طرف خودش بکشه .میشه همون که انگلیس میخواد(باید برات توضیح بدم اصلا وهابیت چطور بوجود اومد و گنده شد؟)مگر نه جنایات وهابیون نیاز به گفتن من نداره روزی نیست که از قتل عام های پاکستان و افغانستان و یمن بوسیله وهابیون خبر نرسه ولی جنایاتو برخوردهای خودمون سرپوش گذاشته میشه و هیچکی نمیفهمه
    این که در مورد او قضیه چیزی نشنیدی میتونی از هر کردی به خصوص کرمانشاهی و کردستانی قضیه رو بپرسی.وقتی منبع صدا سیما باشه مطمئن باش ۹۰%اتفاقات این مملکت رو نشنیدی که میبینی صدا سیما هر روز داره میگه هر روز بهتر از دیروز ولی خودت میبینی که هر روز بدتر از دیروزه تو در مورد کشته شدن ۱۲ نفر تو سقز در اعتراض به اعدام شوان قادری چیزی شنیدی سال ۸۴ اتفاق افتاد نه بازم چیزی نشنیدی یا از کشتار های هفته وحدت تو خوزستان این خیلی قدیمیه
    شما برو از یه کرد بپرس ماجرای ماموستا ربیعی رهبر اهل سنت کرد چی بود فرقی هم نداره سنی باشه یا شیعه

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    در ضمن مطمئنا اون لباس شخصی ها سرخود همچین کاری نمیکنن و از مدیریتی کلان دستور گرفتن که مردم شناسایی و مجازات اونها رو میخوان نه بازیچه ها رو (به قول بابا وقتی با گرز زدن تو سرت گرز بی تقصیره مقصر دست پشت گرزه
    تازه بعد این همه سال مجازات نخواستیم بگن اونایی که بازداشت کردن و تا حالا خبری ازشون نیست کجا دفن هستن خانواده هاشون حداقل پیکر عزیزان خود را تحویل بگیرند

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۶:۵۵ ب.ظ:

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C
    حالا نمیدانم چقدر ویکیپدیا را قبول داری
    اینم مدرک در مورد ماموستا ربیعی

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۸:۵۳ ب.ظ:

    من به هیچ وجه حامی اقدامات این حکومت و سرانش نیستم رفیق اشتباه گرفتی!

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    من نگفتم حامی هستی ولی وقتی میگی نشنیدم یعنی منبع خبری تو صدا سیماست خودتم میدونی که صدا سیما ۹۰% دوروغ میگه یا خبرها رو سانسور میکنه
    کجای حرف من میگه تو حامی حکومتی؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۳:۴۵ ب.ظ:

    بابا جان تو برو هر جا می خوای آمار بگیر که چند نفر این جریان و شنیدند بعد بگو
    به فرض که راست باشه هیچ جا مطرح نشده قبول کن دیگه

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    ببین من برات مدرک گذاشتم تو هنوز میگی به فرض راست باشه تازه این مطلب اون موقع نه خیلی به تفصیل ولی خبرش تو رسانه های جهانی پخش شد تازه مگه فکر میکنی دو سال پیش بوده زمان پخش سریال امام علی بوده این جریان
    یه جوری ننوشتی که انگار نشنیدی یه جوری نوشتی که انگار من دوروغ میگم و از خودم در آوردم قبول کن
    نمیخواد از کسی بپرسی تو گوگل سرچ کن ماموستا ربیعی میبینی که حرفهای من اثبات میشه
    تازه این که میگی چند نفر جریان رو شنیدند خوب مشکل رسانه دولتی همینه ما تو یه کشوریم نه من از واقعیات محل زندگی تو خبر دارم نه تو از من
    ماموستا ربیعی نفر دوم قرائت قرآن در جهان بود میدونی اون سالی که دوم شد کی اول بود عبدالباسط

    [پاسخ]

  4. مستانه می گوید:

    سلام به همه دوستان
    با همکاری گروه سایتک دو سایت سبز زیر راه اندازی شد
    http://www.greenvote.info
    http://www.khoroosh.tk
    با عذرخواهی از آقایان فتحی و ابطحی که وبلاگ ایشان را برای اطلاع رسانی انتخاب کردیم.

    [پاسخ]

  5. صدرالله می گوید:

    با سلام من فید بلاگ شما رو از گوگل ریدر گرفتم ( پیشنهاد داد ) از همونجا هم خوندم بعضی از مطالبتون رو
    یک سؤال برام پیش اومد و اینکه چرا آقای بهجت نمازشون رو دیرتر از بقیه می خوندن ؟
    اگر امکان داره برام جواب رو ایمیل کنید چون مطمئن هستم که یادم میره بلاگتون رو چک کنم که جواب رو چی فرمودید
    با تشکر

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ:

    دقیقا دلیلش رو نمی دونم

    [پاسخ]

  6. آسو می گوید:

    http://www.freefacebookproxy.info/browse.php?u=Oi8vd3d3LmlyLXVrLmNvbS9hcnRpY2xlLnBocD9pZD00MzU1Mg%3D%3D&b=5
    نمیدانم طرفداران دولت از این چطور دفاع میکنن

    [پاسخ]

  7. محرمانه می گوید:

    تو این چند وقته هر وقت اسم وحدت میاد یه جوری می شم واقعا راست می گی علی جان آرمان اما
    آخه انگار دست نیافتنی شده؛وحدت شیعه و سنی،وحدت حوزه و دانشگاه،وحدت ملی،وحدت……..
    راستی جدی جدی وحدت کجاست؟اصلا چه رنگیه؟کسی می دونه؟

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ۷:۲۵ ب.ظ:

    برو مطلبی که من نوشتم رو بخون ببینی بین حرف از وحدت تا عمل چقدر راه نظرتم بزنی خوشحال میشم

    [پاسخ]

    محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    آسو جان منظورت کدوم مطلبه؟آدرسی که دادی یا نظر ساعت ۱:۰۵ دقیقه؟

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    همون نظر ۱:۰۵

    محرمانه پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    آسو جان،من همه مطالبو می خونم،اگه نظر ندادم به خاطر دلخراش بودن مطلبت بود ولی چون خواسته بودی نوشتم،چیزی بیشتر از این به ذهنم نرسید.

  8. تقی سالک می گوید:

    سلام خیلی خوب بود
    خوشحال میشم سری هم به من بزنید
    فکر نمی کنم بدتون بیاد

    [پاسخ]

  9. تیبا می گوید:

    من سال ۸۴ به حج تمتع رفتم و علی رغم تبلیغات منفی ای که راجع به شورته های خانه خدا شنیده بودم باید بگویم رفتارشان با ما خیلی خوب و دوستانه بود و حتی یک بار من دوربینم رو اشتباهی به خانه خدا برده بودم و یکی از خانومها که بازرسی میکرد به روی خودش نیاورد وفقط به عربی گفت که از اون استفاده نکنم. و حتی یکی از اون چفیه قرمزهای وهابی وقتی متوجه شد من دوربین دارم بهم گفت از ما عکس بگیر و به ایران ببر وقتی گفتم لا اشکال؟ خندید و گفت لا! – که البته من اینکار را نکردم! بسیار با ایرانیها خوب بودند و هرجایی که میرفتیم میگفتنند ایرانی خوب!… شب وداع با خانه خدا هم همه در حیاط روبروی دیواری که میگفتند مادر حضرت علی از شکاف آن تو رفته؛ دعای کمیل خواندیم و ماموران مراقب بودند کسی مزاحم ما نشود. حتی یک مورد هم به ما توهین نشد….حالا دیگران چه میکنند که با اونها بد رفتاری میشه خدا داند! تازه در مدینه هر روز عصر به زیارت بقیع میرفتیم.فقط وقتی به زیارت شهدای جنگ احد رفتیم من و دوستانم داشتیم دعا می خواندیم که یکی از شورته ها همه اش میگفت دعا فقط مخصوص خداست و حاجات خودتونو فقط باید از خدا بخواهید..و واسطه آوردن شرکه..یعنی تنها عکس العمل منفی ای که در رابطه با کتاب دعا من دیدم اونجا بود اونهم با لحن خیلی آروم و دوستانه!…از محبت زائران سنی کشورهای دیگه هم هرچی بگم کم گفتم..چه قدر کنار خودشون برای ما جا باز کردند و سجاده هاشونو با ما تقسیم کردند تا ما هم از نماز جماعت جانمونیم… چه قدر هدیه به ما دادند از تسبیح گرفته تا حتی نون داغ یا خودکار..حتی یکی از زایران هندی آدرس و شماره تلفنشو داد که اگه ما برای مسافرت به هند رفتیم به خانه اونها برویم! همه شان هم سنی بودند…

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ۸:۵۳ ب.ظ:

    متاسفانه همین طوره حکومت طالبان و القاعده رو نشون میده و میگه سنی یعنی این در حالی که این جوری نیست

    [پاسخ]

    مجتبی پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۲:۰۴ ق.ظ:

    منم رفتم و چنین چیزی ندیدم . بدیهی که اگه شما برید زیارت عاشورا بخونید ابوبکر و عمر را سب کنی‌ ممکن کاری بکنن.

    [پاسخ]

  10. صادقی می گوید:

    سلام
    نوشته جامع و پرباری بود. مرحوم مطهری در یادنامه علامه امینی مقاله ای دارند که برخلاف نوشته شما معتقد است الغدیر می تواند یکی از پایه های وحدت مسلمین قرار گیرد.
    شنیده ام بعد از دستور رهبر انقلاب در خصوص پخش اذان شافعی های کردستان در صدا و سیمای آنجا آیت الله وحید خراسانی که امروز نماد هویت گرایی شیعه محسوب می شود نامه تندی به ایشان نوشته اند و از این اقدام ابراز نارضایتی کرده اند. آیا این مطلب درست است؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ۸:۴۱ ب.ظ:

    نمی دونم مهدی جان. نشنیدم

    [پاسخ]

  11. آسو می گوید:

    مسئولان شرکت ملی نفت ایران از بحران مالی در بیش از ۹۰ درصد پروژه‌های نفتی خبر می‌دهند.
    بحران شدید مالی در پروژه‌های نفت و گاز ایران ابعاد کم‌سابقه‌ای گرفته به گونه‌ای که دولت مجبور به اولویت‌بندی این پروژه‌ها شده است. اواخر سال گذشته شمسی مسئولان شرکت ملی نفت ایران پیش‌بینی کردند که اگر کسری بودجه ۲۰ میلیارد این شرکت برطرف نشود، بسیاری از طرح و پروژه‌های نفتی در سال ۱۳۸۸ متوقف خواهند شد.

    بنا به گزارش روزنامه خبر، ۸ ماه پس از پیش‌بینی‌یادشده، صنعت نفت ایران همچنان با کمبود سرمایه روبرو است و خود مسئولان شرکت ملی نفت ایران از بحران مالی در بیش از ۹۰ درصد پروژه‌های نفتی خبر می‌دهند. ۵۰ درصد از این پروژها به طور کامل متوقف شده‌اند.

    بحران مالی یادشده مسئولان وزارت نفت را به ایجاد کمیته‌ی بازنگری طرح‌های توسعه‌ای نفت سوق داده است. این کمیته قرار است به خواست وزیر نفت، تخصیص منابع مالی به طرح‌های توسعه‌ای نفت را اولویت‌بندی کند.

    رکود و ورشکستگی

    نبود بودجه و امکانات مالی لازم برای ادامه‌ی طرح‌های نفتی سبب شده که نیروی کار در این پروژه‌ها به شدت کاهش یابد، بسیاری از طرح‌ها نیمه‌فعال شوند و اکثر شرکت‌های دست‌اندرکار در آستانه ورشکستگی قرار گیرند.

    بنا به داده‌های روزنامه خبر، از جمله طرح‌هایی که بحران مالی ادامه‌ی کار آنها را با مشکل مواجه کرده است، پروژه‌های گازی پارس جنوبی و احداث پالایشگاه‌های جدید هستند. از ۷ پالایشگاهی که تا سال ۱۳۹۱ باید برای افزایش تولید بنزین احداث و راه‌اندازی شوند، تنها یک پالایشگاه به ضرب برداشت از حساب ذخیره ارزی در دست ساخت است. اما در مورد ۶ پالایشگاه دیگر، به رغم برگزاری همایش‌های مختلف در چین و برخی کشورهای دیگر، همچنان جلب سرمایه‌گذاری با ناکامی مواجه است.

    وضع در میدان گازی پارس جنوبی نیز بهتر نیست. حتی پیمانکاران وابسته به سپاه پاسداران که روابط تنگاتنگی با دولت احمدی‌نژاد دارند نیز از کمبود امکانات و منابع مالی برای ادامه‌ی فعالیت‌های خود شکایت دارند. چندی پیش سردار رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، یکی از شرکت‌های بزرگ و چندکاره‌ی وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد که پیشرفت فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی با مشکل روبرو شده، زیرا به جای ماهانه ۵۰ میلیون دلار، در ۶ ماه گذشته مجموعاَ ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه به این پروژه‌ها تزریق شده است.

    تعویق و وقفه در فاز ۱۲ پارس جنوبی و نیز در طرح تولید گاز مایع از دیگر نشانه‌های بروز بحران مالی در صنعت نفت ایران به شمار می‌روند.

    تحریم‌ها، عامل اصلی

    کارشناسان با اشاره به نیاز صنایع نفت ایران به سرمایه‌های کلان و فناوری‌های روز جهان معتقدند که تحریم‌های اقتصادی و مالی و ناکامی ایران در جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی ازدلایل عمده‌ی بروز بحران در پروژه‌ها و طرح‌های نفتی کشور است. حتی تخفیف‌های ویژه به کشورهایی مانند هند و چین و ترکیه و برخی دیگر از کشورها و شرکت‌های شرق آسیا نتوانسته است تحرکی در پروژه‌های نفت و گاز ایران به وجود آورد.

    برخی از پیش‌بینی‌ها حاکی از آن هستند که اگر روند سکون و رکود در توسعه‌ی طرح‌ها و پروژه‌های نفتی ایران ادامه یابد، کشور تا چند سال دیگر نفتی برای صادرات نخواهد داشت و در تأمین نیازهای انرژی داخلی خود نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

    [پاسخ]

  12. حمیدآقا می گوید:

    سلام!
    شاید باید ریشه ای از مشکل را در نوع نگاه تقریب گرایان هم جستجو کرد!
    این که این تقریب، صرفا سیاسی است و نه عقیدتی! متاسفانه بسیار دیده ایم که وحدت انسانی، محدوده ای بسیار بزرگتر از یک حرکت تاکتیکی و دارای زمینه های تکثرگرایانه ی معرفتی به خود گرفته است.
    این که ما با حفظ عقیده و آموزش آن، بنا بر برخی مقتضیات زمان بر وحدت پای میفشریم، حقیقت فراموش شده ی بسیاری از منادیان وحدت است.
    بار ها شاهد آن بوده ام که وحدت گرایان، عوامل وحدت زا را چیزهایی تعریف کرده اند که لزوما منبع وحدت نبوده اند!
    اما زمانی که مسئله را سیاسی ببینیم و وحدت را یک حرکت تاکتیکی، میتوانیم بر محدوده ی آن نیز صحبت کنیم! یعنی چه زمانی، با چه کسانی، چگونه و در چه محدوده ای بحث وحدت را مطرح کردن در این مختصات طرح میشود!
    متاسفانه، کلیت مبحث برقراری وحدت در بین وحدت گرایان دچار تناقض است! آنهایی که در اینجا دم از وحدت میزنند، (با فرض وجود تفاوتهای عقیدتی بین شیعه و سنی و لزوم وحدت به مثابه یک تاکتیک) در جایی دیگر و در مناسبات با دیگر فرق و دول، وحدت را بکلی نفی و طرد میکنند!!!
    چرا؟
    مخالفین وحدت شاید پربیراه نرفته باشند اگر جواب “چرا؟”ی فوق را آنگونه که گفتید داده باشند!

    ارادت!

    [پاسخ]

  13. روح اله ریاضی می گوید:

    به نظر می رسد این وحدت تا به صورت یک تاکتیک باشد هیچ گاه محقق نخواهد شد.یادم می آید زمانی در هیات ها می گفتند دوربین را خاموش کنید وبعد لعن خلفا می گرفتند و ….
    وقتی خود ما در مرکز حکومت و توسط کسانی که خود را سینه چاک رهبری می دانند این گونه عمل می کنیم چگونه می شود به وحدت دست یابیم.
    البته نکته مهم همان نوع نگرش به مساله وحدت است

    [پاسخ]

  14. زهرا می گوید:

    سلام
    آقای فتحی ۱۳ آبان قم چه خبر بود؟ امروز یه ایمیل باز کردم که مطالبی نوشته بود درباره راهپیمایی مردم به سمت منزل آقای صانعی که ظاهرا نیروهای امنیتی سعس می کنن متفرقشون کنن و … می خواستم بدونم این خبرها صحت داره؟

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    خبر خاصی ندارم. فقط عده محدودی دانش آموز تا حرم راه پیمایی کردند

    [پاسخ]

  15. شهاب می گوید:

    محض اطلاعتون میگم که حضرت آیت الله العظمی بروچردی هنگامی که یکی از سران عربستان می خواست برای دیدن ایشان به قم بیاید گفتند به علت اینکه او اگر به اینجا بیاید به حرم حضرت معصومه نمی رود و به ایشان بی احترامی می شود نیاید!
    کسی نمی گوید وحدت برقرار نکنید ولی تو رو خدا به خاطر وحدت زیرآب اعتقادات خودمان مثل شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و غصب فدک را نزنید!!!!!
    ما وظیفه داریم تقریب ایجاد کنیم و مانع از کشت و کشتار افراد بی گناه شویم ولی نه به ارزش از بین رفتن اعتقاداتمون!
    البته هیچ جای اعتقادات ما نگفته بیا توی خیابون لعن کن یا جایی لعن کن که اهل سنت باشند و یا حتی با خبر بشند
    من میگم اعتقادات و حقایق رو بدونیم و بعد بگیم الان صلاح نیست این حقایق طوری نقل بشه که به گوش اهل سنت برسه نه اینگه بگیم اصلا هیچ جا نگفتن باید لعن کرد!!!!

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    قربانت فدک الان فلسطینه فدک الان اینه که کشورهای اسلامی ۵/۱میلیارد جمعیت دارند کلی ثروت هیچ خاصیتی ندارن و هیچ کاره محض هستند میکشنمون حقمون رو میخورن و من و تو مشغول اینیم که فدک چه شد اینها کوچه فرعیه بزرگش کردن تا من و تو سرگرمش بشیم از حقوق اصلی بمونیم به قول شهید مطهری بابا شمر مرد ولش کنین شمرهای زمان رو در یابید

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:

    جون من این حرف ها رو نزن !
    در آخرت بر حسب اعتقاداتمون درباره ی ما تصمیم میگیرن
    احادیث متواتر بر این تاکید می کنند که ما باید بدانیم که چه بر سر اهل ذبیت پیامبر آمده است چون این اعتقادات است که آخرت ما را می سازد
    دقت کن که من اصلا و به هیچ وجه نمی گم که ما همین طوری توسری خور بمونیم و هیچ غلطی نکنیم نه ولی اعتقاداتمون و نباید از بین ببری
    فرزندان ما نباید از ظلمی که در حق اهل بیت شده است بی خبر باشند

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۹:۱۱ ب.ظ:

    نکته ی مهم اینه که من اصلا تابع اعتقادات افراطی که باعث می شه یک عده بی گناه کشته بشن نیستم!!!!!

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    ببین من شیعه بی اعتقادی نیستم از اونام نیستم که برا پز روشن فکری بگم بیخیال اعتقادات خودم میگم فقط الان چیزهای مهمتری هست وقتی دزد بی همه چیز اومده تو خونه اختلاف با همسایه رو کنار میزاریم پدر دزدها رو در میاریم وقتی همه چی به سامان شد میریم سر اختلاف خودمون با همسایه

  16. دوست می گوید:

    مبینم که آقای فتحی شما هم مثل بقیه همفکرانتون فقط حرف از انتقاد پذیری می زنید و فی

    الحال کامنت مخالفین را بر نتابیده و حذف می نمایید .

    یک بام ودو هوا را تا حالا شنیدید :oops:

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    شما برو فضای گل و بلبل رجا و فارس و ایرنا رو ببین بعد بیا در مورد انتقاد ناپذیریه ما حرف بزن

    [پاسخ]

  17. آسو می گوید:

    نمونه اصلیه برادری شیعه و سنی را میتوانید در استان من یعنی کرمانشاه ببینید قصد تعریف از استان خود را ندارم ولی کرمانشاه با جمعیتی که میتوان گفت ۶۰% شیعه ۳۰% سنی و ۱۰ %یارسان(اهل حق) هستند تا کنون شاهد هیچگونه درگیری مذهبی بین مردم نبوده علیرغم آزارهای حکومت به سنی ها و یارسان ها آنها کوچکترین دشمنی با مردم شیعه ندارند و فقط حکومت را مقصر می دانند و اتفاقا مردم شیعه هم آزارهای حکومت را قبول داشته و همیشه عامه مردم در مقابل اعمال حکومت از حقوق اهل سنت دفاع کرده اند در کرمانشاه از جشن عمر کشان هیچ خبری نیست در ماجرای سرکوب اهل سنت در ماجرای ماموستا ربیعی در تظاهراتی که بعدا روی داد شیعه ها دوش دوش سنی ها در تظاهرات شرکت کرده و نسبت به ظلم وارده اعتراض کردند در استان من شیعه و سنی و یارسان مثل برادر زندگی میکنند هیچ مشکلی هم با هم ندارند تنها مشکل اهل سنت و یارسان آزارهای حکومتی است ولی با مردم شیعه اختلافی ندارند پس میبینید اگر مردم را به حال خود واگذارند آنها با هم هیچ مشکلی ندارند و ریشه اختلاف در اعمال حکومتهاست پس اگر لطف کنند طرحهای تقرب ندهند آزار هم به اقلیت ها ندهند مشکلات خود به خود حل میشود

    [پاسخ]

    تیبا پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۷:۲۸ ب.ظ:

    دقیقن درست است. ضمن اینکه مردم کرمانشاه هم بسیار خونگرم و مهمان نوازند.

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۸:۲۷ ب.ظ:

    شما لطف دارید خوبی از خودتان است خوبی کردید خوبی دیدید

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۹:۱۷ ب.ظ:

    این خیلی خوب و عالیه

    [پاسخ]

  18. هادی طباطبایی می گوید:

    سلام.عبدالکریم سروش هم تنها فردشیعه ای است که جواز تبعیت از فقه اهل سنت را صادر کرده است.

    [پاسخ]

Leave a Reply

CAPTCHA Image
Refresh Image


*نظرات لزوما دیدگاه تورجان نیست*