داستان «فقیه – فیلسوف»ها
به بهانه سالگرد درگذشت علامه محمد تقی جعفری
تطور فقیه – فیلسوف های شیعه در سه نسل
فیلسوفان فلسفه ستیز
اگر امروزه شنیدن عنوان فقیه – فیلسوف ما را به گونه ای تحسین یا اعجاب وامی دارد، به نوعی معلول تعارضاتی است که در در قرون گذشته میان نقل گرایان و عقل گرایان رخ داد و به جدال های لفظی دامنه دار و مستمری در میان دانشمندان علوم انسانی جهان اسلام منجر شد. فلسفه اسلامی در قرون نخستین شکوفایی آن، بیش از آنکه با فقیهان در جدال باشد، به صوفیان و عرفا تنه می زد. هرچند فقیه شاخص اهل سنت امام محمد غزالی کتاب «تهافت الفلاسفه» را در ردّ فلسفه و تفلسف می نوشت و به تخطئه آنان همت می گماشت و یا عارف وصوفی نامداری چون مولوی در تحقیر فلاسفه می سرود که : «پای استدلالیان چوبین بود/پای چوبین سخت بی تمکین بود» رضا داوری اردکانی البته درباره فقهایی چون غزالی هم دیدگاه متفاوتی دارد:
«در کل اگر به تاریخ فلسفه اسلامی نگاهی بیندازیم، این تاریخ به عنوان خط جمع دین و فلسفه در نظر میآید. تلاش فارابی بر اثبات این ادعا بود که دین و فلسفه یکی هستند و دقیقاً نقد غزالی بر وی بر این نظر استوار است که فارابی بهطور خاص و دیگر فلاسفه بهطور عام در اثبات و تحقق این ادعا ناتوان ماندهاند . به بیانی دیگر فلسفهای که این فیلسوفان به ارمغان آوردهاند در نگاه کسانی چون امام محمد غزالی و فخر رازی توان حمل دین و انطباق با آن را هیچگاه نداشته است. همین انتقاد به عنوان نقدی ریشهای از فلاسفه دلیلی است بر این امر که ما اکنون بیش از آنکه غزالی را به عنوان یک ضدفلسفه سطحی و مضر برای تاریخ فلسفه بشناسیم و معرفی کنیم، وی را در مقام اندیشمندی دریابیم که فیلسوفان همعصر و پس از خود را به چالشی جدی کشید.» (۱)
اما در میان فقهای شیعه تا قرون متأخر کمتر شاهد این جدال نفس گیر بوده ایم. شاید به دلیل آنکه شیعیان تا عصر صفویه از اقتدار سیاسی و اجتماعی برخوردار نبوده و همواره در اقلیت قرار داشتند، ترجیح دادند که وارد رقابت و جدال فلاسفه مسلمان با فقهای اهل سنت نشوند. تکفیر فلاسفه از سوی فقها با سردمداری غزالی اوج گرفت و در اندیشه بخشی از فقهای مسلمان نهادینه شد. با این حال فلسفه اسلامی که به گفته هانری کربن، بدون عرفان قابل بررسی نیست، با گذشت زمان و ظهور فلاسفه صاحب مکتبی چون سهروردی و ملاصدرا از یونانی گری به ایرانی گری و دینی شدن نیز حرکت کرد و سرانجام با سیطره حکمت متعالیه صدرایی، به آمیخته ای از نقل و عقل بدل شد. به گونه ای که اکنون برخی از پژوهشگران معاصر این حوزه فکری، اصطلاح «فلسفه اسلامی» را ناممکن و نافرجام تلقی می کنند. (۲)
اگر بخواهیم هرکه را هم استاد فقه است و هم استاد فلسفه، فقیه – فیلسوف بخوانیم و بدانیم حتی باید غزالی را هم اینگونه خطاب کنیم. در دوران معاصر نیز بزرگان مکتب تفکیک را هم سعی در منزوی کردن فلسفه اسلامی دارند باید فقیه – فیلسوف بدانیم. بسیاری از اینان از مشهورترین و شاگردپرورترین استادان فلسفه اسلامی بوده اند. اما طبعاً فقیه – فیلسوف به عالمانی گفته اند که توانایی جمع عقل و نقل را بیش از دیگر هم قطاران فقیه خود داشته اند و از دانشی به نام «فلسفه اسلامی» دفاع کرده و می کنند.
نسل اول فقیه – فیلسوف ها
قرون نخستین اسلامی را باید دوران عالمان ذوالفنون دانست که به دلیل گستره محدود بسیاری از دانش های دینی، در همه آنها صاحب نظر و استاد بوده اند. حتی بسیاری از آنها در دانش ها و هنرهای دیگر نیز به درجه استادی رسیده بودند. ابن سینا فقیه – فیلسوفی بود که جهانیان و مردم او را به دلیل تبحر در دانش پزشکی می شناسند. فارابی نیز فقیه – فیلسوف دیگری بود که در موسیقی و اندیشه سیاسی نیز صاحب نام شد.
اما پس از حمله مغول، شخصیت هایی چون خواجه نصیرالدین طوسی ظهور کردند که حلقه واسط پیشینیان و نسل نخست فقیه – فیلسوف های عصر صفویه شدند. اما معنای واقعی فقیه – فیلسوف در دوران صفویه ظهور کرد. نخستین مراحل تخصصی شدن علوم در دوران صفویه آشکار شد. درست است که شیخ بهایی به عنوان یک عالم ذوالفنون در عصر صفوی درخشید و در معماری و فلسفه و ادبیات و … آثاری به جاگذاشت، اما آنانی در دوران شیخ صفوی اثرگذارتر شدند که یا همچون مقدس اردبیلی و علامه مجلسی در دانش های منقول دینی زحمات طاقت فرسایی کشیدند و یا همچون ملاصدرا یا میرداماد در فلسفه اسلامی به اوج رسیدند.
درس فلسفه اسلامی و مطالعه و مباحثه آثار اصلی فلسفه اسلامی از قرن ها پیش بخشی از کتاب های درسی طلاب علوم دینی شیعه بوده است. کتبی چون «شفاء» و «اشارات و تنبیهات» ابوعلی سینا، «اسفار اربعه» یا «حکمت متعالیه» ملاصدرا و «منظومه» ملاهادی سبزواری از آثار و نمادهای مهم فلسفه اسلامی اند که سال هاست از سوی استادان فقه خوانده حوزه های علمیه شیعی تدریس می شوند.
در دوران صفویه به دو دلیل سیطره سیاسی شیعیان بر ایران و ظهور و رشد اخباریون، جدال عقل گرایان و نقل گرایان شدت بیشتری یافت و به حوادثی چون تبعید ملاصدرا از پایتخت صفویه منجر شد. اما عالمان شیعی از صفویه به بعد، بیش از آنکه با دانش فلسفه به عقل گرایی بپردازند، سمت علم«اصول فقه» رفتند که واسطه ای میان عرف گرایی و عقل گرایی و نقل گرایی محسوب می شود و شباهت هایی به فلسفه، فقه، حدیث و جامعه شناسی دارد.
حوادث ایران مابعد صفویه از اقتدار عالمان شیعی کاست و به تبع آن از اختلافات بیشتر میان آنان نیز جلوگیری کرد. اما با سامان یافتن کار ایران در دوره و ثبات نسبی این دوره، نسل دوم فقیه – فیلسوف های شیعی ظهور کردند.
مکتب طهران؛ دوران طلایی فقیه – فیلسوف های شیعه
یک قرن تسلط ایل قاجار بر ایران به رواج فرهنگ جدیدی در حوزه باورهای دینی انجامید که هم ادامه فرهنگ سازی صفویه بود و هم مؤلفه های ویژه خود را هم داشت. پس از صفویه عالمان شیعی به تخصصی شدن و جزئی تر کردن دانش های حوزوی خود اقدام کرده بودند و در دوره قاجار، بزرگان دینی تنها در دوره علم فقه و اصول فقه به تخصص می رسیدند و تبحر در دانش های دیگر همچون طب و نجوم و ریاضی و تاریخ و … از رونق افتاد. اما فلسفه توانست شانه به شانه فقه و اصول فقه پیش برود و به ویژه در دو حوزه تهران و مشهد جذابیت های خاصی خلق کند.
در این میان اگرچه حوزه مشهد در تربیت طلاب فلسفه خوان نقش مؤثری داشت، اما این تهران بود که به کعبه آمال فقه خوان های عاشق فلسفه اسلامی بدل شد و به ویژه از اواخر دوره قاجار، تهران به شهر هزار حکیم بدل شد و نامدارترین فقیه – فیلسوف های شیعه در این شهر رشد کرده و درخشیدند. اینان اگرچه مکتب جدیدی در فلسفه یا فقه تأسیس نکردند، اما شارحان موفق و مفسران قهاری برای تئوری های فقهی و فلسفی پیشنیان خود بودند و مهم تر از همه آنکه تلفیق فقه و فلسفه و آشتی این دو را نهادینه کردند.
ملاعبدالله زنوزی، حکیم محمد رضا قمشه ای، میرزا ابوالحسن جلوه و آقا علی مدرس طهرانی در صدر این نسل ممتاز قرار دارند و پس از آنها آیة الله میرزا محمد على شاهآبادى،آیة الله شیخ محمد تقى آملى،آیة الله میرزا احمد آشتیانى،آیة الله سید ابوالحسن رفیعى قزوینى،آقا شیخ محمد حسین فاضل تونى،سید محمد کاظم عصار،علامه میرزا ابوالحسن شعرانى، میرزا مهدی آشتیانی، میرزا مهدى الهى قمشهاى، استاد مرتضی مطهری و علامه محمد تقی جعفری قرار می گیرند.
بیش از ۵۰ استاد برجسته فلسفه اسلامی که در فقه نیز به تبحر رسیده بودند، از دستاوردهای این دوره طلایی مکتب تهران هستند. مکتبی که از اوایل دهه شصت شمسی به افول گرایید و تنها در حوزه اخلاق به درخشش هایی دست یافت.
نسل سومی ها
نسل کنونی فقیه – فیلسوف ها طبیعی است که در قم ساکن باشند و رشد کنند. آیت الله حسینعلی منتظری، آیت الله عبدالله جوادی آملی، آیت الله حسن حسن زاده آملی و آیت الله محمد تقی مصباح یزدی چهار نماد برجسته این نسل هستند که دو عالم مازندرانی از پرورش یافتگان شاخص مکتب تهران نیز شمرده می شوند.
نسل کنونی فقیه – فیلسوف های قم شاگردان حوزه درسی پررونق علامه محمد حسین طباطبایی هم بوده اند. امام خمینی نیز پیش از رونق یافتن درس خارج فقه و اصولش، در سطح بسیار محدود و گزینشی به آموزش فلسفه به طلاب می کرده که با جدی تر شدن حوزه درسی فقه و اصول، از ادامه تدریس فلسفه خودداری کرده و با مخالفت آیت الله العظمی بروجردی با تدریس علنی و گسترده فلسفه، درس فلسفه علامه طباطبایی و دیگر استادان فلسفه نیز محدود شد.
نسل کنونی را باید تداوم بی سر و صدای نسل دوم دانست که به صورت کج دار و مریز توانسته در فضای نقل محور حوزه های قم و مشهد رشد کرده و به جایگاه تثبیت شده ای دست یابد. هرچند زمزمه های مخالفت با فلسفه در حوزه های علمیه گسترده تر شده و به موضع گیری صریح آیت الله خامنه ای در پاییز ۱۳۷۹ انجامید، اما به دلیل حضور فقهای نامداری در جمع این استادان فلسفه، حذف یا تضعیف این درس با موانع جدی رو به روست. گرایش طلبه ها به رشته های تخصصی سبب شده که آموزش هم زمان فقه و فلسفه از رونق بیافتد. شاید نسل کنونی فقیه – فیلسوف ها آخرین نسل این دسته از عالمان شیعی باشد.
پاورقی ها
۱- سخنرانی رضا داوری اردکانی در همایش علمی امام محمد غزالی، دهم اسفند ۸۷
۲- به آرای مصطفی ملکیان رجوع شود.
همین نوشته با اندکی ویرایش در روزنامه تهران امروز. PDF این صفحه را می توانید در اینجا ببینید.
Tags: آیت الله علامه محمد تقی جعفری, ابن سینا, امام محمد غزالی, صفویه, فقها, فلسفه اسلامی, ملاصدرا


آبان ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۲ ب.ظ
دوستان عزیز! حتماً شنیده اید که یک وبلاگ نویس (علی بهزادیان نژاد برادرزاده رییس ستاد میرحسین) به دلیل کامنت های وبلاگش به شش سال زندان محکوم شده است. ما به همین دلیل تا اطلاع ثانوی از تأیید کامنت های وبلاگ خودداری خواهیم کرد.
با عرض پوزش و شرمندگی. اگر امر واجبی داشتید حتماً از بخش تماس با ما استفاده کنید.
از لطف همیشگی همه دوستان سپاسگزاریم
[پاسخ]
آذر ۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۷ ب.ظ
http://secure.bluehost.com/~shahbazi/pages/Freemasonry_Sassoons4.htm
[پاسخ]