تهمتها را به جان خریدم تا از انتشار اخبار نادرست جلوگیری کنم
علی اشرف فتحی؛ ظهر روز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعاتی پیش از دستگیری
مراسم اربعین آیت الله العظمی منتظری، عصر جمعه ۹ بهمن ماه ۱۳۸۸ برگزار شد. حاضران در مراسم، در طول مراسم و پس از آن، هیچ شعاری ندادند و مراسم بدون تشنج ختم به خیر شد. علی و من، در روز جمعه تا پایان مراسم (حدود ساعت پنج و نیم بعد از ظهر) با هم بودیم. پس از آن، برادرم علی اشرف فتحی در حالی که وی به همراه چند نفر از دوستان به سمت منزل حرکت می کرد، در برابر دفتر مرحوم آیت الله العظمی بهجت بازداشت شد. همان شب با خبر شدیم که با توجه به روحانی بودن علی اشرف، وی به دادگاه ویژه روحانیت تحویل داده خواهد شد. اما علیرغم پیگیری هر روزه خانواده علی و حضور در دادگاه ویژه روحانیت، از جمعه تا این لحظه هیچ گونه تماسی با وی نداشته ایم.
اگر چه سردار مهدی توکلی، دیروز در گفتگو با وبلاگ نیوز گفت:« بازداشت علی اشرف فتحی هیچ ارتباطی با مطالب وبلاگش ندارد»، اما هنوز به طور رسمی هیچ دلیلی برای بازداشت علی ارائه نشده است. از خوانندگان و دوستان عزیز می خواهم برای آزادی تمام کسانی که این روزها به زندان رفتند دعا کنند.
علی هفته پیش با طلبه بلاگ مصاحبه ای داشت. نظر به اهمیت مطالب مطرح شده در این مصاحبه، متن کامل آن را در ادامه می آورم.
============
آقای فتحی به عنوان یک طلبه، چه دیدی نسبت به وبلاگنویسی دارید؟
مثل یک منبر به آن نگاه میکنم؛ با این تفاوت که منبر یکطرفه است ولی وبلاگ، رسانهای است دو طرفه. یعنی در وبلاگ فقط متکلم وحده نیستم. این نقش برایم حکم انجام وظیفهی دینی و طلبگی را دارد.
با این تفسیر عملکرد دیگر طلاب را در این عرصه چگونه ارزیابی میکنید؟ اصلا حضور یک طلبه در فضای مجازی ضرورتی دارد؟
بله! اگر روحانیون در اینترنت فعالیت نکنند یک رسانهی خیلی مهم را از دست خواهند داد. به طور کلی تاثیرشان در این محیط به عملکردشان بستگی دارد ولی در مجموع راضی نیستم. وقتی آمار وبلاگها و سایتهای حوزوی و طلبگی را میبینم متاسف میشوم. چون مشخص است که نتوانستهایم به خوبی جایی برای خودمان باز کنیم. یا هنوز این رسانه را نشناختهایم و یاد نگرفته ایم چطور از این رسانه استفاده کنیم و یا حرفی برای گفتن نداشتهایم. ولی آینده خوبی را در پیش رویشان میبینم.
آمدیم و شما شدید یک مسؤول فرهنگی مرتبط با فضای مجازی؛ در این صورت چه اقداماتی انجام میدهید؟
اولا مطمئن هستم اگر مسؤول هم بشوم برای اینکه کار مفیدی انجام دهم اصلا اختیار کافی نخواهم داشت و مجبور هستم مثل خیلی از نهادها به ارائه یک گزارش کلیشهای از موفقیتها و درخششهای خودم اکتفا کنم! کار دست من و امثال من نیست، باید ریشهایتر کار کرد، مثلا باید طلبهها با ادبیات فارسی، نویسندگی، ذات رسانه و خیلی چیزهای دیگر آشنا شوند. ما هنوز تکلیفمان با رسانههای مدرن معلوم نیست.
میشود بیشتر توضیح دهید؟
ببینید پاسخم را با یک مثال عرض میکنم. مثلا الان مدتی است فحش دادن به سایت بالاترین بین امثال ما مد شده است. ولی در همین بالاترین از امام دفاع کردم و بازتاب مثبتش را نیز دیدم. کسی هم مرا بایکوت نکرد. چرا؟ چون سعی کردم در این مورد حرف برای گفتن داشته باشم. نه تنها از امام، از خیلی چیزهای دیگر هم دفاع کردم و بازخورد مثبتش را دیدم. این نشان میدهد که ما باید دیدمان را نسبت به رسانه اصلاح کنیم.
من در این دو سه سال وبلاگنویسی به کرّات شاهد بازتاب مثبت فعالیت حوزوی و طلبگی خودم بودهام. پس میشود کار کرد ولی لازمهاش این است که حرف زدن را یاد بگیریم و بدانیم چه باید بگوییم و کجا باید بگوییم. حداقل از پیشوایان دینی خودمان الهام بگیریم. آن بزرگوران در مقابل توهینهایی که به آنها میشد سکوت و تحمل میکردند و با بهترین روش و برخورد پاسخگویشان بودند. نمونه اش در تاریخ زیاد است و لزومی به گفتن نیست.
بعضی از ماها خودمان را جزو اصول دین فرض کردهایم و هرگونه خدشه به ساحت مقدس خودمان را با بدترین شیوه جواب میدهیم. اگر امثال ما پیامبر میشدند حتما یک تجربه مضحک را به بشر عرضه میکردند! نه تجربههای افتخارآمیز ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (علیهم السلام) را. باید تحمل کردن را یاد بگیریم و تمرین کنیم وگرنه باید دور رسانه را خط بکشیم، آن هم رسانهی دو طرفهای چون اینترنت که مثل تلویزیون و سینما و رادیو یک طرفه و متکلم وحده نیست. باید وجود رقیب را بپذیریم و تحمل کنیم.
دوست دارم صادقانه از شخصیت پشت پردهتان بگویید؛ تا به حال شده مطلبی را به خاطر تعصب به جناح یا شخص خاصی، طوری بنویسید که نمیشود گفت دروغ، ولی خب به نوعی کتمان حقیقت بوده؟
تعصب نه؛ به هیچ وجه. من روی هیچ فرد و جناحی تعصب ندارم. ولی به خاطر مصالح خودم یا وبلاگ یا غیره خیلی وقتها شده ننوشتم یا کمتر نوشتم. یا اگر چیز خلاف واقعی گفتم و بعد فهمیدم درستش چه بوده رفتم اصلاح کردم. مثل یادداشتم دربارهی تشییع جنازه آقای منتظری(ره) که نوشتم صدها هزار نفر! بعد که حساب کردم دیدم اغراق کردهام و درست محاسبه نکرده بودم. چند روز بعد رفتم اصلاحش کردم. ولی نه دروغ گفتم، نه بدون دلیل موجهی کتمان حقیقت کردم.
با این حساب سیاست شما در نوشتن مطالبتان چیست؟
اولا سعی میکنم تا وقتی حرفی نداشته باشم چیزی ننویسم؛ چون نمیخواهم ترافیک بیخود در فضای شلوغ نت ایجاد کنم. دوم اینکه سعی میکنم چیزهایی را بنویسم که بلد هستم و سوادش را دارم و حرفی درباره آن داشته باشم و نوشتن آنها به درد خوانندگانم بخورد و نیاز آنها را در نظر می گیرم. همیچنین سعی کردهام بیطرفی و استقلال خودم را حفظ کنم. خط قرمزها را خیلی خیلی کم کردم ولی طوری هم نمینویسم که خط قرمزی زیر پا گذاشته شود به طوری که وجههی وبلاگم خراب شده و مخاطبم بیاعتماد شود.
در جریان انتخابات اگر نگوییم بیشترین، ولی در حد قابلتوجهی از وبلاگنویسان با نوشتههایی که داشتند در تشنجات جریانات اخیر اثر گذار بودند. سهم وبلاگ «تورجان» در این جریانات چه بوده است؟
من در جریان رقابت های انتخاباتی اصلا خودم را داخل نکردم. دلیلش را هم چند بار گفتم، به خاطر تعلقم به خانوادهی شهدا و روحانیت نمیخواستم از این دو وجهه برای کاندیدای مورد علاقهام استفاده کنم. چون به نظرم این دو وجهه امانتی هست در دست من و امثال من که نباید بهرهی شخصی ببریم. ولی در جریانات بعد از انتخابات به دلایل انسانی، اخلاقی و شرعی خودم را موظف دیدم نسبت به قانون شکنیها و مظالم انتقاد کنم و فکر میکنم توانستم وظیفه ام را انجام دهم. شکر خدا بازخوردهایی که داشت نشان داد که تا حدودی به نسبت خودم و وبلاگ، مؤثر واقع شدم.
خب پس اجازه بدهید از زاویهای دیگر به این قضیه نگاه کنم. وظیفهی وبلاگ نویس پربازدید و مشهوری چون «تورجان» در خنثی کردن افراطیگریهای دیگر وبلاگنویسان و رسانهها چیست؟
وظیفهی من و امثال من یک رسالت کاملا مشخص است که بارها گفتهام؛ فراخوان همه به رعایت حدود شرعی و اخلاقی و قانون اساسی. همین!
چندی پیش گفتگویی با سایت «بیبیسی» داشتید. به نظرتان انجام آن گفتگو درست بود؟ اصلا نقش رسانهای مثل بیبیسی را در جهت افزایش ناامنیهای سیاسی در ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید اگر ما نقش رسانهها را درک کنیم دیگر، دیگران را متهم نمیکنیم. اگر بیبیسی متهم بوده و نقش داشته است، صدا وسیمای خودمان مخربتر بوده. دلیل نمیشود به خاطر اینکه رسانهی ملی ما اعتبار خودش را دارد به باد میدهد دیگران را متهم کنیم. هر رسانهای منافع خودش را لحاظ میکند . منافع رسانهای مثل بیبیسی و سیانان در وقایع اخیر همان منافع آنهاست.
در انقلاب اسلامی سال ۵۷، اگر کسی کتاب «پاسخ به تاریخ» نوشتهی محمدرضا پهلوی را خوانده باشد و یا خاطرات پرویز راجی و امثالهم را دیده باشد هیچ وقت نمیآید مشابه حرفهای شاه مخلوع را بزند.
من یک بار درباره بیبیسی نوشتم. اتهاماتی که الان متوجه بیبیسی میشود فقط و فقط تطهیر شاه و تایید ادعاهای اوست. بیبیسی یک رسانه است و باید با رسانههای دیگر رقابت کند. ملاحظات آقای ضرغامی را اگر بخواهد درنظر بگیرد نابود میشود و اعتبارش بین رسانههای رقیب از بین خواهد رفت. مشکل اصلی ما عدم درک مقولهی رسانه در جهان مدرن است و تا وقتی این را هضم نکنیم روز به روز به تعداد دیشهای ماهواره اضافه خواهیم کرد!
اما در مورد گفتگویم با بیبیسی. روز رحلت آقای منتظری من با بیبیسی مصاحبه کردم و از جانب برخی دوستان متهم به خیانت شدم. ولی آیا بد بود که من از اعتبار اندک خودم خرج کنم و برخی شایعات را تکذیب کنم و به تلطیف فضا کمک کنم؟ من امنیتی بودن فضای قم را در روز ۲۹ آذر تکذیب کردم و از عملکرد مسؤولین شهر در آن دو روز قدردانی کردم. حالا فرض کنیم این حرفها را نمیگفتم. آیا سکوت و امتناع از مصاحبه با رسانهی اثرگذاری مثل بیبیسی در آن شرایط به نفع کشور بود یا ضررش؟ من خطر این کار را متقبل شدم و تهمتها را به جان خریدم تا از انتشار اخبار و تحلیل های نادرست جلوگیری کنم.
در گفتگویی که با رادیو زمانه داشتید اشاره کردید که “نو اندیشان دینی و برجستهی ما که سالهای سال با روحانیت مأنوس بودهاند اکنون آنقدر از فضای کنونی حوزهها بیگانهاند که انتظار هیچ اثرگذاری و اثرپذیری از سوی آنها نسبت به طلاب و روحانیون کنونی نباید داشت. متأسفانه همین کاستی در نسل جدید نواندیشان دینی بسیار بغرنجتر و عمیقتر است” ، فکر می کنید مشکل این مسأله کجاست؟
مقدار زیادی به سیاست زدگی حاد فضای فکری جامعه ما برمیگردد که به نظرم باید تا دیر نشده است یک فکری به حالش کرد. این مسأله باعث بی اعتمادی بین طرفین و کاهش اعتماد شده است. ما هر روز در این زمینه عقبرفت میکنیم. مسأله وحدت حوزه و دانشگاه تبدیل به یک شعار مبتذل، تکراری و کلیشهای شده است. البته روحیات دو طرف هم موثر بوده. روشنفکران ما انعطاف کمتری داشتند و دارند، درست برخلاف ذات روشنفکریشان. تصلب آنها به مراتب از روحانیت بیشتر بوده. درست مثل هنرمندان، احساساتی و زودرنج هستند. اینها به اضافه خیلی عوامل فرهنگی و روانشناختی دیگر.
کمی از فضای سیاسی فاصله بگیریم. نگاهی که به لینکدانی وبلاگتان میاندازم، لینکهای مخالف هم به چشم میخورد. برای انتخابهایتان در این بخش سیاست خاصی داشتید؟
بله، یک دلیل شخصی و یک دلیل فکری دارم. دلیل شخصیام این است که باید با تحمل حضور مخالف، سعهی صدر و حتی سعهی وجودی خودمان را افزایش دهیم.
دلیل فکری هم این است که بدون دیدن مخالف و تحمل آن و شنیدن حرفاهایش، صحبت کردن و دم زدن از تضارب آرا و توسعهی فرهنگی واقعا بیهوده است. ما همه هدف مشترکی داریم. هر کدام با سلیقه خودمان میخواهیم به آن هدف مشترک خدمت کنیم. باید مکمل یکدیگر باشیم. این را به راحتی می شود از آیه ۱۸ سوره زمر فهمید. مشکل ماها این است که فقط بلدیم روی اختلافات انگشت بگذاریم نه نقاط مشترک! دعوت به «کلمه سواء» را فراموش کردهایم. برخورد پیامبر با سلایق فکری، تأکید بر نقاط مشترک بود.
تا به حال شده این اختلاف نظرات باعث تیرگی روابطتان در خارج از محیط اینترنت شود؟
به هیچ وجه. من همین امروز با دوست هموبلاگیام -مرتضی ابطحی- مهمان آقای حسینی (وبلاگ آهستان) و دوستانش بودیم؛ دایره دشمنان من خیلی ضیق است. با هم یک گپ دوستانهی سیاسی دو سه ساعته داشتیم.
چرا از این دیدارهای دوستانه با مخالف های خط فکری تان در وبلاگتان مطلبی نمی نویسید؟
راستش من دیگر تصمیم گرفتهام پستهای خودمانی کمتر بنویسم. یکی دو بار من و مرتضی خودمانی نوشتیم و پیامدهایش اذیتمان کرد. مثلا حرفهایی از گپهای خصوصی که گاهی با برخی اساتید و دوستان داشتیم زدیم و بازتاب زیادی پیدا کرد و باعث گلایه اساتید و دوستان شد. قبلا بیشتر مینوشتیم ولی الان اوضاع خیلی فرق کرده، هر حرفی که در اینگونه جمع ها زده می شود نقل عمومی آن ممکن است پیامدهای خاص خودش را داشته باشد. تنبلی خودمان هم بی تأثیر نبوده!
وجه تمایز وبلاگ تورجان با سایر وبلاگهای همسانش در چیست؟
شاید چیزی که وبلاگ ما را کمی متفاوت کرده، بیان گفتههایی دربارهی حوزه و روحانیت است که دیگر سایتها و وبلاگهای حوزوی از آن غافل شدهاند؛ به اضافهی رعایت بیطرفی و استقلال نسبی ما.
بزرگترین دغدغهای که شما را به سمت وبلاگنویسی سوق داد چه بود؟
انتقال چیزهایی که بلد بودم به دوستان و یاد گرفتن از آنها، به اضافهی انجام رسالت طلبگی خودم با یک رسانه جدید و فراگیر.
به عنوان آخرین سوال، بزرگترین درسی که از وبلاگنویسی گرفتید چه بود؟
تحمل مخالف و افزایش معلومات خودم و پیدا کردن دوستان خیلی خوب.
با تشکر از وقتی که در اختیار طلبهبلاگ قرار دادید.
من هم از شما که این فرصت را در اختیارم گذاشتید، متشکرم.
همین مصاحبه در طلبه بلاگ


بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۹ ب.ظ
از مدتها پیش خواننده این سایت – و وبلاگ قبلی ایشان – بودم . کمتر نظر میگذاشتم . اما از شنیدن خبر بازداشت علی متاثر شدم . مطالب ایشان نکات و مسایل مهم زیادی را به من آموخت . هرچه سریعتر انشاالله آزاد شوند، هرچند این روزها زندان جای آدمهای موجه و درست شده است ، از زندان نرفتنشان باید تعجب میکردیم
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۱ ب.ظ
باسلام وعرض ادب. قبلا به آقای فتحی تحت عنوان طنز خرگوش گفتم مواظب خودشون باشند.حالا باید دید جناب رادان که رفیق صمیمی پدرشون بودند و هنوز هم ادعاشو دارند، میتونند برا برادر ما کاری کنند؟! ولی گذشته از این حرفا ازشنیدن خبر بازداشت ایشون واقعا ناراحت شدم و برا آزادی ایشون و سایر زندانیان بیگناه دعا میکنم. اینا میخواند بااین کاراشون نگذارند تا امثال آیت اله منتظری دربین طلبه ها رشدکنند و در جامعه تاثیرگذار باشند. لعنت خدا بر ظالمین .
خواهشا به محض آزادی آقای فتحی به ما هم خبر بدید تا از نگرانی دربیاییم .باتشکر
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۴ ب.ظ
برای یه لحظه فکر کردم این کابوس تموم شده و خودت این مطلبو نوشتی.
من چی بگم وقتی تو ، توی سطرسطر مصاحبه ت از لزوم تحمل عقیده ی مخالف میگی و منو از افراط منع میکنی؟
باشه.اللهم فک کل اسیر.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۸ ب.ظ
طاقت بیار رفیق
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۷ ب.ظ
ننگشان باد
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۸ ب.ظ
بنده هم مدتهاست از مطالب پربارتان استفاده می کنم. و چقدر لذت می برم وقتی می بینم در جایگاه یک طلبه، هر دویتان با منطق و دلیل، و مهمتر از همه، با اخلاق، اطلاع رسانی و بحث می کنید… دست مریزاد و راهتان پر رهرو باد…
امیدوارم آقای فتحی و همه آزادگان در بند نیز به زودی زود به آغوش خانواده و دوستانشان بازگردند…
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۰ ب.ظ
به واقع از بازداشت علی بسیار متاسف شدم…
ولی امام هم از جوونی گویی همین طور .کله مبارکشان بوی قرمه سبزی میداد که تونستند این همه ادم رو در انقلاب هماهنگ کنند
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۰ ب.ظ
امیدوارم هرچه زودتر آزاد بشن.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۴ ب.ظ
ابو معبد مقداد بن الاسود (رحمة الله)
از این پدر و مادر با فضیلت فرزندى نااهل بنام معبد بوجود آمد و کاملاً عکس روش پدرش در پیش گرفت، تا آنجا که جنگ جمل بهمراه عایشه و در مقابل امیرالمومنین (علیهالسلام) قرار گرفت کشته شد و چون امیرالمومنین علی (علیهالسلام) بر کُشتگان جنگ جمل عبور فرمودند تا نگاهش به معبد افتاد فرمود: خدا پدرش را رحمت کند که اگر او زنده بود رأیش احسن از این بود کنایه از اینکه پدرش مردى صالح و صاحب فضائل و کمالات بود.

مقداد از جهت ظاهر مردى بلند قامت و گندم گون بود اسم پدرش عمرو و بَحرائى بود اما چون اسود بن عبد یغوث او را تربیت نمود به مقداد بن الاسود معروف شد و همسرش ضیاعه دختر زبیر بن عبدالمطلب بود
عمار یاسر همراه آنحضرت بود و عرضه داشت الحمدلله خدا معبد را کیفر داد و به خاک هلاکت افکند بخدا قسم یا امیرالمومنین (علیهالسلام) ممن در کُشتن کسیکه از حق برگردد (هر کس باشد) باک ندارم و حضرت در حق او دعا کردند و فرمودند خدا تو را رحمت کند و جزاى خیر دهد.
[پاسخ]
motehayer پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ ۵:۳۹ ب.ظ:
با عرضِ تاسف از دستگیری على آقاى عزیز طلبه ی بزرگوار که آشنایی من با ایشان فقط از طریق همین وبلاگ است ،
خطاب به محمد که نمى دانم قصد شما از نقل جریانِ کشته شدن پسر جناب مقداد چیست .مقایسه حاکم ظالم با حاکم عادل؟!
از ظالمان در هر لباس فکر و مقام که باشند برائت جسته و آزادى همه زندانیانِ سیاسى با هر فکر و اندیشه را از خداوند رحمان و منتقم حضرت قائم آل محمد عجل الله فرجه مسألت دارم .
[پاسخ]
حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ ۹:۲۶ ب.ظ:
داستان تاریخی قشنگی بود!
ولی ربطش رو با موضوع نفهمیدم.
.
.
شماها همه پیغمبر زاده اید ماها هم همه بچه نوحیم. این منظورت بود دیگه؟
می گن کافر همه را به کیش خود پندارد، قضیه تو شده که خودت رو حق بی چون و چرا می دونی و بقیه رو فاسق مزدور دستنشانده آمریکا و منافق و …
آخه بابا پسر نوحم یک مورد بود. الآن شما راه راست رو می روین و خانواده مطهری و بهشتی و امام و هاشمی و همت و باکری و … همه خوارج!!!
ببین آخه خنده دار نیست که همه منحرف شدن به غیر از شما؟؟؟!!!
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۹ ب.ظ
علی اشرف فتحی چیزی نیست جز طلبه ساده اندیشی که فریب نارفیقش آقای ابطحی را خورد.
یا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا
براش متاسفم وامیدوارم هم از زندان آزاد بشه هم از دست تو
[پاسخ]
ن.ک. پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ ۲:۳۶ ب.ظ:
خدا شفاتون بده.
[پاسخ]
رحیم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۹ ب.ظ:
کاملا موافقم
وبعد از ازادی علی بسیار تغییر خواهد کرد و زیرکتر از انی خواهد شد که بازی ابطحی ها را بخورد
[پاسخ]
مهندس پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۴۹ ق.ظ:
خب… پس بهحمدالله دلیل دستگیری آقای فتحی هم مشخص شد.
ایشون رو گرفتهاند که به زعم خودشان از ایشان یک فرد زیرک (لابد نظیر “چغوک”!) بسازند و میانهشان را با دوستانشان به هم بزنند!!!
به قول دکتر شریعتی:
به من بگو نگو ، نمی گویم؛
اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم
من می فهمم!
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۱۰ ب.ظ
[...] جدیدترین پست وبلاگ تورجان [...]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۲ ب.ظ
با سلام
باشد که طلبه ی آزاده ایران به زودی رها گردد
اما رهبری: تدین و پایبندى و نجابت و روحیهى نجیب آقای خاتمی واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است.
در وبلاگ بخوانید
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۸ ب.ظ
خدا ریشه ظلمو بکنه.
لااقل جوون مردمو میبرید زندان به خانوادش بگید کجاست. آخه من موندم این بنده خدا چیکار کرده که باهاش اینطوری کردین؟
[پاسخ]
حمید پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ ۹:۲۰ ب.ظ:
چیکار کرده؟!
بر خلاف میل آقایون حرف زده.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۸ ب.ظ
خدایا میبینی؟
مفسدین آزاد ؛ بی گناهان دربند!
آقا مرتضی عزیزخواهش میکنم زود به زود آپ کن…
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۴ ب.ظ
سلام. نوشته های شما و علی رو خیلی دوست دارم و البته دید شما به مذهب هم برام جالبه. از خبر بازداشت علی شوکه شده ام. ببینیم این سرکوب ها تا کجا پیش خواهند رفت. اگه به همین شکل پیش بره در آینده ای نزدیک باید یه ۷۳ میلیون نفری بازداشتی و زندانی داشته باشیم. امیدوارم این مسایل زودتر به سود ملت ختم به خیر بشه.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۵ ب.ظ
خدایا به حق آزادگیش به حق اینکه تنها به فکر خود نبود به حق اینکه به خیلی ها مثل من اسلام واقعی را نشان داد نگه دارش باش
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۲۵ ب.ظ
فکر کردم آزاد شد…
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۳ ب.ظ
تو رو خدا ببینید با چه جور آدمهایی طرف هستیم…
ما با جماعتی مواجه هستیم که حتی به مخیلهشان خطور نمیکند آشوبهای بعد از انتخابات فقط و فقط نتیجه مستقیم و طبیعی احتمال دستکاری آراء مردم بوده و هنوز که هنوز است دارند بین کارکنان فلان سفارت، بهمان شبکه اطلاعرسانی و یا بین وبلاگنویسها دنبال مقصر میگردند!!! 

دروغ گفتن بد است؛ ولی بدتر از آن این هست که دروغگو، خودش هم دروغ خودش را باور کند.
آخر چرا اینها نمیفهمند همه تلاش امثال آقای فتحی در جهت نجات دادن همین آقایانی است که حالا توفیق بازجویی از ایشان رو دارند؟ چرا اینها نمیفهمند با این کارها فقط دارند تیشه به ریشه خود میزنند؟
نمیدانم بایدبه حال خودمان که چنین مسئولینی داریم گریه کنم یا خدا را به خاطر اینکه دشمنان ما را از جاهلین قرار داده شکر کنم.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۷ ب.ظ
خدا خودش به بندگان در بندش رحم کنه
این بنده خدا که با اصل نظام موافق بوده و هست از فرزندان شهید هم هست ,عاقبت نقد کردن حکومت زندان نسیبش شد.
دیگه وای به حال اونایی که نه آشنایی دارن نه میانه ای با نظام
فقط خدا پشت و پناهشون باشد ..انشاالله
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۱ ب.ظ
بسمه تعالی . یک روز و فقط یک روز از نیمه شب تا ظهر فردا با آقای فتحی همراه و همسفر بودم . به همراه برخی دیگر از دوستان وبلاگ نویس . اگر چه مدت سفر ما کوتاه بود اما در همین مدت کم متانت ، وقار و سادگی ایشان برایم احترام برانگیز و ارزشمند بود . از همان زمان به بعد وبلاگ ( تورجان) یکی از وبلاگهایی شد که همیشه می خواندم . خبر دستگیری ایشان نه تنها برایم تأسف آور بلکه شوک دهنده بود . قطعا رویه فعلی مسئولین دستگاه قضا که در مورد افراد متعددی از آقای دکتر علیرضا بهشتی فرزند برومند شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) گرفته تا دوست گرامی مان آقای فتحی اعمال شده است یعنی دستگیری بدون تفهیم اتهام ، بی خبری خانواده ها و عدم تعیین تکلیف آنها رویه خطرناکی است که بیش از آن که به حفظ نظام منجر شود به زیان مجموعه نظام تمام خواهد شد .
از درگاه ایزد مننان اصلاح امور کشور و آزادی همه زندانیان بی گناه خصوصا فرزند عزیز شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) و دوست گرامی مان آقای فتحی را مسئلت می کنم .
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۳ ب.ظ
سلام علی جان
می دونم که خودت رو برای برخوردهای بدتر از این هم آماده کرده بودی.
علی آقا تو الآن تو زندانی و این رو بدون که روح پر فتوح پدر شهیدت اکنون دارد به تو و جسارت و شجاعتت افتخار می کند.
علی جان. بدون که هم اکنون نزد ما دوستانت ۱۰ برابر محبوب تر شده ای. ما راه شما را به خاطر حبس کشیدن در راه استکبار ستیزی مقدس می دانیم.
بدان که روزی به خاطر این زندانها همه به تو می بالند همانطور که اکنون مبارزان زمان شاه به مدت زندان بودن خود می نازند.
علی جان. بدون که اول از همه خدا و بعد از اون مردم آزاد اندیش ایران اسلامی در پشت تو هستند و تو را ستایش می کنند.
علی آقا. یا علی
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۰ ب.ظ
متاسفانه بسیار رنج را بجان باید خرید تا روزی برسد که در این سرزمین کهن همه
ازاده ها ازاد باشند.
ولی در روزگاری چون امروز ازاد ماندن او جای سئوال داشت.
برای سلامتیش وبرای دل دردمند مادرش دعا کنیم
وبا هر قلم وقدم همه بکوشیم که جامعه ای بسازیم که راد مردی مثل علی اشرف به بند کشیده نشود
امروز فریاد هل من ناصر ینصرنی از زبان خاموش همه ازاد مردان زمان در فضای میهن ما پیچیده اگر ما شعور شنیدنش را داشته باشیم
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۳ ب.ظ
چی خیال کردین ؟
در این مملکت قانون اجرا میشود . همه چی براساس قانون است !
قانون را قبول نداری ؟؟؟
قانون تو را …. برو ببینم
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۹ ب.ظ
از بازداشت ایشون ناراحت شدم. مطالب خیلی خوبی می نوشتن. امیدوارم هر چه زودتر آزاد شوند.
[پاسخ]
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
آسید مرتضی عزیز
فردا عازم مشهدم و برای آزادی هرچه سریعتر علی آقا اگه قابل باشم دعا می کنم.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۶ ق.ظ
من که از روزیکه این خبر را خواندم خیلی ناراحت شدم و آرزو میکنم هر چه زودتر آزاد شوند.
این روزها جای جناب فتحی در وبلاگشهر خیلی خالی است!
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۰ ق.ظ
افسوس که یک چنین سرمایه هایی با چنین استعداد ها و ذهن خلاقی به راحتی اسیر مطامع و اغراض سیاسی یک مشت انسان فاسد و بی ریشه شده اند که نه اعتقادی به اسلام دارند و نه روحانیت . افسوس
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۱ ق.ظ
آقای تورجان ! (علی اشرف عزبز)
وقتی تو نیستی، یک چیزی این جا کم است که ما را سخت آزار می دهد.
زندان جای خوبی نیست حتی اگر از آنجا اجازه بدهند وبلاگ ات را به روز کنی !
ما دلمان برایت تنگ شده است، بیرون بیا لطفا !
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۹ ق.ظ
زنده باد
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۲ ق.ظ
بهای آزادگی سنگین است خصوصن برای دینداران. به امید آزادی ایشان و همه بیگناهان در بند
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۴ ق.ظ
برای آزادی علی آقای عزیز وهمه زندانیان بی گناه وگرفتاران در بند از صدق دل دعا کنیم.مدیریت این دنیا دست خداست گرچه بظاهر بعضی اندک قدرتی دارند اما هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.دعای زیر را از سایت حضرت آیت الله العظمی بهجت(رضوان الله علیه) می آورم.
یکى از خلفاى جور یک نفر شیعه را به اعدام محکوم کرده بود و مى خواست او را به دار بیاویزد. در همان لحظه نامه اى به خطّ امام صادق ـ علیه السّلام ـ به او رساندند که در آن دعایى بود که براى استخلاص او نوشته شده بود، به این صورت:
«یا کآِئنا قَبْلَ کُلِّ شَىْ ءٍ، وَ یا کآِئنا بَعْدَ کُلِّ شَىْ ءٍ، یا مُکَوِّنَ کُلِّ شَىْ ءٍ، أَلْبِسْنِى دِرْعَکَ الْحَصِینَةَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ.»(۱)
اى خدایى که پیش از هر چیز بوده اى و بعد از هر چیز هستى و همه ى اشیا را به وجود آورده اى، آن زره مصون و محفوظ خود را که انسان را از شرّ تمام مخلوقاتت محافظت مى کند، بر من بپوشان.
وى مى گوید: آن را خواندم و تأثیر کرد و آمدند و مرا باز کردند و آزاد نمودند.
۱٫ ر.ک: مدینة المعاجز، ج ۶، ص ۱۷۸؛ بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۲۵٫
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۷ ق.ظ
به امید آزادیت دوست خوبم. جات این بیرون خیلی خالیه…
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۶ ب.ظ
سلام آقا مرتضی
اینقدر از ندیدن خبر آزادی حالم بد بود که متوجه نشدم says رو عوض کردید… دست تون درد نکنه…
یکی بگه چه کار باید کرد…
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۷ ب.ظ
زمستان که بگذرد…
در این بیشه زار خزان زده…
شاید دوباره گلی بروید…
شبیه آنچه در بهار…بوییدیم
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۰ ب.ظ
لینک محتوای نامه خانواده امام موسی صدر به مراجع و پوزش یاران صدر از مخاطبین سایت
از تاریخ ۶ بهمن ماه و بعد از درز! خبر رسیدن نامه ای به دفتر آیت الله بیات زنجانی از طرف خانواده امام موسی صدر در وبلاگ شخصی آقا زاده ایشان و در پی آن، پرسش ها(در نظرات رسیده به این سایت) و ایمیل های مکرر دوستداران امام موسی صدر و مخاطبان سایت یاران صدر در مورد اطلاعات گروه یاران صدر از نامه مذکور، مدیران سایت تمام تلاش خود را در جهت کسب اطلاع از محتوا و مخاطبان این نامه به کار بردند اما متاسفانه به دلایلی فقط اطلاعتی مبنی بر صحت موضوع و مراجع مخاطب این نامه به صورت غیر رسمی نصیبمان شد! از این رو تصمیم بر آن شد که دست به انتشار اندک اطلاعات خود نیز نزنیم تا از ارزش خبری این موضوع کاسته نشود. زیرا پیش بینی می کردیم محتوای این نامه و خبر آن می تواند مانند یک بمب خبری در تمام خبرگزاری های کشور منتشر شود و امکان دارد سایت ما با انتشار این خبر از ارزش خبری این نامه بکاهد. اما چند روز بعد خبرگزاری ایسنا و دو روز بعد از آن خبرگزاری فارس خبر فرستادن این نامه به بیت مراجع را از زبان آقایان مهندس فیروزان(داماد امام موسی صدر) و مهدی فرخیان(عضو موسسه امام موسی صدر) منتشر کردند. که سایت ما نیز مانند اندک پایگاه های اطلاع رسانی دیگر به نقل از ایسنا این خبر را منتشر کرد. حال فقط مانده بود خبرساز شدن محتوای این نامه، اما در عین ناباوری محتوای این نامه نیز در تاریخ ۱۲ بهمن ماه فقط و فقط در سایت شیعه نیوز منتشر شد!!! که به راستی برای ما شگفتی ساز شد …
http://www.yaranesadr.ir/farsi/1388/11/1035/
………………………………………….
به امید آزادی همه ی عزیزان از امام موسی صدر تا علی اشرف فتحی
کی فکرشو میکرد یه روز برای عمو علی اشرفم دای رهایی کنم؟!
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۰ ب.ظ
زخمم بزنید بارور خواهم شد
بالم شکنید بال و پر خواهم شد
خونم بخورید سرخ تر خواهم گشت
حلقم ببرید زنده تر خواهم شد
اللهم فک کل اسیر
[پاسخ]
ن.ک. پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ ۸:۳۸ ب.ظ:
چرا اشک آدمو در می آرید؟؟
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۳ ب.ظ
یک لحظه خوشحال شدم فکر کردم آزاد شدند…
واقعا ننگ بر کسانی که بهترین سرمایه های این کشور را یا مجبور به ترک میهن کرده اند یا در گوشه زندان رهایشنان کرده اند!! به امید آزادی ایران و ایرانی…
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۰ ب.ظ
آزادی، اعتراف به کرامت انسانی و حسن ظن به انسان است.
الکلمات القصار، ص ۲۲۳
http://www.imam-sadr.blogfa.com/
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۹ ب.ظ
نامه سرگشاده خانواده امام موسی صدر به مراجع تقلید
http://shia-news.com/fa/pages/index.php
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۵ ب.ظ
آن به حبس رفته که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
[پاسخ]
ن.ک. پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ ۸:۴۴ ب.ظ:
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۴ ب.ظ
با سلام
انتظار می رود از ایشان و یا نحوه جست و جو برای پیدا کرد نشان و یا به هر حال هر خبری از ایشان دارید بر روی سایت قرار دهید.با تشکر و ارزوی ازادی هر چه زود تر همه زندانی های بی گناه.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۵۸ ب.ظ
من شوکه شدم از خوندن این خبر. اندکی صبر سحر نزدیک است . . .
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۲ ب.ظ
چشم آقا مرتضی
برای همه و برای علی آقا.
[پاسخ]
m.j.m پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۵ ق.ظ:
با عرض تسلیت اربعین،با پیام امام حسین علیه السلام بروزم.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
شب اربعینه امشب.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ب.ظ
باز اربعینی دیگه.
اربعین شهدای عاشورای امسال هم اومد.
۴۰ روز از بازداشت اسرای عاشورا میگذره.
۶ روز از بازداشت ناحق عمو علی اشرف من گذشت.
اینا رو برای این کنار هم نچیدم که بار غمشونو روی همدیگه بذارم و انتقام همه رو از یه نفر بگیرم.فقط خواستم بگم بدونید.
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۰ ب.ظ
فردا که بهار آید آزادو رها هستیم
نه ظلم و نه زنجیری در اوج خدا هستیم
به امید اون روز
برای آزادیشون دعا می کنم
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۱ ب.ظ
ماحادثه ای به زخم آراسته ایم
کز تیرگی قدیم شب کاسته ایم
صبحیم که صادقانه از خواب گران
با یک نفس عمیق برخاسته ایم!
*************************
من به چشم های بی قرار تو قول میدهم، ریشه های ما به آب، شاخه های ما به آفتاب خواهد رسید،ما دوباره سبز می شویم!
***************************
قامت سبز سرو
نمایشگاه ناتوانیهای پاییز است!
[پاسخ]
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۹ ب.ظ
با آرزوی سلامتی و آزادی جناب فتحی و همه زندانیان سیاسی ای که به ناحق در بند هستند . امید آنکه حاکمان از مسیر به اشتباه رفته ، با تمسک به تدبر و تعقل به مسیر صلاح قدم گذارند .
با پیام حسین علیه السلام …
به روزم .
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۹ ق.ظ
منم مثل سایر دوستان با دیدن پست جدید گمان کردم خود علی آقا آزاد شدن
ممکنه علی رو حبس کنن اما اندیشه اش رو نمیتونن خدا رو شکر که حبس رسوایی نیست خدا رو شکر که حبس بدنامی و وطن فروشی و دین فروشی نیست
در ضمن من در این چند ماه که خواننده وبلاگهای قبلی این دو عزیز و وبلاگ جدیدشون بودم اینقدر در کلام و رفتارشون پاکی دیدم که شک نمیکنم اینها از پاکترین بچه های ما هستند
میدونم براتون اتفاق افتاده که از کسی که برای اولین بار میبینید یاکلامشو میشنوید یا میخونیدخوشتون بیاد برای من هم علی جان و بخصوص آ سید مرتضی همینطورن اینو گفتم برای اون آقای مهاجر که نظرشون چیز دیگری بود
و مطمئنم همه شما که بدون غرض به اینجا میاید همینطور هستید و همین احساس رو دارید ………………………………………………………………………………………
بس کن! که سروها نهراسند از این قفس
تا کی چنین بگیر و ببند و محاصره………
من هم بگم یه جمله ی ساده ولی تو هم
لطفاً به خاطرت بسپارش چو خاطره
فردای این چنین شب سرد و پر از شبی
روشن شود که ماند و کی هم مسافره
ضمناً به روح سبز حقیقت یقین کنُ
ترسی کن از خدای بزرگی که قادره
این چند بیت شعررو هم همینطوری از روی دلتنگی نوشتم که مربوط به شعر
افتاده آن خلافت حق به مخاطره……………….است
اللهم فک کل اسیر
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۷ ق.ظ
آقا سید عین مطلب و مصاحبه علی رو در بخش خبری وبلاگم قرار دادم
با اجازتون
ترو خدا مارو بی خبر نزار آقا سید
یا حق
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۷ ق.ظ
با درود
به امید آزادی هرچه سریعتر علی اشرف عزیز
باور کنید تورجان بعد از سالها بسیاری را با گفتمان مدرن اسلام آشنا کرد که یک طلبه هم میتواند وبلاگ نویس باشد و صرفا لازم نیست از روی منبر به آمریکا بد و بیراه بگوید
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۴ ق.ظ
بسیار بسیار از این خبر متاسفم. امیدوارم هرچه زودتر آزاد شوند و ما را از نوشته های زیبای خود بهره مند کنند. متاسفانه گمان میکنم ایشان نسبت به این جناح مخالف کمی خوش خیال بودند و گمان میکردند با گفتگو (مثل همین وبلاگ آهستان مذکور) میشود مسائل را حل نمود. این هم نتیجه ی گفتگو! این دشمنان دوست نما خنجر را از پشت فرو می کنند…
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۴ ق.ظ
یکهفته گذشت و تو هنوز دربندی!
امروز روز امام زمانه و روز اربعین برای آزادی همه بیگناهان دعا کنیم
اللهم فک کل اسیر…………
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۲ ق.ظ
خداوند متعال نیکوکاران و صالحان را دوست دارد.
خدا با اوست.
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۵ ب.ظ
« خرسند جان! اگر من دستم را بکشم می گویند که چه آخوند کنسی است! ثانیاً قبح این کار را شما باید بین مردم جا بیاندازید!»
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۰ ب.ظ
امیدوارم هفته ای که در پیش است یعنی همین فردا؛همین فردا که شنبه است و نه روز قبل و بعدش خداوند رهایی رو نصیب شما وهمه ی دربندان این بازی کودکانه ی چندماهه؛کند و آرزو میکنم خیلی زودتر از آنچه تصور کنیم خداوند سزای ظالمین رو به بدترین شکل ممکن بدهدفرقی نمیکند این ظالم من باشم یا دیگری ایرانی باشد یا غیرایرانی هرکسی که ظلم و توهین و تحقیر برای بنده های خدا ایجاد میکند آرزو میکنم به بدترین عذابهای خداوندی دچار شود…
به امید فرداهایی بهتروشادتر
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۷ ب.ظ
یکی از جمعهها جان خواهد آمد / به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانههای دل بگیرید / که بر این خانه مهمان خواهد آمد …
[پاسخ]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۲ ب.ظ
علی هم اتاقی ام شده از اول امسال
با این که کم میومد اتاق بچه ها همه میومدن پیشش. خیلی بچه گلیه . امیدوارم زودتر آزاد بشه و برگرده پیش خانواده و مادر چشم انتظارش.
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۴:۱۸ ق.ظ
آیا اینها فکر میکنند با این کارها میتونن جلوی توفان رو بگیرند؟ زهی خیال باطل
گرچه اینها قبل از توفان دارند از تب وهم دق میکنند.
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۱ ق.ظ
برای آزادیشان دعا میکنیم
همیشه مطالبشان را می خواندم
هر چند گاهی وقتها مخالف نوشته ها بودم
اما نوشته هایش را دوست داشتم
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۴ ب.ظ
چو پرده دار به شمشیر میزند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۸ ب.ظ
سلام
محسن بیات گفت آزاد شدی!
نمیدونم راسته؟!
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۹ ب.ظ
عمو جان اگه آزاد شده باشی مبارکه.ولی بهت بگما منم با یه عالمه حرف آماده ام!
از اون شکلکها که من عاشقشم !
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۶ ب.ظ
علی آزاد شد .
خوشحالم
[پاسخ]
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۸ ق.ظ
شرمنده من هریچی فکر می کنم نمی توانم به خودم بقبولونم که تو اخوند هم ادم خوب پیدا میشه به نظر من یک اخوند خوب یک اخوند مرده است
[پاسخ]