Posts Tagged ‘آیت الله محمد حسین بروجردی’

گزارشی از تطور یک آرمان

پنجشنبه, آبان ۲۱م, ۱۳۸۸

وحدت اسلامی از آرمان تا واقعیت

هنوز چند هفته از ترورهای  کردستان نگذشته بود که واقعه تروریستی اخیر در سیستان و بلوچستان، بار دیگر اذهان عمومی را متوجه بحث چالش برانگیز و قدیمی «وحدت اسلامی» کرد. مسأله وحدت شیعه و سنی در نیم قرن اخیر بیش از هر زمانی به دغدغه  بسیاری از روشنفکران و سیاستمداران مسلمان بدل شده و نشست ها و هم اندیشی های متعددی را به خود اختصاص داده است. قربانیان آخرین اقدام تروریستی که در تدارک برگزاری همایش وحدت شیعه و سنی در جنوب شرق کشور بودند، اکنون به عنوان سمبلی برای این موضوع حیاتی مطرح شده اند.

وحدت اسلامی

وحدت؛ تاکتیک یا استراتژی؟

قرن های نخست اسلامی را اگر بررسی کنیم، کم و بیش به نمونه هایی از تقریب گرایان شیعه و سنی برمی خوریم که نسبت به هرگونه تفرقه افکنی و تعصب مذهبی حساسند. شیخ مفید که از مهم ترین عالمان تاریخ شیعه شمرده می شود، محبوبیت فراوانی میان اهل سنت هم داشته است. پس از وی نیر شیخ طوسی که پایه گذار حوزه علمیه نجف بود، کتاب مهمی به «الخلاف» تألیف کرد و به بررسی و کاوش در آرای فقهی اهل سنت پرداخت تا راه را برای آنچه که امروز «فقه مقارن» نامیده می شود هموارتر کند.

با این حال به دلیل غلبه سیاسی و اجتماعی اهل سنت در ایران قبل از صفویه، جدال مذهبی قابل توجهی را سراغ نداریم. اما بهره گیری صفویان از اختلاف کلامی شیعه و سنی برای اهدافی چون تحکیم پایه های قدرت حکومت صفوی و نیز تضعیف رقیب سنی مذهب عثمانی از یک سو و رواج اخباری گری در این عصر از سوی دیگر سبب تقویت انگیزه های فرقه ای و تعصبات مذهبی شد. حتی با وجود عالمان عقل گرایی چون بهایی، میرداماد، مقدس اردبیلی و ملاصدرا در دوره صفوی، تفرقه افکنی های حاکمان صفوی برای تضعیف رقیب ترک خود سبب نهادینه شدن تعصبات فرقه ای در ایران و منطقه شد.

از اوایل قرن بیستم میلادی نیز ظهور وهابیت در مرکز جهان اسلام بر آتش این تعصبات افزود. درگیری هایی که جسته و گریخته بین شیعه و سنی رخ می داد، نواندیشان و روشنفکران مذهبی مسلمان را به این فکر واداشت که به قرائت اولیه اسلام دست یابند و مسلمانان را به بازگشت به اسلام اولیه ترغیب کنند. محمد اقبال لاهوری در شبه قاره هند و سید جمال الدین اسدآبادی در ایران و مصر و بعدها مهدی بازرگان، آیت الله محمود طالقانی و دکتر علی شریعتی از این دسته اند. هرچند این تلاش ها از همان ابتدا با مخالفت نوگرایان دیگری چون احمد کسروی مواجه شد و وی بازگشت به اسلام اصیل و ناب را امری محال شمرد.

فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال های پس از جنگ جهانی اول به شکاف میان کشورهای اسلامی دامن زد و اشغال فلسطین و اعلام رسمی تأسیس کشور اسرائیل در سال های پس از جنگ جهانی دوم منجر به آشکار شدن بیش از پیش ضعف های جهان اسلام شد. ظهور و بروز روزافزون ضعف در جبهه کشورهای اسلامی که در برابر هجوم نظامی و فرهنگی قدرت های نوظهور به سستی گراییده بودند، بر تعداد منادیان بازگشت به آموزه های اصیل اسلامی می افزود و به موازات آن نیز بر فعالیت متعصبین و هویت گرایان مذهبی افزوده می شد.

تخریب مزار ائمه چهارگانه شیعه در قبرستان بقیع راه را بر هویت گرایان شیعی هموارتر کرد تا در مسیر پررنگ تر کردن اختلافات دو فرقه گام های تندتر و محکم تری بردارند. نیم قرن پیش بسیاری از نویسندگان شاخص شیعه همچون علامه عبدالحسین امینی و سید عبدالحسین شرف الدین با شیوه های خاص خود آثار مهمی در دفاع از مذهب شیعه تألیف و تدوین کردند و پاسخگویی به شبهه افکنی های وهابی ها که حکومت بر دو مرکز مهم اسلامی (شهرهای مقدس مکه و مدینه)  را به دست آورده بودند به امر رایجی میان عالمان و وعاظ و نویسندگان شیعی بدل شد.

علامه امینی را باید سمبل هویت گرایی شیعی دانست که توانست با تدوین کتاب مهم «الغدیر» به مصاف وهابی ها برود. وی به شدت اعتقاد داشت که باید در برابر اهل سنت به دفاع برخاست و سکوت را جایز نمی دانست. از همین رو وی سال های متمادی عمر خود را صرف این رسالت کرد. به همان میزان که امینی خواهان اثبات حقانیت تشیع بود و ۴۰ سال عمر و انرژی‌اش را مصروف این امر کرد، با مسأله تقریب و نزدیکی میان شیعه و سنی میانه خوبی نداشت و آن را غیرعملی و نادرست می‌دانست. مساله تقریب مذاهب اسلامی از زمان آیت‌الله العظمی بروجردی از سوی ایشان رسمیت یافت و روابط حسنه‌ای با شیخ الازهر برقرار شد. بروجردی که نخستین مرجع تقلید شیعه در مقیاس جهانی شمرده می شد و اثرگذاری نهاد مرجعیت را تا عمق اروپا و آمریکا گسترش داد، به شدت از مدافعان نزدیکی و تقریب میان مذاهب اسلامی بود. او در همین راستا پیشگام برقراری ارتباط با بزرگان اهل سنت شد و روابط حسنه وی با شیخ شلتوت رییس وقت دانشگاه الازهر مصر که به نوعی مهم ترین مرجع مذهبی اهل سنت شمرده می شود، به صدور فتوای معروف شیخ الازهر در جواز تبعیت از مذهب شیعه منجر شد.

اما از همان زمان در میان علمای شیعه و سنی، مخالفان مهمی در برابر بحث تقریب وجود داشته و دارد. آنها تقریب را به معنای عقب‌نشینی از اصول مذهبی خود تفسیر کرده و به زیان اعتقادات خود می‌دانند. حجت‌الاسلام و المسلمین ابوذر بیدار از روحانیون مبارز دوران پیش از انقلاب که از مدافعان تقریب بوده است، درباره ملاقات خود با مرحوم عبدالحسین امینی در خانه مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی چنین می‌گوید: «من نمی‌دانستم علامه امینی با قضیه تقریب مذاهب میانه‌ای ندارد و به آقای طالقانی عرض کردم که «رساله الاسلام» هم برایم می‌آید. تا اسم آن را بردم دیدم آقای امینی یک جوری شد و دو زانو نشست. مثل اینکه بخواهد به من اعتراضی بکند. بعد گفتم که آقای شیخ محمد مدنی و آقای شیخ محمدتقی قمی هر دو برای من نامه داده‌اند و قرار است از «مختصر النافع» و «شرایع الاسلام» برای من بفرستند. آقای طالقانی فرمود که آقای شیخ محمدتقی آدم فاضلی است. ولی در عین حال دیدم که آقای طالقانی خیلی رعایت آقای امینی را می‌کرد و احتیاط می‌کرد. من گفتم اخیرا جزوه‌ای از انجمن قلم مصر به دست من رسیده که موضوع آن درباره خلافت و امامت است…در آنجا نوشته که مساله خلافت و امامت مساله بسیار مهمی است، ولی نباید در دنیای فعلی که مسلمین این همه دشمن دارند، باعث اختلاف بین آنها شود. هم اهل سنت و هم شیعه‌ها خلافت را قبول دارند… تا این را گفتم، چشمتان روز بد نبیند! آقای امینی دو زانو نشست و مثل اینکه نه من هستم و نه آقای طالقانی، گفت:آقای بیدار! شما کجایی هستی؟ گفتم: اردبیلی هستم. گفت: «همشهری! تقریب؟! الان بین ما و آنها تقریب غیرممکن است… شما به این نوشته‌ها خیلی بها ندهید!» (ماهنامه شاهد یاران، شماره ۲۲، شهریور ۸۶، ص ۲۶) به گفته حجت‌الاسلام بیدار، علامه امینی بیش از آنکه به تقریب معتقد باشد، باور داشت که با دفاع از عقاید شیعه می‌توانیم سنی‌ها را قانع کنیم. از همین رو بود که او عمر خود را در همین راه گذاشت و «الغدیر» را آفرید. اگرچه همان زمان نیز شایع بود که برخی مراجع تقلید بزرگ شیعه با این اقدام امینی مخالف بوده و آن را به زیان منافع عمده جهان اسلام می دانسته اند.

تقریب؛ نماد همگرایی مرجعیت و روشنفکران

همانگونه که اشاره شد مرحوم آیت الله العظمی بروجردی پیشگام تقریب مذاهب اسلامی بود. وی در مبانی فکری و فقهی خود نیز به مسأله تقریب عنایت ویژه ای داشت. شاگردان وی نقل می کنند که این مرجع تقلید نامدار معاصر معتقد بود که فقه شیعه حاشیه ای بر فقه اهل سنت بوده است و باید برای درک درست فقه شیعی به متون و آرای فقهی اهل سنت نیز توجه کرد. شاگردان بروجردی نیم قرن است که آرای معتدل او را در قالب «فقه مقارن» پیگیری کرده اند و اکنون که مراجع تقلید بزرگ شیعه از شاگردان مهم آن مرجع فقید محسوب می شوند عنایت ویژه ای به مسأله تقریب در میان بزرگان حوزه های علمیه شیعه مشاهده می شود. همین ویژگی به انزوای هویت گرایان انجامیده است.

در سوی دیگر این قطب دینی و حوزوی، روشنفکران مذهبی قرار داشته اند که به تبعیت از سید جمال و اقبال، در ضرورت وحدت شیعه و سنی قلم فرسایی و سخنرانی می کردند. علی شریعتی نقش عمده ای در این راه ایفا کرد و بخشی از خطابه های حماسی و هیجان برانگیز خود را به این امر اختصاص داد. او که هنوز هم پیشوا و نماد روشنفکران مذهبی ایرانی است، در سخنرانی روز ۲۱ آبان ۱۳۵۰ خود در حسینیه ارشاد تهران، امام علی را بنیانگذار وحدت نامید و گفت:« وحدت میان تشیع  و تسنن نه ممکن است و نه معقول. مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع است، هر دو است. اما وحدت میان شیعه و سنی هم ممکن است و هم معقول و هم مسؤولیت و تعهد ما این است… این است که علی بنیانگذار وحدت است و بیش از هرکسی در این راه فداکاری کرده و سختی کشیده است. بنیانگذار وحدت بر اساس این شعار است: وحدت میان تشیع و تسنن ممکن نیست، میان شیعه و سنی واجب است در برابر دشمن.» (علی، مجموعه آثار دکتر شریعتی، ج ۲۶، صص ۱۳۸ و ۱۴۹)

همان زمان روحانیون جوانی چون آیت الله دکتر محمد بهشتی، آیت الله دکتر محمد مفتح، آیت الله علی خامنه ای و آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی به باورهای تقریب گرایانه شهره بودند و روابط تنگاتنگی با روشنفکران مذهبی روزگار خود داشتند. با این حال مخالفت با تقریب گرایان گاه با بی انصافی ها و تخریب ها همراه بود. شریعتی در همان سخنرانی خود مخالفت با صهیونیسم و دفاع از وحدت اسلامی را دو گناه نابخشودنی خود و همفکرانش می داند. اتهام وهابی گری به علی شریعتی و جریان حسینیه ارشاد و نیز روحانیون تقریب گرایی چون آیت الله منتظری از رایج ترین انگ های دهه پنجاه شمسی بود.

مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی فرزند مؤسس حوزه علمیه قم در خاطرات خود به یاد می آورد که در نخستین ماه های پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از علمای تهران همچون میرزا محمد باقر آشتیانی، سید احمد شهرستانی و سید محمد علی سبط الشیخ  از او که شاگرد قدیمی امام خمینی بود می خواهند که حامل پیام آنها به رهبر انقلاب باشد:«بهشتی و مفتح سلیقه و اعتقادشان به سنی ها نزدیک است و اگر وارد مجلس خبرگان قانون اساسی شوند مانع از رسمی شدن مذهب شیعه می شوند. اگر آنها باشند ما حاضر به شرکت در انتخابات خبرگان قانون اساسی نیستیم.» (خاطرات آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی، ص ۱۰۵) مرحوم حائری یزدی در ادامه یادآوری می کند که یکی از علمای تهران، دکتر بهشتی را به دلیل آنچه «تبلیغ سنی ها در حسینیه ارشاد» می نامید لعن می کرده است. (همان، ص ۱۰۶)

وحدت اسلامی؛ آرمان سیاسی یک حکومت

رهبران انقلاب اسلامی همگی از تقریب گرایان شاخص روزگار خود بودند. امام خمینی از سال های دور نسبت به اهانت به اهل سنت حساس بود و به شدت با چنین رویکردهایی برخورد می کرد. آیت الله منتظری از مهم ترین شاگردان آیت الله العظمی بروجردی و مدافع جدی تقریب مذاهب اسلامی بود. آیت الله طالقانی نیز به دلیل همین باورهای معتدلش مورد انتقاد هویت گرایان قرار داشت. با پیروزی انقلاب، طبیعی بود که وحدت اسلامی به یکی از سیاست های اصلی نظام جدید بدل شود. مدت کوتاهی از استقرار نظام جمهوری اسلامی نگذشته بود که «هفته وحدت» رسماً نامگذاری و اعلام شد و نشست ها و سمینارهای سالیانه ای حول این محور برگزار شده و می شود. بدین ترتیب یک باور نوگرایانه و اصلاح طلبانه، به یک سیاست رسمی حکومت بدل شد و همین امر، پیامدهای خاص خود را به همراه آورد.

سیاسی شدن وحدت اسلامی، حساسیت برخی کشورهای قدرتمند غربی را تحریک کرد تا برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران در منطقه و جهان، از اختلافات قومی و مذهبی موجود در منطقه بهره گیرند. تشکیل القاعده از سوی تندروترین مخالفان فکری سیاسی شیعه یعنی وهابی ها بیش از پیش منافع غرب را تأمین می کرد و با بروز فاجعه ۱۱ سپتامبر، جنگ مذهبی جدیدی در خاورمیانه شعله ور شد که سردمدار آن طالبان و القاعده بودند و شیعیان عراق، افغانستان و پاکستان قربانیان اصلی آن شمرده می شدند.

آنچه که چند ماه پیش در پاراچنار پاکستان شاهد بودیم، سمبل تمام قد یک جنگ مذهبی غیر انسانی بود که افراطیون شیعه و سنی بر آن دامن می زدند تا حقانیت خود را اثبات کنند. سوگمندانه باید پذیرفت که دامنه این افراط گری های غیر انسانی به کشورمان نیز کشیده شده و وحدت ملی ما را نیز در خطر قرار داده است. برخی سیاست های نادرست، بستر و زمینه چنین فجایعی را در مناطق سنی نشین کشورمان فراهم کرده است. گروه های تندرویی چون ریگی به بهانه برخی محرومیت های اقتصادی و اجتماعی چنین مناطقی، روز به روز قارچ گونه رشد می کنند و از حمایت های گسترده خارجی نیز بهره می گیرند.

چند سال اخیر را باید از سیاه ترین سال ها برای امت اسلامی دانست. دامنه تضادها و تفرقه ها حتی دامن معتدل ترین و میانه روترین رهبران اهل سنت را گرفته و علمایی چون طنطاوی و قرضاوی که به میانه روی مشهور بوده اند، تندترین سخنان را علیه شیعیان بر زبان جاری کرده اند. تخریب حرم سامرا و بمب گذاری مکرر در عتبات عالیات در کنار نسل کشی های گسترده و عملیات های تروریستی که هر از چندی اخبارش را می شنویم، بار دیگر «وحدت اسلامی» را به مثابه یک آرمان بنیادین و حیاتی بر واقعیت جهان اسلام تحمیل کرده است.

همین نوشته در روزنامه جهان اقتصاد

همین نوشته در موج سبز آزادی