آیت اللهِ همیشه منتقد
جمعه, آذر ۱۳م, ۱۳۸۸
عکس از امیر حسامی نژاد
پاییز سال ۷۳ بود که آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی یکی از ائمه جمعه موقت تهران به دلیل بیماری برای همیشه پایتخت را ترک کرد، مقیم قم شد، رساله توضیح المسائل خود را منتشر کرد و در قامت یکی از مراجع تقلید شیعه، تدریس خارج فقه و اصول را به عنوان عالی ترین مرحله آموزشی حوزه های علمیه آغاز کرد. اکنون ۱۵ سال پس از کناره گیری آیت الله موسوی اردبیلی از منصب امامت جمعه تهران، مهم ترین امام جمعه قم نیز از این منصب خداحافظی کرده و ترجیح داد که منصب مرجعیت را برگزیند و در شمار تاثیرگذارترین مراجع تقلید شیعه درآید.
اگر کناره گیری آیت الله موسوی اردبیلی از امامت جمعه پایتخت چندان بازتابی در سالهای میانی دهه هفتاد ایجاد نکرد، اما خداحافظی آیت الله عبدالله جوادی آملی بازتاب خبری و تحلیلی گسترده ای در رسانههای داخلی و خارجی و حتی بین توده مردم داشت. فقیه – فیلسوف نامدار معاصر در ماههای اخیر چندین بار در خطبهها و موضع گیریهای خود گلایههای ملایمی از اوضاع کشور کرده بود و نزدیکی خویشاوندی و فکری دیرینه او با رییس مجلس خبرگان و پشتیبانی وی از هاشمی رفسنجانی در سالهای اخیر سبب شد که کنارهگیری وی بازتاب سیاسی پیدا کند.
آیت الله در آرامش و پژوهش
آیت الله عبدالله واعظ جوادی که سالهاست که همه او را با نام «آیت الله جوادی آملی» میشناسند زاده ۱۳۱۲ در شهر آمل است و نزد مهمترین استادان فقه، اصول، فلسفه و تفسیر حوزههای علمیه قم و تهران دانش آموخته و به تبحر بالایی رسیده است. این فقیه که از آرامش خاص و منحصر به فردی در گفتار و رفتار برخوردار است، یکی از اسطورههای ادب و اخلاق در میان طلاب و روحانیون بوده و هیچگاه از وی پرخاشگری و ستیزهخویی دیده نشده است. تسلط بالای وی به علوم گوناگون دینی و اشتیاق فراوان او به تفسیر قرآن و فلسفه اسلامی، وی را به مهمترین جانشین استادش علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی بدل کرده و تدریس مستمر فلسفه و تفسیر در حوزه علمیه قم این آیت الله ۷۶ ساله را به عنوان اندیشمندی متفاوت و اثرگذار در اذهان پژوهشگران و دانش پژوهان اسلامی مطرح ساخته است.
اگرچه علامه طباطبایی در سالهای پایانی عمر از آیت الله جوادی آملی در کنار استاد مطهری و آیت الله العظمی عزالدین حسینی زنجانی به عنوان شاخصترین شاگردان دوران طولانی تدریس خود یاد کرد، اما جوادی آملی نزد استادان نامدار فقه و اصول نیز سالهای درازی شاگردی کرده است. حضرات آیات عظام بروجردی، امام خمینی، سید محمد محقق داماد و میرزا هاشم آملی که در روزگار خود استوانههای فقهی و اصولی حوزه قم بودند استادان عمده جوادی آملی هستند و این طلبه تیزهوش و نخبه مازندرانی سالها در درس این مراجع بزرگ تقلید معاصر زانوی ادب زده است.
آیت الله جوادی نیز همچون دیگر شاگردان امام خمینی در سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی وارد فعالیتهای قضایی شد. اما روحیه علمی مانع از تداوم حضور در محاکم شرع جمهوری اسلامی گشت و خیلی زود به قم بازگشت و تدریس فلسفه، تفسیر و فقه را از سرگرفت. اما همچنان با نهادهای تصمیمگیری کلان فرهنگی نظام همکاری داشت و در مسند امامت جمعه موقت قم نیز حضور فعال داشت.
پخش سخنرانیها و دروس تفسیر قرآن وی سالهای سال از برنامههای همیشگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی بوده و مخاطبان خاص خود را داشته است. جایگاه ویژه وی در حوزه فلسفه، کلام و تفسیر در کنار فضایل اخلاقی و منش معتدل وی همواره او را به عنوان گزینه اصلی مورد نظر رهبران نظام برای انجام ماموریتهای مهم دینی مطرح کرده است. امام خمینی در ماههای پایانی خود آیت الله جوادی آملی را در راس هیاتی بلندپایه عازم شوروی سابق کرد تا پیام دینی – سیاسی خود را به دست میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی برساند. سالها بعد نیز آیت الله خامنهای او را به همراه جمعی از سیاستمداران و استادان دانشگاه روانه نیویورک کرد تا در اجلاس هزاره ادیان شرکت کرده و پیام رهبری را قرائت کند. هرچند به دلیل ابتلای آیت الله جوادی به میگرن، غلامعلی حداد عادل پیام رهبری را برای نمایندگان دینی و رهبران معنوی جهان خواند.
آیت الله هم سیاسی شد
نخستین بار که آیت الله جوادی آملی به عنوان یک شخصیت دینی، موضع سیاسی جنجالی گرفت انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۷۶ بود که به عنوان یکی از اعضای برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با پرسش های مکرر بدنه مردمی جناح راست مواجه شد و در یک گفتگوی تلویزیونی با برشمردن شرایطی اعلام کرد که اگر حجه الاسلام علی اکبر ناطق نوری دارای این شرایط باشد شایسته ترین فرد برای احراز پست ریاست جمهوری است.
پیروزی شوک برانگیز محمد خاتمی در این انتخابات منجر به دگرگونی فضای کشور شد و حوزه علمیه و بزرگان آن نیز به تبع این دگرگونی عمومی، فعالیتهای خود را در عرصههای سیاسی تشدید کردند. آیت الله مصباح یزدی از نخستین کسانی بود که با سخنرانی و سفرهای استانی پی در پی به یکی از جنجالیترین چهرههای حوزوی آن سالها بدل شد. این فضای داغ سیاسی حتی روحانی آرام و ساکتی چون آیت الله جوادی آملی را به صحنه سیاست کشید و آخرین روزهای آبان ۷۶ بود و چند روز از سخنرانی جنجالی ۱۳ رجب آیت الله منتظری میگذشت. هزاران طلبه و تظاهرکننده مخالف آیت الله منتظری در مسجد اعظم قم تجمع کردند تا آیت الله جوادی آملی در محکومیت قائم مقام سابق رهبری سخن بگوید.
آیت الله جوادی آملی با دفاع از نظریه ولایت فقیه و تمجید از آیت الله خامنه ای گفت:« درجریان ولایت فقیه، برخی شبهه علمی دارند و برخی شهوت عملی … الان که دشمن داخل و خارج صف بسته است که خدای ناکرده نظام را از درون بپوساند، ما بیش از هرچیزی وظیفه داریم که پشتیبان ولایت باشیم، نه پشت به آن. برادران بزرگوار حوزه و دانشگاه،جوانهای دبیرستانی و اقشار مختلف، کمال نظم را رعایت خواهند کرد، بهانه ای به دست هیچ کسی نخواهند داد، امنیت را حفظ خواهند کرد؛ ولی بالاخره این کشور حسابی دارد یا نه؟! قانون اساسی باید اجرا شود یا نه؟ ولایت فقیه پشتیبانی دارد یا نه؟ چیز مهمی درمملکت رخ نداد تا بیگانه خیال کند و دور خیز بردارد؛ شبهه و شهوتی است.»
آیت الله جوادی در پایان سخنرانی ۲۸ آبان ۷۶ تاکید کرد:« شبهه علمی را که عنوان رایزنی فرهنگی، همگان جواب داده و می دهند. و اگر شهوت عملی از گلوی کسی برخاست، آن را هم خفه می کنند.» عده ای از حضار پس از این سخنرانی به دفتر و حسینیه آیت الله منتظری حمله کرده و آن را تصرف کردند. منزل مرحوم آیت الله احمد آذری قمی نیز از این حمله در امان نماند و این عضو منتقد جامعه مدرسین نیز سال پایانی عمر را در انزوا گذراند.
دو سال بعد در جریان تحصن گروهی از طلاب و روحانیون قم در اعتراض به کاریکاتور نیک آهنگ کوثر در روزنامه آزاد، آیت الله جوادی آملی نیز به جمع علمای حامی تحصن پیوست و در سخنرانی خود سیاستهای فرهنگی دولت خاتمی و وزیر ارشاد او عطاء الله مهاجرانی را به باد انتقاد گرفت. آیت الله جوادی که در دومین روز تحصن به مسجد اعظم قم آمده بود از متحصنین خواست که از حضور شبانه روزی خود در مسجد اعظم استفاده کرده و همچون ایام اعتکاف، روزه بگیرند. موضعگیری تند آیت الله جوادی علیه سیاست فرهنگی دولت اصلاحات با واکنش تند مهاجرانی مواجه شد و نخستین سکاندار فرهنگی دولت خاتمی با اشاره به کمکهای فراوان وزارت ارشاد به نهادهای فرهنگی زیر نظر آیت الله جوادی و مرحوم آیت الله مشکینی، از انتقادات تند این دو روحانی متنفذ قم علیه عملکرد خود گلایه کرد.
دوران منتقد شدن آیت الله
خرداد ۸۴ با خرداد ۷۶ تفاوتهای بنیادینی داشت. همین تفاوتها سبب شکاف گستردهای در میان علمای بانفوذ قم شد. آنها که تا دیروز همگی از منتقدان اصلی دولت اصلاحات بودند با به صحنه آمدن هاشمی رفسنجانی در اردیبهشت ۸۴ و رقابت نفسگیر وی با محمود احمدی نژاد، به دو جبهه متقابل تقسیم شدند. طیف حامی احمدی نژاد روحانیون برجسته ای چون مرحوم آیت الله مشکینی و آیت الله مصباح یزدی را در کنار انبوه طلاب جوان حوزه به صحنه آورده بود و آیت الله جوادی آملی که دلبستگی خاصی به هاشمی داشت حاضر به حمایت از احمدی نژاد نشد و حتی خشم گروهی از طلاب جوان مخالف هاشمی را به جان خرید.
این مخالفت سبب نشد که احمدی نژاد پس از پیروزی خیره کنندهاش، به دیدار آیت الله نرود. از قضا جنجالی ترین موضعگیری احمدی نژاد در دیدار مهر ۸۴ و در جریان ملاقات وی با آیت الله جوادی آملی ابراز شد و داستان «هاله نور» برای همیشه در حافظه تاریخی مردم ماندگار شد. داستانی که محصول این دیدار معنادار بود.
مرجعیت فقهی
با درگذشت حضرات آیات میرزا جواد تبریزی و شیخ محمد فاضل لنکرانی در سالهای ۸۵ و ۸۶، آیت الله جوادی آملی به عنوان یکی از گزینههای اصلی جایگزین مطرح شده بود و دفتر وی به پاسخگویی به پرسشهای مقلدین میپرداخت. خرداد امسال نیز با درگذشت آیت الله العظمی بهجت، اقامه نماز بر پیکر این فقیه و عارف نامدار معاصر به آیت الله جوادی آملی سپرده شد. این کار در سنت حوزوی به معنای تقویت جایگاه مرجعیت یک فقیه است و بدین ترتیب وزنه آیت الله جوادی سنگینتر شد. از همان روزها بحث کنارهگیری وی از مسند امامت جمعه قم در محافل خصوصی شنیده میشد و آیت الله قصد داشت تا جدیتر از قبل در عرصه مرجعیت فقهی شیعیان فعال شود.
موضعگیری های انتقادی وی در ماههای اخیر این تصور را دامن زد که کنارهگیری از امامت جمعه قم یک واکنش اعتراضی به عملکرد دولت در وقایع اخیر است. اما مسوول دفتر آیت الله در گفتگویی با تکذیب این برداشت، بیماری آیت الله و مشغلههای وی را دلیل استعفایش دانست. هرچه که باشد اکنون آیت الله جوادی آملی در جایگاه یک مرجع تقلید نشسته و وزنه اعتدالگرایان را در بدنه حوزوی نظام و قاموس سیاسی جمهوری اسلامی سنگینتر کرده است.
این نوشته در شماره ۱۲ آذر صفحه حوزه و دین روزنامه جهان اقتصاد منتشر شد.