Posts Tagged ‘نماز جمعه’

این آخوندهای درباری

جمعه, مرداد ۸م, ۱۳۸۹

سید مرتضی ابطحی : یکی از تندترین تعابیر علنی امام خمینی درباره «آخوندهای درباری» را می توان در کتاب ولایت فقیه ایشان که مجموعه دروس ولایت فقیه در نجف اشرف است خواند: «اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، اما زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند.»(۱)

سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه و امام جمعه تهران

آخوندهای درباری که امام در نظر داشته اند به یکی و دو مورد محدود نمی شود اما می توان یکی از مصادیق بارز آن را در خاندان «امام جمعه» دید. خاندانی که نسل اندر نسل امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور پشت قدرت حاکم را خالی نکردند. امام جمعه های تهران از نسل آیت الله «میرمحمدصالح خاتون آبادی» اصفهانی بودند. منصب امامت جمعه از زمان صفویه در اصفهان به این خاندان سپرده شد و از آن پس این خاندان به خاندان «امام جمعه» شهرت یافت. سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه قاجار و امام جمعه تهران، از نوادگان میر محمد مهدی خاتون آبادی بود. وی در سال ۱۲۸۳ پس از بازگشت از زیارت خانه خدا در سن ۶۳ سالگی از دنیا رفت.(۲) سید زین العابدین  ارتباط خوبی با علمای عراق داشت. نامه نگاری وی در جریان تحریم تنباکو از جانب میرزای شیرازی از سندهای تاریخی به شمار می رود. میرزا وی را با عنوان «جناب مستطاب ملاذالانام ظهیر الاسلام آقای امام جمعه سلّمه الله» مورد خطاب می دهد.(۳) ارتباط خوب امام جمعه و مرجعیت دینی زمان، باعث تثبیت حاکمیت در نگاه میرزای شیرازی بود:«همین قدر عرض می کنم و لازم دانستم که جسارت کنم که قلب مبارک شاهنشاه اسلام پناه راضی به این قبیل امورات که عرض شده و می شود نبوده و نیست و هرگز به این که کفر به اسلام غلبه پیدا نماید نبوده و نیست و نخواهد بود. و همچنین جناب احل زیر اعظم دام علاه که در این جوانی معرّی و مبری از کافه معاصیست و مطیع شرع و شریعت، و اخلاصی نسبت به سادات خاصّة دارد.»(۴)

سید ابوالقاسم امام جمعه داماد مظفرالدین شاه و امام جمعه تهران

با فوت سید زین العابدین منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی سید ابوالقاسم که داماد مظفرالدین شاه نیز  بود محول شد. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه بحث برانگیز بود. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه پس از مهاجرت اول علما به حرم عبدالعظیم حسنی (ع) صورت گرفت. «در همان روزها بود که اما جمعه داماد شاه گردید. موقرالسلطنه که به آزادی خواهان پیوسته و به بدخواهی با شاه شناخته شده بود، در زمان سفر بازپیسن شاه به اروپا که محمد علیمیرزا «نایب السلطنه» گردید، با دستور او موقر را گرفتند و نگه داشتند وبا زور زنش را رها گردانیدند. ملایان این رهایی را زورکی دانسته و چنین می گفتند او را به شوهر دیگری نتوان داد و از حاجی شیخ فضل الله که رهایی در نزد او انجام گرفته بد بد می گفتند. این زمان او را به امام جمعه دادند و عقد را هم حاجی شیخ فضل الله خواند.»(۵) وی تحصیل کرده نجف بود(۶) و از سال ۱۳۱۹ تا  ۱۲۸۸ عهده دار منصب امامت جمعه تهران شد(۷) آنگونه که ناظم الاسلام کرمانی روایت می کند وی بدون داشتن صلاحیت علمی لازم اقدام به انتشار رساله عملیه نمود.(۸)

سید ابوالقاسم امام جمعه و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام

مسجدشاه در تهران محل برگزاری نماز جمعه بود. «مسجد شاه … بهترین مساجد طهران واقع گردید و این مسجد محل بست و مأمن مظلومین بود.»(۹) مشروطه خواهان در چند مورد به بست نشینی در این مسجد اقدام نمودند و در مواردی این مسجد محل اجتماعات مردمی در حرکات اعتراضی بود. مدیریت اصلی مسجد شاه با شخص امام جمعه بود و اگر کسی توجه کافی به امام جمعه نمی کرد مورد عتاب وی قرار می گرفت. رد پای سید ابوالقاسم در مخالفت با مشروطه خواهان به روشنی در تاریخ ضبط شده است. حمایت چشمگیر وی از پادشاهی مظفرالدین شاه و محمد علی شاه به یک یا دو مورد محدود نیست. تصمیم علما برای بست نشینی در زاویه مقدسه عبدالعظیم حسنی (ع) پاسخی بود به واقعه ای که با طرح ریزی وی در مسجدشاه اتفاق افتاد. در این مجلس سید جمال واعظ سخنرانی تندی علیه علاء الدوله نمود به طوری که امام جمعه به شدت با وی برخورد کرد و بین هواداران امام جمعه و مشروطه خواهان درگیری به وجود آمد.(۱۰) سید ابوالقاسم  ۲۷ تیر ۱۲۸۸ توسط مجلس عالی مشروطه خواهان از منصب امامت جمعه تهران عزل شد.(۱۱) وی پس از نشستی که در باغشاه در ۲۲ آبان ۱۲۸۷ برگزار شده بود به همراه شیخ فضل الله نوری و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام در عریضه ای از محمدعلی شاه خواسته بودند از مشروطه صرف نظر کند.(۱۲)

سید جواد ظهیر الاسلام  فرزند سید زین العابدین امام جمعه در اواخر عمر

حاج سید جواد فرزند دیگر مرحوم امام سید ابوالفضل امام جمعه و خواهر زاده مظفرالدین شاه بود که پس از فوت پدر، لقب ظهیر الاسلام گرفت. (۱۳) ظهیرالاسلام نیز همچون برادر بزگترش سید ابوالقاسم، مخالف مشروطه بود و پس از خلع محمدعلی شاه در ۴ مرداد ۱۲۹۰ به همراه عده ای دیگر از مخالفان مشروطه چون امین الدوله و مجد الدوله دستگیر شد.(۱۴) وی برای دوره ای نیابت تولیت آستان مقدسه رضوی را به عهده داشت اما به دستور احمدشاه در ۲۰ خرداد ۱۳۰۰ از این منصب خلع شد.(۱۵) چند ماه بعد وی به همراه گروهی دیگر به جرم طرح سوء قصد علیه سردار سپه و قوام السلطنه به زندان افتاد.(۱۶) اما با تمام این احوال وجاهت شخصی و خانوادگی ظهیرالاسلام به حذف وی از صحنه سیاست کشور نیانجامید. وی در ۱۳۱۱ در افتتاحیه مجلس نهم حاضر بود(۱۷) ظهیرالاسلام عضو هیئتی بود که ۱۸ آذرماه ۱۳۰۶ به قم رفتند تا درباره قانون نظام وظیفه عمومی و پاره ای از مسائل با علما مذاکره کنند. عبدالحسین تیمورتاش و سید محمد امامی امام جمعه وقت تهران نیز در این هیأت بودند. (۱۸)

سید محمد امام زاده

دیگر امام جمعه معروف، سید محمد امام زاده فرزند سید زین العابدین امام جمعه تهران بود. وی به جای برادرش سید ابوالقاسم امام جمعه تهران شد و سی و شش سال امام جمعه تهران بود و در سال ۱۳۲۴ درگذشت.»(۱۹) سید محمد علیرغم برادر بزرگش، مشروطه خواهی سرشناس بود. وی در هیأت ۲۸ نفره ای قرار داشت که پس از سقوط محمدعلی شاه در تیرماه ۱۲۸۸ اداره کشور را به عهده گرفتند.(۲۰) وی در عین حال عضو هیئتی بود که برای محاکمه مخالفان مشروطه تشکیل شد و حکم به اعدام شیخ فضل الله نوری صادر نمود.

سید حسن امامی امام جمعه تهران و محمد رضا شاه

با فوت سید محمد، منصب امامت جمعه به فرزند سید ابوالقاسم یعنی سید حسن امامی رسید. سید حسن امامی علاوه بر اخذ درجه اجتهاد در نجف، علم حقوق را در سوییس آموخته بود و به ایران آمد و عهده دار منصب امامت جمعه گشت. یک روز پس از نطق آتشین دکتر مصدق(شوهر عمه اش) در اعتراض به دخالت در انتخابات پانزدهم مجلس شورای ملی توسط قوام، وی در دی ماه ۱۳۲۵ به همراه عده زیادی از معاریف همچون محمد مصدق، دکتر احمد متین دفتری، سید مهدی فرخ و آیت زاده شیرازی با تحصن در دربار به وضعیت انتخابات اعتراض کرد که البته این تحصن نتیجه ای نداد.(۲۱)

سید حسن امامی امام جمعه تهران در حال ادای احترام به محمدرضا شاه

چهار سال بعد یعنی در ۳۰ مرداد ۱۳۲۹ وی با ضربات دشنه مورد سوء قصد قرار گرفت و پس از آن سر و صورت وی فلج شد.(۲۲) سید حسن در مجلس هفدهم در انتخابات مجلس پیروز شد ولی در ۱۸ اردی بهشت ۱۳۳۱ تصویب اعتبارنامه وی در مجلس تشنج آفرین شد.(۲۳) اعتبار نامه امامی با تمام بحث ها تصویب شد و وی در ۱۰ تیرماه همان سال با ۳۹ رأی از ۷۶ رأی به ریاست مجلس برگزیده شد.(۲۴) اما ریاست وی یک ماه هم نپایید و ۳۱ تیرماه پس از قضایای ۳۰ تیر از سمت خود کناره گیری کرد.(۲۵) وی در ۱۵ مرداد همان سال تهران را به مقصد اروپا ترک کرد. (۲۶)

سید حسن امامی امام جمعه تهران

سید حسن امامی پس از آن دیگر حضور فعالی در صحنه سیاست نداشت. تمرکز اصلی وی بر روی تدریس و تألیف در علم حقوق بود. گاه در بین حقوقدانان ایران از وی به پدر علم یاد می شود و کتب وی در زمینه علم حقوق به عنوان منبع اصلی به شمار می رفته است. آن گونه که  حسین شاه حسینی از معمّرین تهران و فعالین نهضت مقاومت ملی می گوید: «سید حسن امامی در اعیاد به طور جدا از گروه روحانیون به مراسم «سلام» می رفت و عید را به شاه تبریک می گفت. وی سال های آخر عمرش را در خانه شخصی اش در سوییس به سر برد و در سال ۱۳۵۸ در همان جا نیز از دنیا رفت. اموال وی در ایران پس از انقلاب مصادره گشت.»

http://tourjan.com/wp-content/uploads/2010/07/Emamjome.flv

توضیح فیلم: سید حسن امامی در مراسم یکصدمین سالگرد تولد رضا شاه در مقبره وی در نزدیکی حرم عبدالعظیم (ع) حسنی ، اسفند ۱۳۵۶ . مقبره رضا شاه پس از انقلاب به دست آیت الله خلخالی تخریب شد و به جای آن حوزه علمیه ای در آن مکان بنا گردید.

این فیلم را می توانید از اینجا دانلود کنید.

——

  1. ولایت فقیه/ امام خمینی/ ص۱۳۶ و ۱۳۷
  2. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی – باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  3. تاریخ بیداری ایرانیان- ناظم الاسلام کرمانی – مقدمه-ص۳۳
  4. همان-ص ۳۲
  5. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۵
  6. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص ۲۱
  7. همان- ص ۲۲۷
  8. تاریخ بیداری- ناظم الاسلام کرمانی –  ج ۲- ص ۲۸۰
  9. همان – ص ۲۷۹
  10. تاریخ مشروطه – کسروی- ص ۶۰
  11. روزشمار تاریخ ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی- باقر عاقلی – ج۱  – ص۶۵
  12. همان -ص ۵۶
  13. همان – ص ۲۱
  14. همان – ص ۸۲
  15. همان – ص ۱۵۵
  16. همان – ص ۱۶۲
  17. همان – ص ۲۷۰
  18. همان – ص ۲۲۷
  19. همان – ص۶۵
  20. همان – ص ۶۳
  21. همان – ص ۴۰۰
  22. همان – ص ۴۳۷
  23. همان – ص ۴۶۴
  24. همان – ص ۴۶۶
  25. همان – ص ۴۶۸
  26. همان – ۴۷۱

آیت اللهِ همیشه منتقد

جمعه, آذر ۱۳م, ۱۳۸۸
آیت الله عبدالله جوادی آملی، عکس از امیر حسامی نژادعکس از امیر حسامی نژاد

پاییز سال ۷۳ بود که آیت الله سید عبدالکریم  موسوی اردبیلی یکی از ائمه جمعه موقت تهران به دلیل بیماری برای همیشه  پایتخت را ترک کرد، مقیم قم شد،  رساله توضیح المسائل خود را منتشر  کرد و در قامت یکی از مراجع تقلید  شیعه، تدریس خارج فقه و اصول را به عنوان عالی ترین مرحله آموزشی حوزه های علمیه آغاز کرد. اکنون ۱۵ سال پس از کناره گیری آیت الله موسوی اردبیلی از منصب امامت جمعه تهران، مهم ترین امام جمعه قم نیز از این منصب خداحافظی کرده و ترجیح داد که منصب مرجعیت را برگزیند و در شمار تاثیرگذارترین مراجع تقلید شیعه درآید.
اگر کناره  گیری آیت الله موسوی اردبیلی از امامت جمعه پایتخت چندان بازتابی  در سال‌های میانی دهه هفتاد  ایجاد نکرد، اما خداحافظی آیت  الله عبدالله جوادی آملی بازتاب خبری و تحلیلی گسترده ای در رسانه‌های  داخلی و خارجی و حتی بین  توده مردم داشت. فقیه – فیلسوف نامدار معاصر در ماه‌های اخیر چندین بار در خطبه‌ها و موضع گیری‌های خود گلایه‌های ملایمی از اوضاع کشور کرده بود و نزدیکی خویشاوندی و فکری دیرینه او با رییس مجلس خبرگان و پشتیبانی وی از هاشمی رفسنجانی در سال‌های اخیر سبب شد که کناره‌گیری وی بازتاب سیاسی پیدا کند.

آیت الله در آرامش و  پژوهش
آیت الله عبدالله  واعظ جوادی که سال‌هاست که همه او را با نام «آیت الله جوادی آملی»  می‌شناسند زاده ۱۳۱۲ در شهر آمل است  و نزد مهم‌ترین استادان فقه، اصول،  فلسفه و تفسیر حوزه‌های علمیه  قم و تهران دانش آموخته و به تبحر بالایی رسیده است. این فقیه که از آرامش خاص و منحصر به فردی در گفتار و رفتار برخوردار است، یکی از اسطوره‌های ادب و اخلاق در میان طلاب  و روحانیون بوده و هیچ‌گاه از وی پرخاشگری و ستیزه‌خویی دیده نشده است. تسلط بالای وی به علوم گوناگون دینی و اشتیاق فراوان او به تفسیر قرآن و فلسفه اسلامی، وی را به مهم‌ترین جانشین استادش علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی بدل کرده و تدریس مستمر فلسفه و تفسیر در حوزه علمیه قم این آیت الله ۷۶ ساله را به عنوان اندیشمندی متفاوت و اثرگذار در اذهان پژوهشگران و دانش پژوهان اسلامی مطرح ساخته است.
اگرچه علامه  طباطبایی در سال‌های پایانی عمر  از آیت الله جوادی آملی در کنار استاد  مطهری و آیت الله العظمی عزالدین  حسینی زنجانی به عنوان شاخص‌ترین شاگردان دوران طولانی تدریس خود  یاد کرد، اما جوادی آملی نزد استادان نامدار فقه و اصول نیز سال‌های درازی شاگردی کرده است. حضرات آیات عظام بروجردی، امام خمینی، سید محمد محقق داماد و میرزا هاشم آملی که در روزگار خود استوانه‌های فقهی و اصولی حوزه قم بودند استادان عمده جوادی آملی هستند و این طلبه تیزهوش و نخبه مازندرانی سال‌ها در درس این مراجع بزرگ تقلید معاصر زانوی ادب زده است.
آیت الله جوادی  نیز همچون دیگر شاگردان امام خمینی  در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی وارد فعالیت‌های قضایی شد. اما  روحیه علمی مانع از تداوم حضور در محاکم شرع جمهوری اسلامی گشت و  خیلی زود به قم بازگشت و تدریس فلسفه، تفسیر و فقه را از سرگرفت. اما همچنان با نهادهای تصمیم‌گیری کلان فرهنگی نظام همکاری داشت و در مسند امامت جمعه موقت قم نیز حضور فعال داشت.
پخش سخنرانی‌ها و دروس تفسیر قرآن وی سال‌های  سال از برنامه‌های همیشگی صدا  و سیمای جمهوری اسلامی بوده و مخاطبان  خاص خود را داشته است. جایگاه ویژه وی در حوزه فلسفه، کلام و تفسیر در کنار فضایل اخلاقی و منش معتدل وی همواره او را به عنوان گزینه‌ اصلی مورد نظر رهبران نظام برای انجام ماموریت‌های مهم دینی مطرح کرده است. امام خمینی در ماه‌های پایانی خود آیت الله جوادی آملی را در راس هیاتی بلندپایه عازم شوروی سابق کرد تا پیام دینی – سیاسی خود را به دست میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی برساند. سال‌ها بعد نیز آیت الله خامنه‌ای او را به همراه جمعی از سیاستمداران و استادان دانشگاه روانه نیویورک کرد تا در اجلاس هزاره ادیان شرکت کرده و پیام رهبری را قرائت کند. هرچند به دلیل ابتلای آیت الله جوادی به میگرن، غلامعلی حداد عادل پیام رهبری را برای نمایندگان دینی و رهبران معنوی جهان خواند.

آیت الله هم سیاسی شد
نخستین بار  که آیت الله جوادی آملی به عنوان  یک شخصیت دینی، موضع سیاسی جنجالی گرفت انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۷۶ بود که به عنوان یکی از اعضای برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با پرسش های مکرر بدنه مردمی جناح راست مواجه شد و در یک گفتگوی تلویزیونی با برشمردن شرایطی اعلام کرد که اگر حجه الاسلام علی اکبر ناطق نوری دارای این شرایط باشد شایسته ترین فرد برای احراز پست ریاست جمهوری است.
پیروزی شوک  برانگیز محمد خاتمی در این انتخابات منجر به دگرگونی فضای کشور شد و حوزه علمیه و بزرگان آن نیز به تبع این دگرگونی عمومی، فعالیت‌های خود را در عرصه‌های سیاسی تشدید کردند. آیت الله مصباح یزدی از نخستین کسانی بود که با سخنرانی و سفرهای استانی پی در پی به یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های حوزوی آن سال‌ها بدل شد. این فضای داغ سیاسی حتی روحانی آرام و ساکتی چون آیت الله جوادی آملی را به صحنه سیاست کشید و آخرین روزهای آبان ۷۶ بود و چند روز از سخنرانی جنجالی ۱۳ رجب آیت الله منتظری می‌گذشت. هزاران طلبه و تظاهرکننده مخالف آیت الله منتظری در مسجد اعظم قم تجمع کردند تا آیت الله جوادی آملی در محکومیت قائم مقام سابق رهبری سخن بگوید.
آیت الله جوادی  آملی با دفاع از نظریه ولایت فقیه و تمجید از آیت الله خامنه ای گفت:« درجریان ولایت فقیه، برخی شبهه علمی دارند و برخی شهوت عملی … الان که دشمن داخل و خارج صف بسته است که خدای ناکرده نظام را از درون بپوساند، ما بیش از هرچیزی وظیفه داریم که پشتیبان ولایت باشیم، نه پشت به آن. برادران بزرگوار حوزه و دانشگاه،جوانهای دبیرستانی و اقشار مختلف، کمال نظم را رعایت خواهند کرد، بهانه ای به دست هیچ کسی نخواهند داد، امنیت را حفظ خواهند کرد؛ ولی بالاخره این کشور حسابی دارد یا نه؟! قانون اساسی باید اجرا شود یا نه؟ ولایت فقیه پشتیبانی دارد یا نه؟ چیز مهمی درمملکت رخ نداد تا بیگانه خیال کند و دور خیز بردارد؛ شبهه و شهوتی است.»
آیت الله جوادی در پایان سخنرانی ۲۸ آبان ۷۶ تاکید کرد:« شبهه علمی را که عنوان رایزنی فرهنگی، همگان جواب داده و می دهند. و اگر شهوت عملی از گلوی کسی برخاست، آن را هم خفه می کنند.» عده ای از حضار پس از این سخنرانی به دفتر و حسینیه آیت الله منتظری حمله کرده و آن را تصرف کردند. منزل مرحوم آیت الله احمد آذری قمی نیز از این حمله در امان نماند و این عضو منتقد جامعه مدرسین نیز سال پایانی عمر را در انزوا گذراند.
دو سال  بعد در جریان تحصن گروهی از طلاب و روحانیون قم در اعتراض به کاریکاتور  نیک آهنگ کوثر در روزنامه آزاد،  آیت الله جوادی آملی نیز به جمع  علمای حامی تحصن پیوست و در سخنرانی  خود سیاست‌های فرهنگی دولت خاتمی  و وزیر ارشاد او عطاء الله مهاجرانی را به باد انتقاد گرفت. آیت الله جوادی  که در دومین روز تحصن به مسجد اعظم قم آمده بود از متحصنین خواست که از حضور شبانه روزی خود در مسجد اعظم استفاده کرده و همچون ایام اعتکاف، روزه بگیرند. موضع‌گیری تند آیت الله جوادی علیه سیاست فرهنگی دولت اصلاحات با واکنش تند مهاجرانی مواجه شد و نخستین سکاندار فرهنگی دولت خاتمی با اشاره به کمک‌های فراوان وزارت ارشاد به نهادهای فرهنگی زیر نظر آیت الله جوادی و مرحوم آیت الله مشکینی، از انتقادات تند این دو روحانی متنفذ قم علیه عملکرد خود گلایه کرد.

دوران منتقد شدن آیت  الله
خرداد ۸۴ با خرداد ۷۶ تفاوت‌های بنیادینی داشت. همین تفاوت‌ها سبب شکاف گسترده‌ای در میان علمای بانفوذ قم شد. آنها که تا دیروز  همگی از منتقدان اصلی دولت اصلاحات  بودند با به صحنه آمدن هاشمی رفسنجانی در اردیبهشت ۸۴ و رقابت نفس‌گیر  وی با محمود احمدی نژاد، به دو جبهه متقابل تقسیم شدند. طیف حامی احمدی نژاد روحانیون برجسته ای چون  مرحوم آیت الله مشکینی و آیت  الله مصباح یزدی را در کنار انبوه  طلاب جوان حوزه به صحنه آورده بود  و آیت الله جوادی آملی که دلبستگی  خاصی به هاشمی داشت حاضر به حمایت  از احمدی نژاد نشد و حتی خشم گروهی از طلاب جوان مخالف هاشمی را به جان خرید.
این مخالفت سبب نشد که احمدی نژاد پس از پیروزی خیره کننده‌اش، به دیدار آیت الله نرود. از قضا جنجالی ‌ترین موضع‌گیری احمدی نژاد در دیدار مهر ۸۴ و در جریان ملاقات وی با آیت الله جوادی آملی ابراز شد و داستان «هاله نور» برای همیشه در حافظه تاریخی مردم ماندگار شد. داستانی که محصول این دیدار معنادار بود.

مرجعیت  فقهی
با درگذشت حضرات آیات میرزا جواد تبریزی و  شیخ محمد فاضل لنکرانی در سال‌های ۸۵ و ۸۶، آیت الله جوادی آملی به عنوان  یکی از گزینه‌های اصلی جایگزین  مطرح شده بود و دفتر وی به پاسخگویی به پرسش‌های مقلدین می‌پرداخت. خرداد امسال نیز با درگذشت آیت الله العظمی بهجت، اقامه نماز بر پیکر این فقیه و عارف نامدار معاصر به آیت الله جوادی آملی سپرده شد. این کار در سنت حوزوی به معنای تقویت جایگاه مرجعیت یک فقیه است و بدین ترتیب وزنه آیت الله جوادی سنگین‌تر شد. از همان روزها بحث کناره‌گیری وی از مسند امامت جمعه قم در محافل خصوصی شنیده می‌شد و آیت الله قصد داشت تا جدی‌تر از قبل در عرصه مرجعیت فقهی شیعیان فعال شود.
موضع‌گیری های انتقادی وی در ماه‌های اخیر این تصور را دامن زد که کناره‌گیری از امامت جمعه قم یک واکنش اعتراضی  به عملکرد دولت در وقایع اخیر است. اما  مسوول دفتر آیت الله در گفتگویی  با تکذیب این برداشت، بیماری آیت  الله و مشغله‌های وی را دلیل استعفایش دانست. هرچه که باشد اکنون آیت الله جوادی آملی در جایگاه یک مرجع تقلید نشسته و وزنه اعتدال‌گرایان را در بدنه حوزوی نظام و قاموس سیاسی جمهوری اسلامی سنگین‌تر کرده است.

این نوشته در شماره ۱۲ آذر صفحه حوزه و دین روزنامه جهان اقتصاد منتشر شد.

همین نوشته در موج سبز آزادی